آيت پيمان
محتواى شبكه هاى مجازى و برخى مطبوعات وسايت هاى جامعه ما ، مصداقی از آن چیزی است که بعد از انقلاب به سر کشور ما آمده است .
انقلاب ما انقلاب تفکر ناب شیعی و انقلاب فرهنگ و عقیده و اخلاق بود و فقط روشش مبارزه سیاسی بود .
اما بعد از انقلاب نخبگان جامعه به سرعت از کنار اهداف و آرمانهای عقیدتی و فرهنگی و اخلاقی و آنچه را که ارزشهای انقلاب نامیدیم عبور کردند و همه در هر مقامی به سیاست و رقابت و مبارزه سیاسی با هم پرداختند و همه گفتمانها ی شخصیت ها و رؤسای قوا و وزرا و وکلا و اساتید و منبریها و خطبایمان و همه و همه شد مباحث سیاسی آن هم از نوع اختلاف انگیز ونزاع ساز و همه مشغول دعواهای حیدری و نعمتی شدند بر سر حاکمیت و قدرت و پست ومقام و تا روستاها هم این جناح بازیها بر سر سمت دهداری ! و شورای ده ! رسوخ کرد.
فرهنگ واخلاق و اعتقادات دغدغه هیچکس نبود و سه دهه بعد از جنگ با این مسایل مشغول بودیم غافل از اینکه نسل جدیدمان دارند بی اعتقاد ونا آگاه به اندیشه های دینی و بی اعتماد به مدیران جامعه و نا باور به لقلقه های زبانی ما بار می آیند و امروز شاهد گسست بین نسلی و سقوط ارزشهای دینی هستیم. و سیل بنیانکن بی اعتقادی و مفاسد اخلاقی و مفاسد اقتصادی در حال ویران نمودن اصل نظامی است که برایش خون بهترین هایمان را دادیم ولی باز هم آنجا که قرار است به مباحث فکری واعتقادی و مبانی دینی و نظریه پردازی برای نحوه درمان جامعه بپردازیم ، باز هم از کنار این تکالیف عبور میکنیم و به دعوای حیدری نعمتی مشغول میشویم.
عده ای در تلاشیم که مچ دیگران را بگیریم و مشتشان را باز کنیم و هر طور شد ثابت کنیم که دولتمردانمان اعم از قدیم وجدیدمان همه مهره دشمنان نظام ومردم و رهبری و عامل بیگانه و خیانت کارند .
همه به هم انگ می زنند و همه همدیگر را متهم می گنند و همه از پرونده هایی که از همدیگر دارند حرف میزنند و تهدید به افشاگری همدیگر می کنند و نتیجه این شده است که در افکار عمومی این نظر رسوخ و گسترش یابد که همه مسؤلین فاسد هستند و این نظام به کار نمی آیند.
گناه این بدبینی به گردن همه ماها است ، هرکداممان سهمی داریم زیرا یا سکوت می کنیم و قلم رنجه نمی کنیم و زبان نمی چرخانیم و یا آنگاه كه سخن مي گوييم ، به آتش نزاع و جناح بازی دامن می زنیم و آب به آسیاب اختلاف می ریزیم.
در اين اوضاع كنونى شايسته است كه بخشى از نامه امام خمینی قدس سره مشهور به منشور برادرى را هر روز باز خوانى و در آن تأمل و انديشه نماييم بخصوص آنجا كه مرقوم داشتند :
خداوندا! تو شاهد باش من آنچه بنا بود به هر دو جریان بگویم گفتم، حالْ خود دانند.البته یک چیز مهم دیگر هم ممکن است موجب اختلاف گردد- که همه باید از شرّ آن به خدا پناه ببریم- که آن حب نفس است که این دیگر این جریان و آن جریان نمىشناسد.
رئیس جمهور و رئیس مجلس و نخست وزیر، وکیل، وزیر و قاضى و شورایعالى قضایى و شوراى نگهبان، سازمان تبلیغات و دفتر تبلیغات، نظامى و غیر نظامى، روحانى و غیر روحانى، دانشجو، غیر دانشجو، زن و مرد نمىشناسد و تنها یک راه براى مبارزه با آن وجود دارد و آن ریاضت است، بگذریم .
اگر آقایان از این دیدگاه که همه مىخواهند نظام و اسلام را پشتیبانى کنند به مسائل بنگرند، بسیارى از معضلات و حیرتها برطرف مىگردد ولى این بدان معنا نیست که همه افراد تابع محض یک جریان باشند. با این دید گفتهام که انتقاد سازنده معنایش مخالفت نبوده و تشکل جدید مفهومش اختلاف نیست. انتقاد بجا و سازنده باعث رشد جامعه مىشود. انتقاد اگر بحق باشد، موجب هدایت دو جریان مىشود. هیچ کس نباید خود را مطلق و مبرّاى از انتقاد ببیند. البته انتقاد غیر از برخورد خطى و جریانى است. اگر در این نظام کسى یا گروهى خداى ناکرده بىجهت در فکر حذف یا تخریب دیگران برآید و مصلحت جناح و خط خود را بر مصلحت انقلاب مقدم بدارد، حتماً پیش از آنکه به رقیب یا رقباى خود ضربه بزند به اسلام و انقلاب لطمه وارد کرده است. در هر حال یکىاز کارهایى که یقیناً رضایت خداوند متعال در آن است، تألیف قلوب و تلاش جهت زدودن کدورتها و نزدیک ساختن مواضع خدمت به یکدیگر است. باید از واسطههایى که فقط کارشان القاى بدبینى نسبت به جناح مقابل است، پرهیز نمود









