الروم
مکي – تعداد آيه60
الم(1)
روميان مغلوب شدند ،(2)
در نزديك ترين سرزمين [ خود به حجاز كه نواحى شام است ] ، و آنان پس از مغلوب شدنشان به زودى پيروز خواهند شد ،(3)
[ البته ] در ظرف چند سال . عاقبت و نتيجه كار پيش [ از مغلوب شدن روميان ] و پس [ از پيروزى روميان ]فقط در سيطره اراده و فرمان خداست ، و آن روز [ كه روميان پيروز شوند ] مؤمنان شادمان و خوشحال خواهند شد ،(4)
به سبب نصرت و يارى خدا ، [ آرى او ] هركس را بخواهد يارى مي دهد ، و تنها او تواناى شكست ناپذير و مهربان است .(5)
خدا اين وعده را داده است ; و خدا از وعده اش تخلف نمي كند ، ولى بيشتر مردم معرفت و شناخت [ نسبت به وفاى قطعى خدا در مورد وعده اش ] ندارند .(6)
[ تنها ] ظاهرى [ محسوس ] از زندگى دنيا را مي شناسند و آنان از آخرت [ كه سراى ابدى و داراى نعمت هاى جاودانى و حيات سرمدى است ] بى خبرند .(7)
آيا در [ خلوت ] درون خود نينديشيده اند ؟ [ كه ] خدا آسمان ها و زمين و آنچه را ميان آنهاست ، جز به حقّ و راستى و براى مدتى معين نيافريده است ; و همانا بسيارى از مردم به ديدار [ قيامت و محاسبه اعمال به وسيله ] پروردگارشان كافرند .(8)
آيا [ به غفلت نانى مي خورند و بى خبر به سر مي برند و ] در زمين گردش نكرده اند تا با تأمل بنگرند سرانجام كسانى كه پيش از اينان بودند چگونه بود ؟ آنان قوى تر و نيرومندتر از اينان بودند ، و زمين را [ براى هدف هاى گوناگون ]زير و رو كردند و آن را بيش از آنچه اينان آبادش كردند ، آباد نمودند ، و پيامبرانشان دلايل روشن براى آنان آوردند [ ولى به سبب تكذيب پيامبرانشان هلاك شدند ] ; پس خدا بر آن نبود كه به آنان ستم كند ، ولى آنان بودند كه به خودشان ستم مي كردند .(9)
آن گاه بدترين سرانجام ، سرانجام كسانى بود كه مرتكب زشتى شدند به سبب اينكه آيات خدا را تكذيب كردند و همواره آنها را به مسخره مي گرفتند .(10)
خدا مخلوقات را مي آفريند ، سپس آنان را [ بعد از مرگشان ] باز مي گرداند ، آن گاه به سوى او باز گردانده مي شويد ،(11)
و روزى كه قيامت برپا شود گنهكاران [ از شدت سختى و هولناكى آن اندوهگين گردند و به علت پذيرفته نشدن بهانه و عذرشان از رحمت خدا ] مأيوس شوند ،(12)
و از معبودانشان [ كه آنها را كوركورانه مي پرستيدند ] براى آنان شفيعانى نخواهد بود ، و آنان معبودانشان را [ از روى واقعيت ] انكار مي كنند ،(13)
و روزى كه قيامت برپا شود آن روز [ همه ] از هم جدا مي شوند ،(14)
اما كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته انجام داده اند ، آنان را در بوستانى [سرسبز و خرم ] مسرور وشادمان مي دارند .(15)
و اما كسانى كه كفر ورزيده و آيات ما و ديدار آخرت را تكذيب كرده اند ، احضارشدگان در عذاب اند .(16)
پس خدا را هنگامي كه وارد شب مي شويد و هنگامي كه به صبح در مي آييد ، تسبيح گوييد ،(17)
همه ستايش ها در آسمان ها و زمين ويژه اوست و شب و آن گاه كه وارد ظهر مي شويد [ نيز خدا را تسبيح گوييد . ](18)
زنده را از مرده بيرون مي آورد و مرده را از زنده بيرون مي آورد ، و زمين را پس از مردگى اش زنده مي كند ; و اين گونه [ از گورها ] بيرون آورده مي شويد .(19)
و از نشانه هاى [ قدرت و ربوبيت ] او اين است كه شما را از خاكى [ بى جان ] آفريد ; پس اكنون بشرى هستيد كه [ روى زمين ] پراكنده و منتشريد ،(20)
و از نشانه هاى [ قدرت و ربوبيت ]او اين است كه براى شما از جنس خودتان همسرانى آفريد تا در كنارشان آرامش يابيد و در ميان شما دوستى و مهربانى قرار داد ; يقيناً در اين [ كار شگفت انگيز ] نشانه هايى است براى مردمي كه مي انديشند ،(21)
و از نشانه هاى [ قدرت و ربوبيت ] او آفرينش آسمان ها وزمين و اختلاف و گوناگونى زبان ها و رنگ هاى شماست ; بى ترديد در اين [ واقعيات ]نشانه هايى است براى دانايان ،(22)
و از نشانه هاى [ قدرت و ربوبيت ] او خواب شما وجستجويتان براى تأمين معاش در شب وروز است، يقيناً در اين [ امور ] نشانه هايى است براى مردمي كه گوش شنوا دارند ،(23)
و از نشانه هاى [ قدرت و ربوبيت ] اوست كه برق را مايه ترس [ از صاعقه ]و اميد [ به باران ] به شما مي نماياند ، و از آسمان ، آبى نازل مي كند كه زمين را پس از مردگى اش به وسيله آن زنده مي كند ; قطعاً در اين [شگفتى هاى آفرينش] نشانه هايى است براى مردمي كه تعقّل مي كنند .(24)
و از نشانه هاى [ قدرت و ربوبيت ] او اين است كه آسمان و زمين به فرمانش برپايند ، سپس زمانى كه شما را با يك دعوت از زمين بخواند ، ناگاه [ از گورها ] بيرون مي آييد ،(25)
و هر كه در آسمان ها و زمين است ، فقط در سيطره مالكيّت و فرمانروايى اوست ، و همه براى او فروتن و خاضع اند ،(26)
و اوست كه مخلوقات را مي آفريند سپس آنان را [ پس از مرگشان ] باز مي گرداند ; و اين [ كار ] براى او آسان تر است . و برترين وصف ها در آسمان ها و زمين ويژه اوست ; و او تواناى شكست ناپذير و حكيم است .(27)
خدا از [ وضع و حال ] خودتان براى شما مثلى زده است ، آيا از بردگانتان در آنچه [ از نعمت ها و ثروت ها ] به شما روزى داده ايم ، شريكانى داريد كه شما در آن [ نعمت ها و ثروت ها ] با هم برابر و يكسان باشيد ، و همان گونه كه از يكديگر مي ترسيد [ كه يكى از شما نعمت و ثروت مشترك را ويژه خود كند ] از بردگانتان هم بترسيد ؟ [ بى ترديد در ميان آزاد و برده و مولا و عبد و مالك و مملوك چنين شركتى وجود ندارد ، پس چگونه ممكن است مملوك خدا در خدايى ، ربوبيت ، خالقيت و مالكيّت شريك او باشد ؟ ! ] اين گونه آيات خود را براى مردمي كه تعقّل مي كنند ، بيان مي كنيم .(28)
[ اعتقاد و عمل مشركان بر پايه تعقّل نيست ] بلكه آنان كه [ با شركورزى ]ستم كرده اند از روى جهل و نادانى از هواهاى نفسانى خود پيروى نموده اند ; پس كسانى را كه خدا [ به كيفر پيروى از هواها ] گمراه كرده است ، چه كسى هدايت مي كند ؟ و آنان هيچ يارى كننده اى [ كه از گمراهى و عذاب نجاتشان دهد ]نخواهند داشت .(29)
پس [ با توجه به بى پايه بودن شرك ] حق گرايانه و بدون انحراف با همه وجودت به سوى اين دين [ توحيدى ] روى آور ، [ پاى بند و استوار بر ]سرشت خدا كه مردم را بر آن سرشته است باش براى آفرينش خدا هيچگونه تغيير و تبديلى نيست ; اين است دين درست و استوار ; ولى بيشتر مردم معرفت و دانش [ به اين حقيقت اصيل ] ندارند .(30)
[ پاى بند به همان سرشت خدايى باشيد ] در حالى كه روى آورندگان به سوى او هستيد و از او پروا كنيد و نماز را برپا داريد و از مشركان نباشيد .(31)
مشركانى كه دينشان را بخش بخش كردند و [ سرانجام ]گروه گروه شدند ، در حالى كه هر گروهى به آنچه [ از بخشى از دين ] نزد آنان است [ به تصور اينكه حق است ] شادمانند !(32)
هنگامي كه به مردم آسيب و گزندى برسد ، پروردگارشان را در حالى كه به سوى او روى آورده اند ، مي خوانند ، سپس زمانى كه رحمتى از سوى خود [ چون نعمت ، ثروت ، اولاد و امنيت ] به آنان بچشاند ، ناگهان گروهى از آنان به پروردگارشان شرك مي ورزند .(33)
بگذار تا به آنچه به آنان داده ايم ، ناسپاسى كنند ، بنابراين [ از نعمت هاى اندك و زودگذر ] برخوردار شويد كه سپس خواهيد دانست [ سرنوشت و كيفر ناسپاسان چيست ؟ ](34)
يا [ مگر ] دليلى استوار بر آنان نازل كرده ايم كه آن دليل [ بر حقّانيّت ] معبودانى كه به وسيله آن [ به خدا ] شرك مي ورزند ، سخن مي گويد ؟(35)
و هرگاه به مردم رحمتى [ چون نعمت ، ثروت ، اولاد و امنيت ]بچشانيم به آن شادمان مي شوند ، و چون به سبب گناهانى كه مرتكب شده اند آسيب و گزندى به آنان رسد ، ناگهان نااميد مي شوند .(36)
آيا ندانسته اند كه خدا رزق و روزى را براى هركه بخواهد فراخ و گشاده قرار مي دهد و [ براى هر كه بخواهد ] تنگ مي گيرد ؟ يقيناً در اين [ برنامه ] نشانه هايى است براى مردمي كه ايمان دارند .(37)
پس [ با توجه به فراخ بخشى خدا در روزى و رزق ] حقّ خويشاوند و مسكين و در راه مانده را بده . اين انفاق براى آنان كه خشنودى خدا را مي خواهند بهتر است ; و اينان [ كه حقوق مالى را مي پردازند ]همان رستگارانند .(38)
اموال و اجناسى را كه [ به صورت وام ]به ربا مي دهيد تا در ميان اموال مردم فزونى يابد ، نزد خدا فزونى نخواهد يافت ; و آنچه از زكات مي دهيد كه [ به سبب پرداختنش ] خشنودى خدا را مي خواهيد [ مايه فزونى است ] ; پس اين زكات دهندگانند كه مال و ثوابشان دو چندان مي شود .(39)
خداست كه شما را آفريد ، آن گاه به شما روزى داد ، سپس شما را مي ميراند ، و پس از آن شما را زنده مي كند ; آيا از معبودان شما كسى هست كه چيزى از اين [ كارها ]را انجام دهد ؟ او منزّه و برتر است از اينكه به او شرك ورزند .(40)
در خشكى و دريا به سبب اعمال زشتى كه مردم به دست خود مرتكب شدند ، فساد و تباهى نمودار شده است تا [ خدا كيفر ] برخى از آنچه را انجام داده اند به آنان بچشاند ، باشد كه [ از گناه و طغيان ] برگردند .(41)
بگو : در زمين بگرديد پس با تأمل بنگريد كه سرانجام كسانى كه پيش تر بودند [ و مرتكب كار زشت شدند ] چگونه بود ؟ بيشتر آنان مشرك بودند .(42)
پس [ با توجه به بى پايه بودن شرك ] با همه وجودت به سوى اين دين درست و استوار روى آور پيش از آنكه روزى فرا رسد كه از سوى خدا هيچ بازگشتى براى آن نيست ، آن روز [ همه مردم ] دسته دسته و گروه گروه شوند .(43)
كسانى كه كافر شوند كفرشان به زيان خود آنان است ، و آنان كه كار شايسته انجام دهند ، [ بستر امن و آسايشى و اقامت گاه جاويدى ] براى خود آماده مي كنند ،(44)
تا خدا به كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته انجام داده اند از فضل خود پاداش دهد [ و كافران را از رحمتش محروم كند ] ; زيرا خدا كافران را دوست ندارد .(45)
و از نشانه هاى [ قدرت و ربوبيت ] او اين است كه بادها را مژده دهنده مي فرستد ، و تا بخشى از [ باران ] رحمتش را به شما بچشاند ، و تا كشتى ها [ به وسيله بادها ] به فرمان او حركت كنند ، و نيز براى اينكه از رزق و روزى او بجوييد ، و باشد كه شما سپاس گزارى كنيد .(46)
و به راستى پيش از تو پيامبرانى را به سوى قومشان فرستاديم كه براى آنان دلايل روشن آوردند ، سپس ما از آنان كه مرتكب گناه شدند ، انتقام گرفتيم [ و مؤمنان را يارى داديم ] ; و يارى مؤمنان حقّى بر عهده ماست .(47)
خداست كه بادها را مي فرستد تا ابرى را برمي انگيزد ، پس آن را در آسمان آن گونه كه بخواهد مي گستراند و به صورت بخش بخش و پاره هاى مختلف در مي آورد ، پس باران را مي بينى كه از لابه لاى آن بيرون مي آيد و چون آن را به هركس از بندگانش كه بخواهد مي رساند ، آن گاه شادمان و خوشحال مي شوند .(48)
و همانا پيش از آنكه باران بر آنان نازل شود ، [ آرى ] پيش از آن مأيوس و نااميد بودند .(49)
پس با تأمل به آثار رحمت خدا بنگر كه چگونه زمين را پس از مردگى اش زنده مي كند ، بى ترديد اين [ خداى قدرتمند ] زنده كننده مردگان است و او بر هر كارى تواناست .(50)
و اگر بادى [ سوزان و زيانبار ] بفرستيم ، پس آن [ كشت و زرع ] را زرد شده ببينند ، پس از آن [ به جاى جبران گناهانى كه سبب اين آسيب شده ] ناسپاس مي شوند .(51)
[ اينان كه كفر را بر ايمان ترجيح داده اند ، مانند مردگان اند ] پس تو نمي توانى [ دعوتت را ] به مردگان بشنوانى و نمي توانى دعوتت را به كران زمانى كه پشت كنان روى مي گردانند ، بشنوانى .(52)
و تو هدايت كننده كوردلان از گمراهى شان نيستى ، و جز به آنان كه به آيات ما ايمان مي آورند و تسليم [ فرمان ها و احكام ما ]هستند ، نمي توانى [ دعوتت ] را بشنوانى .(53)
خداست كه شما را از ناتوانى آفريد ، سپس بعد از ناتوانى قدرت و نيرو داد ، آن گاه بعد از نيرومندى و توانايى ، ناتوانى و پيرى قرار داد ; هرچه بخواهد مي آفريند و او دانا و تواناست .(54)
و روزى كه قيامت برپا مي شود ، مي رمان سوگند مي خورند كه [ فاصله مرگ تا قيامت را ] جز ساعتى درنگ نكرده اند ، اين گونه [ كه در قيامت دروغ مي گويند و منحرف از حقيقت هستند در دنيا نيز همواره از حق به باطل ] منحرف مي شدند .(55)
و كسانى كه دانش و ايمان به آنان داده شده است مي گويند : بى ترديد شما [ بر طبق قضا و قدر ثبت شده ] در كتاب خدا [ لوح محفوظ ] تا روز قيامت درنگ كرده ايد و اين روز قيامت است ، ولى شما [ به اينكه قيامت حق است ] معرفت و دانش نداشتيد .(56)
پس در آن روز كسانى كه [ به آيات ما و پيامبران ] ستم كرده اند ، عذرخواهى شان به آنان سود نمي دهد ، و نه از آنان مي خواهند كه [ براى به دست آوردن خشنودى خدا ]عذرخواهى كنند ،(57)
و به راستى در اين قرآن براى مردم از هرگونه مثلى زديم . و اگر براى آنان معجزه اى [ كه خود درخواست دارند ] بياورى آنان كه كفر ورزيده اند ، قطعاً خواهند گفت : شما جز باطل گرا نيستيد [ و اين معجزه اى كه آورديد ، جز باطل نيست . ](58)
خدا اين گونه بر دل هاى كسانى كه معرفت و دانش ندارند مُهر [ تيره بختى ] مي نهد .(59)
پس [ بر آزار و ياوه گويى اين تيره بختان ] شكيبايى كن كه يقيناً وعده خدا [ در مورد يارى و پيروزى تو ] حق است ، و مبادا آنان كه يقين [ به وعده هاى حق و برپا شدن قيامت ]ندارند تو را به ناشكيبايى و سبك سارى وادارند .(60)












