روششناسی اجرای حدود
اسلام پس از تمام مراحلی که در تشریع و قانونگذاری حدود مطرح فرمود، به هنگام اجرای حدود نیز اصل تربیت و تأدیب اسلامی را بنا نهاده و مجری حدود لازم است. افزون بر اين، بر اجرای قوانین شرعی و امور اخلاقی نیز پایبند بوده و متخلق به اخلاق اسلامی در تربیت مجرمان ميباشد تا بتواند در نهایت، اخلاق و تأدیب اسلامی را در جامعه نهادینه کند. الزام حکومت توسّط اسلام، به اجرای حدود هم جنبه الزام فقهی دارد (ثواب و عقاب) و هم الزام اخلاقی (سعادت)، ولی نتیجه آن در مقام عمل یکی است.
1-2. مقام نظر (هدفداری)
منظور از «مقام نظر»، اين است که در بُعد اندیشه، بتوان از اجرای حدود هدف و غایت را سرلوحه قرار داد. حاکم جامعه، باید بداند به چه نیت اجرای حدود کند و افراد جامعه با مشاهده حدود، چه نتیجهای باید بگیرند؟ این دو نکته، از عمده مسائلی است که میتوان از اجرای حدود به دست آورد.
1-1-2. به قصد تطهیر مجرم
هدف حاکم اسلامی و مجری حدود از کیفر مجرمان، باید تربیت او باشد و نباید صرفاً به دلیل اینکه او جرمی انجام داده و برخلاف مسیر مسلمانان حرکت کرده، او را تنبیه کرد. اگر حاکم اسلامی در موردی ناگزیر از اجرای حکم شد، نباید خوشحال از اجرای عقوبت باشد، گرچه در مقام اجرای فرمان حکم خداوند، خرسندی بجاست؛ اما از اینکه جرمی رخ داده که منتهی به اجرای عقوبت شده، آزاردهنده است. امام علی در عهدنامهای به مالکاشتر، به این خصلت اخلاقی اشاره میکنند: «وَ لَا تَنْدَمَنَ عَلَى عَفْوٍ وَ لَا تَبْجَحَنَّ بِعُقُوبَةٍ» (نهجالبلاغه، ن 53)؛ در بخشش دیگران پشیمان نباش، و از کیفر کردن شادی مکن.
وقتی نیت حاکم و مجری حدود، تطهیر و پاک شدن مجرمان از گناه خود باشد، اين امر موجب میشود که با دلسوزی و شفقت و به نیت اصلاح مجرم، او را تأدیب نماید. البته این تنبیه هم، برای خروج او از گناهش است. همانگونهکه وقتی حضرت علی بر شخصی که چهار مرتبه اقرار به گناه نمود و درخواست طهارت داشت، پس از اجرای حد و مرگ او، حضرت بر ایشان نماز اقامه کردند (قمی، 1404ق، ج 2، ص 98). به عبارت دیگر، گرچه او مرتکب گناه و عمل زشتی شده است، اما از دایرة اسلام خارج نشده و اجرای حد موجب تطهیر او شده و حاکم جامعه نیز پس از مرگ او، بر او نماز میخواند.
2-1-2. درسآموزی برای جامعه
یکی از فوايدی که در اجرای حدود قرار داده شده و جنبة تربیتی دارد، عبرت برای جامعه است. آیة 2 سورة نور تأکید دارد که باید اجرای حد را طايفهای از مؤمنان مشاهده نمایند: «وَ لْيَشْهَدْ عَذَابَهُمَا طَائِفَةٌ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ»؛ گرچه در تعداد این عده در کتب فقهی مباحثی وجود دارد، اما اجرای علنی حکم، مصالحی دارد که با اجرای مخفیانه آن، به دست نمیآید؛ از جمله عبرت برای جامعه، جلوگیری از افراط در اجرای حد و مانند آن (مکارمشيرازي و همكاران، 1374، ج 14، ص 361). بنابراین، اهداف متعددی از اجرای حدود در بُعد نظری میتوان در نظر گرفت که عبرت برای مجرم و جامعه، از مهمترین آثار آن بهشمار میرود تا در پرتوی اجرای حد و مشاهده جامعه، از ارتکاب مجدد جرم و سپس، اجرای کیفر شرعی جلوگیری شود.
2-2. مقام عمل
اسلام برای اجرای حدود، الزامات اخلاقیاي مطرح کرده و به بسیاری از آنها وجهه شرعی و قانونی داده است که لازم است مجریان حدود، در مقام اجرای کیفر به این مسائل اخلاقی پایبند بوده و آنها را رعایت نمایند. در یک نگاه کلان، میتوان همة آن موارد را در سه محور مطرح نمود:
1-2-2. توجه به حقوق مجرم
توجه به حقوقی که اسلام برای مجرمان قرار داده است، یکی از نکات تربیتی برای مجریان حدود و غیر ایشان میباشد که باید به آنها توجه شود. بهطورکلی، میتوان در سه قسمت این حقوق را برشمرد:
1. اعتدال در نحوه اجرای کیفر
نکته اساسی در اجرای حدود، اعتدال است. توضیح اينکه باید از افراط و تفریط در اجرای کیفر اجتناب نمود و به صرف اینکه جرمی انجام شده، موجب نمیشود هرگونه برخوردی با او شود. گرچه این اعتدال، یک حکم فقهی و لازمالاجراست، اما بهمعنای عدم اتصاف به صفات مطلوب در اخلاق عملی نیست و نمونهای از وابستگی فقه و اخلاق بهشمار میرود. به بيان دیگر، این احکام شرعی، جنبة بیداری برای قوه عاقله انسان در سنجش روشهای اجرای کیفر را دارد. عقل، به ضرورت اعتدال حکم میکند، اما حکم شرعی صادر میشود تا به این درک عقل مهر تأیید زده باشد.
بهعنوان نمونه، هنگام شلاق زدن نباید تازیانه خیلی نو باشد که بدن را مجروح کند و یا کهنه باشد که دردی احساس نکند (طوسی، 1387ق، ج 8، ص 68)، زدن نیز باید میانه باشد (حرعاملی، 1409ق، ج 28، ص 198)، کسی که شلاق میزند، دست را خیلی بالا نبرد که سفیدی زیر بغلش نمایان شود. از واژة «جلد» در آیة 2 سورة نور نیز استفاده میشود که ضربات نباید از پوست فراتر رود (یزدی، 1415ق، ج 2، ص 309). همچنین، باید ضربات شلاق بر بدن او پراکنده شود. بر سر و فرج او نزنند و لباس او را از بدنش خارج نکنند، مگر اينکه هنگام اجرای گناه عریان بوده باشد و با لباس زخیم نباشد. اگر مجرم زن است، باید زن بر او حد بزند و به گونهای بزنند که زخمی نشده و خون نیاید (طوسی، 1387ق، ج 8، ص 68). مجری حدود اجازه ندارد یک ضربه را کم یا زیاد کند و نسبت به آن در قیامت بازخواست خواهد شد (مکارمشيرازي و همكاران، 1374، ج 14، ص 360). در مورد حد سارق و قطع دست و پای او نیز ظرايفی در اسلام مطرح شده است که باید رعایت شود. از جمله اينکه در مرتبة اول که جرم او ثابت میشود، فقط چهار انگشت او و نه تمام دستش قطع بشود. در مرتبة دوم، پای او نیز به میزانی که شریعت مشخص کرده است، نه بیشتر قطع میشود (حرعاملی، 1409ق، ج 28، ص 251). همه این موارد، شاهد بر اهتمام اسلام بر اعتدال در کیفر و در نهایت، توجه به حقوق مجرم در راستای تربیت او و همچنین مجریان حدود میباشد.
2. اعتدلال در مقدار جرم
منظور از آن، مطابقت حد با آنچه در شریعت بیان شده است. عقل به اصل ضروت عقوبت، با شرایط خود و تناسب جرم و کیفر اعتراف دارد، اما چگونه اجرا شدن آن، موضوعی است که به عهده نقل است. از اين جهت که احکام شرعی تابع مصالح و مفاسد واقعی هستند، از دریچه نقل میتوان به میزان شدت و ضعف اعمال پی برد. به همین دليل، در حدود باید به اندازهای که تشریع شده اجرا شود و نه بیشتر. بهعنوان نمونه، ازآنجاکه عمل زانی از قبح بیشتری نسبت به قاذف برخوردار است، باید ضربات شلاق بر روی او محکمتر زده شود (همان، ص 309) و لباس قاذف کنده نمیشود، بلکه فقط ردائش برداشته میشود (کلینی، 1407ق، ج 7، ص 217). تعداد ضربات شلاق بر زانی بیست شلاق بیشتر است، اگر در حین ارتکاب، عریان مشاهده شدهاند، عریان حد میخورند و اگر با لباس دیده شدهاند، با لباس حد زده میشوند. در مورد دزد نیز اگر وارد خانه شود، ولی چیزی را بر ندارد، حد جاری نمیشود (همان، ص 224). همه این تغییرات در کیفر و تنبیه مجرم، ناظر به تغییرات در ناحیه جرم اوست؛ چرا که با شدت و ضعف جرم، کیفر نیز تغییر میکند و این تغییر را باید در پرتوی آموزههای اسلام به دست آورد و به همان مقدار کیفر کرد و این حقی است که اسلام برای مجرمان قرار داده است.
3. حفظ کرامت مجرم
خداوند به انسان کرامت داده و شأن و منزلت او را گرامی داشته است و این اصل را در همه مراحل زندگی بشر، مورد توجه قرار داده است: «وَ لَقَدْ کَرَّمْنَا بَنِي آدَمَ وَ حَمَلْنَاهُمْ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ رَزَقْنَاهُمْ مِنَ الطَّيِّبَاتِ وَ فَضَّلْنَاهُمْ عَلَى کَثِيرٍ مِمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِيلاً» (اسراء: 70). اين اصل در فرايند تربيت، بر تمام عناصر و مراحل آن ناظر است و نميتوان عنصري يا مرحلهاي را تصور كرد كه از اين اصل بينياز باشد و نباید عملی انجام داد که با شأن انسان ناسازگار باشد (عابدی، 1382). اجرای حدود نیز به جهت عمل خود مجرم است. البته به هنگام اجرای حد نیز باید کرامت خدادادی مجرم حفظ شود. به همین دليل، از کندن لباس او نهی شده است. همچنین نباید او را بست و یا اینکه به زمین کشید، پاهایش را نباید بست و دستان او را باید آزاد گذاشت، تا بتواند خود را نگه دارد (طوسی، 1387ق، ج 8، ص 68). حتی در مورد دزدی که برای مرتبه سوم دزدی کرده و یک دست و پای او قطع شده، او را به زندان میاندازند؛ چرا که حاکم اسلامی از اینکه اعضای بیشتری از او را قطع کند و در نتیجه، نتواند خود را تطهیر کند، از خدای خود حیاء میکند (طوسی، 1407ق، ج 10، ص 104). این حیاء یک دستور شرعی نیست، اما در فرامین اخلاق عملی، بهعنوان یک خصلت نیکو برای حاکم بهشمار رفته و در جهت تحلیه او به این روحیه فرمان میدهد. با تنقیح مناط، میتوان هرچیزی که کرامت انسانی را خدشهدار کند (و از دایره حد شرعی خارج باشد) را جزء حقوق مجرم بهشمار آورد و از هتک آن اجتناب کرد.
2-2-2. مدارا و رعایت حال مجرم
این موضوع یکی از مباحثی است که دامنه زیادی از مباحث اسلامی را در روایات و فقه به خود اختصاص داده است که پرداختن به آن به درازا میانجامد. همانطورکه اشاره شد، هدف اسلام از اجرای حدود، تأدیب اسلامی مجرم و جامعه است و متولیان اجرای حدود نیز باید با رعایت امور شرعی و اخلاقی که در اسلام لازم شمره شده است، از تربیت اسلامی بهره ببرند. شرايطی هست که اگر برای مجرم وجود داشته باشد، باید حد را به تأخیر انداخت که به برخی از این موارد اشاره میشود:
اگر محکوم دارای بیماری بود که اجرای حد، بیم كشته شدن او را به دنبال دارد، تا زمان بهبودی او صبر میشود. در غیراینصورت، صد عدد ترکه به دست گرفته و یک مرتبه به مجرم زده میشود (مغربی، 1385ق، ج2، ص 451). حضرت علي بر کسانی که مجدر و یا حصبه داشتند، تا زمان سلامت حد جاری نمیکردند (همان). حد نباید در سردی یا گرمی شدید هوا انجام شود (حرعاملی، 1409ق، 28/ 21 و 22). همچنین، بر زن حامله حد زده نمیشود و تا وضع حملش صبر میشود (همان،28/ 108؛ طوسی، 1387ق، ج 8، ص 63)؛ زیرا کودک داخل شکم، گناهی نکرده تا به خاطر مادرش او آسیب ببیند (مغربی، 1385ق، ج 2، ص 451)، بر زن نفساء و مستحاضه تا زمان طهارت حد جاری نمیشود (مغربی، 1385ق، ج 2، ص 451؛ حرعالمی، 1409ق، ج 28، ص 29). این دستورات، با پشتوانه فقه مصطلح بوده و تخطی از آن، مستوجب کیفر است. همچنین، در اخلاق که سعادت و تکامل هدفگذاری شده، به همه آنچه اشاره شد، توصیه میکند. همه این نکات اخلاقی، رویکرد تربیتی دین را نشان میدهد که شرايط مجرمان نیز مد نظر قرار داده و ظرايف انسانی را در تربیت او در نظر میگیرد.
3-2-2. بخشش و رأفت
تشریع حدود و اجرای آنها، یکی از مظاهر بخشش و رحمت خداوند است؛ چراکه از این طریق، جلوی ارتکاب جرائم را در جامعه گرفته و همچنین، موجب آمرزش مجرم میشود. از سوي دیگر، در مواردی که مجرم ویژگیهايي را دارد، اسلام با رأفت بیشتری برخورد نموده، حد از این دسته مجرمان برداشته میشود. توجه به این مطلب، لازم است که اسلام با بیان این امور اخلاقی و بخشش و رأفت با مجرمان موجب شده است که این امور، به نوعی از حقوق مجرمان بهشمار آید. اگر توصیه اسلام به این مسائل وجود نداشت، ممکن بود از بسیاری از آنها غفلت شود. اکنون به برخی موارد میتوان اشاره كرد:
اگر مجرم اعم از زانی یا سارق و مانند آن، چند مرتبه مرتکب خطاء شود، اما پس از آن در محکمه جرمش ثابت شود، فقط یک مرتبه حد بر او جاری میشود؛ نه چند مرتبه (حرعاملی، 1409ق، ج 28، ص 263)، مجرمی که پيش از آنکه دستگیر شود، توبه نماید حد از او برداشته میشود (همان، ص 37)، اگر شاربخمر از روی جهل به حکم خمر، شراب بنوشد و یا آنکه تازه مسلمانی باشد که بیاطلاع باشد، حدی اجرا نمیشود (همان، ص 32)، اگر مداومت بر این کار نداشته باشد، بلکه خطايی از او سر زده باشد، فقط تعزیر میشود (همان، ص 225). بیماری که به درمان او امیدی نیست، حد نمیخورد، بلکه صد عدد ترکه برداشته و بر او نواخته میشود (مغربی، 1385، ج 2، ص 451) تا هم حد اجرا شده باشد و هم مجرم در معرض اتلاف قرار نگیرد.
در مورد سارق نیز اگر کودک باشد، فقط تأدیب میشود (همان، ص 294). به همین دليل، دزد باید بالغ و عاقل باشد و مضطر به انجام دزدی نباشد. دزدی پسر از پدر نبوده و تحت شکنجه اقرار به دزدی ننماید (همان، ص 261)، در مواردی که شخصی سارق، اموالش را دستگیر میکند و یا قبل از دستگیری، مالش را به او هبه میکند و از او میگذرد و میبخشد، حد برداشته میشود (به شرط قبل از حضور در محکمه) (همان، ص 39). بيان همه آنچه در روایات آمده به درازا میانجامد. مبدأ این بایدها و نبایدها که لباس حکم شرعی به خود پوشیده است، در الزامات اخلاقی که در سطح بالاتری هستند، باید جستوجو نمود. فارغ از حسن و قبح ذاتی این کردارها، جنبة رأفت و ضرورت رعایت عدالت، طبق تعریف اخلاق و تأیید شرع از امور، مورد توجه در این فرامین است.
حاکم اسلامی گرچه مجری فقه است، اما به حکم اخلاق باید آراسته به زیبايیهای اخلاقی باشد تا در اجرای احکام شرعی موفق باشد.
نتیجهگیری
اين پژوهش، به روششناسی اخلاقی تشریع و اجرای حدود در اسلام، به نکات و یافتههای ذيل دست یافت:
اسلام در مسائل مربوط به حدود، مباحث تربیتی و اخلاقی خاص آن را مطرح کرده که هم در بُعد تشریعی و هم جنبه اجرائی باید مورد الگوبرداری باشد.
روششناسی تربیت، هنگام اجرای حدود به قوای قانونگذار، الگو ارائه داده و اصل تربیت تدریجی بر پایه پیشگیری و درمان با آگاهی دادن به افراد جامعه را تشریح میکند.
نتیجۀ دیگر، اينكه اثبات روح حاکم بر قوانین اسلامی است؛ یعنی تربیت انسانها با روشهای مختلف که اجرای حد و عقوبت مجرم در مرحله آخر قرار دارد. وقتی نوبت به اجرای حدود رسید، باید مراحل تربیتی و اخلاقی اسلام که ناظر به حاکمان و افراد جامعه است را رعایت نمود.
منابع
نهجالبلاغه، صبحی صالح، هجرت، قم، 1414
ابنحيون، نعمانبن محمد مغربى، 1385ق، دعائم الإسلام و ذكر الحلال و الحرام و القضايا و الأحكام، چ دوم، قم، مؤسسة آلالبيت.
ابنعاشور، محمدبنطاهر، بيتا، التحریر و التنویر، بیجا، بينا.
ابنمنظور، محمدبنمكرم، بیتا، لسان العرب، بيجا،بينا.
احمدبن فارس، بيتا، معجم مقاییس اللغه، محقق: عبدالسلام محمد هارون، قم، مکتب الاعلام اسلامی.
اشعرى قمى، احمدبن محمدبن عيسى، 1408ق، النوادر (للأشعري)، قم، مدرسة امام مهدي.
بحرانى، سيدهاشم، 1416ق، البرهان فى تفسير القرآن، تهران، بنياد بعثت.
بهجتپور، عبدالکریم، 1394، شناختنامه سورههای قرآن، قم، تمهید.
جوادیآملی، عبدالله، 1382، سیره رسول اکرم در قرآن (تفسیر موضوعی قرآن کریم جلد هشتم)، چ سوم، قم، اسراء.
جوهرى، اسماعيلبنحماد، بيتا، الصحاح – تاج اللغة و صحاح العربية،دار العلم للملایین، بیروت، 1410ق
حرعاملى، محمدبنحسن، 1409ق، وسائلالشيعة، قم، مؤسسه آلالبيت.
حسني، سيدمحمدابراهيم، 1384، «روشهای تربیت اسلامی از منظر قرآن و نهجالبلاغه»، مصباح، ش 57،صص 43-59
حسینی، سیدجواد، 1384، «روش تربیت مجرمان و گناهکاران»، پاسدار اسلام، ش 285، ص 21-22.
حسینیهمدانی، سیدمحمدحسین، 1404ق، انوار درخشان در پرتوی قرآن، تهران، کتابفروشی لطفی.
حلبى، تقىالدين بن نجمالدين، 1403ق، الكافي في الفقه، اصفهان، كتابخانه عمومى اميرالمؤمنين.
حلى، محقق، نجمالدين جعفربنحسن، 1408ق، شرائع الإسلام في مسائل الحلال و الحرام، چ دوم، قم، مؤسسه اسماعيليان.
راغباصفهانى، حسينبن محمد، 1412ق، مفردات ألفاظ القرآن، لبنان، دار العلم.
رحیمی، رمضانعلی، 1385، «تربیت در اسلام»، ماهنامه شمیم یاس، ش 48، ص 20-34
زرسازان، عاطفه، 1385، «روش تربیت انسان در سیره نبوی از نگاه قرآن»، پژوهشهای تربیت اسلامی، ش 4، 58- 70
صاحببن عباد، 1414ق، كافى الكفاة، اسماعيل بن عباد، المحيط في اللغة، بيروت، عالم الكتاب.
طباطبائی، سیدمحمدحسین، 1417ق، المیزان فی تفسیر القرآن، چ پنجم، قم، جامعه مدرسین.
طباطبایی، محمدرضا، 1379،صرف ساده، چ چهل و نهم، قم، دارالعلم.
طوسى، محمدبنحسن، 1387ق، المبسوط في فقه الإمامية، چ سوم، تهران، المكتبة المرتضوية لإحياء الآثار الجعفرية.
طوسى، محمدبنحسن، 1407ق، تهذيب الأحكام، چ چهارم، تهران، دارالكتب الإسلامية.
عابدی، لطفعلی، 1382، «اصول تربیت در اسلام»، مصباح، ش 36، 29-47
عاملى (شهيدثانى)، زينالدينبنعلى، 1413ق، مسالك الأفهام إلى تنقيح شرائع الإسلام، قم، مؤسسة المعارف الإسلامية.
فراهیدی، خلیلبناحمد، 1410ق، العین، قم، هجرت.
قمى، علىبنابراهيم، 1404ق، تفسير قمي، چ سوم، قم، دارالكتاب.
كلينى، محمدبنيعقوب، 1407ق، الكافي، چ چهارم، تهران، دارالكتب الإسلامية.
گروه نویسندگان، 1384، فلسفه تعلیم و تربیت، چ هفتم، قم، دفتر همکاری حوزه و دانشگاه.
گروه نویسندگان، 1388، تربیت دینی در جامعه اسلامی معاصر، قم، مؤسسة آموزشي و پژوهشي امام خمینی.
لنكرانى، محمدفاضل موحدى، 1422ق، تفصيل الشريعة في شرح تحرير الوسيلة – الحدود، قم، مركز فقهى ائمه اطهار.
مشهدي قمی، محمدبن محمدرضا، 1368، کنز الدقائق و بحر الغرائب، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.
مصباحالهدي، سيدمصطفي، 1388، «روشهای تربیت در داستان حضرت موسی در قرآن»، پژوهشهاي قرآني، ش 59-60، 66-80
مصباحیزدی، محمدتقی، 1391، فلسفه اخلاق، قم، مؤسسة آموزشى و پژوهشى امام خمينى.
مطهری، مرتضي، 1383، مجموعه آثار، چ يازدهم، قم، صدرا.
مکارمشیرازی، ناصر و همكاران، 1374، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه.
نادری، بدری، 1383، «نظامهاي تربيتي در مدرسه وحي»، صحيفه مبين، ش 35، 40-63
نساجي زواره، اسماعيل، 1385، «آموزه های تربیتی در کلام وحی»، نشريه آموزش رشد قرآن، ش 13، ص
34-49
همتبناری، علی، 1385، «در تکاپوی ارائه مفهومی نو در تربیت اسلامی با تأکید بر آیات و روایات»، تربيت اسلامي، سال دوم، ش 3، 44-60
یزدی، محمد، فقه القرآن، موسسه اسماعیلیان، قم، 1415










