فرصت شناسى و جلوگیرى از فرصت سوزى اولین درس امام صادق(ع) به ما شیعیان در همه عصرها ونسلها است. افسوس که این درس را خوب نیاموختهایم وخوب بکارنبستهایم.
شناخت ظرفیتها و ویژگیهاى زمان واستفاده بهینه از فرصتها، اولویت بندى وظایف، مقدم داشتن کارهاى اصلى وزیربنایى بر امور فرعى، رجحان دادن تعلیم وتربیت وانسان سازى بر همه امور، واستفاده کامل از تمام مقدورات وامکانات زمان براى تبلیغ ومعرفى برتریهاى تشیع بر سایر مذاهب، ازویژگیها وی مکتب علمى امام صادق(ع) است.
امروز ما پیروان مکتب آن امام همام در دشوارترین وپرمخاطرهترین زمان رويارويى فكرى، عقيدتى قرار داریم و هجمهها وشبیخونها و حملههاى فکرى وعقیدتى واخلاقى وسیاسى و نظامى دشمنان اسلام ناب محمدى، ما را مورد محاصره کامل قرار داده است، اما ما هم امکانات ومقدورات فراوانى در کشور وجهان داریم که از ظرفیتهاى آن به خوبى استفاده نمیکنیم ودر فرعیات وحاشیهها فرو میرویم واز اصول باز میمانیم.
براى این مدعا دلایل وشواهد فراوان دارم که در این مقال نمیگنجد وبراى نمونه به یکى از دهها نقصان خودمان اشاره میکنم.
دانشآموزان همه کشورهاى جهان وایران خودمان در طول تحصیلات ابتدایى با دانشمندان ونظریه پردازان و مخترعان ملتهاى مختلف همچون پاسکال، پاستور، نیوتن، انیشتین افلاطون، فیثاغورس، بطلمیوس و… الزاما آشنا میشوند وتاریخ وزندگى وعملکرد آنان را حفظ کرده و امتحان میدهند، حتى آن دسته دانشمندانى که کشف یا نظریه علمى آنها در اثر رشد علم باطل ومنسوخ اعلام شده است، اما با افسوس فراوان باید گفت که در دانشگاهها و مراکز آکادمیک و تحقیقاتى اروپا و آمریکا و حتى آسیا این بنده شخصا با رؤساى دانشگاهها ودانشمندان و اساتید مشهور ادیان مختلف مواجه بودم که شناختى از امام صادق(ع) و مکتب علمى آن امام و تاریخ و سیره و دست آوردهاى عظیم و تمدن ساز و فرهنگ ساز دانشگاه بزرگ و چهار هزار نفرى وى از همه ملیتها و مذاهب و در همه رشتههاى علوم تجربى و ریاضى و فیزیک و شیمى و هیأت و نجوم و طب و علوم انسانى و علوم دینى و فقه نداشتند و با کمال نا باورى ما، اظهار میکردند که اولین بار است میشنویم و از ما سند ادعایمان را مطالبه میکردند!
این درد بزرگ را چگونه بیان کنیم که ما از لاک بسته محیط اطرافمان ومحل و مدرسمان سر بیرون نیاوردهایم و جهان را ننگریستهایم و با زمان پیش نرفته و فرصتهایمان را سوزاندهایم و به کم قانع بودهایم و همتمان را کوتاه و اهدافمان را کوچک گرفتهایم.
اینک بر همه اندیشمندان و عالمان و مدیران علمى حوزهها و دانشگاهها و دین پژوهان این مسئولیت عرضه میشود که دین خود را به امام صادق(ع) و مذهب او و مکتب علمى او ادا نمایند و نقش عنصر زمان را در پیشرفت یا عقب ماندگى خویش از یاد نبریم و درس فرصت شناسى و استفاده از زمان و ابزار زمان را از آن امام بزرگوار بیاموزیم و به کار ببندیم.
زمان امام صادق(ع)، زمانِ تزلزل حکومت بنى امیّه و فزونىِ قدرت بنى عبّاس بود و این دو گروه مدّتى در حال کشمکش و مبارزه با یکدیگر بودند.
از زمان هشام بن عبدالملک، تبلیغات و مبارزات سیاسى عبّاسیان آغاز گردید و در سال 129 وارد مرحله مبارزه مسلّحانه و عملیات نظامى گردید و سرانجام در سال 132 به پیروزى رسید.
بنى امیّه در این مدّت، گرفتار مشکلات سیاسى فراوان بودند، لذا فرصت فشار و اختناق نسبت به شیعیان را نداشتند.
عبّاسیان نیز چون از دستیابى به قدرت در پوشش شعار طرفدارى از خاندان پیامبر و گرفتن انتقام خون آنان عمل مىکردند، فشارى از طرف آنان مطرح نبود.
از اینرو، این دوران، دوران آرامش و آزادى نسبىِ امام صادق(ع) و شیعیان بود و آن حضرت از این فرصت استفاده کرده و تلاش فرهنگىِ وسیعى را آغاز کرد.
ایشان آن قدر فقه و دانش اهل بیت(ع) را گسترش داد و زمینه ترویج احکام و بسط کلام شیعى را فراهم ساخت که مذهب شیعه به نام او به عنوان مذهب جعفرى شهرت یافت.
امام صادق(ع) با تمام جریانهاى فکرى و عقیدتى آن روز برخورد کرد و موضوع اسلام و تشیّع را در برابر آنها روشن ساخت و برترى بینش اسلام شیعى را ثابت کرد.
امام صادق(ع) هر یک از شاگردان خود را در رشتهای که با ذوق و قریحه او سازگار بود، تشویق و تعلیم مینمود و در نتیجه، هر کدام از آنها در یک یا دو رشته از علوم مانند: حدیث، تفسیر، فقه و کلام تخصّص پیدا میکردند. عصر امام صادق(ع)، عصر برخورداندیشهها، آرا و عقاید علمی بود.
در این زمان، نشاط علمی فوق العادهای در جامعه اسلامی پیدا شد. محیط صددرصد مذهبی، ورود نژادهای مختلف به دین اسلام با سابقه علمی و فکری و احساس اخوت و برادری در میان این گروههای مسلمان، سه عامل مهم برای ایجاد شور و نشاط علمی بودند. ذکر اسامی چهار هزار شاگرد برای امام صادق(ع)، در تاریخ مؤیّد همین مطلب است. امام(ع) با تشکیل دانشگاه و حوزه علمیه و تربیت شاگردانی ارزشمند در برابر سیل هجوم عقاید انحرافی ایستاد تا از اسلام واقعی دفاع کند. امروز در عرصه جهان و در مقابل سیل شبهات و هجمههاى فکرى صهیونیسم و وهابیون و بهاییت و فرق و مذاهب ضد شیعه و در مقابل الحاد غرب و عقاید منحرف گروههاى درونى و افراط و تکفیرآنان و در دنياى تسخير شده در اثر انقلاب وب، داشتههاى ما چه میزان است و از آنها چقدر بهره میبریم و صداى تشیع و پیام امام صادق(ع) را در هیاهوى رسانههاى امروزى چه قدر به گوش مردم جهان رساندهایم؟











