کرسی ترویجی مرجعیت قرآن در علوم انسانی اسلامی در دفتر قم پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی برگزار شد.
در این نشست سلیمان خاکبان، عضو هیئت علمی دانشگاه قم به ارائه سخن پرداخت و تأکید کرد: بنده منتقد مبنا و تعریف آیتالله جوادی در علم دینی هستم زیرا این تعریف، واگذار کردن معرفت اسلامی به آنچه دیگران تولید کردهاند است و ما محترمانه میگوییم هر چه را تولید کردهاید اگر دارای قید علمیت باشد، اسلامی است. در مورد این دیدگاه، طی گفتگویی با وی ابعادی از نظرش مورد بررسی قرار گرفت که اکنون از نظر شما می گذرد.
وی گفت: بنده معتقدم بشر، از آغاز تا امروز، کلاً با دو منبع معرفتی (که حاصل آن دو بسته معرفتی است) برای حل مسایل و مشکلات خود مواجه بوده است: یکی الهی و دیگری بشری. دین حقیقی و ناب که چیزی جز وحی الهی و آموزههای اولیای معصوم نیست، تنها مصداق منبع و بسته معارف الهی است. و علم و فلسفه و عرفان که حاصل کوشش معرفتی انسان است، مصادیق سهگانه منبع و بسته معرفت بشری است ولی استاد محترم، حضرت آیت الله جوادی آملی معتقدند هر نوع دستاورد معرفت بشری اگر علمیت داشته باشد، مصداق علم دینی است.
خاکبان ادامه داد: در این دو تلقی از دین با دو نوع معیار مواجهایم: حضرت استاد معیار دینی بودن را «علمیت» میدانند و بنده معیار دینی بودن را «منبع صدور» میدانم. استاد معتقدند هر آنچه علمیت داشته باشد الهی و دینی است. ولی عرض بنده اینست: آنچه را ما امروز «علم» میشماریم ممکن است جهل مرکب، باشد. البته حضرت استاد یا طرفداران نظریه ایشان ممکن است بفرمایند: ما گفتهایم؛ اگر علمیت داشته باشد ولی این «اگر» نمیتواند مشکل ذاتی و عینی معارف بشری را حل کند زیرا ویژگی اصلی تمام معارف نظری بشری این است که همواره در معرض دو آفت بزرگ قرار دارند: «نقص» و «خطا».
وی افزود: لذا نسبت دادن چنین معارفی به خداوند متعال که کمال مطلق و علم مطلق میباشد خطاست و اساساً در پرتو همین دو آفت بالقوه، یعنی احتمال «نقص» و «خطا» نسبت به معارف نظری بشری است که ضرورت دین را به عنوان یک منبع معرفتی معصومانه اثبات میکنیم. به عبارت دیگر: اگر بشر، خود، میتوانست با تکیه بر عقل و علم و دانش خدادادش مسایل و مشکلاتش را حل کند، دیگر چه نیازی به دین و هدایت الهی داشت؟
این استاد دانشگاه ادمه داد: بله! از یک موضع فلسفی و عرفانی میتوان همه حقایق، ازجمله معارف بشری را، البته با همان شرط و قید «علمیت» به خداوند متعال نسبت داد؛ و این نسبت در جای خود درست است؛ ولی بحث امروز ما در باب اسلامیکردن علومانسانی موجود این نیست.
وی گفت: بحث ما اینست که بشر در راستای حل مسایل و مشکلات خود، در حوزههای گوناگون، ازجمله در حوزه علومانسانی، به تولیدات و نظریهها و راهکارهایی دست یافته و در پرتو آن نظریهها و راهکارها دارد مسایل و مشکلات نظری و عملی خود را حل میکند. ما به عنوان مسلمان معتقدیم برخی از این راهحلها، اعم از نظری و عملی، نادرست و غلط است؛ و یکی از معیارهای ما در تشخیص این خطا و اشتباه، آموزههای دینی است یعنی برخی از این آموزههای بشری با برخی آیات قرآن کریم و احادیث اهل بیت عصمت و طهارت( ص)، در تعارض است لذا در صدد برآمدهایم تا از یک موضع دینی به نقد و اصلاح و بازسازی علوم انسانی موجود بپردازیم و انشاءالله در قدم بعدی، یعنی پس از نقد و پالایش و تهذیب علوم انسانی موجود، به تولید مستقیم و مستقل علوم انسانی اسلامی بپردازیم البته این دو کار را همزمان هم میتوان انجام داد.
خاکبان تاکید کرد: پس، مسئله ما یک مسئله فلسفی یا عرفانی در باب منشأ علوم و معارف بشری نیست؛ مسئله ما یک مسئله عینی و اجتماعی در حوزه کم و کیف پاسخگویی به مسایل و مشکلات مردم و جامعه در حوزه علوم انسانی است.
عضو هیئت علمی دانشگاه قم گفت: به عبارت دیگر، همانطور که در آغاز بحث اشاره شد: انسان در طول تاریخ با مسایل و مشکلاتی مواجه بوده و هست و خواهد بود؛ و برای حل این مسایل و مشکلات، همواره با دو منبع یا دو بسته معرفتی مواجه بوده: یکی الهی و دیگری بشری. انبیای عظام الهی و اوصیای ایشان از طرف خداوند متعال مأمور بودهاند بسته معارف الهی را به عنوان یک نعمت بزرگ و مضاعف الهی (منت) علاوه بر عقل و علم و دانش به بشریت هدیه کنند (لَقَدْ مَنَّ اللّهُ عَلَى الْمُؤمِنِینَ إِذْ بَعَثَ فِیهِمْ رَسُولاً مِّنْ أَنفُسِهِمْ یَتْلُو عَلَیْهِمْ آیَاتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتَابَ وَ الْحِکْمَهَ وَ إِن کَانُواْ مِن قَبْلُ لَفِی ضَلالٍ مُّبِینٍ: آل عمران: ۱۶۴) که کردند؛ ولی افراد جاهل و مغرور به جای استقبال از این منت و هدیه گران سنگ الهی به عقل و علم و دانش و تجربه خود بسنده کردند و راهکارهای عقل و علم و دانش ناقص و خطاآلود خود را بر راهکارهای جامع و کامل و معصومانه الهی ترجیح دادند و کار را به جایی رساندهاند که امروزه اصل حیات در کره زمین در معرض دو خطر بزرگ است: یکی خطر بمب های هستهای (که چیزی جز نماد و نمود جنون قدرت افراد جاهل و مغرور نیست) و دیگری خطر نظریهها و الگوهای توسعه موجود (که چیزی جز نماد و نمود دنیاپرستی افراد غافل از لذتهای انسانی و معنوی و الهی نیست).
وی افزود: پس، مسئله این است! یعنی بشر برای حل مسایل و مشکلاتش با دو بسته معرفتی مواجه است: یکی بشری و دیگری الهی. آیا تفسیر حضرت استاد از «علم دینی» میتواند پاسخگوی این مسئله باشد؟! تکیه بر چنین تفسیری از علم دینی دو پیامد منفی بزرگ و اصلی دارد: یکی اعتماد و تکیه بر بسته معارف بشری؛ و در نتیجه، استقبال از عوارض نقص و خطای معارف بشری؛ و دیگری خودباختگی دینی و در نتیجه کمتوجهی به ظرفیت معارف دینی در پاسخگویی و حل مسایل و مشکلات بشری. به عبارت دیگر: این نوع تلقی از علم دینی به معنای واگذاری محترمانه و ظاهراً آبرومندانه میدان و معرکه حل مسایل و مشکلات جوامع، ازجمله جوامع اسلامی به منبع و بسته معارف ناقص و خطاآلود بشری است!
خاکبان ادامه داد: لازمه عملی فرمایش حضرت استاد در باب معیار دینی بودن علوم اینست که ما در تمام حوزهها و رشتههای علوم دانشگاهی به صرف آنکه علمیت آن را بپذیریم آنها را دینی قلمداد کنیم و با خیال راحت و فارغ از کنکاش در بسته معارف الهی، مسایل و مشکلات خود را به کمک آنها حل کنیم. در حالی که چه بسا، پس از چند سال بطلان آن راهکارهای بظاهر علمی مشخص شود. علاوه بر آن، خود را از کنکاش در منابع معارف الهی (یعنی قرآن کریم و احادیث درربار اهل بیت عصمت و طهارت) و دستیابی به راهکارهای دینی، به معنای درست کلمه، محروم کردهایم.
وی افزود: به عنوان مثال و نمونه امروزه، تقریباً، اگر نگوییم همه، دست کم، اکثر علمای محترم حوزههای مقدس علمیه، علمیت دانش پزشکی موجود را پذیرفتهاند؛ و اساساً ورود به حوزه مسایل پزشکی را از وظایف علوم دینی خود نمیدانند (در حالی که روزی و روزگاری کتاب شریف قانون بوعلی حدود ۵۰۰ سال کتاب درسی دانشگاههای اروپا بود و هنوز هم ارزش علمی و کاربردی آن در نظر اهل فن و افراد مطلع برتر از پارادایم پزشکی امروز است). و اینک، با تفسیری که حضرت استاد جوادی آملی در باب علم دینی ارایه کردهاند، میتوان گفت: پزشکی کلاسیک امروز، اسلامی هم هست!
این استاد دانشگاه گفت: در حالی که بنده معتقدم دین مبین اسلام، خود، به صورت مستقل، دارای تئوری خاص در باب بیماری و روش درمان است؛ و اساساً دارای مکتب درمانی و پزشکی خاص خود است و با پزشکی امروز، اگر در تعارض نباشد، کاملاً متفاوت است؛ و اگر درست استنباط و معرفی شود میتواند خیلی بهتر و اثربخشتر از پزشکی موجود پاسخگوی نیاز سلامت جامعه باشد. ضمن اینکه، مکتب پزشکی موجود، حتی از نظر علمی بشدت در معرض نقدهای جدی قرار دارد، حتی اگر ارزش علمی علوم پزشکی موجود تا قیام قیامت معتبر باقی بماند و مخدوش نشود، باز حق نداریم آن را دینی و الهی بدانیم، زیرا بیشک راهکارها و بسته نرمافزاری و علمی آموزههای وحیانی در حوزه پزشکی خیلی دقیقتر و جامعتر و کاملتر از دستاوردهای علوم پزشکی بشری است.
وی افزود: لطفاً توجه کنیم، غفلت ما از این منبع عظیم و قدسی معرفتی (یعنی قرآن کریم و اهل بیت عصمت و طهارت) و عدم بهرهبرداری از آن ذرهای از ارزش علمی و عملی آن نمیکاهد. غفلت ما فقط موجب محرومیت ما و دیگران شده است.
وی در پاان اظهار داشت: به نظر میرسد در باب اسلامیسازی علوم انسانی یا حتی اسلامیسازی سایر رشتهها، ازجمله دانش پزشکی، حوزههای مقدس علمیه ابتدا باید تکلیف خود را با گستره معرفتی دین مشخص کنند. تا وقتی که علمای دین تکلیف خود را با گستره معرفتی دین با محوریت تفسیر درست آیه شریفه «و نزلنا علیک الکتاب تبیاناً لکل شیء» (نحل: ۸۹) مشخص نکنند؛ بحث علم دینی، مبنای مشخص و شفافی نخواهد داشت.











