اختصاصی شبکه اجتهاد: آنچه امروزه، برای ما بیشازپیش عادی شده، خواندن اقوال و نظرهای متفاوت و بعضاً متناقضی است که از بزرگان نقل میشود، خصوصاً در مسائلی که به نحوی با سیاست ارتباط مییابند.
میبینیم یک شاگرد سخنی را از استاد خویش نقل میکند و شاگرد دیگر، سخنی خلاف آن را. آقازادهی عالِمی، نظری را منتسب به پدرش میکند حال آنکه سیره عملی و نظریات مکتوب آن عالم، ناسازگار با آن نقل قول است و گاه همین نقل قولها، منشأ اثرات مهم و سرنوشت سازی میشود.
از مصادیق بارز عالمانی که به سبب علمیت، معنویت و محبوبیت، اقوال متفاوت و متناقض بسیاری از ایشان نقل میشود و بازار اکاذیب و شایعات پیرامونشان هماره داغ بوده است، «حضرت آیتالله محمدتقی بهجت(ره)» میباشند.
چندی پیش نقل قول آیتالله گرامی قمی (از اساتید باسابقه حوزه علمیه) از آیتالله بهجت، انعکاس گستردهای داشت و واکنشهای بسیاری را برانگیخت. اجمال آن نقل قول عبارت بود از اینکه: «آیتالله بهجت، بر مبنای مقدمه صحیفه سجادیه، «پیش» از انقلاب معتقد بودند که مبارزات جهت تشکیل حکومت اسلامی به نتیجه نمیرسد و به ضرر شیعیان تمام میشود و «پس» از انقلاب نیز بر همین اعتقاد اصرار ورزیدند».
پس از چندی، شخص آیتالله گرامی در فایلی صوتی، بر اعتبار این نقل قول، صحه نهادند.
در واکنشهایی که به این نقل قول صورت گرفت، برخی با تمسک به نقل قولها و حکایاتی متعارض با این نقل قول، به مناقشه در آن پرداختند و درصدد ارائه تصویر دیگری از آیتالله بهجت برآمدند. از انتساب مدعیاتی نظیر لزوم صرف وجوهات برای کشتن شاه مخلوع و تشویق به قتل سران رژیم سابق گرفته تا اعتقاد به ولایت مطلقه فقیه و نادیده گرفتن نظر مردم در امر حکومت.
اما چگونه میتوان سره را از ناسره تشخیص داد و غبار تحریف را از چهره معاریف زدود؟
بهنظر میرسد مطمئنترین راه، علاوه بر صوت، تصویر و دست خط معتبر، آثار تألیف شده توسط خود شخص است که تجلیگاه آراء و افکار شخص میباشد.
ذکر نظر آیتالله بهجت پیرامون ولایت عامه فقیه، معیار معتبری برای تشخیص صحت و سقم نقل قولها، حکایات و آراء و افکار منتسب به ایشان، بهدست میدهد. ایشان در کتاب جامع المسائل، در فصل معادن مشترکه و ذیل عنوان محدوده اختیارات نایب عام، نظر خویش را پیرامون ولایت فقیه، چنین ابراز میدارند:
«و برای نایب عام در غیبت، ولایت عامه ثابت نیست؛ پس نمیتواند تخصیص به بعض دهد مگر در تشاح و تنازع که مذکور شد با وصول نوبت به رفع حاکم یا عدول مؤمنین (در صورت فقد حاکم)» (جامع المسائل، ج۵، ص۹۸)
ای کاش بیاموزیم جانب انصاف را رعایت نموده و تصویری حقیقی از بزرگان ارائه دهیم؛ ولو آن تصویر، مطابق با میل و عقیده ما نباشد.








