• خانه
  • مقالات
  • گفتگو
  • دیدگاه
  • بازتاب
  • اخبار
    • اخبار ادیان و مذاهب
    • اخبار دین پژوهی
    • اخبار علمی فرهنگی
    • اخبار موسسه
  • تماس باما
  • درباره ما
  • خانه
  • مقالات
  • گفتگو
  • دیدگاه
  • بازتاب
  • اخبار
    • اخبار ادیان و مذاهب
    • اخبار دین پژوهی
    • اخبار علمی فرهنگی
    • اخبار موسسه
  • تماس باما
  • درباره ما
Home جدول ترجمه قرآن کریم

المؤمنون

9 اسفند, 1393
در جدول ترجمه قرآن کریم
0

کاربر گرامی جهت پخش فایل صوتی مورد نظر, لطفا Flash player را نصب کنید.


دریافت فایل

 

المؤمنون
مکي –  تعداد آيه118
بى ترديد مؤمنان رستگار شدند .(1)
آنان كه در نمازشان [ به ظاهر ]فروتن [ و به باطن با حضور قلب ] اند .(2)
و آنان كه از [ هر گفتار و كردارِ ]بيهوده و بى فايده روى گردانند ،(3)
و آنان كه پرداخت كننده زكات اند ،(4)
و آنان كه نگه دارنده دامنشان [ از شهوت هاى حرام ]اند ،(5)
مگر در [ كام جويى از ] همسران يا كنيزانشان ، كه آنان [ در اين زمينه ]مورد سرزنش نيستند .(6)
پس كسانى [ كه در بهره گيرى جنسى ، راهى ]غير از اين جويند ، تجاوزكار [ از حدود حق ] هستند .(7)
و آنان كه امانت ها و پيمان هاى خود را رعايت مي  كنند ،(8)
و آنان كه همواره بر [ اوقات و شرايط ظاهرى و معنوى ] نمازهايشان محافظت دارند .(9)
اينانند كه وارثان اند ،(10)
وارثانى كه [ از روى شايستگى ]بهشت فردوس را به ميراث مي  برند [ و ]در آن جاودانه اند .(11)
و يقيناً ما انسان را از [ عصاره و ]چكيده اى از گِل آفريديم ،(12)
سپس آن را نطفه اى در قرارگاهى استوار [ چون رحم مادر ] قرار داديم .(13)
آن گاه آن نطفه را علقه گردانديم ، پس آن علقه را به صورت پاره گوشتى درآورديم ، پس آن پاره گوشت را استخوان هايى ساختيم و بر استخوان ها گوشت پوشانديم ، سپس او را با آفرينشى ديگر پديد آورديم ; پس هميشه سودمند و بابركت است خدا كه نيكوترين آفرينندگان است .(14)
سپس همه شما بعد از اين مي  ميريد .(15)
آن گاه شما مسلماً روز قيامت برانگيخته مي  شويد .(16)
و بى ترديد بالاى سرتان هفت آسمان [ كه هر يك بر فراز ديگرى است ]آفريديم ، و ما از آفريده ها بى خبر نيستيم .(17)
و از آسمان ، آبى به اندازه نازل كرديم و آن را در زمين جاى داديم ; و بى ترديد به از بين بردن آن كاملاً توانمنديم .(18)
پس به وسيله آن براى شما باغ هايى از درختان خرما و انگور پديد آورديم كه براى شما در آنها ميوه هاى فراوانى است [ كه از فروش آنها زندگى خود را اداره مي  كنيد ] و [ نيز ] از آنها مي  خوريد .(19)
و [ به وسيله آن ] درختى را كه از طور سينا بيرون مي  آيد [ پديد آورديم ] كه براى خورندگان ، روغن و نان خورشى مي  روياند .(20)
و به يقين براى شما در دام ها عبرتى است ، از شيرى كه در شكم آنهاست به شما مي  نوشانيم ، و در آنها براى شما سودهاى فراوانى است ، و از [ گوشت ] آنها [ نيز ] مي  خوريد .(21)
و بر آنها و بر كشتى ها حمل مي  شويد ;(22)
و همانا نوح را به سوى قومش فرستاديم . پس گفت : اى قوم من ! خدا را بپرستيد كه معبودى جز او براى شما نيست ، پس آيا [ از پرستش معبودان باطل ] نمي  پرهيزيد ؟(23)
پس سران و اشراف قومش كه كافر بودند ، گفتند : اين جز بشرى مانند شما نيست كه مي  خواهد بر شما برترى جويد ، و اگر خدا مي  خواست [ پيامبرى بفرستد ] قطعاً فرشتگانى [ را به پيامبرى ]مي  فرستاد، ما اين [ سخنانى ] را [ كه نوح مي  گويد ] ميان پدران پيشين خود نشنيده ايم .(24)
او نيست جز مردى كه [ نوعى ] ديوانگى در اوست ; بنابراين نسبت به او تا مدتى منتظر بمانيد [ كه بميرد يا از ديوانگى رهايى يابد . ](25)
[ نوح ] گفت : پروردگارا ! مرا در برابر تكذيب آنان يارى ده .(26)
پس به او وحى كرديم كه زير نظر ما و پيام ما كشتى بساز و هنگامي كه فرمان ما به هلاكت آنان بيايد و آن تنور [ از آب ] فوران كند از هر گونه اى [ از حيوان ] دو عدد [ يكى نر و ديگرى ماده ] و نيز خانواده ات را وارد كشتى كن ، جز افرادى از آنان كه فرمان [ عذاب ] بر او گذشته [ و درباره او قطعى شده ] است ، و درباره كسانى كه [ به سبب شرك و كفر ] ستم ورزيده اند ، با من سخن مگوى ، زيرا [ همه ] آنان بدون ترديد غرق شدنى اند .(27)
پس هنگامي كه تو و آنان كه با تو هستند ، بر كشتى سوار شديد ، به خاطر اين نعمت بگو : همه ستايش ها ويژه خداست كه ما را از اين گروه ستم پيشه نجات داد .(28)
و بگو : پروردگارا ! مرا در جايگاهى پرخير و بركت فرود آور ، كه تو بهترين فرودآورندگانى .(29)
همانا در اين [ سرگذشت ] نشانه هايى [ از قدرت ، رحمت و انتقام خدا ]براى عبرت گيرندگان است ; و يقيناً ما آزمايش كننده بندگانيم .(30)
سپس بعد از آنان قومي ديگر را به وجود آورديم .(31)
و پيامبرى از خودشان در ميان آنان فرستاديم كه خدا را بپرستيد ، شما را جز او معبودى نيست ، آيا [ از پرستش معبودان باطل ] نمي  پرهيزيد ؟(32)
و از سران و اشراف قومش كه كافر بودند و ديدار آخرت را تكذيب مي  كردند ، و آنان را در زندگى دنيا از وسايل و ابزار مادى فراوانى برخوردار كرده بوديم ، گفتند : اين جز بشرى مانند شما نيست كه از آنچه شما مي  خوريد مي  خورد ، و از آنچه شما مي  آشاميد مي  آشامد .(33)
و بى ترديد اگر بشرى مانند خود را اطاعت كنيد ، يقيناً زيانكاريد .(34)
آيا به شما وعده مي  دهد هنگامي كه از دنيا رفتيد و خاك و استخوان شديد [ زنده از گور ]بيرونتان مي  آورند ؟(35)
[ از عقل ما ] دور است و بسيار دور است آنچه به شما وعده مي  دهند ،(36)
جز اين زندگى دنياى ما [زندگى ديگرى] وجود ندارد ، همواره [گروهى] مي  ميريم و [گروهى ديگر ] به دنيا مي  آييم ، و ما پس از مرگ برانگيخته نخواهيم شد .(37)
او نيست مگر مردى كه بر خدا افترا بسته است ; و ما باور كننده او نيستيم .(38)
گفت : پروردگارا ! مرا در برابر تكذيب آنان يارى ده .(39)
خدا فرمود : همانا پس از اندك زمانى پشيمان مي  شوند .(40)
پس فرياد مرگبار [ عذاب ] آنان را بر [ پايه وعده به ] حقِّ [ ما ]فرو گرفت ، و آنان را چون خاشاك روى سيل قرار داديم ; پس قوم ستمكار [ از رحمت خدا ] دور باد.(41)
سپس بعد از آنان قومي ديگر را به وجود آورديم .(42)
هيچ امتى از اجلِ [ معينِ ] خود نه پيش مي  افتد و نه پس مي  ماند .(43)
آن گاه پيامبران را پى در پى فرستاديم ; هر زمان براى امتى پيامبرش مي  آمد او را تكذيب مي  كردند ، و ما اين [ امت ]ها را به دنبال يكديگر هلاك مي  كرديم و آنان را [ به صورت ]سرگذشت ها [ براى عبرت ديگران ] قرار داديم ; پس ملتى كه ايمان نمي  آورند از رحمت خدا دور باد .(44)
سپس موسى و برادرش هارون را با معجزات و آيات خود و دليلى روشن فرستاديم ،(45)
به سوى فرعون و سران و اشراف قومش ، پس تكبّر ورزيدند ; و آنان قومي برترى جو بودند .(46)
و گفتند : آيا به دو بشرى كه مانند خودمان هستند ايمان بياوريم در حالى كه قوم [ و قبيله ] آن دو بردگان ما هستند ؟(47)
در نتيجه هر دو را تكذيب كردند و از هلاك شدگان شدند .(48)
همانا ما به موسى كتاب داديم ، تا آنان هدايت شوند .(49)
و پسر مريم و مادرش را نشانه [ قدرت و رحمت خود ] قرار داديم و آن دو را در سرزمينى بلند كه [ داراى ] جايگاهى مستقر [ و امن ] و آبى روان بود ، جاى داديم .(50)
اى پيامبران ! از خوردنى هاى پاكيزه بخوريد و كار شايسته انجام دهيد ; مسلماً من به آنچه انجام مي  دهيد ، دانايم .(51)
و بى ترديد اين [ اسلام ] آيينِ [ حقيقى ] شماست در حالى كه آيينى يگانه است ، و من پروردگار شمايم ; بنابراين از من پروا كنيد .(52)
پس كار [ آيين ]خود را ميان خويش قطعه قطعه كردند [ و گروه گروه شدند ] ، در حالى كه هر گروهى به آن [ آيينى ]كه نزد آنان است خوشحال و شادمانند [ كه آيينشان بر حق است . ](53)
پس آنان را در غرقاب گمراهى و جهالتشان تا هنگامي [ كه مرگشان فرا رسد ] واگذار .(54)
آيا گمان مي  كنند افزونى و گسترشى كه به سبب مال و اولاد به آنان مي  دهيم ،(55)
در حقيقت مي  خواهيم در عطا كردن خيرات به آنان شتاب ورزيم ؟ [ چنين نيست ]بلكه [ آنان ]درك نمي  كنند [ كه ما مي  خواهيم با افزونى مال و اولاد ، در تفرقه ، طغيان ، گمراهى و تيره بختى بيشترى فرو روند . ](56)
يقيناً آنان كه از بيم پروردگارشان هراسان و نگرانند ،(57)
و آنان كه به آيات پروردگارشان ايمان مي  آورند .(58)
و آنان كه به پروردگارشان شرك نمي ورزند .(59)
و آنان كه آنچه را [ از زكات و ديگر انفاقات در راه خدا ] مي  پردازند ، و در حالى كه دل هايشان از اينكه به سوى پروردگارشان [ براى محاسبه دقيق ] باز مي  گردند ، ترسان است .(60)
اينانند كه در كارهاى خير مي  شتابند ، و در [ انجام دادن ] آن [ از ديگران ] پيشى مي  گيرند .(61)
و هيچ كس را جز به اندازه گنجايش و توانش تكليف نمي  كنيم ، و نزد ما كتابى [ چون لوح محفوظ ] است كه [ درباره همه امور آفرينش و نسبت به اعمال بندگان ]به درستى و راستى سخن مي  گويد ، و آنان [ در پاداش و كيفر ] مورد ستم قرار نمي  گيرند .(62)
[ چنين نيست كه كافران تكليف را بيش از اندازه گنجايش و توان خود حس كنند ]بلكه دل هايشان از اين [ حقيقت ] در بى خبرى عميقى است ، و براى آنان غير از اين [ بى خبرى ]اعمالى [ زشت و ناپسند ] است كه همواره آنها را انجام مي  دهند ،(63)
تا زمانى كه عيّاشان و مرفّهان آنان را به عذاب بگيريم ، ناگهان فرياد و ناله سر دهند و  [ به آواى بلند ]استغاثه كنند .….(64)
[ به آنان گويند : ] امروز فرياد و ناله سر ندهيد ; زيرا شما از سوى ما يارى نخواهيد شد .….(65)
همانا آيات من را بر شما مي  خواندند وشما به پشت سرتان به قهقرا برمي  گشتيد [تا آن را نشنويد !](66)
در حالى كه به آن تكبّر مي ورزيديد [ و در بزم ]شبانه [ خود درباره آن ] هذيان مي  گفتيد [ و سخنان نامعقول به زبان مي  آورديد . ]….(67)
آيا در اين سخن [ كه وحى خداست ]نينديشيدند ؟ يا مگر [ براى اولين بار ] كتابى براى آنان آمده است كه براى پدران پيشين آنان نيامده بود ؟….(68)
يا مگر پيامبرشان را [ از لحاظ حسب ، نسب ، درستى ، امانت ، اخلاق و كرامت ] نشناخته اند كه منكر او هستند ؟….(69)
يا مي  گويند : نوعى ديوانگى در اوست ؟ [ چنين نيست كه اين ياوه گويان به هم مي  بافند ] بلكه او حق را براى آنان آورده است ، و بيشترشان حق را خوش ندارند ،(70)
و اگر حق از هواهاى نفس آنان پيروى مي  كرد ، بى ترديد آسمان ها و زمين و هر كه در آنهاست از هم مي  پاشيد [ و تباه مي  شد ; چنين نيست كه حق از هواهاى نفس آنان پيروى كند ] بلكه كتاب[ى را كه مايه شرف و سربلندى ] آنان [ است ] به آنان داده ايم ، ولى آنان از مايه شرف و سربلندى خود روى گردانند .،(71)
يا [ مگر براى اداى وظيفه ات ] مزدى از آنان مي  خواهى [ كه پذيرش دعوتت براى آنان سنگين است ؟ ] پس مزد پروردگارت بهتر است ، و او بهترين روزى دهندگان است ،(72)
و مسلماً تو آنان را به راهى راست دعوت مي  كنى ،(73)
و بى ترديد كسانى كه به آخرت ايمان نمي  آورند از [ اين ] راه منحرف اند .….(74)
و اگر به آنان رحم كنيم و آسيب و گزندى را كه دچار آن هستند [ از آنان ] برطرف سازيم ، باز هم سرگردان و متحير در سركشى و طغيانشان لجاجت مي ورزند .(75)
همانا ما آنان را به بلاها و آسيب ها [ى دنيايى ] گرفتيم ، ولى نه براى پروردگارشان فروتنى كردند و نه به پيشگاهش زارى مي  كنند ،(76)
تا هنگامي كه درى از عذابى سخت به روى آنان بگشاييم ، ناگهان در آن حال از همه چيز مأيوس و نوميد مي  شوند ;(77)
و اوست كه براى شما گوش و ديده و دل پديد آورد ، ولى اندكى سپاس گزارى مي  كنيد ،(78)
و اوست كه شما را در زمين آفريد و عاقبت به سوى او گردآورى مي  شويد ،(79)
و اوست كه حيات مي  دهد و مي  ميراند و رفت و آمد شب و روز در سيطره خواست اوست ، آيا نمي  انديشيد ؟(80)
[ نه اينكه نمي  انديشند ] بلكه مانند همان [ سخنان ياوه و بى منطق ] را گفتند كه پيشينيان گفتند ،(81)
گفتند : [ كه ] آيا زمانى كه بميريم و خاك و استخوان شويم حتماً برانگيخته مي  شويم ؟(82)
همانا اين [ برانگيخته شدن ]را پيش از اين به ما و پدرانمان وعده دادند [ ولى ] اين جز افسانه خرافى پيشينيان نيست ;(83)
بگو : اگر معرفت و شناخت داريد ، بگوييد : زمين و هر كه در آن است از كيست ؟(84)
خواهند گفت : از خداست . بگو : با اين حال آيا متذكّر نمي  شويد ؟(85)
بگو : مالك آسمان هاى هفتگانه و پروردگار عرش بزرگ كيست ؟(86)
خواهند گفت : [ آنها هم ] در سيطره مالكيّت خداست . بگو : آيا [ از پرستش بتان ]نمي  پرهيزيد ؟(87)
بگو : اگر معرفت و شناخت داريد [ بگوييد : ] كيست كه [ حاكميّت مطلق و ]فرمانروايى همه چيز به دست اوست و او پناه دهد و برخلاف خواسته اش به كسى [ از عذاب ]پناه داده نمي  شود .(88)
خواهند گفت : [ اين ويژگى ها ]فقط براى خداست . بگو : پس چگونه [ بازيچه ]نيرنگ و افسون مي  شويد [ و از راه خدا منحرفتان مي  كنند ؟ ! ](89)
چنين نيست [ كه آنان مي  گويند ] بلكه ما حق را براى آنان آورده ايم ، و بى ترديد آنان دروغگويند .(90)
خدا هيچ فرزندى براى خود نگرفته است ، و هيچ معبودى با او نيست ; [ اگر جز خدا معبودى بود ] در اين صورت هر معبودى [ براى آنكه به تنهايى و مستقل تدبير امور كند ] آفريده هاى خود را با خود مي  برد [ و از مدار تصرف ديگر معبودان خارج مي  كرد ] و بر يكديگر برترى مي  جستند . منزّه و پاك است خدا از آنچه [ او را به آن ] وصف مي  كنند .(91)
[ همان ] داناى نهان و آشكار ; پس او از آنچه برايش شريك مي  گيرند ، برتر است .(92)
بگو : پروردگارا ! اگر آن [ عذابى ] را كه به آنان وعده مي  دهند ، به من بنمايانى ;(93)
پس پروردگارا ! مرا در ميان گروه ستمكاران قرار مده [ و با آنان قرين عذاب مكن . ](94)
و به يقين ما تواناييم آن عذابى كه به آنان وعده مي  دهيم به تو بنمايانيم .(95)
بدى را با بهترين شيوه دفع كن ; ما به آنچه كه [ مشركان به ناحق ما را به آن ] وصف مي  كنند ، داناتريم .(96)
و بگو : پروردگارا ! از وسوسه هاى شيطان ها به تو پناه مي  آورم ،(97)
و پروردگارا ! به تو پناه مي  آورم از اينكه [ شيطان ها ] نزد من حاضر شوند .(98)
[ دشمنان حق از دشمنى خود باز نمي  ايستند ] تا زمانى كه يكى از آنان را مرگ در رسد ، مي  گويد : پروردگارا ! مرا [ براى جبران گناهان و تقصيرهايى كه از من سر زده به دنيا ] بازگردان ;(99)
اميد است در [ برابر ] آنچه [ از عمر ، مال و ثروت در دنيا ] واگذاشته ام كار شايسته اى انجام دهم . [ به او مي  گويند : ]اين چنين نيست [ كه مي  گويى ]بدون ترديد اين سخنى بى فايده است كه او گوينده آن است ، و پيش رويشان برزخى است تا روزى كه برانگيخته مي  شوند .(100)
پس هنگامي كه در صور دميده شود ، در آن روز نه ميانشان خويشاوندى و نسبى وجود خواهد داشت و نه از اوضاع و احوال يكديگر مي  پرسند ;(101)
پس كسانى كه اعمال وزن شده آنان سنگين [ و باارزش ]است ، همانانند كه رستگارند .(102)
و كسانى كه اعمال وزن شده آنان سبك [ و بى ارزش ]است ، همانانند كه سرمايه وجودشان را از دست داده و در دوزخ جاودانه اند .(103)
آتش [ همواره ] صورت هايشان را مي  سوزاند ، و آنان در آنجا [ از شدت سوختگى ]زشت رويانى بد منظرند !(104)
[ خدا به آنان مي  گويد : ] آيا آيات من بر شما خوانده نمي  شد و شما [ همواره ] آنها را تكذيب مي  كرديد ؟(105)
مي  گويند : پروردگارا ! تيره بختى و شقاوت ما بر ما چيره شد ، و ما گروهى گمراه بوديم .(106)
پروردگارا ! ما را از دوزخ بيرون آر ، پس اگر [ به بدى ها و گمراهى ها ] بازگشتيم ، بى ترديد ستمكار خواهيم بود .(107)
[ خدا ]مي  گويد : [ اى سگان ! ] در دوزخ گم شويد و با من سخن مگوييد !(108)
[ به ياد داريد كه ] گروهى از بندگان من بودند كه مي  گفتند : پروردگارا ! ما ايمان آورديم ، پس ما را بيامرز و به ما رحم كن كه تو بهترين رحم كنندگانى .(109)
ولى شما آنان را به مسخره گرفتيد ، تا [ دل مشغولى شما به مسخره آنان ]ياد مرا از خاطرتان برد ، و شما همواره به [ ايمان ، عمل و دعاهاى ]آنان مي  خنديديد ! !(110)
من امروز آنان را در برابر صبرى كه [ نسبت به مسخره و خنده شما ]كردند پاداش دادم كه همه آنان كاميابند .(111)
[ خدا ] مي  گويد : از جهت شمار سال ها چه مدت در زمين درنگ داشتيد ؟(112)
مي  گويند : روزى يا بخشى از روزى ، ولى [ اى پرسنده ! ] از شمارندگان [ پيشگاه خود ] بپرس .(113)
[ خدا ]مي  گويد : اگر معرفت و شناخت مي  داشتيد [ مي  دانستيد كه ] جز اندكى درنگ نكرده ايد ،(114)
آيا پنداشته ايد كه شما را بيهوده و عبث آفريديم ، و اينكه به سوى ما بازگردانده نمي  شويد ؟(115)
پس برتر است خدا آن فرمانرواى حق [ از آنكه كارش بيهوده و عبث باشد ] ، هيچ معبودى جز او نيست ، [ او ] پروردگار عرش نيكو و باارزش است .(116)
و هر كس با خدا معبود ديگرى بپرستد [ كه ] هيچ دليلى بر حقّانيّت آن ندارد ، حسابش فقط نزد پروردگار اوست ; بدون ترديد كافران ، رستگار نمي  شوند .(117)
و بگو : پروردگارا ! [ مرا ] بيامرز و [ بر من ] رحم كن و تو بهترين رحم كنندگانى .(118)

برچسب ها: روانشانسی

مرتبط نوشته ها

جدول ترجمه قرآن کریم

الاعراف

17 خرداد, 1394
جدول ترجمه قرآن کریم

الناس

29 اسفند, 1393
جدول ترجمه قرآن کریم

الفلق

29 اسفند, 1393
جدول ترجمه قرآن کریم

الاخلاص

29 اسفند, 1393
جدول ترجمه قرآن کریم

المسد

29 اسفند, 1393
جدول ترجمه قرآن کریم

النصر

29 اسفند, 1393
نوشته‌ی بعدی

النور

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مطالب

تعامل دین و توسعه، امکان یا امتناع

تعامل دین و توسعه، امکان یا امتناع

26 آبان, 1404
نامه ای سرگشاده به دختران بی حجاب وطنم

نامه ای سرگشاده به دختران بی حجاب وطنم

26 مهر, 1404
نكته هايى درباره جهانى شدن

نكته هايى درباره جهانى شدن

12 مهر, 1404
دين و فرهنگ بر پايه متون باستانى ايرانى

دين و فرهنگ بر پايه متون باستانى ايرانى

10 مهر, 1404
بارگذاری بیشتر
دبيرخانه دين‌پژوهان كشور با هدف تعميق، توسعه و ترويج پژوهش‌هاي ديني، بهينه‌كردن اطلاع رسانى، پشتيبانى از مراكز دين‌پژوهى و پژوهشگران ديني، فعاليت می کند. اين دبيرخانه از نظر تشكيلات و سازماندهي در ابتدا تحت پوشش و حمايت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و سپس پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات قرار گرفت و در ادامه کار با پيشنهاد دبير شورای برنامه‌ريزی دين‌پژوهان و موافقت مسئولان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، به عنوان مؤسسه‌ای غيردولتی و غيرانتفاعی به ثبت رسيد.
 
دفتر مركزى در قم
نشاني: قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی ، دبيرخانه دين‌پژوهان
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵
آدرس سایت:
www.dinpajoohan.com

پست الکترونيک:
info@dinpajoohan.com

 

نقل مطلب با ذکر منبع آزاد است.

کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به دبیرخانه دین پژوهان کشور می باشد.