اهداف قيام امام حسين (ع)، عنوان چهارمين نشست علمي از سلسله نشستهاي علمي عاشورايي بود که با سخنراني حجتالاسلام و المسلمين مهدي مهريزي و حضور جمعي از علما و انديشمندان حوزه و دانشگاه در دبيرخانه دينپژوهان کشور برگزار شد.
حجتالاسلام و المسلمين مهريزي در اين نشست علمي ابتدا به تبيين نظريات موجود در زمينه اهداف قيام عاشورا پرداخت و از سه نظريه اصلي و يک نظريه تلفيقي ـ ترکيبي به عنوان مهمترين نظريات موجود در زمينه اهداف قيام امام حسين (ع) ياد کرد.
عضو شوراي علمي دينپژوهان کشور از نظريه «شهادت طلبي» به عنوان اولين نظريهاي که محققان شيعه در اين زمينه به آن پرداختهاند نام برد و افزود: معتقدان به اين نظريه با استناد به «ان الله شاء ان يراک قتيلا» و نيز اخبار نقل شده از پيامبر(ص)، و ائمه اطهار(ع) مبني بر وقوع شهادت امام حسين در کربلا، هدف از قيام امام حسين (ع) را شهادت طلبي ذکر کردهاند و آن را يک هدف و امر مطلوب دانستهاند.
وي نظريه دوم را نظريه «حفظ جان» عنوان کرد و افزود: اين نظريه است که بيشتر توسط عالمان معاصر ما بدان پرداخته شده است ميگويد امام حسين (ع) چون در مدينه احساس خطر ميکرد به سوي مکه حرکت کردند و چون در آنجا هم تهديد شدند و قصد کوفه کردند و چون امکان رفتن به کوفه ميسر نشد به سمت کربلا حرکت کردند که سرانجام اين حرکت منجر به قيام وي شد.
حجتالاسلام و المسلمين مهريزي از نظريه «تشکيل حکومت» به عنوان سومين نظريه ياد کرد و افزود: معتقدان به اين نظريه که از يکسو نظريهاي پرطرفدار و از سوي ديگر نظريهاي جنجالي است معتقدند امام حسين (ع) براي براندازي يک حکومت فاسد و برپايي يک حکومت صالح و به تعبير خود امام براي اصلاح حکومت جدش قيام کرده است.
اين استاد حوزه و دانشگاه از نظريه تلفيقي ترکيبي «حکومت و شهادت» به عنوان نظريهاي جديد و چهارمين ديدگاه در مورد اهداف قيام امام حسين (ع) ياد کرد و ادامه داد: در اين نظريه بحث علم غيب و آگاهي امام حسين به شهادت و نيز کلمات وي در خصوص اصلاح امور با هم تلفيق شده و به صورت اهداف ظاهري و باطني قيام و در نهايت به عنوان نظريه تلفيق حکومت و شهادت مطرح شده است.
سخنران اين نشست علمي در ادامه به تبيين رويکردهاي محققان شيعي درباره قيام عاشورا و ارتباط اين رويکردها با اهداف اين قيام پرداخت و اين رويکردها را از سه منظر عاطفي، حماسي و انساني قابل بررسي دانست و افزود: در رويکرد عاطفي که تا صد سال قبل نگاه رايج بوده است به مصيبتهايي که با بدترين نوع خشونت توسط بدترين افراد به خاندان پيامبر (ص) وارد شد پرداخته ميشود. و در رويکرد حماسي که در صد ساله اخير و به دنبال حوادثي و انقلابهايي که در شرق و غرب به وقوع پيوست رايج شد، عناوين حماسي جاي عناوين گريه و مصيبت را گرفت و مواردي مانند مبارزه، حماسه، آزادي و آزدگي و شهادت نمود بيشتري پيدا کرد.
وي از رويکرد انساني به عنوان سومين رويکرد در اين زمينه ياد کرد و ادامه داد: ادبيات اين رويکرد که در يکي دو دهه اخير شکل گرفته و کاملا جديد است بر کرامت انسان در حادثه عاشورا مبتني است و مباحث و ارزشهاي اخلاقي از جمله زن، حقوق بشر، حقوق شهروندي و ماهيت انساني و به طور کلي بحثهاي جديد جهاني را در حادثه عاشورا مبناي نگاه قرار ميدهد و مطابق با حواث و تحولات جديد جهاني پيش ميرود چرا که در اين بازه زماني جنگ گرم شکست خورده و جهان به سمت جنگ سرد روي آورده است.
حجتالاسلام و المسلمين مهريزي حوادث به ظاهر سادة پيراموني در اجتماع را نمونهاي از تحولات جديد در اين نوع رويکرد نام برد و افزود: براي نمونه اگر به پايگاه ثبت احوال کشور مراجعه کنيم تا چند سال پيش نامهايي از جمله غلامحسين، غلامعباس، غلامعلي، غلامرضا و … را به فراواني ميبينيم اما اگر دقت کنيم اين نامها کمکم جاي خود را به اميرحسين، اميرعباس، اميرعلي، امير رضا و … دادهاند، و اين تحولات به ظاهر ساده نشان ميدهد که انسان سالهاي گذشته که در برابر ارباب خود تکليف و فرمانبري داشت به انساني مدرن، مطالبهکننده و پرسشگر تبديل شده است و اين حرکتي معنادار است که نشان ميدهد نوع نگاه انسانها متحول شده است و اين تحولات در همه عرصههاي زندگي انسان و در تمامي علوم امروزي از جمله در تفسير قرآن، فقه، کلام، تاريخ و … اتفاق افتاده و در حال وقوع است.
استاد مهريزي سپس به تشريح ارتباط اين رويکردها با اهداف قيام امام حسين (ع) پرداخت و افزود: اين رويکردها با اهداف بيگانه نيست و نشان ميدهد در هر دورهاي انسانها فرزند حوادث پيراموني زمان خود هستند و نگاه آنها با رشد دانش و اطلاعات پيراموني آنها به فرهنگ، سياست، اقتصاد، تحولات اجتماعي سياسي، فقه، تفسير و … تغيير ميکند، و نگاه به حادثه عاشورا که سنتيترين و مذهبيترين نماد تشيع است نيز با اين تحولات تغيير ميکند در حالي که متن عاشورا و کلمات امام حسين (ع) همانهاست و تغيير نکرده و نميکند، اما به موازات بالا رفتن دانش، نوع نگاه نيز تغيير ميکند، به عبارت ديگر ميتوانيم بگوييم: متون الهي و قضاياي تاريخي که با امور مقدس در ارتباط هستند از ظرفيتي برخوردارند که ميتوان در طول تاريخ از آنها برداشتهاي متفاوتي متناسب با فضاي دورانهاي مختلف تاريخي داشت، همان گونه که برداشت يک فقيه در قرنهاي گذشته با برداشت يک فقيه در حال حاضر از يک روايت يا يک آيه در ظاهر متفاوت است اما هر دو برداشت نسبت به زمان خود درست است.
استاد مهريزي هر کدام از رويکردهاي عاطفي، حماسي و انساني به حادثه عاشورا را در کنار يکديگر و مکمل يکديگر دانست و افزود: براي ما که از لحاظ زماني در رويکرد سوم قرار داريم رويکردهاي اول و دوم نيز زنده است چرا که ما هم به لحاظ عاطفي به ذکر مصيبت و گريه در عاشورا ميپردازيم و هم به لحاظ حماسي از قيام و حماسه و مبارزه عليه ظلم در جوامع انساني صحبت ميکنيم و هم به کرامت انساني، حقوق بشر، حضور زنان و ارزشهاي اخلاقي را در اين حادثه مورد توجه قرار ميدهيم.
حجتالاسلام و المسلمين مهريزي در ادامه به برخي از کرامتهاي انساني در حادثه عاشورا پرداخت و ادمه داد: امام حسين (ع) در مقابل ستم ايستادگي و قيام کرد اما در تمامي مراحل قيام خود، دشمن خود را انسان ميپنداشت و انسانيت او را پايمال نکرد، و معتقد بود «شمر» قبل از اين که شمر باشد يک انسان است و «شمر بودن» او را ميتوان مذمت کرد اما «انسان بودن» او را بايد پاس داشت.
وي از «فساد دستگاه حاکم» و «جاهليت اجتماع» به عنوان دو عنصر زمينهساز قيام امام حسين(ع) نام برد و افزود: فساد دستگاه حاکم که بعد از رحلت پيامبر(ص) پايهگذاري شد در دوران معاويه گسترش يافت و در دوران يزيد بروز بيشتري پيدا کرد و جامعه نيز به سمت جاهليت سوق پيدا کرد و اين دو عامل زمينهساز قيام شدند.
استاد مهريزي سپس به تعريف جامعه جاهلي و جامعه بالنده پرداخت و افزود: جامعه جاهلي جامعهاي است که در آن يا يکصدايي حاکم است و يا امکان شنيدن صداهاي مختلف و توانايي تفکر و تشخيص در مورد صداهاي مختلف از افراد گرفته شده است. اما جامعه بالنده جامعهاي است که از يک طرف در آن چند صدايي و تکثر صدا حاکم است و از طرف ديگر هم بستر و امکان شنيدن و تشخيص صداهاي مختلف وجود دارد. و اگر زماني اين بستر توسط حاکمان فرهنگي کور شود، جامعه به جامعه جاهلي تبديل ميشود و به سمتي پيش ميرود که حتي افرادي که اهل نماز شب هستند به دليل عدم تشخيص درست گاهي به «قصد قربت» مرتکب اعمالي ميشوند که در دين جايگاهي ندارد.
حجتالاسلام و المسلمين مهريزي در ادامه به مقايسه نوع حکومت کوفه و شام و مردم اين سرزمينها پرداخت و افزود: حکومتي که در آن مردم از حاکم خود ميترسند حکومت استبدادي و بدترين نوع حکومت است و حکومتي که در آن حاکم از مردم خود ميترسد نشان از آزادانديشي و بهترين نوع حکومت است. در شام مردم دچار حکومت استبدادي و جامعه جاهلي بودند، اما در کوفه مردم حکومت امام علي را به عنوان بهترين نوع حکومت تجربه کرده بودند و مردمي مطالبهگر بودند، لذا مردم کوفه نوع حکومت يزيد را نپذيرفتند و به امام حسين نامه نوشتند و از او دعوت کردند و اگر در پايان کار از او دفاع نکردند به خاطر جاهليتشان نبود بلکه به خاطر ترس بود و تفاوت است ميان کسي که ميفهمد اما مجبور به سکوت ميشود و کسي که از روي نفهمي سکوت ميکند.
اين عاشورا پژوه و استاد حوزه و دانشگاه در بخش پاياني سخنان خود به يک نکته اساسي که بايد در مطالعات ديني و عاشورايي مدنظر قرار گيرد اشاره کرد و افزود: در بررسي اهداف هر حادثه ديني نميتوان اهداف آن حادثه را جداي از اهداف کلان دين دانست، و اهداف کلان دين بر اساس قرآن و روايات پيامبر بدين صورت است که «احقاق حقوق» کف دينداري و «رعايت اخلاق» سقف دينداري عنوان شده است، بنابراين ما بايد اهداف قيام امام حسين (ع) را نيز در اين دو هدف کلان دين معنا کنيم، و لذا اگر قيام امام حسين (ع) را در اين چارچوب بررسي کنيم ميبينيم که در حادثه عاشورا در سختترين شرايط ممکن و در برخورد با بدترين دشمن ممکن، نه تنها کار غيراخلاقي ديده نميشود بلکه عين اخلاق رعايت و احترام دشمن نگه داشته ميشود و اينها همه در پرتو اهداف کلان دين است.
در پايان اين نشست، استاد مهريزي پاسخگوي سوالات و نظرات اساتيد و حاضران در اين نشست علمي بود.










