الانفال
مدني – تعداد آيه75
از تو درباره انفال ] يعنى غنايم جنگى و هر گونه مالى كه مالك معينى ندارد [مي پرسند ، [ كه مالك آنها كيست و چگونه بايد تقسيم شود ؟ ] بگو : [ مالكيّتِ حقيقىِ ]انفال ويژه خدا وپيامبر است ، پس اگر مؤمن هستيد [نسبت به انفال] از خدا پروا كنيد و [اختلاف و نزاع ] بين خود را اصلاح نماييد ، و از خدا و پيامبرش اطاعت كنيد .(1)
مؤمنان ، فقط كسانى هستند كه چون ياد خدا شود ، دل هايشان ترسان مي شود، وهنگامي كه آيات او بر آنان خوانده شود بر ايمانشان مي افزايد ، و بر پروردگارشان توكل مي كنند .(2)
هم آنان كه نماز را برپا مي دارند و ازآنچه به آنان روزى داده ايم ، انفاق مي كنند .(3)
مؤمنان واقعى و حقيقى فقط آنانند ، براى ايشان نزد پروردگارشان درجاتى بالا و آمرزش و رزق نيكو و فراوانى است .(4)
همان گونه كه پروردگارت تو را به درستى و راستى از خانه ات [ به سوى جنگ بدر ]بيرون آورد و گروهى ازمؤمنان [از رفتن به جنگ] ناخشنود بودند [ همان گونه گروهى از آنان از كيفيتِ تقسيمِ غنايم جنگى ناخشنودند . ](5)
پس از آنكه حق [ بودنِ انگيزه هاى رفتنت به جنگ بدر ] روشن شد با تو در اين حقّ [ روشن و آشكار ]مي ادله و ستيزه مي كنند [ تا رمي خود را در ترك جنگ به عنوان اينكه جنگى نابرابر است ، تحميل كنند ; چنان از شركت در جنگ ترسيده بودند ] كه گويا به سوى مرگ رانده مي شوند و آن را با چشم خود مي بينند ! !(6)
و [ ياد كنيد ] هنگامي را كه خدا پيروزى بر يكى ازدو گروه [ سپاه دشمن يا كاروان تجارتى قريش ] را به شما وعده داد ، و شما دوست داشتيد بر كاروان تجارتى قريش دست يابيد ، ولى خدا مي خواست پيروزى در ميدان جنگ را با فرمان نافذى [ كه داير بر پيروزى مؤمنان و شكست دشمنان جارى ساخته بود ] تحقّق دهد و ريشه كافران را قطع كند .(7)
تا حق را ثابت [و پابرجا و استوار نمايد ] وباطل را نابود سازد ، هر چند مي رمان خوش نداشته باشند .(8)
[ ياد كنيد ] هنگامي را كه [ در حال مشاهده دشمنِ تا دندان مسلح با دعا و زارى ]ازپروردگارتان يارى خواستيد ، و او درخواست شما را اجابت كرد كه من مسلماً شما را با هزار فرشته كه پى در پى نازل مي شوند ، يارى مي دهم .(9)
و خدا آن [ وعده يارى ] را فقط مژده و نويدى براى شما قرار داد و نيز براى آنكه دل هايتان به سبب آن آرامش يابد ; و گرنه پيروزى فقط از سوى خداست ; زيرا خدا تواناى شكست ناپذير و حكيم است .(10)
و [ ياد كنيد ] هنگامي را كه به سبب امنيت و آرامشى كه ازسوى خدا يافتيد ، خواب سبكى را به همه شما مسلط كرد و برايتان آبى از آسمان نازل كرد تا شما را به وسيله آن [ از آلودگى ها ] پاك كند ، و وسوسه شيطان را [ كه از بدترين كثافات است ] از شما برطرف نمايد ، و دل هايتان را استحكام دهد ، و گام هايتان را به آن استوار و پا برجا كند .(11)
[ ياد كن ]هنگامي را كه پروردگارت به فرشتگان وحى كرد كه من با شمايم ، پس مؤمنان را [ براى نبرد با دشمن ] ثابت قدم داريد ، [ و ] به زودى در دل كافران ترس مي اندازم ، پس سرهايشان را در هم كوبيد و همه انگشتانشان را قطع كنيد .(12)
اين [ كيفر سخت ] به سبب اين است كه آنان با خدا و پيامبرش دشمنى و مخالفت كردند ، و هر كس با خدا و پيامبرش دشمنى و مخالفت ورزد ، پس [ بداند كه ] يقيناً خدا سخت كيفر است .(13)
اين [ مي ازات شما در دنياست ] ، پس آن رابچشيد ، و [ بدانيد ] براى كافران در قيامت ، عذاب آتش است .(14)
اى اهل ايمان ! هنگامي كه با كافران در حالى كه بر ضد شما لشكركشى مي كنند روبرو مي شويد ، به آنان پشت نكنيد [ و نگريزيد . ](15)
و هر كس در آن موقعيت به آنان پشت كند [ و بگريزد ] سزاوار خشمي از سوى خدا شود و جايگاهش دوزخ است ودوزخ بازگشت گاه بدى است مگر [ اينكه گريزش براى انتخاب محلى ديگر ] جهت ادامه نبرد بادشمن ، يا پيوستن به گروهى [ تازه نفس از مي اهدان براى حمله به دشمن ] باشد .(16)
[ به كشتن دشمنان بر خود مباليد ] شما آنان را نكشتيد ، بلكه خدا آنان را كشت . [ اى پيامبر ! ] هنگامي كه به سوى دشمنان تير پرتاب كردى ، تو پرتاب نكردى ، بلكه خدا پرتاب كرد [ تا آنان را هلاك كند ] و مؤمنان را از سوى خود به آزمايشى نيكو بيازمايد ; زيرا خدا شنوا و داناست .(17)
[ سرنوشت مؤمنان و كافران از ] اين [ قرار است كه ديديد ] ، و قطعاً خدا سست كننده نيرنگ كافران است .(18)
[ شما اى مشركان ! ] اگر پيروزى [ آيينِ حق ] را مي خواستيد ، اينك پيروزى براى آيينِ حق آمد [ پس به آن ايمان آوريد ] ، و اگر [ از دشمنى و مخالفت با خدا و رسول ] بازايستيد ، براى شما بهتر است ، و اگر [ به دشمنى و مخالفت ] بازگرديد ، ما نيز [ بر ضد شما ] بازمي گرديم ، و هرگز جمعيت شما هر چند زياد باشد ، چيزى [ از عذاب خدا ] را از شما دفع نمي كند ، و يقيناً خدا با مؤمنان است .(19)
اى اهل ايمان ! از خدا و پيامبرش اطاعت كنيد و در حالى كه [ سخنان بر حقّ او را ] مي شنويد ، از او روى نگردانيد .(20)
و مانند كسانى نباشيد كه [ از روى تظاهر ] گفتند : شنيديم در حالى كه [ از روى حقيقت ] نمي شنوند .(21)
قطعاً بدترين جُنبندگان نزد خدا ، كرانِ [از شنيدن حق ] و لالانِ [ از گفتن حق ]هستند كه [ كلام حق را ] نمي انديشند !(22)
اگر خدا [ نسبت به پذيرفتن هدايت ، شايستگى و ] خيرى در آنان مي ديد ، يقيناً ايشان را شنوا [ ى حقايق و معارف ]مي كرد ، و اگر [ با لجبازى و عنادى كه فعلاً دارند ] آنان را شنوا كند ، باز اعراض كنان ، روى [ از حق ] مي گردانند .(23)
اى اهل ايمان ! هنگامي كه خدا و پيامبرش شما را به حقايقى كه به شما [ حيات معنوى و ] زندگى [ واقعى ] مي بخشد ، دعوت مي كنند اجابت كنيد ، و بدانيد كه خدا ميان آدمي و دلش حايل و مانع مي شود [ تا حق را باطل و باطل را حق مپندارد ] و مسلماً همه شما به سوى او گردآورى خواهيد شد .(24)
و از عذابى [ كه نتيجه گناه ، فساد ، نزاع ، اختلاف و ترك امر به معروف و نهى از منكر است ] بپرهيزيد ، [ عذابى ] كه فقط به ستمكاران از شما نمي رسد [ بلكه وقتى نازل شود ، همه را فرا مي گيرد ، ستمكاران را به خاطر ستم و اهل ايمان را به سبب اختلاف و نزاع و ترك امر به معروف و نهى از منكر ] و بدانيد كه خدا سخت كيفر است .(25)
و ياد كنيد هنگامي را كه شما در زمين گروهى اندك بوديد ، و ناتوان و زبون شمرده مي شديد ، و همواره مي ترسيديد كه مردم [ مشرك و كافر ] شما را بربايند [ تا شكنجه و آزار دهند ونابود كنند ] پس خدا شما را [ در شهر مدينه ] جاى داد و با ياريش نيرومندتان ساخت ، و از [ نعمت هاى ] پاكيزه اش به شما روزى بخشيد تا سپاس گزارى كنيد .(26)
اى اهل ايمان ! [ با فاش كردنِ اسرار و جاسوسى براى دشمن ] به خدا و پيامبر خيانت نكنيد ، و به امانت هاى ميان خود هم خيانت نورزيد ، در حالى كه مي دانيد [ خيانت ، عملى بسيار زشت است . ](27)
و بدانيد كه اموال و فرزندانتان فقط وسيله آزمايش شماست ، وخداست كه پاداشى بزرگ نزد اوست .(28)
اى اهل ايمان ! اگر [ در همه امورتان ] از خدا پروا كنيد ، براى شما [ بينايى و بصيرتى ويژه ] براى تشخيص حق از باطل قرار مي دهد ، و گناهانتان را محو مي كند ، و شما را مي آمرزد ; و خدا داراى فضل بزرگ است .(29)
و [ ياد كن ]هنگامي را كه كفرپيشگان درباره تو نيرنگ مي زدند تا تو را به زندان دراندازند ، يا به قتل برسانند يا [ از وطن ] بيرونت كنند ، و [ در آينده هم ، همواره بر ضد تو ]نيرنگ مي زنند و خدا هم جزاى نيرنگشان را مي دهد و خدا بهترين جزا دهنده نيرنگ زنندگان است .(30)
و هنگامي كه آيات ما را بر آنان مي خوانند ، مي گويند : البته شنيديم [ ولى اين آيات ، مطلب فوق العاده اى نيست ] ما هم اگر بخواهيم مانند آن را مي گوييم ، اين آيات جز افسانه پيشينيان نيست ! !(31)
و [ ياد كن ]هنگامي را كه گفتند : خدايا ! اگر اين [ قرآن ] همان حقِّ [ نازل شده ] از نزد توست ، پس بر ما سنگ هايى از آسمان ببار يا عذابى دردناك بر ما بياور ! !(32)
و خدا بر آن نيست كه آنان را در حالى كه تو در ميان آنان به سر مي برى ، عذاب كند و تا ايشان طلب آمرزش مي كنند ، خدا عذاب كننده آنان نخواهد بود .(33)
و چه چيزى مانع آنان است كه خدا عذابشان نكند ، در حالى كه [ مردم مؤمن را ] از ورود به مسجدالحرام [ و عبادت در آن ] با آنكه متولّيان آن نيستند ، بازمي دارند ; متولّيانِ [ شايسته و واقعىِ ] اين [ مكان مقدس ] فقط پرهيزكارانند ، ولى بيشتر مشركان نمي دانند [ كه توليت آنجا شايسته آنان نيست . ](34)
و نماز و دعايشان در كنار خانه [ خدا ] چيزى جز سوت كشيدن و كف زدن نبود ، پس به كيفر كفرى كه همواره مي ورزيديد ، عذاب [ دنيا و آخرت را ] بچشيد .(35)
مسلماً كسانى كه كافرند ، اموالشان را هزينه مي كنند تا مردم را از راه خدا بازدارند ، و به زودى همه اموالشان را [ براى جلوگيرى از گسترش اسلام ] خرج مي كنند ; سپس [ اين عمل ]براى آنان مايه حسرت و ندامت مي شود [ زيرا خواهند ديد كه ثروتشان را از دست داده اند و اسلام هم گسترش يافته ] و آن گاه مغلوب مي شوند ، و آنان كه كافرند به سوى دوزخ گردآورى خواهند شد .(36)
تا خدا ناپاكان را از پاكان جدا كند ، وناپاكان را روى يكديگر گذارد ، پس همه را متراكم وانباشته سازد و يكجا در جهنم قرار دهد ; [ به راستى ] آنانند كه زيانكار واقعى اند .(37)
به كسانى كه كافرند بگو : اگر از كفر خود بازايستند [ و به اسلام روى آورند ] گناهان [ ى چون جنگ با پيامبر و بازداشتن مردم از راه خدا ، ومنع كردن مؤمنان از ورود به مسجدالحرام ] از آنان بخشيده خواهد شد ، واگر [ به گناهانشان ] بازگردند ، بى ترديد همان سنت خدا كه در رابطه با [ عذاب وهلاك ] پيشينيان جارى شد [ بر آنان نيز جارى مي شود . ](38)
و با آنان بجنگيد تا هيچ نوع فساد و فتنه [ و خونريزى وناامنى ] بر جا نماند ، و دين [ در سراسر گيتى ] ويژه خدا شود ; پس اگر از فتنه بازايستند [ با آنان نجنگيد ] زيرا خدا به آنچه انجام مي دهند ، بيناست .(39)
و اگر روى گرداندند [ باك نداشته باشيد ] بدانيد كه خدا سرپرست و يار شماست ; نيكو سرپرست و نيكو ياورى است .(40)
و بدانيد هر چيزى را كه [ از راه جهاد يا كسب يا هر طريق مشروعى ] به عنوان غنيمت و فايده به دست آورديد [ كم باشد يا زياد ] يك پنجم آن براى خدا و رسول خدا (صلى الله عليه وآله) و خويشان پيامبر ، و يتيمان و مسكينان و در راه ماندگان است ، اگر به خدا و آنچه بر بنده اش روز جدا كننده حق از باطل ، روز رويارويى دو گروه [ مؤمن وكافر در جنگ بدر ] نازل كرديم ، ايمان آورده ايد [ پس آن را به عنوان حقّى واجب به خدا و رسول و ديگر نامبردگان بپردازيد ] ; و خدا بر هركارى تواناست .(41)
و [ ياد كنيد ] هنگامي را كه شما [ در جنگ بدر ] بر دامنه اى نزديك تر به سطح زمين بوديد [ كه براى جنگ جايى نامناسب بود ] و دشمن در دامنه اى بالاتر [ و مناسب براى جنگ ] قرار داشت ، و كاروان [ تجارى قريش ] در مكانى پايين تر ازشما بود [ كه توانست دور از ديد شما بگريزد ] ; و اگر [ براى رويارويى ] با دشمن [ زمانى معين و جايى مشخص ]وعده مي گذاشتيد ، نسبت به وعده گاه اختلاف مي كرديد [ ظاهر امر نشان مي داد كه شكست حتمي با شما و پيروزى قطعى با دشمن است ، ولى اين پيروزى به صورتى غير عادى نصيب شما شد ] تا خدا پيروزى شما و شكست آنان را كه [ بر اساس اراده اش ] انجام شدنى بود تحقق دهد ، تا هر كه هلاك مي شود از روى دليلى روشن هلاك شود ، وهر كه زندگى مي كند ازروى برهانى آشكار زندگى كند ; و يقيناً خدا شنوا و داناست .(42)
و [ ياد كن ] هنگامي را كه خدا دررؤياهاى مكرّرت [ نفراتِ ] آنان را [ كه بر ضد تو و اهل ايمان تصميم به جنگ داشتند ]به تو اندك و ناچيز نشان داد [ تا آن را براى يارانت بيان كنى ] ; و اگر آنان را بسيار و زياد نشان مي داد ، شما [ اى ياران پيامبر ! ] قطعاً سست مي شديد و در كار جنگ نزاع و اختلاف مي كرديد ، ولى خدا شما را [ با آگاه شدن از رؤياى پيامبر ، از سستى و اختلاف ] رهايى بخشيد ; زيرا او به آنچه در سينه هاست ، داناست .(43)
و [ ياد كنيد ] هنگامي را كه در جنگ بدر باهم برخورد كرديد ، دشمن را در چشم شما اندك نشان داد ، و شما را نيز در چشم آنان اندك نشان داد [ اگر چه در گرما گرم جنگ ، شما را در نظر آنان بسيار و آنان را در نظر شما اندك نشان داد ] تا خدا پيروزى شما و شكست آنان را كه [ بر اساس اراده اش ] انجام شدنى بود ، تحقّق دهد ; و همه كارها به سوى خدا بازگردانده مي شود .(44)
اى اهل ايمان ! هنگامي كه [ در ميدان نبرد ] با گروهى [ از مشركان و كافران ] برخورد كرديد ، ايستادگى نماييد و خدا را بسيار ياد كنيد تا رستگار شويد .(45)
و از خدا و پيامبرش فرمان بريد ، و با يكديگر نزاع و اختلاف مكنيد ، كه سست و بد دل مي شويد ، و قدرت و شوكتتان از ميان مي رود ; و شكيبايى ورزيد ; زيرا خدا با شكيبايان است .(46)
و مانند كسانى مباشيد كه از خانه هايشان از روى مستى و غرور ، و براى خودنمايى بيرون آمدند و مردم را از راه خدا بازمي داشتند [ ولى سرانجام دچار شكست ذلت بارى شدند ] ; و خدا به آنچه انجام مي دهند ، احاطه دارد .(47)
و [ ياد كنيد ] هنگامي را كه شيطان اعمالشان را [ كه در راه دشمنى با پيامبر و لشكركشى بر ضد اهل ايمان بود ] در نظرشان آراست و گفت : امروز [ به سبب جمعيت بسيار و آرايش جنگى شما ] هيچ كس از مردمان [ با ايمان ] پيروز شونده بر شما نيست ، و من پناه دهنده به شمايم ، ولى زمانى كه دو گروه [ مؤمن و مشرك ] با يكديگر برخورد كردند ، به عقب برگشت و پا به فرار گذاشت ، و گفت : من از شما [ ياران و پيروانم ] بيزارم ، من چيزى را [ چون نزول فرشتگان ]مي بينم كه شما نمي بينيد ، البته من از خدا مي ترسم و خدا سخت كيفر است .(48)
و [ ياد كنيد ] هنگامي را كه منافقان و آنان كه در دل هايشان بيمارى [ شك و ترديد نسبت به حقايق ] است ، مي گفتند : مؤمنان را دينشان [ با اين جمعيت اندك و اسلحه ناچيز براى شركت در ميدان نبرد ] فريفت ، و [ آنان باور نمي كردند كه ] هر كس بر خدا توكل كند [ بى ترديد پيروز مي شود ] ; زيرا خدا تواناى شكست ناپذير و حكيم است .(49)
و اگر آن زمانى را كه فرشتگان جان كافران را مي ستانند ، مشاهده كنى [ مي بينى ] كه بر چهره و پشتشان ضربات سنگينى مي كوبند و [ به آنان نهيب مي زنند كه ] عذاب سوزان را بچشيد ! !(50)
اين به سبب گناهانى است كه مرتكب شده اند و گرنه خدا نسبت به بندگانش [ حتى به كمترين چيزى از ستم ] ستمكار نيست .(51)
[ عادتِ اينان ] مانند عادت فرعونيان و پيشينيان آنان است كه به آيات خدا كافر شدند ، پس خدا آنان را به كيفر گناهانشان [به عذابى سخت] گرفت; زيرا خدا نيرومند و سخت كيفر است .(52)
اين [ كيفر سخت ] به سبب اين است كه خدا بر آن نيست كه نعمتى را كه به قومي عطا كرده [ به عذاب و نقمت ] تغيير دهد تا زمانى كه آنان آنچه را در خود [ از عقايد حقّه ، حالات پاك و اخلاق حسنه اى كه ] دارند [ به كفر ، شرك ، عصيان و گناه ] تغيير دهند ; و يقيناً خدا شنوا و داناست .(53)
[ عادت اينان ]مانند عادت فرعونيان و پيشينيان آنان است كه آيات پروردگارشان را تكذيب كردند ، در نتيجه ايشان را به كيفر گناهانشان هلاك نموديم ، و فرعونيان را غرق كرديم و همه آنان ستمكار بودند .(54)
يقيناً بدترين جنبندگان نزد خدا كسانى هستند كه كافرند و [ به سبب لجبازى و عنادشان ] ايمان نمي آورند .(55)
همان كسانى كه با برخى از آنان [ بارها ] پيمان بستى ، ولى هر بار پيمانشان را مي شكنند و از خدا پروا نمي كنند .(56)
پس اگر در ميدان جنگ ، بر آنان دست يافتى [ با وارد كردن مي ازات و عقوبت سنگين بر ايشان ] ديگر كسانى را كه دنبال آنانند [ و قصد جنگ با تو را دارند ] تار و مار كن تا متذكّر [ قدرت شما ] شوند [ و از خيال جنگ با تو بازايستند . ](57)
و اگر از خيانت و پيمان شكنى گروهى [كه با آنان هم پيمانى]بيم دارى ، پس به آنان خبر ده كه [ پيمان ] به صورتى مساوى [ و طرفينى ]گسسته است ; زيرا خدا خائنان را دوست ندارد .(58)
و آنان كه كافرند گمان نكنند كه با پيمان شكنى خود [ بر قدرتِ حق ] پيشى جسته اند ، اينان نمي توانند [ ما را ]عاجزكنند [ تا از دسترس قدرت ما بيرون روند . ](59)
و در برابر آنان آنچه در قدرت و توان داريد از نيرو [ و نفرات و ساز و برگ جنگى ] و اسبان ورزيده [ براى جنگ ] آماده كنيد تا به وسيله آنها دشمن خدا و دشمن خودتان ودشمنانى غير ايشان را كه نمي شناسيد ، ولى خدا آنان را مي شناسد بترسانيد. و هر چه در راه خدا هزينه كنيد ، پاداشش به طور كامل به شما داده مي شود ، و مورد ستم قرار نخواهيد گرفت .(60)
و اگر دشمنان به صلح گرايند ، تو هم به صلح گراى ، و بر خدا توكل كن ، كه يقيناً او شنوا و داناست .(61)
و اگر بخواهند [ در زمينه صلح و آشتى ] تو را بفريبند ، يقيناً خدا تو را بس است ; اوست كسى كه تو را با يارى خود و به وسيله مؤمنان نيرومند ساخت .(62)
و ميان دل هايشان الفت و پيوند برقرار كرد كه اگر همه آنچه را در روى زمين است ، هزينه مي كردى نمي توانستى ميان دل هايشان الفت اندازى ، ولى خدا ميان آنان ايجاد الفت كرد ; زيرا خدا تواناى شكست ناپذير و حكيم است .(63)
اى پيامبر ! خدا و مؤمنانى كه از تو پيروى مي كنند [ از نظر حمايت و پشتيبانى ] براى تو بس است .(64)
اى پيامبر ! مؤمنان را به جنگ برانگيز كه اگر از شما بيست نفر صابر باشند بر دويست نفر چيره مي شوند ، و اگر از شما صد نفر [ صابر ] باشند بر هزار نفر از كافران چيره مي شوند ; زيرا آنان گروهى هستند [ كه حقايق توحيد و قدرت خدا را ] نمي فهمند .(65)
اكنون خدا به شما تخفيف داد و معلوم داشت كه در شما ضعفى هست ; بنابراين اگر از شما صد نفر صابر باشند بر دويست نفر چيره مي شوند ، و اگر هزار نفر [ صابر ] باشند ، به فرمان خدا بر دو هزار نفر چيره مي شوند ; و خدا با صابران است .(66)
هيچ پيامبرى را نسزد و نشايد كه [ پيش از جنگ و پيروزى بر دشمن ] اسيران جنگى بگيرد ، تا زمانى كه [ دشمن را به طور كامل ]در زمين از قدرت و توان بيندازد [ و موقعيت دين و مؤمنان در جهان پابرجا و استوار گردد آن گاه اسير بگيرد ; شما اى ياران پيامبر ! ] متاع ناچيز و ناپايدار دنيا را مي خواهيد ، و خدا [ براى شما ] آخرت را مي خواهد ; و خدا تواناى شكست ناپذير و حكيم است .(67)
اگر فرمان و حكم لازمي كه از سوى خدا گذشته است ، نبود [ كه پيش از اتمام حجت كسى را عذاب نكند ] مسلماً شما را به سبب اسيرانى كه [ بدون اجازه پيامبر و پيش از شروع جنگ ] گرفتيد ، عذابى بزرگ مي رسيد .(68)
آنچه از غنيمت [ در ميدان جنگ ] گرفته ايد ، حلال و پاكيزه بخوريد و از خدا پروا كنيد ; يقيناً خدا بسيار آمرزنده و مهربان است .(69)
اى پيامبر ! به اسيرانى كه در اختيار شمايند ، بگو : اگر خدا خيرى در دل هاى شما بداند ، بهتر از مالى كه [ در برابر آزادى شما ] از شما گرفته اند به شما مي دهد ، و گناهانتان را مي آمرزد و خدا بسيار آمرزنده و مهربان است .(70)
و اگر اسيران آزاد شده بخواهند [ پس از آزاد شدنشان ] به تو خيانت ورزند ، [ كار جديد و تازه اى نيست ] آنان پيش از اين هم به خدا خيانت ورزيدند ، پس او تو را بر آنان مسلط ساخت ; و خدا دانا و حكيم است .(71)
مسلماً كسانى كه ايمان آوردند ، و هجرت كردند ، و با اموال و جان هايشان در راه خدا جهاد نمودند ، و كسانى كه مهاجران را پناه و جا دادند و يارى كردند ، اينانند كه يار و دوست يكديگرند . و كسانى كه ايمان آوردند و هجرت نكردند شما را از دوستى آنان هيچ سودى نيست تازمانى كه هجرت كنند ; و اگر در امور دين از شما يارى طلبند ، بر شماست كه آنان را يارى دهيد مگر آنكه يارى دادن شما به زيان گروهى باشد كه ميان شما و آنان پيمان [ ترك جنگ ] برقرار است ; و خدا به آنچه انجام مي دهيد ، بيناست .(72)
و آنان كه كافرند ، دوستان و ياران يكديگرند [ و ] اگر شما فرمان پيوند [ با اهل ايمان و قطع رابطه با كافران ] را به اجرا نگذاريد فتنه و فسادى بزرگ در زمين پيدا خواهد شد .(73)
و كسانى كه ايمان آوردند و هجرت كردند و در راه خدا جهاد نمودند و آنان كه مهاجران را پناه دادند و يارى كردند ، مؤمنان حقيقى فقط آنانند ، براى آنان آمرزش و رزق نيكو و فراوانى است .(74)
و آنان كه بعد [ از مؤمنان و نخستين مهاجران ] ايمان آوردند و هجرت كردند و همراه شما با دشمنان جنگيدند، از شمايند; و خويشاوندان [بنابر آنچه نسبت به برنامه ارث] در كتاب خدا مقرّر شده از ديگران سزاوارترند ; يقيناً خدا به همه چيز داناست .(75)












