• خانه
  • مقالات
  • گفتگو
  • دیدگاه
  • بازتاب
  • اخبار
    • اخبار ادیان و مذاهب
    • اخبار دین پژوهی
    • اخبار علمی فرهنگی
    • اخبار موسسه
  • تماس باما
  • درباره ما
  • خانه
  • مقالات
  • گفتگو
  • دیدگاه
  • بازتاب
  • اخبار
    • اخبار ادیان و مذاهب
    • اخبار دین پژوهی
    • اخبار علمی فرهنگی
    • اخبار موسسه
  • تماس باما
  • درباره ما
Home جدول ترجمه قرآن کریم

الشعراء

9 اسفند, 1393
در جدول ترجمه قرآن کریم
0

کاربر گرامی جهت پخش فایل صوتی مورد نظر, لطفا Flash player را نصب کنید.


دریافت فایل

 

الشعراء
مکي –  تعداد آيه227
طسم(1)
اين است آيات [ با عظمت اين ] كتاب روشنگر .(2)
شايد تو مي  خواهى براى اينكه آنان ايمان نمي  آورند ، خود را از شدت اندوه هلاك كنى !(3)
اگر بخواهيم ، معجزه اى بزرگ از آسمان بر آنان نازل مي  كنيم كه فروتنانه و بى اختيار در برابرش گردن نهند ،(4)
هيچ [ مايه ] تذكر جديدى از سوى [ خداى ] رحمان براى آنان نمي  آيد ، مگر آنكه از آن روى گردان مي  شوند .(5)
همانا [ آيات و وعده هاى ما را ]تكذيب كردند [ تا جايى كه آنها را به مسخره گرفتند ] پس به زودى خبرهاى [ مهم ]آنچه كه آن را مسخره مي  كردند [ از حقّانيّت آيات ، وعده هاى ما و تحقّق عذاب هاى دنيايى و آخرتى ]به آنان مي  رسد .(6)
آيا [ با تأمل ] به اين زمين ننگريستند كه در آن چه بسيار از هر نوع [ گياهان و درختان ]نيكو رويانديم؟(7)
يقيناً در اين [ روياندن انواع نباتات ]نشانه اى است [ بر قدرت ، ربوبيّت خدا و اينكه مردگان را زنده مي  كند ] ولى بيشترشان [ به خاطر رسوخ كبر و لجاجت در باطنشان ]ايمان آور نبوده و نيستند .(8)
و يقيناً پروردگارت همان تواناى شكست ناپذير مهربان است .(9)
[ ياد كن ] هنگامي را كه پروردگارت موسى را ندا داد كه خود را به قوم ستمكار برسان .(10)
[ به سوى ]قوم فرعون [ كه به آنان بگويى : ] آيا [ از سرانجام شرك و طغيان كه خشم و عذاب خداست ]نمي  پرهيزيد ؟ !(11)
گفت : پروردگارا ! به راستى مي  ترسم مرا تكذيب كنند ،(12)
و سينه ام [ از اين وظيفه سنگين ]تنگى مي  كند ، و زبانم روان و گويا نمي  شود ، پس به سوى هارون هم [ پيام نبوّت ]بفرست [ تا مرا در اين وظيفه سنگين يارى دهد . ](13)
و آنان را بر من ادعاى جرمي است كه مي  ترسم [ به سبب آن ]مرا بكشند .(14)
[ خدا ]گفت : اين چنين نيست [ كه فرعون بر تو پيروز شود ]پس شما دو نفر معجزات ما را ببريد كه يقيناً ما همراه شما شنونده [ گفتار هر دو طرف ]هستيم [ پس شما دو نفر را بر پايه دليل و برهان و معجزه بر آنان پيروز مي  كنيم . ](15)
بنابراين خود را به فرعون برسانيد و بگوييد : يقيناً ما فرستاده پروردگار جهانيانيم .(16)
با اين وصف ، بنى اسرائيل را [ آزاد كن و ]با ما بفرست .(17)
[ فرعون ] گفت : آيا ما تو را در كودكى در ميان خود نپرورانديم ، و ساليانى چند از عمر خود در ميان ما درنگ نكردى ؟(18)
و آن كارت را كه كردى ، كردى در حالى كه از ناسپاسان [ زحمات و نعمت هاى ما ]بودى .(19)
گفت : آن را در آن زمان در حالى انجام دادم كه بى خبر از اين واقعه بودم [ كه با مشت من در دفاع از مظلوم ، آن مرد قبطى كشته مي  شود . ](20)
چون از شما ترسيدم از دستتان گريختم ، پس [ با اين گريز از عرصه زندگى ظالمانه شما اين شايستگى را يافتم كه ] پروردگارم به من حكمت بخشيد ، و مرا از پيامبران قرار داد .(21)
آيا اينكه بنى اسرائيل را به بردگى گرفته اى نعمتى است كه منتش را بر من مي  نهى ؟ !(22)
فرعون گفت : پروردگار جهانيان چيست ؟(23)
گفت : اگر باور مي  كنيد همان پروردگار آسمان ها و زمين و آنچه ميان آنهاست .(24)
[ فرعون از روى مسخره ] به افراد پيرامونش گفت : آيا نمي  شنويد [ كه چه مي  گويد؟!](25)
[ موسى ] گفت : [ او ] پروردگار شما وپروردگار پدران پيشين شماست .(26)
[ فرعون ] گفت : اين پيامبرتان كه به سوى شما فرستاده اند ، حتماً مي نون است !(27)
[ موسى ] گفت : پروردگار مشرق و مغرب و آنچه ميان آنهاست ، اگر مي  انديشيد .(28)
[ فرعون ] گفت : اگر معبودى جز من بگيرى ، قطعاً تو را از زندانيان [ كه زير سخت ترين شكنجه اند ] قرار خواهم داد .(29)
[ موسى ] گفت : آيا اگر [ بر صدق نبوتم ] معجزه آشكارى برايت آورده باشم [ باز هم مرا به زندان مي  افكنى ؟ ](30)
گفت : اگر راستگويى آن را بياور .(31)
پس عصايش را انداخت و ناگهان اژدهايى حقيقى نمايان شد ،(32)
و دستش را [ ازگريبانش ]بيرون آورد و ناگهان براى بينندگان سپيد و روشن بود .(33)
[ فرعون ] به سران و اشراف پيرامونش گفت : يقيناً اين جادوگرى بسيار ماهر و داناست !(34)
مي  خواهد با جادويش شما را از سرزمينتان بيرون كند ، پس شما چه نظر مي  دهيد ؟(35)
گفتند : كار او و برادرش را به تأخير انداز و گروهى گردآورنده را به شهرها روانه كن ،(36)
تا هر جادوگر كاردان بسيار دانايى را نزد تو آورند .(37)
پس همه جادوگران را در وعده گاه روزى معين گرد آوردند ،(38)
و به همه مردم گفتند : آيا شما هم اجتماع خواهيد كرد ؟(39)
به اميد آنكه اگر جادوگران پيروز شدند ، از آنان پيروى كنيم .(40)
پس هنگامي كه جادوگران آمدند ، به فرعون گفتند : آيا اگر ما پيروز شويم ، حتماً براى ما پاداشى شايسته خواهد بود ؟(41)
گفت : آرى ، و در آن صورت مسلماً از مقربان [ درگاه ]خواهيد شد .(42)
موسى به جادوگران گفت : بيفكنيد آنچه را قصد داريد ، بيفكنيد .(43)
پس ريسمان ها و عصاهايشان را افكندند ، و گفتند : به عزت فرعون سوگند كه به راستى ما به طور مسلّم پيروزيم .(44)
پس موسى عصايش را افكند ، ناگاه آنچه را جادوگران با نيرنگ [ و به صورت غير واقعى ] ساخته بودند ، بلعيد .(45)
پس جادوگران [ از هيبت و عظمت اين معجزه كه يافتند كارى خدايى است نه جادويى ] به سجده افتادند .(46)
گفتند : ما به پروردگار جهانيان ايمان آورديم ،(47)
پروردگار موسى و هارون .(48)
فرعون گفت : پيش از آنكه به شما اجازه دهم به او ايمان آورديد ، حتماً او بزرگ شماست كه جادوگرى را به شما آموخته است ، پس به زودى خواهيد دانست كه مسلماً دست ها و پاهاى شما را يكى از راست و يكى از چپ قطع خواهم كرد ، و يقيناً همه شما را به دار خواهم آويخت .(49)
گفتند : [ در اين شكنجه و عذاب ] هيچ زيان و باكى [ بر ما ] نيست ، يقيناً ما به سوى پروردگارمان باز مي  گرديم ،(50)
قطعاً ما اميدواريم كه چون نخستين ايمان آورندگان [ از اين قوم ]بوديم ، پروردگارمان خطاهاى ما را بيامرزد .(51)
و به موسى وحى كرديم كه بندگان مرا شبانه كوچ بده كه حتماً دشمنان از پى شما خواهند آمد .(52)
پس فرعون گروهى گردآورنده را [ براى جمع كردن نيرو ] به شهرها فرستاد(53)
[ و گفت : ] مسلماً اينان [ كه بر ضد من برخاسته اند ] گروهى اندكند ،(54)
و همانا ما را همواره [ با اعمالشان ]به خشم مي  آورند ،(55)
و ما گروهى هوشيار و آماده باش و مهياى دفاعيم .(56)
پس ما آنان را [ به دنبال بنى اسرائيل ] از باغ ها و چشمه سارها [ كه نعمت هاى ما در سرزمين مصر بود ] بيرون كرديم .(57)
واز گنج ها ومكان هاى نيكو [وقصرهاى باشكوه بيرون كرديم ] .(58)
اين گونه [ نعمت هاى خود را از چنگ آنان بيرون آورديم ] و آنها را به بنى اسرائيل به ميراث داديم .(59)
فرعونيان هنگام طلوع آفتاب آنان را دنبال كردند .(60)
چون آن دو گروه يكديگر را ديدند ، اصحاب موسى گفتند : حتماً ما به چنگ آنان خواهيم افتاد .(61)
موسى گفت : اين چنين نيست ، بى ترديد پروردگارم با من است ، و به زودى مرا هدايت خواهد كرد .(62)
پس به موسى وحى كرديم كه عصايت را به اين دريا بزن . [ موسى عصايش را به دريا زد ] پس [ دريا ] از هم شكافت و هر پاره اش چون كوهى بزرگ بود .(63)
و آن گروه ديگر را [ هم در آنجا ]به دريا نزديك كرديم ،(64)
و موسى و هر كه با او بود ، همه را نجات داديم .(65)
آن گاه آن گروه ديگر را غرق كرديم .(66)
بى ترديد در اين سرگذشت عبرتى بزرگ وجود دارد ، و [قوم قبطى ]بيشترشان مؤمن نبودند .(67)
و يقيناً پروردگارت همان تواناى شكست ناپذير و مهربان است .(68)
و سرگذشت مهم ابراهيم را بر آنان بخوان ،(69)
هنگامي كه به پدرش وقومش گفت : چه چيز را مي  پرستيد ؟(70)
گفتند: بت هايى را مي  پرستيم و همواره ملازم پرستش آنها هستيم .(71)
گفت : آيا هنگامي كه آنها را مي  خوانيد، سخن شما را مي  شنوند؟(72)
يا به شما سود و زيانى مي  رسانند؟(73)
گفتند : نه ، بلكه پدرانمان را يافتيم كه به اين صورت عبادت مي  كردند !(74)
گفت : پس آيا مي  دانيد كه آنچه مي  پرستيد ،(75)
هم شما و هم پدران پيشين شما(76)
هم آنان قطعاً دشمن منند [ چون اگر آنها را بپرستم ، مرا دچار عذاب جاودانه خواهند كرد ] ، جز پروردگار جهانيان [ كه پرستيدنش مايه سعادت هميشگى و جاودانى است . ](77)
همان كسى كه مرا آفريد و هم او مرا هدايت مي  كند ،(78)
و آنكه او طعامم مي  دهد و سيرابم مي  كند(79)
و هنگامي كه بيمار مي  شوم ، او شفايم مي  دهد(80)
و آنكه مرا مي  ميراند سپس زنده ام مي  كند(81)
و آنكه اميد دارم روز جزا خطايم را بر من بيامرزد .(82)
پروردگارا ! به من حكمت بخش ، و مرا به شايستگان ملحق كن .(83)
و براى من در آيندگان نامي نيك و ستايشى والا مرتبه قرار ده ،(84)
و مرا از وارثان بهشت پرنعمت گردان ،(85)
و پدرم را بيامرز كه او از گمراهان است ،(86)
و روزى كه [ مردگان ] برانگيخته مي  شوند ، رسوايم مكن ;(87)
روزى كه هيچ مال و اولادى سود نمي  دهد ،(88)
مگر كسى كه دلى سالم [ از رذايل وخبايث] به پيشگاه خدا بياورد ،(89)
و آن روز بهشت را براى پرهيزكاران نزديك آورند ،(90)
و آتش برافروخته را براى گمراهان آشكار كنند ،(91)
و به آنان گويند : آنچه را مي  پرستيديد ، كجايند ؟(92)
[ معبودانى را ] به جاى خدا ؟ ! آيا شما را [ براى رهايى از آتش ]يارى مي  دهند ؟ يا از خود مي  توانند دفع عذاب كنند ؟(93)
پس آن بت ها و گمراهان [ كه آنها را مي  پرستيدند ]به رو در آتش افروخته افكنده مي  شوند ،(94)
با همه سپاهيان ابليس ،(95)
در حالى كه در آن [ آتش افروخته ] با هم ستيز و نزاع مي  كنند [ و به بتان ]مي  گويند :(96)
به خدا سوگند كه ما در گمراهى آشكارى بوديم ،(97)
كه شما را با پروردگار جهانيان برابر و مساوى قرار مي  داديم ،(98)
و ما را جز مي رمان [ خائن ] گمراه نكردند ،(99)
در نتيجه براى ما نه شفيعانى است ،(100)
و نه يك دوست نزديك و صميمي  ،(101)
پس اى كاش براى ما بازگشتى [ به دنيا ] بود تا از مؤمنان مي  شديم .(102)
بى ترديد در اين سرگذشت ، عبرتى بزرگ وجود دارد ، و  [ قوم ابراهيم ]بيشترشان مؤمن نبودند ،(103)
و يقيناً پروردگارت همان تواناى شكست ناپذير و مهربان است .(104)
قوم نوح پيامبران را تكذيب كردند ،(105)
هنگامي كه برادرشان نوح به آنان گفت : آيا [ از سرانجام شرك و طغيان كه خشم و عذاب خداست ]نمي  پرهيزيد ؟(106)
بى ترديد من براى شما فرستاده اى امينم ،(107)
بنابراين از خدا پروا كنيد و از من فرمان ببريد ،(108)
و من از شما بر ابلاغ رسالتم هيچ پاداشى نمي  خواهم ، پاداش من فقط بر عهده پروردگار جهانيان است ،(109)
بنابراين از خدا پروا كنيد و از من فرمان ببريد .(110)
گفتند : آيا ما به تو ايمان بياوريم در حالى كه فرومايگان از تو پيروى كرده اند ؟ !(111)
[ نوح ] گفت : مرا از آنچه آنان انجام مي  داده اند ، چه اطلاعى است ؟(112)
حسابشان اگر واقعاً درك مي  كنيد ، جز بر عهده پروردگارم نيست ،(113)
و من طرد كننده مؤمنان نخواهم بود ،(114)
من جز بيم دهنده اى آشكار نيستم .(115)
گفتند : اى نوح ! اگر [ از ابلاغ دين ] باز نايستى ، يقيناً از سنگسار شدگان خواهى بود !(116)
گفت : پروردگارا ! همانا قوم من مرا تكذيب كردند ،(117)
پس ميان من و آنان چنانكه سزاوار است داورى كن و من و كسانى كه از مؤمنان با من هستند از چنگ آنان نجات ده .(118)
پس او و كسانى را كه با او در آن كشتى مملو [ از سرنشينان ، جنبندگان ، متاع و ابزار ]بود نجات داديم ،(119)
آن گاه بعد از آن ، همه باقى ماندگان را غرق كرديم .(120)
بى ترديد در اين سرگذشت ، عبرتى بزرگ وجود دارد ، و [ قوم نوح ] بيشترشان مؤمن نبودند ،(121)
و يقيناً پروردگارت همان تواناى شكست ناپذير و مهربان است .(122)
قوم عاد پيامبران را تكذيب كردند ،(123)
هنگامي كه برادرشان هود به آنان گفت : آيا [ از سرانجام شرك و طغيان كه خشم و عذاب خداست ] نمي  پرهيزيد ؟(124)
بى ترديد من براى شما فرستاده اى امينم ،(125)
بنابراين از خدا پروا كنيد و از من فرمان ببريد ،(126)
و من از شما بر ابلاغ رسالتم هيچ پاداشى نمي  خواهم ، پاداش من فقط بر عهده پروردگار جهانيان است ،(127)
آيا شما بر روى هر مكان بلندى به بيهوده كارى و بدون نياز ، برجى عظيم و برافراشته بنا مي  كنيد ؟(128)
و قلعه ها و كاخ هاى استوار و مي لل برمي  گيريد ، كه شايد جاودانه بمانيد ؟(129)
و چون كسى را با شدت و قهر مي  گيريد ظالمانه و زورمدارانه مي  گيريد [ بدون اينكه در عاقبت كار بينديشيد . ](130)
بنابراين از خدا پروا كنيد واز من فرمان ببريد ،(131)
واز كسى كه شما را به وسيله آنچه خود مي  دانيد يارى داده ، پروا كنيد ،(132)
به وسيله چهارپايان و فرزندانى، به شما يارى داده است .(133)
و [ به وسيله ] بوستان ها و چشمه سارها ،(134)
بى ترديد من بر شما از عذاب روزى بزرگ مي  ترسم .(135)
گفتند : تو پند و اندرز دهى يا ندهى براى ما يكسان است ! !(136)
اين [ پند و اندرزها و تقسيم امور به حلال و حرام ] جز شيوه پيشينيان [ كه اهل واپس گرايى و خرافات بودند ] نيست ،(137)
و ما گرفتار عذابى [ كه تو ما را از آن بيم مي  دهى ] نخواهيم شد .(138)
پس او را تكذيب كردند ، و در نتيجه هلاكشان كرديم . بى ترديد در اين سرگذشت عبرتى بزرگ وجود دارد و [ قوم هود ] بيشترشان مؤمن نبودند ،(139)
و يقيناً پروردگارت همان تواناى شكست ناپذير و مهربان است .(140)
قوم ثمود پيامبران را تكذيب كردند ،(141)
هنگامي كه برادرشان صالح به آنان گفت : آيا [ از سرانجام شرك و طغيان كه خشم و عذاب خداست ] نمي  پرهيزيد ؟(142)
بى ترديد من براى شما فرستاده اى امينم ،(143)
بنابراين از خدا پروا كنيد و از من فرمان ببريد ،(144)
و من از شما بر ابلاغ رسالتم هيچ پاداشى نمي  خواهم ، پاداش من فقط بر عهده پروردگار جهانيان است ،(145)
آيا شما را در آنچه در اين دنيا [ از نعمت و رفاه هست ] ايمن و آسوده [ از تغيير و زوال ] رهايتان خواهند كرد ؟ !(146)
در بوستان ها و چشمه سارها ،(147)
و كشتزارها و درختان خرمايى كه شكوفه هايشان انبوه و باطراوت و لطيف است ؟(148)
و ماهرانه و هنرمندانه از كوه ها خانه هايى مي  تراشيد ؟ [ به اميد آنكه از هر آسيبى حتى مرگ در امان بمانيد ! ! ](149)
بنابراين از خدا پروا كنيد و مرا فرمان ببريد ،(150)
و از فرمان اسراف گران اطاعت نكنيد ،(151)
همانان كه در زمين فساد مي  كنند و به اصلاح گرى نمي  پردازند .(152)
گفتند : جز اين نيست كه تو از جادوشدگانى ،(153)
تو جز بشرى مانند ما نيستى ، اگر راست مي  گويى معجزه اى بياور .(154)
گفت : اين ماده شترى است [ كه به اذن خدا به عنوان معجزه من از دل كوه بيرون آمد ] سهمي از آب [ اين چشمه ] براى او ، و سهم روز معينى براى شماست ،(155)
آسيبى به او نرسانيد كه عذاب روزى بزرگ شما را فرا مي  گيرد .(156)
پس ناقه را پى كردند و [ از كار خود ] پشيمان شدند ،(157)
در نتيجه عذاب آنان را فرا گرفت. بى ترديد در اين سرگذشت ، عبرتى بزرگ وجود دارد و [ قوم صالح ] بيشترشان مؤمن نبودند ،(158)
و يقيناً پروردگارت همان تواناى شكست ناپذير و مهرباناست .(159)
قوم لوط پيامبران را تكذيب كردند ،(160)
هنگامي كه كه برادرشان لوط به آنان گفت : آيا [ از سرانجام شرك و طغيان كه خشم و عذاب خداست ] نمي  پرهيزيد ؟(161)
بى ترديد من براى شما فرستاده اى امينم ،(162)
بنابراين از خدا پروا كنيد و از من فرمان ببريد ،(163)
و من از شما بر ابلاغ رسالتم هيچ پاداشى نمي  خواهم ، پاداش من فقط بر عهده پروردگار جهانيان است ،(164)
آيا شما از ميان جهانيان با مردان آميزش مي  كنيد ؟ ! !(165)
و آنچه را پروردگارتان براى شما از همسرانتان آفريده رها مي  كنيد ؟ [ براى اين كار زشت بى سابقه ، دليل و برهان استوارى نداريد ]بلكه شما گروهى تجاوزكار [ از حدود خدا و مرزهاى انسانيّت ] هستيد .(166)
گفتند : اى لوط ! اگر [ از تبليغ دين ] باز نايستى ، حتماً تبعيد خواهى شد .(167)
[ لوط ] گفت : بى ترديد من از كار زشت شما به شدت متنفرم .(168)
پروردگارا ! مرا و خانواده ام را [ از آثار ، وزر و وبال ] آنچه انجام مي  دهند ، نجات بده ;(169)
پس ما او و خانواده اش همگى را نجات داديم ،(170)
مگر پيرزنى در [ ميان ] باقى ماندگان ،(171)
سپس ديگران را نابود كرديم ،(172)
و بارانى از سنگ گِل بر سر آنان بارانديم ; پس بد بود باران بيم داده شدگان .(173)
بى ترديد در اين سرگذشت عبرتى بزرگ وجود دارد و قوم لوط بيشترشان مؤمن نبودند ،(174)
و يقيناً پروردگارت همان تواناى شكست ناپذير و مهربان است .(175)
مردم اَيكه پيامبران را تكذيب كردند ،(176)
هنگامي كه شعيب به آنان گفت : آيا [ از سرانجام شرك و طغيان كه خشم و عذاب خداست ]نمي  پرهيزيد ؟(177)
بى ترديد من براى شما فرستاده اى امينم ،(178)
بنابراين از خدا پروا كنيد و از من فرمان ببريد ،(179)
من از شما بر ابلاغ رسالتم هيچ پاداشى نمي  خواهم ، پاداش من فقط بر عهده پروردگار جهانيان است ،(180)
پيمانه را كامل بدهيد و از كم فروشان نباشيد ،(181)
و [ متاع و كالا را ] با ترازوى درست وزن كنيد ،(182)
و از قيمت اشيا و اجناس مردم به هنگام خريد نكاهيد ، و در زمين تباهكارانه فتنه و آشوب برپا نكنيد ،(183)
و از آنكه شما و امت هاى پيشين را آفريد پروا كنيد .(184)
گفتند : جز اين نيست كه تو از جادوشدگانى ،(185)
و تو جز بشرى مانند ما نيستى ، و بى ترديد ما تو را از دروغگويان مي  پنداريم ،(186)
پس اگر راست مي  گويى پاره هايى از آسمان را بر ما فرو ريز .(187)
[ شعيب ] گفت : پروردگارم به آنچه انجام مي  دهيد ، داناتر است .(188)
پس او را تكذيب كردند ; در نتيجه عذاب روز سايبان [ يعنى روزى كه ابرى تيره و صاعقه زا سايه مي  اندازد ] آنان را فرا گرفت ، همانا آن عذاب روزى بزرگ بود ،(189)
بى ترديد در اين سرگذشت ، عبرتى بزرگ وجود دارد ; و قوم شعيب بيشترشان مؤمن نبودند ،(190)
و يقيناً پروردگارت همان تواناى شكست ناپذير و مهربان است .(191)
و بى ترديد اين قرآن ، نازل شده پروردگار جهانيان است ،(192)
كه روح الامين آن را نازل كرده است ،(193)
بر قلب تو ، تا از بيم دهندگان باشى ،(194)
به زبان عربى روشن و گويا(195)
و بى ترديد [ خبر ] اين [ قرآن ] در كتاب هاى پيشينيان است .(196)
آيا آگاهى دانشمندان بنى اسرائيل به خبر قرآن [ در كتاب هاى پيشينيان ] براى مشركان نشانه اى [ بر حقّانيّت قرآن و صدق نبوّت تو ]نيست ؟ !(197)
و اگر آن را بر برخى از غير عرب ها نازل كرده بوديم ،(198)
و او آن را بر عرب ها مي  خواند ، باز هم به آن ايمان نمي  آوردند ! !(199)
اين گونه [ كه آن را به زبان عربى روشن و گويا نازل كرديم ] در دل هاى مي رمان درآورديم [ كه آن را بفهمند و به آن ايمان آورند ، ](200) [ ولى اين بيمار دلان لجوج ] به آن ايمان نمي  آورند تا آن عذاب دردناك را ببينند ،(201) كه ناگهان در حالى كه بى خبرند به سراغشان آيد ،(202) پس [ در آن موقعيت بسيار سخت ]گويند : آيا ما مهلت مي  يابيم ؟(203) آيا به آمدن عذاب ما شتاب مي  كنند ؟(204) پس خبر ده اگر ما آنان را ساليانى بهره مندى و برخوردارى دهيم ،(205) سپس آن عذابى كه به آن تهديد مي  شدند ، به سراغشان آيد .(206) آنچه را [ چند سال ] همواره از آن برخوردارى مي  يافتند [ عذاب را ] از آنان دفعنخواهد كرد ،(207) و [ مردم ] هيچ شهرى را نابود نكرديم مگر آنكه بيم دهندگانى براى آنان بود ،(208) براى اندرز دادن و اتمام حجت ; و ما هرگز ستمكار نبوده ايم [ كه مردمي را بدون فرستادن پيامبر نابود كنيم . ](209) قرآن را شيطان ها نازل نكرده اند ،(210) و  [ نزول قرآن ]سزاوار آنان نيست ، و قدرت [ وحى كردن چنين كتابى را ] ندارند ،(211) بى ترديد آنان از شنيدن [ وحى الهى و اخبار ملكوتى ] محروم و بركنارند .(212) پس با خدا معبودى ديگر را مپرست ، كه از عذاب شدگان خواهى شد .(213) و خويشان نزديكت را [ از عاقبت اعمال زشت ] هشدار ده ،(214) و پر و بال [ فروتنى و تواضع ] خود را براى مؤمنانى كه از تو پيروى مي  كنند بگستر ،(215) پس اگر تو را نافرمانى كردند بگو : من از آنچه انجام مي  دهيد ، بيزارم ;(216) و بر تواناى شكست ناپذير مهربان توكل كن ،(217) هم او كه تو را هنگامي كه [ براى عبادت ] مي  ايستى ، مي  بيند ،(218) و گردش و حركت تو را در ميان سجده كنندگان [ مشاهده مي  كند ، ](219) يقيناً او شنوا و داناست .(220) آيا شما را خبر دهم كه شيطان ها بر چه كسانى نازل مي  شوند ؟(221) بر هر دروغ پرداز گنه پيشه اى نازل مي  شوند ،(222) كه گوش [ بر القائات و اغواگرى هاى شيطان ] مي  سپرند ، و بيشتر شيطان ها دروغگويند ،(223) و [ پيامبر ، شاعر و خيال پرداز نيست ، چون ] شاعران [ خيال پرداز ] را [ كه حقايق را هجو مي  كنند ، و با مطالب بى اساس به واقعيات مي  تازند] گمراهان ، پيروى مي  كنند .(224) آيا ندانسته اى كه آنان در هر وادى [ باطلى خيال پردازانه ] حيران و سرگردانند ؟(225) و مطالبى مي  گويند كه خود عمل نمي  كنند ،(226) مگر آنان كه ايمان آورده و كارهاى شايسته انجام داده اند و خدا را بسيار ياد كردند و پس از آنكه [ با شعرهاى باطل دشمنان ، هجويّات مشركان و ياوه هاى كافران ]مورد ستم قرار گرفتند [ با شعرهاى توحيدى و اصيل و استوار خود] به انتقام گرفتن [از دشمن و دفاع از خويش] برخاستند ، و كسانى كه ستم كرده اند ، به زودى خواهند دانست كه به چه بازگشت گاهى باز خواهند گشت ؟ !(227)

برچسب ها: روانشانسی

مرتبط نوشته ها

جدول ترجمه قرآن کریم

الاعراف

17 خرداد, 1394
جدول ترجمه قرآن کریم

الناس

29 اسفند, 1393
جدول ترجمه قرآن کریم

الفلق

29 اسفند, 1393
جدول ترجمه قرآن کریم

الاخلاص

29 اسفند, 1393
جدول ترجمه قرآن کریم

المسد

29 اسفند, 1393
جدول ترجمه قرآن کریم

النصر

29 اسفند, 1393
نوشته‌ی بعدی

النمل

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مطالب

تعامل دین و توسعه، امکان یا امتناع

تعامل دین و توسعه، امکان یا امتناع

26 آبان, 1404
نامه ای سرگشاده به دختران بی حجاب وطنم

نامه ای سرگشاده به دختران بی حجاب وطنم

26 مهر, 1404
نكته هايى درباره جهانى شدن

نكته هايى درباره جهانى شدن

12 مهر, 1404
دين و فرهنگ بر پايه متون باستانى ايرانى

دين و فرهنگ بر پايه متون باستانى ايرانى

10 مهر, 1404
بارگذاری بیشتر
دبيرخانه دين‌پژوهان كشور با هدف تعميق، توسعه و ترويج پژوهش‌هاي ديني، بهينه‌كردن اطلاع رسانى، پشتيبانى از مراكز دين‌پژوهى و پژوهشگران ديني، فعاليت می کند. اين دبيرخانه از نظر تشكيلات و سازماندهي در ابتدا تحت پوشش و حمايت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و سپس پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات قرار گرفت و در ادامه کار با پيشنهاد دبير شورای برنامه‌ريزی دين‌پژوهان و موافقت مسئولان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، به عنوان مؤسسه‌ای غيردولتی و غيرانتفاعی به ثبت رسيد.
 
دفتر مركزى در قم
نشاني: قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی ، دبيرخانه دين‌پژوهان
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵
آدرس سایت:
www.dinpajoohan.com

پست الکترونيک:
info@dinpajoohan.com

 

نقل مطلب با ذکر منبع آزاد است.

کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به دبیرخانه دین پژوهان کشور می باشد.