• خانه
  • مقالات
  • گفتگو
  • دیدگاه
  • بازتاب
  • اخبار
    • اخبار ادیان و مذاهب
    • اخبار دین پژوهی
    • اخبار علمی فرهنگی
    • اخبار موسسه
  • تماس باما
  • درباره ما
  • خانه
  • مقالات
  • گفتگو
  • دیدگاه
  • بازتاب
  • اخبار
    • اخبار ادیان و مذاهب
    • اخبار دین پژوهی
    • اخبار علمی فرهنگی
    • اخبار موسسه
  • تماس باما
  • درباره ما
Home جدول ترجمه قرآن کریم

الانبياء

9 اسفند, 1393
در جدول ترجمه قرآن کریم
0

کاربر گرامی جهت پخش فایل صوتی مورد نظر, لطفا Flash player را نصب کنید.


دریافت فایل

 

الانبياء
مکي –  تعداد آيه112
مردم را [ هنگام ] حسابرسى [ آنچه در مدت عمرشان انجام داده اند ] نزديك شده در حالى كه آنان با [ فرو افتادن ] در غفلت [ از دلايل اثبات كننده معاد ] روى گردانند .(1)
هيچ يادآورى و پند تازه اى از سوى پروردگارشان براى آنان نمي  آيد مگر آنكه آن را مي  شنوند و در حالى كه سرگرم بازى هستند [ آن را مسخره مي  كنند . ](2)
دل هايشان [به امور مادى ، خوشگذرانى و معصيت ] مشغول است ; و آنان كه ستم پيشه اند رازگويى خود را پنهان داشتند [ و گفتند : ] آيا اين پيامبر جز اين است كه بشرى مانند شماست ؟ آيا شما با چشم باز وشناخت وآگاهى به سوى سِحر مي  رويد؟ !(3)
[ پيامبر به آنان ] گفت : [ رازگويى خود را پنهان نكنيد ، زيرا ]پروردگارم هر سخنى را در آسمان و زمين مي  داند ، و او شنوا و داناست .(4)
[ مشركان ] گفتند : [ نه ، قرآنْ سحر نيست ] بلكه خواب هايى آشفته و پريشان است ، [ نه ] بلكه آن را به دروغ بربافته ، [ نه ] بلكه او شاعرِ [ خيال پردازى ]است ، [ اگر فرستاده خداست ] بايد براى ما معجزه اى بياورد مانند معجزه هايى كه پيامبران گذشته را [ با آنها ] فرستادند .(5)
پيش از آنان [ اهل ]هيچ شهرى كه آن را نابود كرديم [ با ديدن معجزه ]ايمان نياوردند ; پس آيا اينان ايمان مي  آورند ؟ !(6)
و پيش از تو [ براى هدايت مردم ]نفرستاديم مگر مردانى را كه به آنان وحى مي  نموديم . اگر نمي  دانيد از دانايان [ به كتاب هاى آسمانى و آگاهان به اخبار پيشينيان ] بپرسيد [ كه همه پيامبران از جنس خود بشر بودند ، نه فرشته ](7)
و آنان را جسدهايى كه غذا نخورند قرار نداديم ، و جاويدان هم نبودند [ كه از دنيا نروند . ](8)
سپس به وعده اى كه به آنان داده بوديم [ كه شكست براى دشمنان لجوج و پيروزى براى آنان است ] وفا كرديم ، و آنان و هر كه را مي  خواستيم، نجات داديم و متجاوزان [از حدود حق] را هلاك كرديم .(9)
بى ترديد كتابى به سوى شما نازل كرديم كه مايه [ شرف ، بزرگوارى ، رشد و سعادت ]شما در آن است ; آيا نمي  انديشيد .(10)
و چه بسيار از شهرهايى كه [ اهلش ] ستمكار بودند ، درهم شكستيم ، و پس از آنان قومي ديگرپديد آورديم .(11)
پس هنگامي كه عذاب ما را احساس كردند ، ناگهان از آن مي  گريختند .(12)
[ از روى استهزا و تحقير به آنان گفتند : ] فرار نكنيد ، و به سوى زندگى مرفّهى كه در آن نازپرورده [ و مغرور ] بوديد و خانه هايتان بازگرديد تا [ بار ديگر به وسيله تهيدستان و مستمندان ] از شما درخواست كمك شود [ و شما آنان را با كبر و نخوت برانيد . ](13)
[ با ديدن عذاب فرياد برداشتند و ] گفتند : اى واى بر ما كه ما قطعاً ستمكار بوديم !(14)
پس همواره سخنشان همين بود تا آنكه آنان را ريشه كن و خاموش ساختيم .(15)
و ما آسمان و زمين و آنچه را ميان آن دو قرار دارد به بازى نيافريده ايم .(16)
اگر مي  خواستيم بازيچه و سرگرمي انتخاب كنيم ، چنان چه ، [ بر فرض محال ] كننده [ اين كار ]بوديم ، آن را از نزدِ ذاتِ خود [ برابر با شأنمان ]انتخاب مي  كرديم [ نه از آسمان و زمين كه مملوكِ ما هستند . ](17)
نه ، بلكه [ شأن ما اين است كه ] با حق بر باطل مي  كوبيم تا آن را درهم شكند [ و از هم بپاشد ] پس ناگهان باطل نابود شود ; و واى بر شما از آنچه [ درباره خدا و مخلوقات او به ناحق ] توصيف مي  كنيد .(18)
و هر كه در آسمان ها و زمين است ، فقط در سيطره مالكيّت و فرمانروايى اوست ، و كسانى كه [ از فرشتگان ] در محضر اويند از بندگيش تكبّر نمي ورزند و خسته و درمانده نمي  شوند .(19)
شبانه روز او را بى آنكه سست شوند ، تسبيح مي  گويند .(20)
آيا معبودانى از زمين اختيار كرده اند كه آنان مردگان را زنده مي  كنند ؟ !(21)
اگر در آسمان و زمين معبودانى جز خدا بود بى ترديد آن دو تباه مي  شد ; پس منزّه است خداى صاحب عرش از آنچه [ او را به ناحق به آن ] وصف مي  كنند .(22)
خدا از آنچه انجام مي  دهد ، بازخواست نمي  شود و آنان [ در برابر خدا ]بازخواست خواهند شد .(23)
[ شگفتا ! ]آيا به جاى خدا معبودانى اختيار كرده اند ؟ بگو : [ اگر انتخاب شما حق است ] دليل و برهانتان را [ بر آن ] بياوريد ، اين [ قرآن ]يادآور امت من [ نسبت به توحيد و نفى شرك ] و يادآور امت هاى پيش از من [ نسبت به معارف توحيدى ديگر كتاب هاى آسمانى ] است ; [ حق نه اين است كه مشركان مي  گويند ]بلكه بيشترشان حق را نمي  شناسند و به اين سبب از آن روى گردانند .(24)
و پيش از تو هيچ پيامبرى نفرستاديم مگر آنكه به او وحى كرديم كه معبودى جز من نيست ، پس تنها مرا بپرستيد .(25)
و [ مشركان ] گفتند : [ خداىِ ] رحمان فرشتگان را فرزند خود گرفته است . منزّه است او ، [ فرشتگان ، فرزند خدا نيستند ] بلكه بندگانى گرامي و ارجمندند .(26)
در گفتار بر او پيشى نمي  گيرند ، و آنان فقط به فرمان او عمل مي  كنند .(27)
خدا همه گذشته آنان و آينده شان را مي  داند ، و جز براى كسى كه خدا بپسندد شفاعت نمي  كنند ، و آنان از ترس [ عظمت و جلال ] او هراسان و بيمناكند .(28)
و هر كس از آنان بگويد : من هم معبودى ، غير از اويم ، دوزخ را به آن گوينده كيفر مي  دهيم ، و ستمكاران را اين گونه مي ازات مي  كنيم .(29)
آيا كافران ندانسته اند كه آسمان ها و زمين به هم بسته و پيوسته بودند و ما آن دو را شكافته و از هم باز كرديم و هر چيز زنده اى را از آب آفريديم ؟ پس آيا ايمان نمي  آورند ؟(30)
و در زمين كوه هاى استوار پديد آورديم تا زمين آنان را نلرزاند ، و در آن راه هايى فراخ و گشاده قرار داديم تا [ به سوى اهداف خود ] راه يابند .(31)
و آسمان را سقفى محفوظ قرار داديم در حالى كه آنان [ از تأمل و دقت در ] نشانه هاى آن [ كه گواه توحيد ، ربوبيّت و قدرت خداست] روى گردانند .(32)
و اوست كه شب و روز و خورشيد و ماه را آفريد كه هر يك در مدارى شناور است .(33)
و پيش از تو براى هيچ بشرى جاودانگى قرار نداديم ; پس آيا اگر تو بميرى آنان جاويدان خواهند ماند ؟ !(34)
هر كسى چشنده مرگ است و ما شما را [چنانكه سزاوار است]به نوعى خير و شر [ كه تهيدستى ، ثروت ، سلامت ، بيمارى ، امنيت و بلاست ] آزمايش مي  كنيم ، و به سوى ما بازگردانده مي  شويد .(35)
كافران چون تو را ببينند جز به مسخره ات نمي  گيرند [ و مي  گويند : ] آيا اين است آن كسى كه معبودان شما را [ به موجوداتى بى اثر و بى اختيار ] ياد مي  كند ؟ در حالى كه خود به ذكر [ خداىِ ] رحمان [ كه توحيد و قرآن است ] كافرند [ و از اين كار ، باكى ندارند . ](36)
انسان از شتاب و عجله آفريده شده است [ كه با نخوت و غرور ، عذابم را به شتاب مي  خواهد ] ; به زودى عذاب هايم را به شما نشان خواهم داد ، پس [ آن را ] به شتاب از من نخواهيد .(37)
[ به پيامبر و مؤمنان ]مي  گويند : اگر راست مي  گوييد ، اين وعده كى خواهد بود ؟(38)
اگر كافران به آن وقتى كه نمي  توانند آتش را از چهره ها و پشتشان باز دارند و يارى هم نمي  شوند ، آگاهى داشتند [ عجولانه عذاب را نمي  خواستند . ](39)
بلكه ناگهان به آنان مي  رسد ، پس چنان مبهوتشان مي  كند كه نه قدرت دارند آن را بازگردانند ، و نه [ براى به تأخير افتادنش ] مهلت مي  يابند .(40)
و به راستى پيش از تو پيامبرانى مورد استهزا قرار گرفتند ، پس عذابى را كه همواره مسخره مي  كردند ، استهزا كنندگان را فرا گرفت .(41)
بگو : چه كسى شما را در شب و روز از [ عذاب خداى ]رحمان محافظت مي  كند ؟ بلكه [ حقيقت اين است كه ] آنان از ياد پروردگارشان روى گردانند .(42)
آيا براى آنان به جاى ما معبودانى هست كه آنان را [ از عذاب ما ]باز دارند در حالى كه [ آن معبودان ] نمي  توانند خود را يارى دهند و از سوى ما هم پناه داده نمي  شوند ؟(43)
بلكه اينان و پدرانشان را [ از انواع نعمت ها ]بهره مند ساختيم تا جايى كه عمرشان طولانى شد [ و گمان كردند كه نعمت ها و عمرشان پايان نمي  پذيرد ] . آيا ندانسته اند كه ما همواره به زمين مي  پردازيم و از اطراف [ و جوانب ] آن [ كه ملت ها ، اقوام ، تمدن ها و دانشمندانش هستند ]مي  كاهيم ؟ پس آيا باز هم آنان پيروزند ؟(44)
بگو : من فقط شما را به وسيله وحى بيم مي  دهم ، ولى كران ، بانگ دعوت را هنگامي كه بيمشان دهند ، نمي  شنوند .(45)
و اگر اندكى از عذاب پروردگارت به آنان برسد ، خواهند گفت : اى واى بر ما كه قطعاً ستمكار بوديم !(46)
و ترازوهاى عدالت را در روز قيامت مي  نهيم و به هيچ كس هيچ ستمي نمي  شود ; و اگر [ عمل خوب يا بد ] هم وزن دانه خردلى باشد آن را [ براى وزن كردن ] مي  آوريم ، و كافى است كه ما حسابگر باشيم .(47)
يقيناً به موسى و هارون [ كتابى كه ] جداكننده [ حق از باطل ] و نور و مايه يادآورى براى پرهيزكاران [ است ] عطا كرديم .(48)
همانان كه در پنهانى از پروردگارشان مي  ترسند و از قيامت هم بيمناكند .(49)
و اين [ قرآنى ] كه آن را نازل كرده ايم ، ذكر و پندى پرمنفعت است ; آيا باز هم شما منكر آن هستيد ؟(50)
و مسلماً پيش از اين به ابراهيم ، رشد و هدايتى [ كه سزاوارش بود ] عطا كرديم ; و ما به او دانا بوديم .(51)
[ ياد كن ] زمانى را كه به پدرش و قومش گفت : اين مي سمه هايى كه شما ملازم پرستش آنها شده ايد ، چيست ؟(52)
گفتند : پدرانمان را پرستش كنندگان آنها يافتيم [ لذا به پيروى از پدرانمان آنها را مي  پرستيم ! ! ](53)
گفت : به يقين شما و پدرانتان در گمراهى آشكارى هستيد .(54)
گفتند : آيا حق را براى ما آورده اى يا شوخى مي  كنى ؟ !(55)
گفت : [ شوخى نمي  كنم ] بلكه پروردگارتان همان پروردگار آسمان ها و زمين است ، همان كه آنها را آفريد و من بر اين [ حقيقت ] از گواهى دهندگانم .(56)
سوگند به خدا پس از آنكه [به بتخانه] پشت كرديد و رفتيد ، درباره بت هايتان تدبيرى خواهم كرد .(57)
پس [ همه ] بت ها را قطعه قطعه كرد و شكست مگر بت بزرگشان را كه [ براى درك ناتوانى بت ها ] به آن مراجعه كنند .(58)
[ چون به بتخانه آمدند ، با شگفتى ]گفتند : چه كسى اين كار را با معبودانمان انجام داده است ؟ به يقين او از ستمكاران است .(59)
گفتند : از جوانى شنيديم كه از بتان ما [ به عنوان عناصرى بى اثر و بى اختيار ] ياد مي  كرد كه به او ابراهيم مي  گويند .(60)
گفتند : پس او را در برابر ديدگان مردم بياوريد تا آنان [ به اين كار او ] شهادت دهند .(61)
گفتند : اى ابراهيم ! آيا تو با معبودان ما چنين كرده اى ؟(62)
گفت : بلكه [ سالم ماندن بزرگشان نشان مي  دهد كه ] بزرگشان اين كار را انجام داده است ; پس اگر سخن مي  گويند ، از خودشان بپرسيد .(63)
پس آنان [ با تفكر و تأمل ] به خود آمدند و گفتند : شما خودتان [ با پرستيدن اين موجودات بى اثر و بى اختيار ] ستمكاريد [ نه ابراهيم . ](64)
آن گاه سرافكنده و شرمسار شدند [ ولى از روى ستيزه جويى به ابراهيم گفتند : ] مسلماً تو مي  دانى كه اينان سخن نمي  گويند .(65)
گفت : [ با توجه به اين حقيقت ] آيا به جاى خدا چيزهايى را مي  پرستيد كه هيچ سود و زيانى به شما نمي  رسانند ؟ !(66)
اُف بر شما و بر آنچه به جاى خدا مي  پرستيد ; پس آيا نمي  انديشيد ؟(67)
گفتند : اگر مي  خواهيد كارى انجام دهيد [ و مرد كار هستيد ]او را بسوزانيد ، و معبودانتان را يارى دهيد .(68)
[ پس او را در آتش افكندند ]گفتيم : اى آتش ! برابر ابراهيم سرد و بى آسيب باش !(69)
و بر ضد او نيرنگى سنگين به كار گرفتند [ كه نابودش كنند ] پس آنان را زيانكارترين [ مردم ] قرار داديم .(70)
و او و لوط را [ از آن سرزمين پر از شرك و فساد ] نجات داده و به سوى سرزمينى كه در آن براى جهانيان بركت نهاده ايم ، برديم .(71)
و اسحاق و يعقوب را به عنوان عطايى افزون ، به او بخشيديم و همه را افرادى شايسته قرارداديم .(72)
و آنان را پيشوايانى قرار داديم كه به فرمان ما [ مردم را ] هدايت مي  كردند ، و انجام دادن كارهاى نيك و برپا داشتن نماز و پرداخت زكات را به آنان وحى كرديم ، و آنان فقط پرستش كنندگان ما بودند .(73)
و به لوط ، حكمت و دانش داديم و او را از آن شهرى كه [ اهلش ] كارهاى زشت مرتكب مي  شدند ، نجات داديم ; بى ترديد آنان قومي بد و نافرمان بودند .(74)
و او را در رحمت خود درآورديم ; چون او از شايستگان بود .(75)
و نوح را [ ياد كن ] هنگامي كه پيش از اين [ پيامبران ياد شده ]ندا كرد : [ پروردگارا ! مرا از اين قوم فاسد و تبهكار نجات بخش . ]پس ندايش را اجابت كرديم ، و او و خانواده اش را از آن اندوه بزرگ نجات داديم .(76)
و او را در برابر گروهى كه آيات ما را تكذيب كردند ، يارى داديم ; قطعاً آنان گروه بدى بودند ، پس همه آنان را غرق كرديم .(77)
و داود و سليمان را [ ياد كن ]زمانى كه درباره آن كشتزار كه شبانه گوسفندان قوم در آن چريده بودند ، داورى مي  كردند ، و ما گواه داورى آنان بوديم .(78)
پس [ داورى ] آن را به سليمان فهمانديم ، و هر يك را حكمت و دانش عطا كرديم ، و كوه ها و پرندگان را رام و مسخّر كرديم كه همواره با داود تسبيح مي  گفتند ، و ما انجام دهنده [ اين كار ]بوديم .(79)
و به سود شما صنعتِ ساختنِ پوشش هاى دفاعى را به او آموختيم تا شما را از [ آسيب ]جنگ تان محافظت نمايد ، پس آيا شما شكرگزار حق هستيد ؟(80)
و براى سليمان ، تندباد را رام و مسخّر كرديم كه به فرمانش به سوى آن سرزمينى كه در آن بركت نهاديم ، حركت مي  كرد و ما همواره به همه چيز داناييم .(81)
و از شيطان ها كسانى را رام و مسخّر او كرديم كه برايش غوّاصى و كارهايى غير از آن انجام مي  دادند ، و ما نگهبان آنان بوديم .(82)
و ايوب را [ ياد كن ]هنگامي كه پروردگارش را ندا داد كه مرا آسيب و سختى رسيده و تو مهربان ترين مهربانانى .(83)
پس ندايش را اجابت كرديم و آنچه از آسيب و سختى به او بود برطرف نموديم ، و خانواده اش را [ كه در حادثه ها از دستش رفته بودند ] و مانندشان را همراه با آنان به او عطا كرديم كه رحمتى از سوى ما و مايه پند و تذكرى براى عبادت كنندگان بود .(84)
و اسماعيل و ادريس و ذوالكفل را [ ياد كن ] كه همه از شكيبايان بودند .(85)
و آنان را در رحمت خود درآورديم ، چون از شايستگان بودند .(86)
و صاحب ماهى [ حضرت يونس ] را [ ياد كن ] زمانى كه خشمناك [ از ميان قومش ]رفت و گمان كرد كه ما [ زندگى را ] بر او تنگ نخواهيم گرفت ، پس در تاريكى ها [ ى شب ، زير آب ، و دل ماهى ] ندا داد كه معبودى جز تو نيست تو از هر عيب و نقصى منزّهى ، همانا من از ستمكارانم .(87)
پس ندايش را اجابت كرديم و از اندوه نجاتش داديم ; و اين گونه مؤمنان را نجات مي  دهيم .(88)
و زكريا را [ ياد كن ] زمانى كه پروردگارش را ندا داد : پروردگارا ! مرا تنها [ و بى فرزند ] مگذار ; و تو بهترين وارثانى .(89)
پس [ نداى ] او را اجابت كرديم و يحيى را به او بخشيديم و نازايى همسرش را براى وى اصلاح نموديم ، آنان همواره در كارهاى خير مي  شتافتند ، و ما را از روى اميد و بيم مي  خواندند ، و پيوسته در برابر ما فروتن بودند .(90)
و آن [ زن را ياد كن ] كه دامن خود را پاك نگه داشت ، پس ما از روح خود در او دميديم و او و پسرش را نشانه اى [ بزرگ از قدرت خود ] براى جهانيان قرار داديم .(91)
و بى ترديد اين [ اسلام ] آيين [ حقيقى ] شماست در حالى كه آيينى يگانه است و منم پروردگار شما پس مرا بپرستيد .(92)
ولى [ آنان ] آيينشان را در ميان خود قطعه قطعه كردند [ و نسبت به دين گروه گروه شدند و به شدت با هم اختلاف پيدا كردند ] ; و همه آنان به سوى ما باز خواهند گشت [ تا كيفر سخت اين گروه گرايى را ببينند. ](93)
پس كسى كه برخى از كارهاى شايسته را انجام دهد در حالى كه مؤمن باشد ، نسبت به تلاشش ناسپاسى نخواهد شد ، و ما يقيناً [ تلاشش را ] براى او مي  نويسيم .(94)
و بر [ اهل ]شهرى كه نابودشان كرديم ، محال است كه [ در قيامت به سوى ما ]باز نگردند .(95)
تا زمانى كه [ سدّ ] يمي وج و ممي وج گشوده شود و آنان از هر زمين بلندى سرازير مي  شوند .(96)
و آن وعده حق [ كه قيامت است ]نزديك شود ، پس ناگهان چشم هاى كافران خيره شود [ و گويند : ]واى بر ما ! كه ما از اين روز در بى خبرى سنگينى قرار داشتيم ، بلكه ما ستمكار بوديم .(97)
[ به آنان گويند : ] به يقين شما و معبودانى كه به جاى خدا مي  پرستيديد ، هيزمِ دوزخيد ; [ بى ترديد ] شما در آن وارد خواهيد شد .(98)
اگر اينان معبودان [ برحق ] بودند، وارد دوزخ نمي  شدند در حالى كه همگى [ بتان و بت پرستان ]در آن جاودانه اند .(99)
آنان در دوزخ ، نعره هاى دردناكى دارند و در آنجا [ سخنى اميدوار كننده ] نمي  شنوند .(100)
بى ترديد كسانى كه پيش تر از سوى ما وعده نيك به آنان داده اند ، از دوزخ دورشان نگه مي  دارند .(101)
كمترين صداى آن را [ هم ] نمي  شنوند ، و آنان در آنچه [ از نعمت هاى الهى ]دلشان بخواهد جاودانه اند .(102)
[ در آن روز ] آن بزرگ ترين ترس و واهمه آنان را اندوهگين نمي  كند و فرشتگان [ با درود و سلام ] به استقبالشان آيند [ و گويند : ]اين است روز شما كه شما را به آن وعده مي  دادند .(103)
روزى كه آسمان را در هم مي  پيچيم ، مانند در هم پيچيدن طومار ، همان گونه كه نخستين بار آفريده ها را آفريديم ، دوباره آنان را باز مي  گردانيم . وعده اى است [ كه تحقق دادنش ] بر عهده ما [ ست ] ، به يقين آن را انجام مي  دهيم .(104)
و همانا ما پس از تورات در زبور نوشتيم كه زمين را بندگان شايسته ما به ميراث مي  برند .(105)
بى ترديد در اين [ حقايق ] براى [ رسانيدن ] مردم عبادت پيشه [ به نهايت مقصود و اوج مطلوب ] كفايت است .(106)
و تو را جز رحمتى براى جهانيان نفرستاديم .(107)
بگو : به من فقط وحى مي  شود كه معبود شما خداى يكتاست ; پس آيا تسليم [ فرمان ها و احكام او ] مي  شويد ؟(108)
پس اگر روى برگرداندند بگو : من به شما به طور يكسان آگاهى و هشدار دادم ، و نمي  دانم آنچه شما را [ از عذاب ] به آن وعده داده اند ، آيا نزديك است يا دور ؟(109)
بى ترديد او سخن آشكار را و آنچه را پنهان مي  داريد ، مي  داند .(110)
و من نمي  دانم شايد اين [ تأخير عذاب ]آزمايشى براى شما و بهره مندى اندكى [ از نعمت ها] تا مدتى معين است .(111)
[ پيامبر ]گفت : پروردگارا ! [ ميان ما و مشركان ] به حق داورى كن و پروردگار ما مهربان است و [ مؤمنان ] بر خلاف واقعيتى كه [ شما مشركان درباره پيروزى خود وشكست ما ] وصف مي  كنيد ، از او يارى مي  خواهند .(112)

برچسب ها: روانشانسی

مرتبط نوشته ها

جدول ترجمه قرآن کریم

الاعراف

17 خرداد, 1394
جدول ترجمه قرآن کریم

الناس

29 اسفند, 1393
جدول ترجمه قرآن کریم

الفلق

29 اسفند, 1393
جدول ترجمه قرآن کریم

الاخلاص

29 اسفند, 1393
جدول ترجمه قرآن کریم

المسد

29 اسفند, 1393
جدول ترجمه قرآن کریم

النصر

29 اسفند, 1393
نوشته‌ی بعدی

الحج

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مطالب

تعامل دین و توسعه، امکان یا امتناع

تعامل دین و توسعه، امکان یا امتناع

26 آبان, 1404
نامه ای سرگشاده به دختران بی حجاب وطنم

نامه ای سرگشاده به دختران بی حجاب وطنم

26 مهر, 1404
نكته هايى درباره جهانى شدن

نكته هايى درباره جهانى شدن

12 مهر, 1404
دين و فرهنگ بر پايه متون باستانى ايرانى

دين و فرهنگ بر پايه متون باستانى ايرانى

10 مهر, 1404
بارگذاری بیشتر
دبيرخانه دين‌پژوهان كشور با هدف تعميق، توسعه و ترويج پژوهش‌هاي ديني، بهينه‌كردن اطلاع رسانى، پشتيبانى از مراكز دين‌پژوهى و پژوهشگران ديني، فعاليت می کند. اين دبيرخانه از نظر تشكيلات و سازماندهي در ابتدا تحت پوشش و حمايت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و سپس پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات قرار گرفت و در ادامه کار با پيشنهاد دبير شورای برنامه‌ريزی دين‌پژوهان و موافقت مسئولان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، به عنوان مؤسسه‌ای غيردولتی و غيرانتفاعی به ثبت رسيد.
 
دفتر مركزى در قم
نشاني: قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی ، دبيرخانه دين‌پژوهان
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵
آدرس سایت:
www.dinpajoohan.com

پست الکترونيک:
info@dinpajoohan.com

 

نقل مطلب با ذکر منبع آزاد است.

کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به دبیرخانه دین پژوهان کشور می باشد.