در نوشته پیشرو بیست و هفتمین شماره فصلنامه علمی-پژوهشی پژوهشنامه اخلاق را پی میگیریم. مقالات این شماره عبارتند از: چرا بايد اخلاقي زيست؟ تبيين اسلامي، نظريه نمايندگي از ديدگاه اخلاق، حجيت خبر واحد و كاربرد آن در استنباط نظام اخلاقي و تربيتي اسلام و گزاره هاي آن، تحليل روش قرآن كريم در درمان حسد، جايگاه صله رحم در سبك زندگي ديني، تبيين سبك زندگي مومنانه براساس خطبه ۱۹۳ نهج البلاغه، سعادت و فضيلت در انديشه اخلاقي فيض كاشاني، جايگاه و ضرورت اخلاق محوري در تقنين قوانين و مقررات مربوط به خانواده.
دومین مقاله «نظریه نمایندگی از دیدگاه اخلاق» اثر سید عباس هاشمی و مجتبی سلیمانی مارشك است. به باور نگارندگان، رویكرد اثباتی و پیرو آن نظریه نمایندگی، تاثیر زیادی روی جریان پژوهش های حسابداری داشته است. مطابق نظریه نمایندگی، شركت مجموعه ای از روابط قراردادی و هدف آن بیشینه سازی ثروت سهام داران است. بین كارگزاران و كارگماران به سبب اهداف متفاوت، منفعت طلبی و فرصت طلبی، تضاد منافعی همیشگی وجود دارد و نظریه نمایندگی به دنبال راهكارهایی برای كمینه كردن هزینه های این تضاد است. در این مقاله مبانی نظریه نمایندگی تشریح و انتقادات وارد بر آن از دیدگاه اخلاق، تحلیل و بررسی شده است. مقاله ساختاری توصیفی ـ تحلیلی داراست و برای گردآوری مبانی نظری و مطالب، از روش اسنادكاوی و كتابخانه ای استفاده شده است. این نظریه به علت دید محدود و ساده انگارانه، و نیز نادیده شمردن هنجارهای اخلاقی و جنبه های اجتماعی، توانایی محدودی در توصیف و پیش بینی رفتار انسانی دارد. (ص ۲۷)
سومین مقاله «حجیت خبر واحد و كاربرد آن در استنباط نظام اخلاقی و تربیتی اسلام و گزاره های آن» ازمحمد داودی و رضا حبیبی است. این مقاله با هدف تبیین حجیت خبر واحد و سازوكار به كارگیری آن در حوزه اخلاق، ابتدا به تعریف خبر واحد و اقسام آن پرداخته و در ادامه، به موارد كاربرد خبر واحد در فقه، با توجه به مبانی مختلف پرداخته است. سپس حدود كاربرد حجیت خبر واحد در حوزه علوم اخلاقی و تربیتی تحلیل شده است. بر این اساس، اگر خبر واحد را بر مبنای موثوق الصدور بودن معتبر بدانیم، در مقام استنباط گزاره های اخلاقی و تربیتی، دامنه كاربرد وسیعی دارد، و در گزاره های توصیفی و دستوری هم، كاربرد خواهد داشت. (ص ۴۹)
چهارمین مقاله «تحلیل روش قرآن كریم در درمان حسد» نوشتۀ سید محمدحسن علم الهدی است. وی معتقد است که یكی از مخرب ترین امراض نفسانی انسان رذیلت حسد است. حسادت این پتانسیل را دارد كه مقام عبودیت و بندگی انسان را نابود كند همچنان كه با موجودی به نام ابلیس چنین كرد. در مكتب اسلام، یكی از اهداف تربیتی قرآن كریم به اقتضا فرمایش الهی «وَ شِفَاءٌ لِمَا فِی الصُدُور ِ» درمان بیماری های نفسانی انسان است. قرآن كریم حول محور توحید و عبودیت الگویی از درمانگری نفس در بیماری هایی همچون حسد را ارائه می دهد. معرفت افزایی، الگوسازی در قالب داستان و تمثیل، وعده بهشت و جهنم، تعوذ، تغییر اراده، راهكارهای عملیاتی همچون خیرخواهی نسبت به دیگران و ابتلا از جمله روش های درمانگری حسد در نظام اخلاقی قرآن است كه حول محور عبودیت و توحید ارائه می شود. این مقاله برآن است مدل و الگوی قرآنی در درمان حسد را با رویكردی تحلیلی بررسی كند و از این گذر به الگوی روشمند و بدیعی از درمانگری با محوریت عبودیت و توحید در مقایسه با مكاتب دیگر برسد. (ص ۶۷)
پنجمین مقاله «جایگاه صله رحم در سبك زندگی دینی» اثر سید حسین شرف الدین است. به باور وی، یكی از مولفه های كلیدی و برجسته سبك زندگی دینی در حوزه ارتباطات انسانی، ارتباط با خویشان و بستگان نسبی و سببی، اعم از مومن و غیر مومن است كه به «صله رحم» تعبیر شده است؛ آموزه ای كه در منابع دینی و سیره بزرگان دین نیز فراوان و با تعابیر مختلف بر رعایت آن در هر شرایط ممكن تصریح و تاكید شده است. این ارزش اجتماعی به رغم پشتوانه های عقلی، شهودی، دینی و تجربی، تحت تاثیر برخی تحولات ساختاری، شخصیتی، فرهنگی و ارتباطاتی از جایگاه پیشین خود در جامعه سنتی، افول كرده و به یك ادب اجتماعی مرسوم در برخی تعاملات موسمی و مناسبتی تبدیل شده است. این نوشتار درصدد است تا با رجوع مستقیم به منابع اصیل دینی (آیات وروایات)، جایگاه این آموزه راهبردی را در سبك زندگی دینی و حیات طیبه یا مدینه فاضله اسلامی تعیین و تحلیل كند. (ص ۸۳)
ششمین مقاله «تبیین سبك زندگی مومنانه براساس خطبه ۱۹۳ نهج البلاغه» از مسعود معینی پور، رضا لك زایی و محمدحسین ظریفیان یگانه است. از دیدگاه نهج البلاغه، انسان دارای سه مرتبه و نشئه وجودی است؛ نشئه روحانی و عقلی، برزخی و قلبی و دنیایی و مادی. بر این اساس، انسان، در سه دنیای مادی و ظاهری كه همین عالم دنیاست، و نشئه نفس انسانی كه شامل قوای ظاهری و باطنی اوست و نشئه ای غیبی كه روح او را پوشش می دهد، زندگی می كند. در مقاله حاضر شاخص های زندگی مومنانه در عرصه زندگی عقلانی، اخلاقی و رفتاری براساس خطبه همام تبیین می شود. زندگی و حیات عقلی انسان مومن مبتنی بر توحید است كه نگاهی قدسی و معنوی به مومن می بخشد. سبك زندگی اخلاقی اتصاف به جنود عقل و پیراستگی از جنود جهل دارد و در سبك زندگی ظاهری و رفتاری، آنچه از مومن بروز و ظهور دارد، انجام دستورات فقهی و شرعی است. (ص ۱۰۳)
هفتمین مقاله «سعادت و فضیلت در اندیشه اخلاقی فیض كاشانی» نوشتۀ ماریه سید قریشی و وحید دهقانی فیروزآبادی است. نگارندگان برآنند که فیض در تبیین مفهوم عام فضیلت به این نكته اشاره می كند كه هر امر خیری كه انسان را در نیل به سعادت اخروی یاری رساند، فضیلت است و هرچه انسان را به هر نحوی از سعادت اخروی دور كند، رذیلت است. از منظر وی به طوركلی فضایلی كه انسان را در نیل به سعادت یاری می رسانند، به چهار دسته تقسیم می شوند: فضایل نفسانی، فضایل بدنی، فضایل اجتماعی، فضایل توفیقی. فضیلت به معنای خاص و یا همان فضایل اخلاقی، در حقیقت جزئی از فضایل نفسانی هستند كه عبارت اند از: حكمت، شجاعت، عفت و عدالت. فیض سعادت را به دو قسم مظنون (دنیوی) و حقیقی (اخروی) تقسیم می كند. از دیدگاه وی كمال و سعادت نهایی انسان منحصر به شناخت خدای متعال است، البته سعادت امری ذو مراتب است و مراتب سعادت انسان ها ارتباط مستقیمی با درجات ایمان و توحید آنها دارد. بالاترین مرتبه سعادت، در حقیقت مرتبه ای است كه انسان به معرفت شهودی نسبت به پروردگار خویش دست می یابد؛ اما بااین حال افرادی كه از ایمان تقلیدی هم برخوردارند، به مرتبه از سعادت نائل می شوند. (ص ۱۲۵)
هشتمین مقاله «جایگاه و ضرورت اخلاق محوری در تقنین قوانین و مقررات مربوط به خانواده» اثر لیلا سادات اسدی و عاطفه ذبیحی است. پژوهش حاضر مترصد پاسخ گویی به این سوال است كه آیا مقنن می تواند اخلاق را در قلمرو حقوق وارد نموده و در تقنین قوانین و مقررات مربوط به خانواده، آموزه های اخلاقی را در قالب قانون درآورد؟ پاسخ گویی به این سوال در گرو تبیین ضرورت اخلاق محوری در حوزه خانواده با توجه به ویژگی های خاص خانواده و روشن شدن مفاهیم اخلاق و حقوق و وجه ممیز آن دو است. به تبع ویژگی های خاص خانواده چون خصوصی بودن حریم خانواده و عاطفی بودن، تضمینات حقوقی در این حوزه كاركرد مطلوب خود را ندارد و حفظ بنیان خانواده، در گرو اخلاق مداری اعضا خواهد بود. از سویی، با توجه به اینكه از ویژگی های قاعده حقوقی برخورداری از ضمانت اجراست، قانون گذار نمی تواند مستقیماً آموزه های اخلاقی را در قالب قانون به تصویب برساند. از این رو مقنن، پیش بینی نهاد داوری و تدوین قواعد تكمیلی را به عنوان دو راهكار عمده برای تعبیه اخلاق در ساختار حقوقی خانواده، برگزیده است. (ص ۱۴۱)











