• خانه
  • مقالات
  • گفتگو
  • دیدگاه
  • بازتاب
  • اخبار
    • اخبار ادیان و مذاهب
    • اخبار دین پژوهی
    • اخبار علمی فرهنگی
    • اخبار موسسه
  • تماس باما
  • درباره ما
  • خانه
  • مقالات
  • گفتگو
  • دیدگاه
  • بازتاب
  • اخبار
    • اخبار ادیان و مذاهب
    • اخبار دین پژوهی
    • اخبار علمی فرهنگی
    • اخبار موسسه
  • تماس باما
  • درباره ما
Home اخبار دین پژوهی

نقدی بر گفتاری از آقای سروش درباره نظریه رویای رسولانه

3 دی, 1397
در اخبار دین پژوهی
0

ابتدا اصل سخن آقای دکتر سروش 

۱.

«سِحر و کرامات و معجزه، همه از خواص قدرت دل آدمی است اگر چه میان ایشان فرق بسیار است» (ابوحامد غزّالی، کیمیای سعادت، تصحیح حسین خدیو جم، ج اوّل ص ۳۴).

«گمان مبری که رسول از بهشت خبر باز داد به تقلید و سماع از جبرئیل… لیکن رسول، بهشت را بدید و بهشت در این عالم به حقیقت نتوان دید، بلکه وی بدان عالم شد و از این عالم غایب شد و این یک نوع از معراج وی بود» (همان، ص ۹۲).

۲.

هر چه توان فهمش را نداری، قرآن آن را چنان با تو در میان می‌گذارد که گویی در خوابی و لوح محفوظ را می‌خوانی و حقایق بر تو متمثّل می‌شوند، تمثّلاتی محتاج تعبیر، و همین است سرّ آنکه گفته‌اند تأویل از جنس تعبیر است» (صدرالّدین شیرازی، مفاتیح الغیب، تصحیح نجفقلی حبیبی، ج اوّل ص ۱۵۸ .همین عبارات در مقدمه چهارم تفسیر صافی تالیف فیض کاشانی هم آمده است).

قول نخستین از غزّالی، مدلولش اینست که قرآن که معجزۀ نبوی است، از «خواص قدرت دل» پیامبر است و این عین مدلول «نظریۀ رؤیای رسولانه» است که قرآن از ضمیر پیامبر می‌جوشد و بر زبانش می‌نشیند. بقول مولانا:

کان قندم، نیستان شکّرم / هم زمن می‌روید ومن می‌خورم

۳.

«عایشه می‌گوید: اوّل چیزی از وحی که بر رسول خدا ظاهر شد، رؤیای صادقه بود… پس به قول عایشه آن شش ماه بلکه همه عمر پیغمبر درین دنیا بر همین منوال بود، یعنی خواب در خواب بود… و آنچه از این قبیل وارد شود، آن را عالم خیال نامند و به همین جهت محتاج تعبیر است… آن گاه که وحی بر پیغمبر نازل می‌شد، آن حضرت از محسوساتی که عادتاً در آن قرار داشت، ربوده می‌گشت و پوشیده می‌شد و از حاضران مجلس نهان می‌ماند و پس از اتمام وحی به حالت پیشین بازمی‌گشت، آنچه پیامبر به هنگام نزول وحی ادراک می‌کرد، در عالم خیال بود، ولی او را خفته نمی‌گویند» (ابن عربی، فصوص الحکم، ترجمه محمدعلی موّحد و صمد موّحد، فصّ حکمت نوری در کلمۀ یوسفی، صص ۴۵۱ـ ۴۵۲).

نیز افزودنی است که بنا بر نقل کهن‌ترین زندگی ‌نامه پیامبر اسلام، پنج آیه آغازین سورۀ علق، در غار حرا و در خواب بر پیامبرعلیه السلام هویدا شده است:

پیامبر خدا که درود خدا بر او باد، گفت که در خواب بودم که جبرئیل نزد من آمد و نمدی آورد که دران حریری بود و گفت بخوان. گفتم: خواندن نمی دانم. مرا چنان فشرد که پنداشتم خواهم مرد. مرا رها کرد و دوباره گفت: بخوان! گفتم: خواندن نمی‌دانم. مرا فشرد چنانکه پنداشتم خواهم مرد. مرا رها کرد و باز گفت: بخوان! گفتم: چه بخوانم؟ این را گفتم تا مرا دوباره نفشارد. گفت: بخوان به نام خدایت که خلق کرد. اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّکَ الَّذِی خَلَقَ؛ خَلَقَ الْإِنسَانَ مِنْ عَلَقٍ … . من هم خواندم. آن‌گاه وی رفت و من از خواب بیدار شدم، گویی نامه‌ای در دلم نگاشته‌ام. سپس از غار بیرون آمدم. به میان کوه که رسیدم صدایی را شنیدم که می‌گفت: ای محمّد، تو رسول خدایی و من جبرئیلم… ( سیره ابن هشام، ج اوّل، بخش نزول جبرئیل بر پیامبر).

افزون بر نکات یاد شده، نیکوست که نکتۀ تاریخی-تفسیری دیگری را بیاورم و پیشگفتار را پایان بخشم. آیه ۱۶۳ سورۀ نساء میگوید : «إِنَّا أَوْحَیْنَا إِلَیْکَ کَمَا أَوْحَیْنَا إِلَى نُوحٍ وَالنَّبِیِّینَ مِنْ بَعْدِهِ وَأَوْحَیْنَا إِلَى إِبْرَاهِیمَ وَإِسْمَاعِیلَ وَإِسْحَاقَ وَیَعْقُوبَ وَالْأَسْبَاطِ وَعِیسَى وَأَیُّوبَ وَیُونُسَ وَهَارُونَ وَسُلَیْمَانَ وَآتَیْنَا دَاوُودَ زَبُورًا. ای پیامبر به تو چنان وحی کردیم که بر نوح و پیامبران پس از او، و ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و فرزندان و عیسی و ایّوب و یونس و هارون و سلیمان وحی کردیم و به داود زبور دادیم».

شباهت وحی محمّد (ص) با پیامبران دیگر و حذف نام موسی در این جمع معنادار است! این معناداری وقتی آشکارتر می‌شود که به تورات مراجعه کنیم و ببینیم به پیامبران (به جز موسی) چگونه وحی می‌شده است؟ سِفر اعداد از اسفار خمسه تورات، چنین می‌گوید:

یهوه گفت پس کلام های مرا بنیوشید: اگر میان شما پیامبری هست در رؤیا بر او آشکار گردم، در خواب با وی صحبت کنم. بندۀ من موسی چنین نیست. سراسر خانۀ من بر او سپرده شده است. با وی رو در روی صحبت کنم، در روشنی نه در معمّا، و صورت یهوه را ببیند. (عهد عتیق، ترجمه پیروز سیّار، نشر هرمس، سفر اعداد، ص ۵۳۲-۵۳۳).

شبیه این نکته در مزامیر داود، فصل ۸۹ نیز آمده است. پس در رؤیایی بودن وحی پیامبران، سنّت یهودی ـ مسیحی و به تصریح قرآن،سنت محمّدی شباهت تامّ دارند.*

ابتدا دو نکته مختصر در نقد سخنان بالا:

۱- آنجا که غزالی سخن از تفاوت سحر و کرامت و معجزه گفته ربطی به ماهیت وحی و قرآن ندارد. این یک بحث کلامی است که در تمام کتاب های کلامی از آن سخن می رود و باقلانی اصلا کتابی مستقل درباره آن دارد و بحثش بر سر این است که تمایز سحر و کرامت و معجزه در چیست و چرا یکی می تواند دلیل نبوت باشد و آن دو دیگر نه. بنابراین ربطی به ماهیت وحی و قرآن ندارد گرچه قرآن هم خود معجزه است بنابر نظر متکلمان مسلمان. این خلط مباحث است.

۲- ظاهرا در سخنان ایشان دو نکته با هم خلط شده: اینکه وحی در خواب نازل شود غیر از این است که وحی را اصلا از مقوله خواب بدانیم. آنچه ایشان به عنوان شاهد آورده حکایت از تلقی سخن خدا به عنوان وحی در عرصه عالم خواب دارد نه اینکه اصلا وحی خودش از مقوله خواب دیدن باشد و زبان وحی به معنی حکایتگری از خواب. بین این دو فرق بسیار است و شگفتا که آقای دکتر سروش عزیز متوجه تفاوت این دو نشده اند.

من قبلا تفصیلا نظریه ایشان را نقد و رد کرده ام. در این نوشتار جدید ایشان نکته تازه ای بیان نکرده و فقط مدعا را تکرار کرده است. تنها نکته جدید بهره وری از نظریه زبان حال است. تصور می کنم استناد به زبان حال و این دیدگاه که زبان قرآن را باید زبان حالی تفسیر کرد نشان می دهد آقای دکتر سروش خودشان چندان تصور دقیقی از نظریه خود ندارند. به این عبارات توجه کنید: 

“در نظریۀ رویای رسولانه معنای جمیع آیاتی که به پیامبر می‌گویند «ما قرآن را به تو نازل کردیم، یا «خویشتنداری کن و قبل از پایان گرفتن وحی، چیزی را بر زبان نیاور» یا «صبر پیشه کن» یا «تو قرآن را از خدای حکیم و علیم می‌گیری» و امثال آنها که دستمایۀ انکار منکران شده‌اند، به همین شیوه تفسیر می‌شوند و زبان حال پیامبر یا خداوند بشمار می‌روند. کژخوانی‌ها و ناهمواری‌ها و ناسازگاری‌ها در قرآن و فهم قرآن این چنین تسلیم تعبیر می‌شوند و هم‌راستا بودن تاویل پیشینیان نسبت به تعبیر رویا این چنین مدلّل می‌گردد.”

در اینجا توجه نشده که زبان حال تلقی کردن قرآن نظریه ای برای تفسیر متن است و نظریه ای هرمنوتیکی است، اینکه قرآن و خطابات آن را باید چگونه فهمید و خواند. چنانکه در نقد اصلی خودم بر ایشان قبلا هم نوشته ام آقای دکتر سروش میان وحی به مثابه ماهیتی متافیزیکی با مقوله قرآن به مثابه زبان خلط می کنند. اینکه زبان قرآن را باید زبان حالی فهمید یک سخن است و اینکه وحی اصلا آیا از مقوله زبان هست و یا نه سخنی دیگر. دعوا و سخن در اینجا این است که آیا خداوند خود در فرایند وحی دخالت دارد یا نه، به این معنی که آیا اساسا خطابی صورت می گیرد و یا خیر؟ به تعبیر متکلمان و اصولیان قدیم آیا در اینجا ما با نوعی از بیان خدا (به معنایی که مثلا ابن وهب کاتب در البرهان فی وجوه البیان به کار برده) روبرو هستیم یا اینکه وحی تنها ناشی از خواب دیدن شخص پیامبر است؟ آقای سروش وحی را از مقوله خواب دیدن پیامبر می داند و نه از مقوله بیانی و بعد البته قرآن را حکایتگری پیامبر از آن خواب در مقام بیانی قلمداد می کنند. اینجاست که به نظر ایشان زبان پدید می آید و در حقیقت قرآن شکل می گیرد. پس اگر استدلالی دارند باید برای مرحله اول ارائه دهند و نه وحی به مثابه زبان (قرآن). ایشان دائما میان این دو در نوشته ها و گفتارهایشان به نظرم دچار خلط بحثی می شوند. زبان حالی دانستن قرآن ناظر به مقام دوم است و نه مقام اول. باید شما در اصل زبانی بودن وحی را بپذیرید و بعد درباره ماهیت زبانی آن از نقطه نظر هرمنوتیکی سخن گویید. به دیگر سخن باید بپذیرید که قرآن نتیجه وحی در مقام بیان خداوند است تا بعد سخن از زبان قرآن برانیم. تفکیک میان وحی و قرآن را اشعریان قرن هاست مطرح کرده اند و به نظرم دست کم در دیدگاه آنها با این تفکیک مشکل چیستی وحی بسیار روشنتر حل شده تا نظریه آقای دکتر سروش. این مطلب را در سخنرانی سال گذشته در دانشگاه کلمبیا مطرح کردم که ضبط هم شده و احتمالا در اینترنت دستیاب باشد. 
باری تنها صورت محتمل در مقام تفسیر سخن ایشان این است که بگوییم از دیدگاه آقای دکتر سروش وحی چیزی نیست (و در نتیجه قرآن) مگر برداشت پیامبر از آنچه در خواب از خدا می دیده و تصرفات و مخلوقات خدا و بعد تعبیر کردن آنها با زبان حالی بعد از بیدار شدن و بیرون آمدن از عالم رؤیا. در این صورت چنانکه گفتم زبان حالی که پیامبر برای خدا بر زبان آورده زبان پیامبر است و نه زبان خدا. بدین ترتیب نظریه آقای سروش نظریه ای است برای تبیین زبان پیامبر و نه زبان خدا. این نظریه بدین ترتیب نظریه ای است برای تحلیل هرمنوتیکی زبان پیامبر و نه وحی و نسبت متافیزیکی آن با خدا. هر چه هست بیان پیامبر است و نه خدا. در زبان حال آقای دکتر سروش خدا غایب است. بیان خدا در این نظریه غائب است در حالی که در نظریه اشعریان دست کم بیان خدا در مقام کلام نفسی محوریت دارد. 

برچسب ها: روانشانسی

مرتبط نوشته ها

اخبار دین پژوهی

آیت‌الله احمد مبلغی برگزیده نخستین جایزه جهانی دیپلماسی فرهنگی و عمومی شد

17 شهریور, 1405
معرفی کتاب «صعود اندیشه»
اخبار دین پژوهی

معرفی کتاب «صعود اندیشه»

25 مرداد, 1404
«انسان‌شناسی در قرآن و مکتب اهل بیت(ع)»؛ استاد مهریزی:
اخبار دین پژوهی

«انسان‌شناسی در قرآن و مکتب اهل بیت(ع)»؛ استاد مهریزی:

22 اسفند, 1403
فرزند آیت‌الله العظمی گلپایگانی(ره) از پدر می گوید / ماجرای تاسیس بیمارستان / خاطره‌ای از درس مرحوم آقاضیاء
اخبار دین پژوهی

فرزند آیت‌الله العظمی گلپایگانی(ره) از پدر می گوید / ماجرای تاسیس بیمارستان / خاطره‌ای از درس مرحوم آقاضیاء

4 دی, 1403
یادی از “رفیق دیرین”
اخبار دین پژوهی

یادی از “رفیق دیرین”

9 اسفند, 1402
آیت الله العظمی سبحانی:پایه‌گذار عید غدیر خود پیامبر اکرم (ص) است/ منافقین همیشه در کمین بودند علیه اسلام توطئە کنند
اخبار دین پژوهی

آیت الله العظمی سبحانی:پایه‌گذار عید غدیر خود پیامبر اکرم (ص) است/ منافقین همیشه در کمین بودند علیه اسلام توطئە کنند

14 تیر, 1402
نوشته‌ی بعدی

آیت الله هاشمی شاهرودی از دنیای فقاهت تا سیاست

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مطالب

آیت‌الله احمد مبلغی برگزیده نخستین جایزه جهانی دیپلماسی فرهنگی و عمومی شد

17 شهریور, 1405
خبرگزاری ایکنا:نقش امام رضا(ع) در تمدن‌سازی و مبارزه با فرقه‌های انحرافی/دبیرکل مجمع جهانی شیعه‌شناسی

گفتگویِ تخصصی پایگاه « مطالعات شیعی » با دکتر آیت پیمان

17 شهریور, 1405
کنفرانس دوحه و شکاف‌های سیاسی جهان اسلام

پیام تشکر و قدرشناسی مجمع جهانی شیعه‌شناسی خطاب به آیت‌الله حاج سیدجواد شهرستانی

17 شهریور, 1405
هم‌افزایی راهبردی مراکز علمی قم و کربلا برای بسط دکترین نوین مهدویت

هم‌افزایی راهبردی مراکز علمی قم و کربلا برای بسط دکترین نوین مهدویت

17 شهریور, 1405
بارگذاری بیشتر
دبيرخانه دين‌پژوهان كشور با هدف تعميق، توسعه و ترويج پژوهش‌هاي ديني، بهينه‌كردن اطلاع رسانى، پشتيبانى از مراكز دين‌پژوهى و پژوهشگران ديني، فعاليت می کند. اين دبيرخانه از نظر تشكيلات و سازماندهي در ابتدا تحت پوشش و حمايت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و سپس پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات قرار گرفت و در ادامه کار با پيشنهاد دبير شورای برنامه‌ريزی دين‌پژوهان و موافقت مسئولان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، به عنوان مؤسسه‌ای غيردولتی و غيرانتفاعی به ثبت رسيد.
 
دفتر مركزى در قم
نشاني: قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی ، دبيرخانه دين‌پژوهان
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵
آدرس سایت:
www.dinpazhoohan.com

پست الکترونيک:
info@dinpazhoohan.com

 

نقل مطلب با ذکر منبع آزاد است.

کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به دبیرخانه دین پژوهان کشور می باشد.

بدون نتیجه
مشاهده تمام نتایج
  • Homepages
    • Home Page 1
    • Home Page 2

© 2026 JNews - Premium WordPress news & magazine theme by Jegtheme.