عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، استفاده از احکام کلان در قرآن، استفاده از اهداف شارع، استفاده از مبانی کلامی و استفاده از اخلاق را بهعنوان چهار شیوه نوین در اجتهاد مطرح کرد.
وی با اشاره به اینکه فلسفه علم فقه دانشی نوظهور است و آغاز بحثهای آن به کمتر از دو دهه قبل برمیگردد، توضیح داد: علم فقه یک رشته علمی است که تعریفهای متعددی دارد، یکی از آنها تعریف به موضوع و غایت یعنی همان فعل مکلف از جهت احکام پنجگانه تکلیفی و سعادت اخروی است.
استاد حوزه علمیه قم افزود: بنابراین در فقه، مجموعهای از گزارهها قرار دارد که موضوع و محمول داشته و اگر به موضوعات همه این گزارهها نظر شود، فعل مکلف بر آن صدق میکند، حال اگر خود علم فقه را موضوع قرار دهیم برای علم دیگری، یعنی از احوال خود علم فقه بحث کنیم، علمی جدید خواهیم داشت.
حجتالاسلام ضیائیفر، چنین علمهایی را درجه دوم عنوان کرد و گفت: علمهایی مثل فقه، کلام، تفسیر و فلسفه، درجه اول بوده و به فلسفه این علمها، علوم درجه دوم گفته میشود، همچنین به این علوم فلسفه مضاف نیز گفته میشود در مقابل فلسفه مطلق که از احوال مطلق وجود بحث میکند.
معاون سابقی پژوهشی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی توضیح داد: البته فلسفه مضاف گاهی به رشته علمی اضافه نمیشود، مثل فلسفه هنر، فلسفه زبان، فلسفه پول و موارد دیگر، بنابراین فلسفه مضاف اعم از علم درجه دوم است.
این استاد حوزه علمیه قم افزود: فلسفه علم فقه یکی از علوم درجه دوم و فلسفههای مضاف است که در آن به بررسی علم فقه از ابعاد گوناگونی مثل موضوع، روشها، گرایشها، مبانی، ساختارها و مواردی دیگر پرداخته میشود و این بررسیها میتواند توصیفی، تحلیلی، انتقادی و یا توصیهای باشد.
چهار شیوه نوین در اجتهاد
عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی در بخش دوم سخنان خود به بحث روشهای مورد استفاده در استنباط مسائل فقهی پرداخت و گفت: یکی از روشهایی که باید بیشتر مورد توجه قرار گیرد، استفاده از احکام کلان قرآن است، مثلا ربا حکمی کلی است ولی کلان نیست، زیرا زیرمجموعه «اکل مال بالباطل» قرار میگیرد.
وی توضیح داد: در علم کلام آمده که دین اسلام خاتم ادیان الهی است و دیگر دینی بعد از آن نخواهد آمد، احکام این دین همانطور که برای مسلمانان صدر اسلام بوده، برای مسلمان الان و آینده نیز کاربرد داشته و فرازمانی است، همچنین این دین برای منطقه بعثت پیامبر نبوده و فرامکانی است، چنین دین جامعی برای بیان احکام خود از احکام کلان استفاده میکند و بسیاری از احکام جزئی آن مربوط به منطقه یا زمان خاصی است، چنانکه در کتب اسلامی راههای تعدی از نص آمده است.
حجتالاسلام ضیائیفر افزود: متأسفانه در زمینه استخراج احکام کلان از قرآن کمتر کار شده، احکام کلانی که فقیه میتواند طبق آن در مسائل جدید فتوا دهد، مثلا معامله با شرکتهای هرمی، حکمی دارد که فقیه اگر بخواهد دنبال روایت خاصی باشد نهایتا به اصل عملی میرسد، اما به اعتقاد برخی فقهای معاصر، آیه «اکل مال بالباطل» که حکمی کلان است میتواند مبنای استنباط فقهی در این زمینه باشد.
استاد حوزه علمیه قم همچنین گفت: مرحوم صاحب جواهر در کتاب طهارت به مناسبت حکم لمس اسامی ائمه(ع) بدون وضو، میفرماید: ما نیاز به روایت خاص نداریم و اگر فقیه بخواهد در هر مسئله فقهی دنبال روایت خاص باشد، دستش بسته میشود و باید دنبال موارد عام در قرآن و روایات باشیم که حکم چنین مسائلی را از آن استخراج کنیم.
وی با اشاره به روش دوم، گفت: استفاده از اهداف شارع نیز متأسفانه در روشهای استنباط احکام، مغفول واقع شده است، مثلا در بررسی احکام به این میرسیم که هدف اعلی، رستگاری بوده و هدف میانی، تقوا است و فقیه میتواند بر اساس این اهداف و با استفاده از شیوههای معتبر، احکام را استخراج کند که 26 شیوه برای این کار در کتاب «فلسفه علم فقه» شمرده شده است.
حجتالاسلام ضیائیفر افزود: روش سوم که مورد تأکید و از ابتکارات امام(ره) است، رویکردی است که میتوان از آن به روش حکومتی در استنباط یاد کرد، به این معنی که احکام استنباطی فقهی، بهگونهای استنباط شود که حکومت در آن محوریت داشته باشد، یعنی طوری استخراج شود که بنا است در نظامی حکومتی اجرا شود.
عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، ادامه داد: روش چهارم استفاده از مبانی کلامی است، یعنی فقیه میتواند با برخی از مباحثی که در علم کلام وجود دارد، استنباط خود را سروسامان دهد، نمونه استفاده از مبانی کلامی را در علم اصول داریم که در مقدمات بحث حجیت اطلاق، به حکمت خداوند اشاره میشود، امام خمینی(ره) نیز در اثبات ولایت فقیه از مبانی کلامی مثل جاوادانگی شریعت و حکمت شارع استفاده میکنند.
حجتالاسلام ضیائیفر در پایان، گفت: استفاده از اخلاق در اجتهاد نیز یکی از روشهای استنباط است که باید گسترش یابد و در کتاب «تأثیر اخلاق در اجتهاد» بهصورت مفصل مطرح شده است.










