• خانه
  • مقالات
  • گفتگو
  • دیدگاه
  • بازتاب
  • اخبار
    • اخبار ادیان و مذاهب
    • اخبار دین پژوهی
    • اخبار علمی فرهنگی
    • اخبار موسسه
  • تماس باما
  • درباره ما
  • خانه
  • مقالات
  • گفتگو
  • دیدگاه
  • بازتاب
  • اخبار
    • اخبار ادیان و مذاهب
    • اخبار دین پژوهی
    • اخبار علمی فرهنگی
    • اخبار موسسه
  • تماس باما
  • درباره ما
Home جدول ترجمه قرآن کریم

ص

12 اسفند, 1393
در جدول ترجمه قرآن کریم
0

کاربر گرامی جهت پخش فایل صوتی مورد نظر, لطفا Flash player را نصب کنید.


دریافت فایل

 

ص
مکي –  تعداد آيه88
ص ، سوگند به قرآن كه مشتمل بر ذكر [ حقايق ، معارف ، مطالب اخلاقى و اجتماعى و احكام حلال و حرام ] است .(1)
[ اينكه قرآن را نمي  پذيرند ، براى اين نيست كه زمينه اى براى پذيرش آن وجود ندارد ] بلكه كافران [ غرق ] در تكبّر [ و سركشى و عداوت ] و دشمنى اند .(2)
چه بسيار اقوامي كه پيش از آنان هلاك كرديم كه [ وقت نزول عذاب ] فرياد كمك خواهى سر دادند ، در حالى كه وقت گريز و يافتن پناه گاه نبود ;(3)
و از اينكه بيم دهنده اى از جنس خودشان به سوى آنان آمده است تعجب كردند ، و كافران گفتند : اين جادوگرى بسيار دروغگوست .(4)
آيا [ محمّد ]معبودان [ گوناگون ] را معبودى يگانه قرار داده است ؟ به راستى [ كه منحصر كردن معبودان در يك معبود ]چيزى بسيار شگفت است .(5)
سران و اشرافشان روان شدند [ و فرياد برداشتند ] كه برويد و بر پرستش و نگهدارى معبودانتان ايستادگى كنيد زيرا از اين دعوت [ به سوى خداى يگانه ] رياست و آقايى بر اراده شده است .(6)
ما اين [ پرستش معبود يگانه ] را در آخرين آيين [ كه پدرانمان بر آن بودند ] نشنيده ايم ; اين جز دروغى ساخته شده نيست .(7)
آيا از ميان ما [ كه داراى ثروت فراوان و مقام و قدرتيم ] قرآن ، فقط بر او [ كه فقيرى يتيم بيش نيست ] نازل شده است ؟ ! [ نه ، قرآن دروغى ساخته شده نيست ] بلكه اينان درباره قرآن من در شك هستند ، بلكه هنوز عذاب را نچشيده اند [ تا از بيمارى شك درآيند و به حقّانيّت آن اقرار كنند و زبان از گستاخى و جسارت ببندند . ](8)
مگر خزانه هاى رحمت پروردگار تواناى شكست ناپذير و بخشنده ات نزد آنان است [ كه منصب نبوّت را به هر كس كه دلشان خواست ببخشند ؟ ](9)
يا مگر مالكيّت و فرمانروايى آسمان ها و زمين و آنچه ميان آنهاست ، در اختيار آنان است ؟ [ اگر چنين است ] پس [ بيايند ] از نردبان ها [ ى رساننده به اين مالكيّت و فرمانروايى ] بالا روند [ و امور را به دست گيرند و مانع نزول وحى بر محمّد شوند و خود به هر كس كه بخواهند وحى كنند . ](10)
اينان لشكرى ناچيز و اندك [ از احزاب كفر و شرك ]اند كه در آنجا [كه ميدان جنگ بدر است] شكست خوردنى هستند .(11)
پيش از اينان نيز قوم نوح و عاد و فرعون كه از تمام ابزار حاكميت برخوردار بودند [ پيامبران را ]انكار كردند ;(12)
و نيز قوم ثمود و قوم لوط و اصحاب ايكه همان احزاب كفر و شرك اند ،(13)
كه هر يك از اينان پيامبران را انكار كردند ، پس عقوبت [ من بر آنان ]محقق و ثابت شد ،(14)
و اينان [ كه تو را انكار مي  كنند ]جز يك فرياد مرگبار را كه هيچ تأخيرى در آن نيست ، انتظار نمي  كشند ،(15)
و  [ اينان از روى مسخره ]گفتند : پروردگارا ! پيش از روز حساب ، هر چه زودتر سهم ما را از عذاب به ما بده .(16)
بر آنچه مي  گويند شكيبا باش ، و بنده ما داود را كه داراى نيرومندى [ در دانش و حكومت ] بود ياد كن . او بسيار رجوع كننده [ به سوى خدا ] بود .(17)
همانا ما كوه ها را مسخّر و رام كرديم كه با او در شبان گاه و هنگام برآمدن آفتاب تسبيح مي  گفتند ،(18)
و پرندگان را [ نيز ] به طور دسته جمعى [ مسخّر و رام كرديم كه با او تسبيح مي  گفتند ] ، و همه رجوع كننده به سوى خدا بودند ،(19)
و حكومتش را محكم و استوار ساختيم و به او حكمت و منصب داورى عطا كرديم ،(20)
و آيا خبر مهم آن دادخواهان هنگامي كه از ديوار بلند نمازخانه او بالا رفتند به تو رسيده است ؟(21)
زمانى كه [ به طور ناگهانى ] بر داود وارد شدند ، و او از آنان هراسان شد ، گفتند : نترس [ ما ] دو گروه دادخواه و شاكى هستيم كه يكى از ما بر ديگرى ستم كرده است ; بنابراين ميان ما به حق داورى كن و [ در داوريت ] ستم روا مدار ، و ما را به راه راست راهنمايى كن .(22)
اين برادر من است ، نود و نه ميش دارد و من يك ميش دارم ، گفته است : اين يكى را هم به من واگذار . و در گفتگو مرا مغلوب ساخت .(23)
گفت : يقيناً او با درخواست افزودن ميش تو به ميش هاى خود بر تو ستم روا داشته است ، و قطعاً بسيارى از معاشران و شريكان به يكديگر ستم مي  كنند ، به جز كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته انجام داده اند و اينان اندك اند . و داود دانست كه ما او را [ در اين حادثه ] آزموده ايم ، در نتيجه از پروردگارش درخواست آمرزش كرد و بى درنگ به حالت خضوع به رو در افتاد و به خدا بازگشت .(24)
و ما او را در اين [ داورى ] آمرزيديم ، بى ترديد او نزد ما تقرب و منزلتى بلند و سرانجامي نيكو دارد .(25)
[و گفتيم :] اى داود ! همانا تو را در زمين جانشين [ و نماينده خود ] قرار داديم ; پس ميان مردم به حق داورى كن و از هواى نفس پيروى مكن كه تو را از راه خدا منحرف مي  كند . بى ترديد كسانى كه از راه خدا منحرف مي  شوند ، چون روز حساب را فراموش كرده اند ، عذابى سخت دارند .(26)
و ما آسمان و زمين و آنچه را كه ميان آنهاست ، بيهوده نيافريده ايم ، اين پندار كافران است ، پس واى بر آنان كه كافرند از آتش دوزخ .(27)
آيا كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته انجام داده اند مانند مفسدان در زمين قرار مي  دهيم يا پرهيزكاران را چون بدكاران ؟ !(28)
اين كتاب پربركتى است كه آن را بر تو نازل كرده ايم تا آياتش را تدبّر كنند و خردمندان متذكّر شوند .(29)
و سليمان را به داود بخشيديم ، چه نيكو بنده اى بود به راستى او بسيار رجوع كننده [ به خدا ] بود .(30)
[ ياد كن ] هنگامي را كه در پايان روز اسب هاى چابك و تيزرو بر او عرضه كردند .(31)
پس گفت : من دوستى اسبان را بر ياد پروردگارم [ كه نماز مستحب پايان روز است ] اختيار كردم [ زيرا مي  خواهم از آنان در جهاد با دشمن استفاده كنم و همواره به آنها نظر مي  كرد ] تا [ خورشيد ] پشت پرده افق پنهان شد .(32)
[ اسب ها چنان توجه او را جلب كرده بودند كه گفت : ] آنها را به من بازگردانيد . پس [ براى نوازش آنها ] به دست كشيدن به ساق ها و گردن هاى آنها پرداخت ;(33)
و به راستى سليمان را [ درباره فرزندش ]آزموديم ، و [ آزمون اين بود كه ] بر تختش جسدى [ بى جان از فرزندش ] افكنديم [ فرزندى كه سليمان به زنده بودن او بسيار اميد داشت ] ، آن گاه به درگاه خدا رجوع كرد [ و همه امورش را به خدا واگذاشت . ](34)
گفت : پروردگارا ! مرا بيامرز و حكومتى به من ببخش كه بعد از من سزاوار هيچ كس نباشد ; يقيناً تو بسيار بخشنده اى .(35)
پس باد را براى او مسخّر و رام كرديم كه به فرمان او هر جا كه مي  خواست نرم و آرام روان مي  شد .(36)
و هر بنّا و غواصى از شياطين را [ مسخّر و رام او نموديم ، ](37)
و ديگر شياطين را كه با غل و زنجير به هم بسته بودند [ در سلطه او درآورديم تا نتوانند در حكومت او فتنه و آشوب برپا كنند . ](38)
[ و به او گفتيم : ] اين عطاى بى حساب ماست ، [ به هر كس خواهى ] بى حساب ببخش و  [ از هر كس خواهى ]دريغ كن .(39)
بى ترديد او نزد ما تقرب و منزلتى بلند و سرانجامي نيكو دارد .(40)
و بنده ما ايوب را ياد كن ، هنگامي كه پروردگارش را ندا داد كه شيطان [ به سبب رنج و شكنجه اى كه دچارش هستم ] مرا سرزنش و شماتت مي  كند [ تا از رحمت تو دلسردم كند . ](41)
[ به او گفتيم : ] با پايت به زمين بكوب ، اين آبى است براى شسشتو ، آبى سرد و آشاميدنى .(42)
و خانواده اش را [ كه در حادثه ها از دستش رفته بودند ] و مانندشان را همراه با آنان به او بخشيديم تا رحمتى از سوى ما و تذكرى براى خردمندان باشد .(43)
و [ به او گفتيم : چون سوگند خورده اى كه همسرت را براى اينكه تو را در امور معنوى ناراحت كرده بود ، صد تازيانه بزنى ] با دستت بسته اى تركه خشك برگير و همسرت را با آن بزن ، و سوگندت را مشكن . بى ترديد ما او را شكيبا يافتيم . چه نيكو بنده اى ! يقيناً بسيار رجوع كننده به سوى ما بود .(44)
و بندگان ما ابراهيم و اسحاق و يعقوب را ياد كن كه داراى قدرت و بصيرت بودند .(45)
ما آنان را با [ صفت بسيار پرارزش ] ياد كردن سراى آخرت با اخلاصى ويژه خالص ساختيم .(46)
به يقين آنان در پيشگاه ما از برگزيدگان و نيكان اند .(47)
و اسماعيل واليسع وذوالكفل را ياد كن و همه از نيكان اند .(48)
اين [ سرگذشت هاى سازنده ] يادآورى و پند است ; و بى ترديد براى پرهيزكاران بازگشت گاه نيكويى خواهد بود .(49)
[ آن بازگشت گاه ] بهشت هاى جاويدانى است كه درهايش را به روى آنان گشوده اند ،(50)
در حالى كه در آنجا بر تخت ها تكيه مي  زنند و ميوه هاى فراوان و نوشيدنى مورد دلخواهشان را در آنجا مي  طلبند ،(51)
و نزد آنان زنانى است كه فقط به شوهرانشان عشق مي ورزند ، و با شوهرانشان هم سن و سال اند .(52)
[ به آنان گويند : ] اين است آنچه شما را براى روز حساب وعده مي  دادند .(53)
اين بى ترديد عطاى ماست كه براى آن پايانى نيست .(54)
اين [ همه براى پرهيزكاران است ] ، و مسلماً براى سركشان ، بدترين بازگشتگاه خواهد بود .(55)
دوزخ كه در آن وارد مي  شوند و چه بد آرامگاهى است !(56)
اين آب جوشان و مايع چركين متعفّن است كه بايد آن را بچشند ،(57)
و  [ جز اينها ]عذاب هاى ديگرى مانند آن دارند .(58)
[ چون پيشوايان كفر به دوزخ درآيند ، و پيروانشان را نيز راهى دوزخ كنند ندا رسد : ]اين گروهى [ از پيروان شما ]هستند كه با فشار و زور با شما وارد دوزخ مي  شوند . [ پيشوايان كفر در پاسخ ندا دهنده گويند : ]خوش آمد و گشايشى بر آنان [ كه پيروان ما بودند ] مباد ، بى ترديد آنان به آتش خواهند سوخت .(59)
[ پيروان به پيشوايان ]گويند : بلكه بر شما خوش آمد و گشايشى مباد ، شما اين عذاب را از پيش براى ما فراهم كرديد ، و چه بد قرارگاهى است .(60)
مي  گويند : پروردگارا ! هر كس اين عذاب را از پيش براى ما فراهم آورده است ، براى او در آتش عذابى دو چندان بيفزا .(61)
و مي  گويند : ما را چه شده كه [ مردان مؤمن و شايسته ]اى كه از اشرارشان مي  شمرديم ، نمي  بينيم .(62)
آيا ما آنان را به ناحق به مسخره گرفتيم [ و اكنون در بهشت جاى دارند ] يا [ در دوزخ اند و  ] ديدگان ما به آنان نمي  افتد ؟ !(63)
اين گفتگو و مي ادله اهل آتش حتمي و واقع شدنى است .(64)
بگو : من فقط بيم دهنده ام ، و هيچ معبودى جز خداى يگانه قهّار نيست .(65)
پروردگار آسمان ها و زمين و آنچه ميان آنهاست ، تواناى شكست ناپذير و بسيار آمرزنده است .(66)
بگو : اين [ قرآن من ] خبرى بزرگ است ،(67)
كه شما از آن روى مي  گردانيد .(68)
من از ملأ اعلى هنگامي كه [ درباره آفرينش آدم ] مي ادله مي  كردند ، هيچ خبرى ندارم .(69)
به من وحى نمي  شود جز براى اينكه بيم دهنده اى آشكارم .(70)
[ ياد كن ] هنگامي را كه پروردگارت به فرشتگان گفت : همانا من بشرى از گل خواهم آفريد .(71)
پس زمانى كه اندامش را درست و نيكو نمودم و از روح خود در او دميدم ، براى او سجده كنيد .(72)
پس فرشتگان همه با هم سجده كردند ;(73)
مگر ابليس كه تكبّر ورزيد و از كافران شد .(74)
[ خدا ] فرمود : اى ابليس ! تو را چه چيزى از سجده كردن بر آنچه كه با دستان قدرت خود آفريدم ، بازداشت ؟ آيا تكبّر كردى يا از بلند مرتبه گانى ؟(75)
گفت : من از او بهترم ، مرا از آتش آفريدى و او را از گل ساختى .(76)
[ خدا ]گفت : از آن [ جايگاه ]بيرون رو كه بى ترديد تو رانده شده اى ;(77)
و حتماً لعنت من تا روز قيامت بر تو باد .(78)
گفت : پروردگارا ! مرا تا روزى كه مردم برانگيخته مي  شوند ، مهلت ده .(79)
[ خدا ]گفت : تو از مهلت يافتگانى ،(80)
تا زمانى معين و معلوم .(81)
گفت : به عزتت سوگند همه آنان را گمراه مي  كنم ،(82)
مگر بندگان خالص شده ات را .(83)
[ خدا ] گفت : سوگند به حق و فقط حق را مي  گويم(84)
كه بى ترديد دوزخ را از تو و آنان كه از تو پيروى كنند ، از همگى پر خواهم كرد(85)
بگو : من براى ابلاغ دين هيچ پاداشى از شما نمي  خواهم و از كسانى كه چيزى را از نزد خود مي  سازند [ و ادعاى باطل مي  كنند ] نيستم .(86)
آن [ قرآن را كه بر شما مي  خوانم ]جز مايه تذكر و پندى براى جهانيان نيست .(87)
و بى ترديد پس از مدتى خبر [ صدق حقّانيّت و ظهور عينى آيات و وعده هاى ] آن را خواهيد دانست .(88)

برچسب ها: روانشانسی

مرتبط نوشته ها

جدول ترجمه قرآن کریم

الاعراف

17 خرداد, 1394
جدول ترجمه قرآن کریم

الناس

29 اسفند, 1393
جدول ترجمه قرآن کریم

الفلق

29 اسفند, 1393
جدول ترجمه قرآن کریم

الاخلاص

29 اسفند, 1393
جدول ترجمه قرآن کریم

المسد

29 اسفند, 1393
جدول ترجمه قرآن کریم

النصر

29 اسفند, 1393
نوشته‌ی بعدی

الزمر

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مطالب

تعامل دین و توسعه، امکان یا امتناع

تعامل دین و توسعه، امکان یا امتناع

26 آبان, 1404
نامه ای سرگشاده به دختران بی حجاب وطنم

نامه ای سرگشاده به دختران بی حجاب وطنم

26 مهر, 1404
نكته هايى درباره جهانى شدن

نكته هايى درباره جهانى شدن

12 مهر, 1404
دين و فرهنگ بر پايه متون باستانى ايرانى

دين و فرهنگ بر پايه متون باستانى ايرانى

10 مهر, 1404
بارگذاری بیشتر
دبيرخانه دين‌پژوهان كشور با هدف تعميق، توسعه و ترويج پژوهش‌هاي ديني، بهينه‌كردن اطلاع رسانى، پشتيبانى از مراكز دين‌پژوهى و پژوهشگران ديني، فعاليت می کند. اين دبيرخانه از نظر تشكيلات و سازماندهي در ابتدا تحت پوشش و حمايت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و سپس پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات قرار گرفت و در ادامه کار با پيشنهاد دبير شورای برنامه‌ريزی دين‌پژوهان و موافقت مسئولان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، به عنوان مؤسسه‌ای غيردولتی و غيرانتفاعی به ثبت رسيد.
 
دفتر مركزى در قم
نشاني: قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی ، دبيرخانه دين‌پژوهان
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵
آدرس سایت:
www.dinpajoohan.com

پست الکترونيک:
info@dinpajoohan.com

 

نقل مطلب با ذکر منبع آزاد است.

کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به دبیرخانه دین پژوهان کشور می باشد.