*کنفرانس وحدت و مجمع تقریب در بوته نقد بی تعارف .*
گفتگویِ تخصصی پایگاه « مطالعات شیعی » با دکتر آیت پیمان .
*از بنبستِ «تقریبِ تشریفاتی» تا ضرورتِ احیایِ «عقلانیتِ انتقادی» در نهادهایِ دینی.
در گفتگو با دکتر پیمان پس از شرکت در کنفرانس وحدت بررسی شد .*
سؤال :
جناب دکتر پیمان، با گذشتِ بیش از چهار دهه از عمرِ نهادها و چهلمین کنفرانسهایِ رسمیِ تقریب مذاهب، ارزیابیِ شما از کارآمدیِ این ساختارها چیست؟ آیا توانستهایم در چهل کنفرانس سالانه به اهدافِ مذهبی و سیاسیِ تعریفشده در وحدت و تقریب دست یابیم؟
دکتر آیت پیمان:
بسمالله الرحمن الرحیم. برای پاسخ به این پرسش، پیش از هر چیز باید میانِ «آرمانِ قدسیِ همزیستی و تقریب» و «سندرمِ بروکراسیِ رسمی» تفکیک قائل شویم. واقعیت این است که ما در دهههایِ گذشته، تقریب را از یک «مفهومِ معرفتی و اخلاقی» به یک «صنعتِ پرهزینه و تشریفاتی» فروکاستهایم. کنفرانسهایِ سالانه و همایشهایِ تکراری ، غالباً در یک «اتاقِ پژواک» (Echo Chamber) برگزار میشوند؛ یعنی گفتوگویِ موافقان با موافقان. جریانهایِ رادیکال، تکفیری و حتی منتقدانِ جدیِ میدانی، اساساً در این چرخهها غایباند و صدای ما هم به آنها نرسیده است . وقتی خروجیِ چهل سال تلاش، تنها انباشتِ انبوه کتب و مقالاتِ تکراری و بیانیههایِ کلیشهای باشد، یعنی با یک «فرسایشِ راهبردی» و بحرانِ کارایی روبهروییم. تداومِ این روند، نه خدمت به وحدت، که استمرارِ خطایِ استراتژیک با هزینهیِ بیتالمال است.
روششناسیِ دعوت از مهمانان هم در این کنفرانسها، از اساس معیوب است. این رویدادها عمدتاً به «محفلِ همافزاییِ موافقان» تبدیل شدهاند؛ یعنی کسانی که پیشاپیش به لزومِ وحدت اعتقاد دارند، گردِ هم میآیند تا بر سرِ اصولِ کلیِ موردِ توافق، دوباره توافق کنند.
در چنین فضایِ ایزولهای، هیچ «تضادِ دیالکتیکیِ سازندهای» رخ نمیدهد و معضلِ اصلیِ جهان اسلام (یعنی دیدگاههایِ بنیادگرا و نفرتافکن) از دایرهیِ گفتوگو خارج میماند. کنفرانسی که نتواند مخالفانِ رادیکال یا حتی منتقدانِ معتدل را به پایِ میزِ گفتوگو بکشاند، عملاً فاقدِ هرگونه تأثیرِ بازدارنده در فضایِ واقعیِ تنشهایِ مذهبی است.
مسئله مهم دیگر این است که از منظرِ اقتصادِ سیاسی، این کنفرانسها دچارِ «بازدهیِ نزولی» شدهاند. مصرفِ هزینههایِ کلانِ ارزی و ریالی برایِ برگزاریِ رویدادهایی که هیچ پیوستِ اجراییِ قدرتمندی ندارند، مصداقِ «اسرافِ منابعِ ملی» است. علاوه بر این، سیاستزدگیِ محتوایِ کنفرانسها بحث طولانی میخواهد که اینجا از حوصله خارج است.
خبرنگار : پس راهکارِ برونرفت از این بنبست را در چه میدانید؟ چطور میتوان این رویکرد را ترمیم کرد؟
دکتر پیمان:
ما نیازمندِ یک «جراحیِ پارادایمی» هستیم؛ گذار از «تقریبِ الهیاتیِ دستوری» که تلاشِ ناکامی برایِ همسانسازیِ اعتقادات است ، به «همزیستیِ حقوقبنیاد». این یعنی به جای آنکه بودجههایِ کلان را صرفِ نشستهایِ فرمایشی کنیم، باید تمرکز را بر «جرمانگاریِ حقوقی نفرتپراکنی» (Hate Speech)، و حمایت از سازمانهایِ مردمنهادِ (NGO) میانمذهبی در حوزههایِ اجتماعی، و تدوینِ پروتکلهایِ اخلاقیِ زیستِ مشترک بگذاریم. دولتها باید از مدیریتِ مستقیمِ مناسکِ تقریبی دست بردارند و میدان را به دیپلماسیِ غیررسمیِ نخبگانِ مستقل واگذار کنند.
سؤال : جناب دکتر، ریشهیِ این انعطافناپذیریها و بحرانهایِ فکری را آیا نباید در لایههایِ عمیقتری همچون شیوههایِ آموزش و تبلیغ در نهادهایِ دینی جستجو کرد؟ به عنوان نمونه، وضعیتِ «روشهایِ تبلیغِ سنتی» را چگونه ارزیابی میکنید؟
دکتر پیمان:
نکتهیِ بسیار دقیقی را مطرح کردید. بحرانِ تقریب، معلولِ یک بحرانِ کلانتر در روشهایِ تبلیغِ دینی است. متأسفانه نظامِ تبلیغیِ ما همچنان بر پایهیِ پارادایمِ «منبرِ یکطرفه»، «خطابهٔ عاطفی» و «حذفِ دیگری» بنا شده است. این روشها متعلق به عصرِ پیشامدرن و جوامعِ بسته است.
امروز در عصرِ ارتباطات و انفجارِ اطلاعات، مخاطبِ نسلِ جدید دیگر با استدلالهایِ خطابیِ سنتی قانع نمیشود. تبلیغِ سنتی به جایِ پاسخگویی به پرسشهایِ بنیادینِ انسانِ امروز، به تکرارِ مصلحتاندیشانهیِ فرمولهایِ کهنه روی آورده است. ما نیازمندِ یک انقلابِ روششناختی در تبلیغ هستیم؛ تبلیغی که مبتنی بر «گفتوگویِ دوجانبه»، «پذیرشِ حقِ پرسشگری»، و «مسئلهمحوری» باشد، نه تکرارِ محفوظاتِ تاریخی که گرهای از زندگیِ عینیِ جامعه باز نمیکند.
سؤال : این نقد، ما را مستقیماً به چالشِ بزرگتری در بدنهیِ حوزهها و نهادهایِ دینی هدایت میکند؛ یعنی مسألهیِ «عقلانیت و آزادیِ نقد». موانعِ اصلیِ ترویجِ عقلانیتِ انتقادی در این نهادها چیست؟
دکتر پیمان:
این دقیقاً نقطهیِ کانونیِ دردِ ماست. عقلانیتِ انتقادی، اکسیژنی است که نهادِ دین برایِ بقایِ خود به آن نیاز دارد، اما گاهی اوقات به جرمِ «تهدیدِ ثباتِ ساختاری» با آن مقابله میشود.
بزرگترین چالشِ ما در نهادهایِ دینی، «پدیدهیِ نهادینهشدنِ ترس از نوآوریِ فکری است. متأسفانه در اثرِ برخی رسوباتِ سنتی، «اطاعتِ ساختاری» جایگزینِ «اجتهادِ پویایِ قاعدهمند» شده است. وقتی فضایِ نقدِ علمیِ درونگفتمانی ناامن شود، و هر پرسشِ بنیادینی به عنوانِ «انحراف» برچسب بخورد، فرآیندِ تولیدِ فکر متوقف میشود.
عقلانیتِ دینی به معنایِ پذیرشِ قواعدِ منطقِ برهانی، سنجشِ تاریخیِ متون در بسترِ زمان و مکان، و شجاعتِ مواجهه با واقعیتهایِ نوپدیدِ تمدنی است. تا زمانی که حوزههایِ علمیه و نهادهایِ پژوهشی، حریمِ امنی برایِ تضاربِ آرایِ صریح و بدونِ لكنت فراهم نکنند، این فاصلهیِ عمیق میانِ پویاییِ علمِ زمانه و ایستاییِ نهادهایِ دینی حفظ خواهد شد.
سؤال : به عنوان کلامِ آخر، چشماندازِ پیشِ رویِ نهادهایِ دینی را چگونه ترسیم میکنید؟
دکتر پیمان:
چارهای جز بازگشت به تراثِ اصیلِ اجتهادیِ شیعه نداریم؛ اجتهادی که ذاتاً «پویا»، «زمانشناس» و «عقلگرا» بوده است. اگر نهادهایِ دینی شجاعتِ خودپالایی (Self-Correction) را پیدا نکنند و به جایِ تکگویی، تن به گفتوگویِ عقلانیِ ملی و بینالمللی ندهند، حاشیهنشینِ تحولاتِ تاریخ خواهند شد. مجمع جهانی شیعهشناسی بر اساسِ رسالتِ علمیِ خود، آماده است تا پرچمدارِ همین گفتوگویِ بیپرده و عقلانی باشد.
نکته و توصیه دلسوزانه این بنده این است که چون این کنفرانس و رویدادِ سالانه، آن را به یک «تسکیندهنده» برای نهادهای متولی تبدیل کرده است. و به جای آنکه بودجههای کلانِ این کنفرانسها صرفِ پروژههایِ اجتماعی، آموزشی و خیریهیِ مشترک میانِ شیعه و سنی شود (که تاثیر مستقیم بر زندگی مردم دارد)، صرفِ اقامتهایِ گرانقیمت،و هزینههایِ لجستیک سنگین و چاپِ کتب و جزواتی شده که اغلب خوانده نمیشوند.
در ساختار اداریِ ایران، خروجیِ این کنفرانسها در «تعدادِ مهمانان»، «تعدادِ مقالات» و «تعدادِ عکسهایِ یادگاری» خلاصه میشود. این یعنی شاخصهایِ عملکردِ این نهاد، «کمی» و «صوری» است، نه «کیفی» و «تاثیرگذار».
بخش عمدهای از بودجههای کلانِ تقریب صرفِ هتلی کردنِ کنفرانسها، سفرهای خارجیِ تشریفاتی و چاپ کتابهایی میشود که نه در افکار عمومی تأثیری دارند و نه در ادبیاتِ دینیِ جوامعِ هدف. این یعنی «اتلافِ سیستماتیکِ منابعِ ملی» برای تولید «خروجیهای ویترینی»هبروجیِ این سازمانها نگاه کنید، با یک پرسشِ اساسی مواجه میشوید: بعد از دههها صرفِ میلیاردها تومان بودجه، کدام «تنشِ فرقهای» در جهان اسلام کاهش یافته است؟
سئوال : راهکارهای عملی این نظریات و انتقادات چیست ؟ چه اقداماتی باید انجام بشود . ؟
دکتر پیمان :
برای اینکه این نقد از مرحلهی تئوری خارج شود، جریانِ تقریب باید از «گفتوگوی نخبگانیِ عقیدتی» به «گفتوگوی اجتماعیِ حقوقی» تغییر موضع دهد
یعنیپذیرشِ رسمیِ «حق بر تفاوت»به جای اینکه بگوییم «ما یکی هستیم»، بگوییم «ما متفاوتیم، اما شهروندانِ برابر هستیم».
به جای برگزاری کنفرانس برای اثباتِ اتحاد، روی تدوینِ قوانین و پروتکلهای اخلاقی برای منعِ توهین به مقدساتِ یکدیگر تمرکز شود. این یک اقدامِ حقوقی/مدنی است، نه الهیاتی
تمرکز بر «دردِ مشترک» پیدا کنیم چون مشکلاتِ امروز جهان اسلام (فقر، استبداد، توسعهنیافتگی، زوالِ اخلاقی) نه مذهبیاند و نه با بحثهای کلامی حل میشوند. تقریب باید حولِ محورِ «حلِ مسائلِ انضمامیِ جامعه» شکل بگیرد، نه «بحثهای انتزاعیِ کلامی». این بحث های کلامی و کنفرانسی و سخنرانی و مقاله بسیار از حد کفایت گذشته است .
و اگر ضرورتی هم برای ادامه آن می بینند یقینا در تکرار سالانه نیست و حداقل چند سالانه بشود .






