ق
مکي – تعداد آيه45
ق ، سوگند به قرآن مجید [ كه محمّد ، فرستاده ماست و وقوع قيامت حق است . ](1)
[ كفر پيشگان نه تنها ايمان نياوردند ] بلكه از اينكه بيم دهنده اى از خودشان به سوى آنان آمد تعجب كردند و در نتيجه كافران گفتند : اين چيزى عجيب است .(2)
آيا هنگامي كه مرديم و خاك شديم [زنده مي شويم و به حيات دوباره باز مي گرديم ؟ ]اين بازگشتى دور [ از عقل ]است .(3)
بى ترديد ما آنچه را كه زمين از اجسادشان مي كاهد ، مي دانيم و نزد ما كتابى ضبط كننده [ همه امور چون لوح محفوظ ] است .(4)
[ اينان نه اينكه زنده شدن پس از مرگ را باور نكردند ] بلكه حق را هم هنگامي كه به سويشان آمد ، تكذيب كردند پس در حالتى آشفته و سردرگم اند .(5)
آيا با تأمل به آسمان بالاى سرشان ننگريستند كه چگونه آن را بنا كرده و بياراستيم و آن را هيچ شكاف [ و ناموزونى ]نيست ؟(6)
و زمين را گسترديم و كوه هايى استوار در آن افكنديم و در آن از هر نوع گياه خوش منظر و دل انگيزى رويانديم ،(7)
تا براى هر بنده اى كه [ با انديشيدن در نظام هستى ] به سوى خدا باز مي گردد ، مايه بينايى و يادآورى باشد ;(8)
و از آسمان آبى بسيار پربركت و سودمند نازل كرديم ، پس به وسيله آن باغ ها و دانه هاى دروكردنى را رويانديم .(9)
و [ نيز ]درختان بلندقامت خرما را كه خوشه هاى متراكم و روى هم چيده دارند [ رويانديم . ](10)
براى آنكه رزق و روزى بندگان باشد ، و نيز به وسيله آن آب سرزمين مرده را زنده كرديم ; و بيرون آمدنشان [ پس از مرگ از خاك گور براى ورود به قيامت ] اين گونه است .(11)
پيش از اينان [ كه تو را تكذيب مي كنند ]قوم نوح و اصحاب رس و [ قوم ]ثمود [ پيامبرانشان ]را تكذيب كردند .(12)
و نيز قوم عاد و فرعون و برادران لوط ،(13)
و اصحاب ايكه و قوم تُبّع همگى پيامبران را تكذيب كردند ، پس تهديدم [ به نزول عذاب ] بر آنان محقق و ثابت شد .(14)
آيا ما از آفرينش نخستين عاجز و درمانده شديم [ تا از دوباره آفريدن عاجز و درمانده شويم ؟ چنين نيست ] بلكه آنان [ با اين همه دلايل روشن و استوار ] باز در آفرينش جديد در ترديدند .(15)
همانا انسان را آفريديم و همواره آنچه را كه باطنش [ نسبت به معاد و ديگر حقايق ] به او وسوسه مي كند ، مي دانيم ، و ما به او از رگ گردن نزديك تريم .(16)
[ ياد كن ] دو فرشته اى را كه همواره از ناحيه خير و از ناحيه شر ، ملازم انسان هستند و همه اعمالش را دريافت كرده و ضبط مي كنند .(17)
هيچ سخنى را به زبان نمي گويد جز اينكه نزد آن [ براى نوشتن و حفظش ] نگهبانى آماده است ;(18)
و سكرات و بيهوشى مرگ ، حق را [ كه همه واقعيات جهان پس از مرگ است ] مي آورد [ و به محتضر مي گويند : ] اين همان چيزى است كه از آن مي گريختى ;(19)
و در صور مي دمند ; آن است روز [ تحقق و ظهور ] وعده هاى تهديدآميز و وحشتناك .(20)
هر كسى در آن روز مي آيد در حالى كه سوق دهنده اى و شاهدى با اوست ، [ كه سوق دهنده او را به محشر مي راند و شاهد بر اعمالش گواهى مي دهد . ](21)
[ به او مي گويند : ] تو از اين روز بزرگ در بى خبرى و غفلت بودى ، پس ما پرده بى خبرى را از ديده [ بصيرت ] ات كنار زديم در نتيجه ديده ات امروز بسيار تيزبين است .(22)
و [ فرشته ]همراهش مي گويد : اين است نامه اعمالش كه همراه من آماده است .(23)
[ به دو فرشته نگهبان و حافظ اعمال فرمان مي دهند ] شما دو نفر هر كافر سرسخت و معاندى را در دوزخ اندازيد .(24)
[ همان كه به شدت ] مانع خير و تجاوزكار [ از حدود خدا ] و ترديد كننده در حقايق [ و ترديد انداز در دل هاى مردم بود . ](25)
كه با خدا معبودى ديگر قرار داد ، پس او را در عذاب سخت اندازيد ،(26)
همنشينش [ از ميان شيطان ها ] مي گويد : پروردگارا ! من او را به سركشى و طغيان وا نداشتم ، او خودش [ به ميل خود ] در گمراهى دور و درازى بود .….(27)
[ خدا ] مي گويد : در پيشگاه من با يكديگر ستيزه مكنيد ، بى ترديد من تهديد [ به عذاب ] را پيش از اين [ از طريق وحى و پيامبران ] به شما اعلام كرده بودم .(28)
نزد من فرمان [ تهديدآميز به اينكه هر كس با حال كفر و شرك وارد آخرت شود حتماً دوزخى است ]تغيير نمي يابد و من نسبت به بندگان ستمكار نيستم .(29)
[ ياد كن ]روزى را كه به دوزخ مي گوييم : آيا پر شدى ؟ مي گويد : آيا زيادتر از اين هم هست ؟(30)
و بهشت را به پرهيزكاران نزديك مي كنند بى آنكه فاصله اى از آنان داشته باشد .(31)
[ به آنان مي گويند : ] اين همان است كه [ در دنيا ] وعده داده مي شديد [ اين جايگاه رفيع ]براى هر كسى است كه [ در دنيا به سوى خدا ] باز مي گشته [ و ] حافظ و نگهبان [عهد ، پيمان الهى و حقوق خدا و مردم ] بوده است .(32)
همان كسى كه در نهان از [ خداى ]رحمان مي ترسيد و دلى رجوع كننده [ به سوى خدا ] آورده است ;(33)
به سلامت در آن وارد شويد ، امروز روز جاودانگى است(34)
در آنجا هرچه بخواهند براى آنان فراهم است ، و نزد ما [ نعمت هاى ]بيشترى است .(35)
و چه بسيار اقوامي را كه پيش از آنان هلاك كرديم كه از آنان نيرومندتر بودند ، و [ با نيرويشان ] به سرزمين ها رفتند [ و آنها را فتح كردند ] ، آيا توانستند [ از عذاب و هلاكت ] گريزگاهى بيابند ؟(36)
بى ترديد در سرگذشت پيشينيان مايه پند و عبرتى است براى كسى كه نيروى تعقّل دارد ، يا با تأمل و دقت [ به سرگذشت ها ] گوش فرا مي دهد در حالى كه حاضر به شنيدن و فراگيرى شنيده هاى خود باشد .(37)
همانا ما آسمان ها و زمين و آنچه را ميان آنهاست در شش روز آفريديم ، و هيچ رنج و درماندگى به ما نرسيد .(38)
پس [ بر آزار مشركان ] شكيبا باش ، و پيش از طلوع خورشيد و پيش از غروب آن پروردگارت را همراه با سپاس و ستايش تسبيح گوى ،(39)
و در پاره اى از شب و نيز پس از سجده ها خدا را تسبيح گوى ،(40)
و گوش فرا ده روزى كه ندا دهنده از جايى نزديك ندا مي دهد .(41)
روزى كه [ همگان ]صيحه و فرياد را به حق و درستى مي شنوند [ و ]آن روز ، روز بيرون آمدن [ از قبرها ]ست .(42)
بى ترديد ماييم كه زنده مي كنيم و مي ميرانيم ، و بازگشت به سوى ماست .(43)
روزى كه زمين از [ روى اجساد ]آنان در حالى كه [ از قبرها بيرون آمده ]شتابان [ به سوى ندا كننده خود بروند ]بشكافد ; اين گردآوردنشان از گورها [وحاضر كردنشان در قيامت]بر ما آسان است .(44)
ما به آنچه [ دشمنان لجوج بر ضد حقايق ]مي گويند ، داناتريم و تو را بر آنان تسلطى نيست [ كه به قبول حقايق وادارشان كنى ]; پس به وسيله قرآن كسانى را كه از تهديد من مي ترسند ، بيم ده .(45)










