دین پژوهی تطبیقی، یا آنگونه که مکس مولر(Max Muller) بنیانگذار این رشته در دانشگاه آکسفورد به آن اشاره میکند، علم ادیان، عنوان رشتهای است که هدف از شکلگیری آن همسنجی یا تطبیق میان ادیان بوده است. آنچه مولر و دانشمندان دینپژوه بعد از او از این رشته در نظر داشتند، علمی عینی بود که فارغ از ذات ارزشگذارانه پژوهشهای الهیاتی و فلسفی در باب دین باشد اما چنین به نظر می آید که پس از گذشت سالهای متمادی از شکلگیری این رشته هنوز جایگاه، ارزش، محدوده و قلمرو، قواعد و پیشفرضها، انتظارات و نتایج پرداختن به مباحث آن آنگونه که باید و شاید شناخته نشده و کماکان به تفاوتهای آن از رشتههای مشابه مثل فلسفه دین، کلام، تاریخ ادیان توجه نشده است . بر پژوهشگران، مترجمان و علاقمندان این حوزه فرض است تا ضمن تعمق بیشتر در باب مباحث مذکور در جهت پیشبرد و ترقی این رشته، بکوشند با اتخاذ دیدگاهی بیطرفانه، فارغ از جانبداری و حب و بغض ، و به شکلی علمی، منطقی و روشمند در پی آواز حقیقت بدوند…
بی شک اذهان حقیقت طلب تلاش میکنند تا ضمن فهم شباهتهای خانوادگی میان ادیان، و تاثیر و تاثر آنها بر یکدیگر و افزون بر این درک تفاوتهای میان ادیان به سبب ظهور و استمرار در سیاقهای متفاوت تاریخی، فرهنگی، جغرافیایی، روانشناختی و …بکوشند تا احترام به انسانیت را مقدم بر هر پیش فرض دیگری در نظر آورند و دغدغه خود را بر یافتن راهی برای حصول به عشقی راستین و صلحی مدام قرار دهند، آنگونه که شایسته برخورداری از نام انسانیم…
افزون بر این ترویج فرهنگ تساهل و مدارا و پرهیز از انواع خشونت، و از آنجمله خشونت دینی که نتیجه مواجهه غیراصولی، غیرتخصصی و حاکی از صرف دخیل دانستن خوش آیندها و بدآیندهای فرد در برخورد با عقاید ناهمکیشان است، از طریق تمرکز بر چنین مباحثی که نتیجه آن افزایش غنای فرهنگی و منطقی در پذیرش و تحمل عقاید دیگران است میسر خواهد شد. ما نیز برآن بودهایم تا ضمن بازنمایی قواعد انجام دین پژوهی، محکی را برای ارائه نظر در این باب معرفی نماییم و گامی هر چند کوچک در راه نهادینه کردن این فرهنگ برداریم.
همانگونه که در مجلد پیشین دینپژوهی تطبیقی نیز گفته شد در هر سه شماره این پرونده کوشیدهایم تا ابتدا در قالب مصاحبهای به ضرورت، روش، پیشفرضها و نتایج انجام دینپژوهی تطبیقی بپردازیم و در ادامه موضوعی واحد را از پنجره دو دین مختلف به نظاره بنشینیم. در پروندهای که پیش رو دارید نیز به گفتگو با دکتر عطا انزلی نشستهام تا از ابعاد دینپژوهی تطبیقی با ایشان سخن بگویم و خوشبختانه توفیق یافتهام تا به پاسخهایی بروندینی، علمی و روشمند در باب سوالاتی که در حوزه تحقیق پیشاروی هر محقق علم ادیان قرار میگیرد، دست یابم. دکتر انزلی در این مصاحبه به پرسشهای من در مورد تطورات دین پژوهی تطبیقی در قرون اخیر، کیفیت انجام دین پژوهی تطبیقی، تفاوت اتخاذ رویکرد تطبیقی میان ادیان با رویکرد متالهان و متکلمان و سوالاتی از این دست پاسخ گفتهاند. در ادامه سرکار خانم دکتر طاهره حاجابراهیمی بر آن بودهاند تا در قالب مقالهای با عنوان «تاویل نزد فیلون و ابن عربی»، مسئله شیوه تفسیر تاویلی را به عنوان روشی برای ایجاد سازگاری یافتههای علمی و عقلانی با الهامات و شهودهای وحیانی به ویژه با تکیه بر آثار ابن عربی و فیلون، مورد بحث و بررسی قرار دهند. مقاله بعد با عنوان «مقایسه تطبیقی معرفت نفس نزد ابن عربی و شانکارا» که نتیجه تحقیق مشترک علمی جناب آقای دکتر سعید رحیمیان و سرکار خانم زهرا اسکندری است، تمرکز خود را بر توضیح مسئله خودشناسی و معرفت نفس به عنوان راهی برای شناخت مبداء نخستین به ویژه از پنجره نگاه دو عارف بزرگ مسلمان و هندو، یعنی ابنعربی و شانکارا، قرار داده است. مقاله سوم این پرونده که به جناب آقای سید محمد روحانی اختصاص یافته، «نامْدْهاري؛ فرقة موعودباور ﺳﻴﻜﻬ» نام دارد. اهمیت کار جناب آقای روحانی در این است که در قالب مقاله مذکور ،که نتیجه سالها مطالعه و تحقیق میدانی در معبد سیکهای ایران و همچنین سفر به معبد سیکها در پنجاب هند است، کوشیدهاند تا به بررسی عقیده به موعودباوری در میان پیروان یکی از فرق آیین سیک بپردازند. در مقاله پنجم این مجموعه پژوهشگر و مترجم ارجمند جناب آقای محمدحسین محمدپور، مقالهای را از لی ان. بی چیپمن به فارسی برگردانیده اند. نویسنده این مقاله تلاش داشته است تا به «بررسی ابعاد اسطورهای فرآیند آفرینش آدم در دو دین یهود و اسلام» بپردازد و برای نیل به این مقصود کوشیده است تا از سویی به داستانهایی که در سه گروه عمده از آثار اسلامی یعنی تفاسیر قرآن، تاریخ و قصص الانبیاء وجود داشته مراجعه کند و از سوی دیگر تفاسیر اسفار پنجگانه، تفسیر سفر پیدایش، کتاب پندهای ربی الیعاذر و… را در دین یهودیت مبنای کار خود قرار دهد. آخرین مقاله پرونده دین پژوهی دو نیز به قلم این حقیر نگارش یافته است که در واقع ادامه مقاله ای است با عنوان «گلی از گلستانی» که بخش اول آن در مجلد پیشین مجله اطلاعات حکمت و معرفت به محضر خوانندگان محترم این مجله پیشکش شد. همانگونه که در بخش اول این مقاله نیز توضیح داده شده نویسنده مقاله کوشیده است تا در قالب یک تقسیم بندی منطقی کتاب گلستان سعدی شیرازی را با کتاب دمه پده، به عنوان یگانه اثر منسوب به بودا مورد مقایسه قرار دهد. هدف از انجام این تحقیق نشان دادن تفاوتها و شباهتهای فکری این دو حکیم در زمینه اخلاق بوده اما به سبب تفصیل مباحث اخلاقی در کتاب گلستان کماکان بحث در این کتاب متوقف مانده و پرداختن به کتاب بودا به آینده نزدیک موکول شده است.
در ادامه بر خود فرض میدانم که از تمامی بزرگوارانی که مرا مرهون اعتماد خود ساختند و مقالاتشان را در باب دین پژوهی تطبیقی در اختیارم گذاشتند تقدیر و تشکر کنم. همچنین از دوستان عزیزم در هیئت تحریریه مجله اطلاعات حکمت و معرفت بابت همدلی وهمکاریشان صمیمانه سپاسگزارم و امید دارم مجموعه حاضر که در واقع هدف از آن پرداختن به مباحث دینپژوهی به شکلی روشمند و منطقی بوده است موفق شده باشد که انتظار اساتید و پژوهشگران محترم را در این باب برآورده سازد.











