كتابشناسى دينپژوهى
به بار نشستن طرح دايرةالمعارف اديان
طرح دايرةالمعارف اديان كه در سه مرحله و از سال 74 كار ترجمه و تدوين خود را آغاز كرده بود، در ارديبهشت 82 به پايان رسيد.
اين طرح با مديريت سركارخانم دكتر سخايى عضو هيأت علمى دانشگاه امام صادق عليه السلام و همكارى حدود 20 عضو از محققان و مترجمان متخصص در زبان انگليسى و با راهنمايى استاد بهزاد سالكى عضو هيأت علمى پژوهشگاه علوم انسانى و مطالعات فرهنگى در گروه زبان انگليسى مركز تحقيقات واحد خواهران به اتمام رسيد.
اكنون اين طرح تحقيقاتى پس از بررسى و ارزيابى چند ماهه مرحله نشر و چاپ خود را در دفتر نشر دانشگاه امام صادق عليه السلام مىگذراند و اميد است زحمات چند ساله اين گروه پر تلاش و متخصص در آينده نزديك در اختيار محققان و استادان دانشگاهها و مراكز علمى قرار گيرد.
بررسى اثر خدا باورى در ساحات مختلف وجود انسان با تكيه بر نقش اسماء و صفات الهى
تأليف: مهدى سپهرى/ استاد راهنما: دكتر احدفرامرز قراملكى / استاد مشاور: دكتر حسينهوشنگى / پايان نامه كارشناسى ارشد دانشكده الهيات و معارف اسلامى دانشگاه امام صادق(ع)
هر گونه خداباورى تلقى خاصى از خدا دارد و هرگونه تلقى هم به نوع خود آثار خاص خود را داراست.
صفات و تلقىهاى مأخوذ در هر خداباورى مىتوانند به صورت عرضى و يا عمقى بررسى شوند. با نگاه عمقى، صفت شخص وار بودن را مىتوان از ساير صفات تميز داد. اين تلقى خداباورى شخص انگار را پديد آورده است.
خداباورى شخص انگار را مىتوان به مثابه يك برنامه پژوهشى در نظر گرفت كه راهبرد ايجابى آن، رابطه سازى من – تويى است. اين خداباورى در مقابل خداباورى فلسفى (البته در شكل انتزاعى و مفهومى اش) قرار مىگيرد. اين نوع از خداباورى فلسفى مبتنى بر رابطه سازى من – اويى است. آثار خداباورى شخص انگار در مقايسه با آثار خداباورىهاى انتزاعى و مفهومى، در يك سرى قالبهاى دوگانه بررسى شدهاند: تفرد يا ميانمايگى (مقصود از ميانمايگى، تودهاى و كليشهاى شدن است.)
داشتن يا بودن، شناخت واقعى يا شناخت بدلى، از خود بيگانگى يا با خوديگانگى، توصيف يا ندا، نجوا و دعا.
خداباورى شخص انگار به لحاظ آثار، با تفرد، بودن شناخت واقعى، با خود يگانگى و ندا، نجوا و دعا، قرابت بيشترى دارد.
با مقايسه عرضى خداباورى كلامى و خداباورى فلسفى، و به عبارت ديگر، با مقايسه تنوع جدول صفات هر يك با ديگرى، ملاحظه مىشود كه صفات سمع، بصر و كلام (در كلام اسلامى) و صفات تثليث و تجسد(در كلام مسيحى) در جدول فيلسوفان غايبند. تبيين اين امر مىتواند باشد كه خداباورى كلامى دغدغه ارتباط شخصى – انسانىترى با خدا داشته باشد.
مفهوم حريم املاك و احكام آن در فقه و حقوق
تأليف: محمود دهقانى / استاد راهنما: دكتر سيدعلى حسينى / استاد مشاور: حجت الاسلام سعيد رجحان / پايان نامه كارشناسى ارشد دانشكده الهيات و معارف اسلامى دانشگاه امام صادق(ع)
به طور كلى براى اينكه بتوان از ملك كمال استفاده را برد بايد مقدارى از اطراف ملك را بعنوان حريم آن به تبع ملك در نظر گرفت. تا صاحب ملك بتواند بدون سختى و مشقت از ملك خود نهايت استفاده را ببرد. اين مساله همواره مد نظر انسانها بوده است و آن را رعايت مىكردند. در اسلام نيز اين مساله پذيرفته شده است و فقها و حقوقدانان احكام و قوانينى را در اين باره وضع كردهاند. اساس تعيين هر حريم از نظر فقه اسلامى و قانون مدنى در نظر گرفتن قاعده لاضرر و لا ضرار يعنى احتراز از ضرر زدن و زيان ديدن است.
يكى از مسائل مهم كه در اين باره نقش اساسى دارد، عرف و عادات هر منطقه است كه در تعيين مقدار حريم بايد در نظر گرفته شود.
از جمله مسائل ديگرى كه درباره حريم بايد بدان توجه كرد اين است كه صاحب ملك نسبت به ملك داراى حق اولويت است و اين مقدار از اطراف ملك وى در حكم ملك اوست و شخص بر اين اساس مىتوانداز تصرف ديگران جلوگيرى كند، ولى تصرفاتى كه به شخص ضررى وارد نمىكند جايز است و صاحب ملك نمىتواند مانع آن شود.
بنابر اين حريم املاك را نمىتوان احياء كرد، مگر اينكه در صورت احياء ضررى متوجه صاحب ملك نشود. اما درباره املاكى كه مجاور هم هستند و به هم چسبيدهاند نمىتوان حريمى قائل شد، چرا كه تعارض پيش مىآيد و براى هر كدام از مالكين همان حريمى متصور است كه براى ديگران نيز همان حريم وجود دارد و هر دو مالك بايد از تصرفاتى كه موجب ضرر ديگرى شود پرهيز كنند، مگر اينكه اين تصرف براى جلوگيرى از ضرر باشد و اگر تصرف نكند برخود وى ضرر وارد شود.
نظام كنترل و نظارت در اسلام با تأكيد بر حكومت اميرالمؤمنين(ع)
تأليف: سيدعلى سجادى / استاد راهنما: دكتر سيدمهدى الوانى / استاد مشاور: حجت الاسلام دكتر نقى پورفر / پايان نامه كارشناسى ارشد دانشكده الهيات و معارف اسلامى دانشگاه امام صادق(ع)
يكى از وظايف اساسى مديريت، نظارت و كنترل است كه بدون آن تحقق اهداف مديريت امكانپذير نخواهد بود. اصول اساسى و فرآيند و روشهاى كنترل و نظارت در متون رايج مديريت بيان شده است. اما محتواى اين فرايند بيش از هر چيزى تحت تأثير نگرش حاكم بر اصول مديريت و ارزشهاى رايج در محيط است. دين مبين اسلام با بيان نگرش خاص خود نسبت به مبادى موضوعه در تئورىهاى مديريت و با ارزشهاى اصيل خود كه مبتنى بر فطرت انسان است بيشترين تأثير را در محتواى اين فرآيند (كنترل و نظارت) دارد. به علاوه با توجه به شمول احكام اسلامى در مرحله اجتماع و تشكيل حكومت اسلامى توسط رسول اكرم صلى اللّه عليه و آله و سلم و اميرالمؤمنين على عليهالسلام كه سيره عملى ايشان مبتنى بر اسلام و انعكاس اعتقادات و ارزشهاى اسلام در صحنه مديريت جامعه است، در مرحله فرآيند ما نيز يك نظام كاربردى ارائه مىدهد. بنابراين تبيين نظام كنترل و نظارت در اسلام در دو بخش اصول اعتقادى و ارزشهاى اسلامى و اصول كاربردى و تمهيدات عملى اسلام و در چهار بعد كلى كنترل (كنترل مديران بر كار كاركنان، خودكنترلى، كنترل كاركنان بر مديران و كنترل عمومى) صورت گرفته است.
كليد واژهها: كنترل، مديريت، اسلام، ارزشها، نفوذ.
موسوعه الاديان و المعتقدات القديمه(1)
تأليف: سعدون محمود الساموك و عبدالرزاق رحيم صلال الموحى / ناشر: دارالمناهج، اردن / تاريخ انتشار: 2002 / 311 صفحه جلد اول و 380 صفحه جلد دوم، چاپ اول
تاكنون مجموعهها و دايرهالعارفهاى گوناگونى در خصوص معرفى اديان و مذاهب نگاشته و منتشر شده است. كتاب حاضر يكى از اين مجموعه هاست كه به تازگى در دو جلد منتشر شده است. جلد اول اين كتاب كه به بررسى مباحث عقيدتى اديان اختصاص دارد به وسيله دكتر سعدون محمود الساموك، استاد سابق اديان در دانشگاه بغداد، تأليف شده است و جلد دوم آن كه به مباحث شريعت و احكام فقهى اديان نظر دارد، تأليف عبدالرزاق رحيم صلال الموحى است.
همان گونه كه در مقدمه كتاب آمده است، دامنه مطالب اين كتاب بررسى اعتقادات و شريعت در تمام اديان و تمدنهاى قبل از اسلام است. در هر يك از دو جلد ابتدا به اديان و تمدنهاى قديم و كهن توجه شده است و كه خود به دو بخش تمدنها و اديان از ميان رفته (همچون اديان و تمدنهاى مصر، بابل، يونان و روم) و اديان زنده تقسيم مىشود. اين اديان در تقسيم بندى مؤلف به اديان فارسى ايرانى، هندى، چينى و ژاپنى دسته بندى شده.
در اديان ايرانى ابتدا به آيين زردشت به عنوان دين يكتاپرستى توجه شده و سپس تحت عنوان آيينهاى دوگانه پرستى از آيينهاى مانى، مزدك، ديصانى و ماركيون سخن به ميان آمده است. در اديان هند نيز به هندو، جين و بودا و سپس مكاتب اصلا حگرايانهاى همچون سيك و ديانندا و در آيينهاى چينى به كنفوسيوس و تائو اشاره مىشود و بالاخره از دين شينتو به عنوان دين كهن سرزمين ژاپن ياد شده است. پس از اديان كهن، نوبت به بررسى اديان آسمانى پيش از اسلام و به طور مشخص يهوديت، صابئه و مسيحيت رسيده است كه در جلد نخست به بررسى تفصيلى اعتقادات و مقدسات هر يك ا زاديان و در جلد دوم، در بخش اول به شريعت و احكام فقهى اديان به طور كلى و در بخش دوم به احكام ازدواج در اديان و در بخش سوم به طلاق در اديان، توجه شده است.
نويسندگان اين دو جلد وعده كردهاند كه در آينده جلد سوم اين كتاب را كه به اسلام اختصاص خواهد يافت، تأليف و منتشر كنند.
نكته قابل ذكر اين است كه دكتر سعدون الساموك، نويسنده جلد اول اين مجموعه، سالها قبل در كارى مشترك با دكتر رشدى عليان كه وى نيز استاد اديان تطبيقى در دانشگاه بغداد بوده است، كتابى نگاشته كه در سال 1976 ميلادى توسط دانشگاه بغداد با نام الاديان، دراسه تاريخيه مقارنه، القسم الاول، الديانات القديمه، منتشر شده است. به نظر مىرسد جلد اول كتاب معرفى شده، به استثناى فصل آخر كه به مسيحيت مىپردازد و ارتباط چندانى هم با عنوان كتاب ندارد، عينا همان كتاب منتشر شده در سالهاى قبل است كه متاسفانه اينك مؤلف همه كتاب را به نام خود منتشر كرده، در صورتى كه دكتر سعدن تنها بخش كوچكى از آن كتاب را كه به اديان شرق مىپردازد و حدود 30 صفحه از كتاب 212 صفحهاى را تشكيل مىدهد، نگاشته است.
حقوق بشردر اديان آسمانى(2)
حقوق الانسان فى الاديان السماويه / تأليف: عبدالرزاق رحيم صلال الموحى / ناشر: دارالمناهج، اردن / تاريخ انتشار: 2002 / 292 صفحه، چاپ اول
يكى از مباحث مورد توجه در دوران معاصر بحث حقوق بشر است كه معركه آرا شده و بر سر آن جنگ و نزاعها درگرفته است. مؤلف اين كتاب در اثرى در خور و كم نظير به اين مبحث از ديدگاه اديان پرداخته و كوششهاى اديان را در جهت تبيين حقوق پيروان خود مورد كنكاش قرار داده است. چه اينكه اگر شناخت اديان و اعتقادات آنان مورد تأكيد و قبول قرار گرفته و قدم اول در راه گفت و گو و همزيستى و در امان ماندن از لغزشها و آسيبها شناخته شده است، قطعا يكى از مباحث كليدى و مهم در اين مسير، شناخت ديدگاه اديان مختلف در خصوص حقوق بشر، اعم از حقوق پيروان آن دين و ديگر انسانهاست.
عبدالرزاق صلال در اين كتاب تلاش كرده تا نشان دهد اديان همواره مدافع اصلى حقوق بشر بودهاند، چه اديان آسمانى كه از پيدايش با چنين فلسفه و نگاهى پديد آمدهاند و چه ديگر اديان و تمدنها كه آنها نيز حداقل مدافع حقوق پيروان خود بودهاند و نتيجه گرفته كه در هر دينى و اعتقادى انسانها داراى حقوقى بوده و هستند. البته روشن است كه مؤلف به عنوان يك مسلمان توجه ويژهاى به موضع اسلام در خصوص حقوق بشر داشته و در بررسى حقوق بشر از ديدگاه ديگر اديان به ويژه يهوديت و مسيحيت، به نقد و انتقاد از موضع آنان نيز پرداخته است.
مؤلف مباحث اين كتاب را در پنج فصل تنظيم كرده است:
عنوان فصل نخست، حقوق بشر در اديان و اعتقادات قديم است كه در بخش اول آن به اعتقادات و تمدنهاى كهن و از ميان رفته همچون تمدنهاى بين النهرين، مصر، يونان و روم، توجه شده و در بخش دوم حقوق بشر در ديگر اديان و تمدنهاى كهن و زنده همچون تمدن و ديانتهاى هند، تمدن چين و دين زرتشت مورد بررسى قرار گرفته است. فصل دوم در هفت مبحث به بررسى ابعاد حقوق بشر در شريعت يهود اختصاص دارد و در فصل سوم در نه بخش به مباحث مختلف حقوق بشر در اناجيل و مسيحيت پرداخته شده است، مباحثى همچون حقوق و كرامت انسانها در موعظههاى مسيح، حقوق بشر و آزادى در انجيل، حقوق بشر در قرون وسطى، مساوات در ميان مسيحيان، حقوق زن در مسيحيت و…
فصل چهارم كتاب به حقوق بشر در اسلام اختصاص دارد و مطالب آن به سه بخش تقسيم شده: در بخش اول به مباحث زيربنايى و مفهومى توجه شده است. تعريف حق، انواع حقوق و در بخش دوم اين فصل، چهار ركن حقوق بشر در اسلام را به اين ترتيب تبيين كرده است: آزادى در اسلام، حق در اسلام، عدالت در اسلام و اخلاق در اسلام و در بخش سوم اين فصل به بحث مساوات در اسلام به طور ويژه و مستقل توجه كرده است.
فصل پنجم نيز با عنوان حقوق بشر در قانون بينالملل و اسلام به بررسى و مقايسه حقوق بشر در اسلام و قوانين و بيانيههاى بين المللى مىپردازد.
در اين فصل ابتدا قوانين و بيانيههاى بينالمللى و به طور مشخص بيانيه حقوق بشر فرانسه و اعلاميه جهانى حقوق بشر صادره سازمان ملل متحد، مورد توجه قرار گرفته و سپس به عنوان آخرين بخش اين فصل و پايان كتاب، متن هشت بيانه و اعلاميه كه در مجامع و نشستهاى مختلف در دو دهه اخير در خصوص حقوق بشر در اسلام منتشر شده ذكر گرديده است.
جامعه دانشگاهى نهاد نمايندگى مقام معظم رهبرى
اداره مشاوره و پاسخ مركز فرهنگى نهاد نمايندگى مقام معظم رهبرى در دانشگاهها با همكارى گروههاى علمى خود از ابتداى تاسيس در سال 1373 تاكنون بيش از 50 هزار پرسش دانشجويى را در موضوعات مختلف انديشه دينى، مشاوره، احكام و غيره پاسخ داده است.
اين اداره داراى ده گروه علمى و تخصصى به شرح زير است:
1. گروه تفسير، علوم قرآن و حديث شناسى
2. گروه احكام و مسائل شرعى
3. گروه فلسفه، كلام و دين پژوهى
4. گروه فلسفه احكام
5. گروه اخلاق و عرفان
6. گروه تربيتى و روان شناسى
7. گروه انديشه سياسى
8. گروه فرهنگى، اجتماعى
9. گروه تاريخ و سيره
10. گروه اطلاعات عمومى
استقبال دانشجويان از نقاط دور و نزديك نشان دهنده نياز مبرم جامه به ويژه جوانان به وجود چنين مراكز پاسخگوست تا آنها بتوانند با اعتماد و بدون دغدغه، مسايل سياسى، اخلاقى، فقهى، اعتقادى، عرفانى و… خود را مطرح كنند و جوابهاى قانع كننده دريافت نمايند.
با استعانت از خداوند متعال و در ظل توجهات حضرت ولى عصر(عج) اين اداره موفق شده است محصولات فرهنگى ذيل را به جامعه دانشگاهى و قشر فرهيخته جامعه تقديم نمايد.
كتاب خداشناسى و فرجامشناسى(دفتر اول) 29 پرسش و پاسخ / كتاب عقل و ايمان و انسانشناسى(دفتر دوم) 24 پرسش و پاسخ / كتاب راهنماشناسى 1 (دفتر سوم) 15 پرسش و پاسخ / كتاب دين پژوهى و گوناگون (دفتر چهارم) 26 پرسش و پاسخ / كتاب خداشناسى و فرجامشناسى 2(دفتر پنجم) 35 پرسش و پاسخ / كتاب راهنماشناسى 2 (دفتر ششم) 20 پرسش و پاسخ / كتاب پرسشها و پاسخهاى برگزيده (دفتر هفتم) 88 پرسش و پاسخ / كتاب حكومت دينى(دفتر هشتم) 45 پرسش و پاسخ / كتاب پرسشها و پاسخهاى برگزيده ماه رمضان(دفتر نهم) 156 پرسش و پاسخ / كتاب احكام خمس – نظر ده تن از مراجع تقليد(دفتر دهم) 133 پرسش و پاسخ / كتابهاى پرسش و پاسخ در دست اقدام / فرجامشناسى 3 – احكام نماز و روزه – توبه و گناه / جمهورى اسلامى – عقل و عشق – احكام نگاه و پوشش / ولايت فقيه – روح، عرفان، تصوف و رياضت – احكام موسيقى و آلات قمار – قرآنشناسى – احكام تقليد – خودشناسى – دوستى و ارتباط دختر و پسر ارتباط با اداره مشاوره از پنج طريق زير امكانپذير است:
1. مكاتبه با صندوق پستى 4141 قم
2. دورنگار 02517743816
3. سايت اينترنتى www.nahad.net/q_a
4. پست الكترونيكى q_a@nahad.net
گفتگوى زنده ( Online)
اين اداره آماده دريافت پيشنهادات و انتقادات همه دانشجويان و اساتيد مىباشد.
انتشار ماهنامه تخصصى ناقد
نخستين شماره ماهنامه تخصصى ناقد در اسفند 82 با صاحب امتيازى و مدير مسوولى محمد امجد با همكارى مصطفى ملكيان منتشر شد.
«ناقد» سعى دارد به مسائل و مشكلات نظرى و علمى از دو منظر فلسفه و الهيات بنگرد. البته بدون اينكه به هيچ سنت و مكتب فلسفى خاصى وابستگى و پايبندى داشته باشد يا اينكه از هيچ دين و مذهبى روى كژ دارد.
«ناقد» مدعى است كه يگانه دغدغه آن وضع و حال انسانها خواهد بود و تنها اهتمام آن معطوف به حل مسائل و رفع مشكلات بشرى است.
در پيشگفتار ناقد آمده است: مسائل نظرى و مشكلات عملى اى كه انسان امروز، با آنها روياروست با تنيده شدن بر تار و پود زندگى فردى و جمعى و مادى و معنوى، از وضوح و شدتى برخوردار شدهاند كه ما را از احصاء آنها و نيز تأكيد بر فورى و فوتى بودنشان بى نياز مىسازد.
آنچه در اين ميان اهميتى حياتى و وصف ناشدنى دارد دو نكته بيش نيست: يكى اينكه در مقام نظر به ريشهشناسى مسائل و مشكلات بپردازيم و ديگر آنكه در مقام عمل بهترين رويكرد مواجهه با مسائل و مشكلات را بيابيم.
در واقع با دو ملاك و معيار همسويى با نيازهاى انسانها و همراهى با عقل و استدلال راه را به مقصد رسانيم. ريشهيابى مسائل و مشكلات انسان امروز از طريق رجوع به عقل و عقلانيت يعنى از طريق توجه تام و تمام به جميع يافتههاى بشرى ودستاوردهاى خرد انسانى ميسر است. اما همين يافتهها و دستاوردها حاكى از اين هستند كه كتابهاى مقدس اديان و مذاهب نيز حاوى گوهرهايى بيش بها و درهايى قيمتى هستند كه به هيچ روى نمىتوان از آنها چشم پوشيد و استغنا جست، به تعبير صريحتر، تجارب روحانى، دينى و عرفانى پيامبران و عارفان، هر چند فرايندهايى هستند كه در ساير آدميان بالفعل تحقق نيافتهاند، به هر تقدير، فراورده هايى هستى شناختى، خداشناختى، جهان شناختى، انسان شناختى، ارزش شناختى و وظيفه شناختى دارند كه به حكم عقل و به مقتضاى عقلانيت، از نظر گاه حقيقت جويى و يا مصلحت انديشى قابل دفاع هستند.
از همين رو ماهنامه «ناقد» در پى آن است تا به مسائل و مشكلات نظرى و عملى از دو منظر فلسفى و الهيات بنگرد.
در نخستين شماره «ناقد» حسين بشيريه مقالهاى تحت عنوان ديباچهاى بر فلسفه عدالت دارد كه در اين نوشتار بشيريه به سير تاريخى مفهوم عدالت كه اساسىترين و اصلىترين مفهوم در حوزه فلسفه اخلاق، فلسفه سياست و فلسفه حقوق است، مىپردازد.
جان بلامناتز در مقالهاى با عنوان ليبراليسم به علل تاريخى ظهور انديشههاى ليبرالى در باب آزادى مىپردازد و در اين باب به دو عامل دولت مدرن و آزادى وجدان اشاره مىنمايد.
مايكل فريمن در مقاله حقوق بشر جهان شمول و فرهنگهاى خاص به تحليل بيانيه بانكوك مىپردازد و به مدد تعريف دقيقى كه از فرهنگ عرضه مىكند با ايضاح مفاهيمى از قبيل تفسير، مردم سالارى، حقوق بشر، مبادله، سلطه جامعه جهانى، گفت و گو و… اين بيانه را نقد مىكند و از حقوق و ارزشهاى جهان شمول آن دفاع مىنمايد.
عبدالكريم سروش در نوشتارى تحت عنوان حكمت يونانيان و حكمت ايمانيان پس از اينكه پارهاى از ويژگىهاى فلسفه يونان را بر مىشمارد.
پارهاى از انتقاداتى را كه بعضى از متفكران و عارفان مسلمان به فلسفه يونان داشتهاند را مىآورد و سپس به مقام ايضاح اين مدعا بر مىآيد كه جمع خردورزى و ايمان آورى ممكن و مطلوب است.
لورين كد در مقاله معرفتشناسى و فمينيسم از رويكردهاى فمينيستى در معرفتشناسى سخن مىگويد.
در مقاله «ابعاد زنانه در تفكر ابن عربى» آستين استدلال مىكند كه عرفان ابن عربى، كه نه عرفان طبيعى است و نه عرفان زاهدانه، بلكه نوعى عرفان وحدت وجودى است، عرفانى مردسالارانه نيست .
در مقاله «بازگشت خداى بانو» به قلم اسمه وينه – سيسون در مقام ايضاح و تصحيح خطاهايى بر مىآيد كه هم مردسالان و هم فمينيستها مرتكب مىشوند.
در اين مقاله مطرح مىشود كه زن و مرد داراى دو هويت كاملا متضاد نيستند بلكه دو جلوه متفاوت از ذات واحدى هستند.











