یکی از آثار منتشر شده در این شماره، مقاله سیدمحمد استوار نامقی است. استوار نامقی در مقاله خود با عنوان ” استعارههای سماع در انس التائبین احمد جام نامقی”، نوشته است:
«مسئله اصلی این مقاله، بررسی استعارههای سماع در انسالتائبین است. در نگرش شناختی، مفاهیمی چون زمان، کمیت، حالت، دگرگونی، کنش، علت، هدف، شیوه و وجه با روش استعاری فهمیده میشوند. احمد جام در انسالتائبین برای تبیین بسیاری از جنبههای سماع از حوزههای «خوراک»، «انسان» و «بیماری و سلامت» بهره برده، با استعارههای «سماع، بهمثابه انسان است»؛ «سماع به مثابه خوراک است»؛ «سماع به مثابه سلامت و بیماری است»، نظریهاش را تبیین کرده است. پشتوانه نظری مقاله، نظریه «استعارههای مفهومی» است که استعاره را از شگردی زیباییشناسی به ابزار اندیشیدن ارتقاء دادهاست…» (ص 5)
سایر مقالههای این شماره عبارتند از:
“چگونگی استفاده عارفان از حدیث «الفقر فخری» و رویارویی محدثان با این روایت”؛ “بررسی نقش سه عارف خطه قومس در حفظ و استمرار اندیشه خسروانی و حکمت اشراق”؛ “معیار اعظم بودن «اسم اعظم» خداوند در عرفان اسلامی”؛ “ادریس (ع) از منظر ابن عربی (با تکیه بر فتوحات مکیه و فصوص الحکم)”؛ “تحلیل الگوهای فکری مولوی در نمادپردازیهای حیوانی”؛ “تصحیح انتقادی و تحلیل ساختاری یک بیت عرفانی از دیوان حافظ ” و “نخستین تبیین احوال و مقامات عرفانی در مناجات «خَمسَ عَشَرَه»”.
آخرین شماره فصلنامه علمی-پژوهشی عرفان اسلامی نیز با مشخصات تاریخی «سال سیزدهم، شماره 48، تابستان 1395» توسط دانشگاه آزاد اسلامی واحد زنجان منتشر شده است.
یکی از آثار منتشر شده در این شماره، مقاله ابوالفضل غنیزاده است. غنیزاده در مقاله خود با عنوان “نگاهی به زیباییشناختی عرفانی انتقادی در داستان پنجم مثنوی معنوی” نوشته است:
«مکتب فرانکفورت چشمه فلسفی- فکری است که به وسیله روشنفکران آلمانی با رویکرد انتقادی اجتماعی در قرن بیستم بنا شد. نظریه زیباییشناختی انتقادی، مهمترین و اصلیترین جریان این چشمه به شمار میرود. طرفداران این نظریه، برخلاف شیوه تسلیمی و تمکینی دو مکتب جامعه شناختی: الف- سنتی قدیم (مادام دواستال و هیپولیت تن) که فقط به انعکاس مسائل اجتماعی در ادبیات بسنده داشتند. ب- سنتی جدید (جورج کوماج و لوسین گلدمن) که از چارچوب منافع اجتماعی و ساختار واحد اجتماعی نتوانستند پا را فراتر بگذارند، اعتقاد به مبانی آگاهیبخشی، استقلال، انتقاد منطقی و انقلابی هنر دارند و اصالت یک اثر هنری را با این مبانی و بینش به وجود آمده از آن، ارزیابی میکنند. به اعتقاد نویسنده، این انتظارات هنری در ساختار فکری و مشرب عرفانی جلالالدین مولوی نیز جریان دارد. برای اثبات آن؛ در این نوشته ابتدا چهار مفهوم اصلی نظریه یادشده؛ از قبیل: جنبه انتقادی هنر یا اثر ادبی، منش ایدئولوژیک هنر (قوه سیاسی)، رویکرد انقلابی و ساختار استقلالی اثر هنری به اجمال گزارش شد و با تحلیل و بررسی تطبیقی داستان «شیرو نخجیران» مولوی با مفاهیم اصلی مکتب فرانکفورت، دانسته شد که در لایههای نهفته سروده، بر خلاف رمز ظاهری داستان که افکار اغلب مثنویپژوهان را به خود معطوف ساخته است، سبک عرفانی- انتقادی و انقلابی خاصی بهکار رفته است.» (ص 95)
سایر مقالههای این شماره عبارتند از:
“سماع عارفانه و طواف عابدانه در ادب فارسی”؛ ” نگاهی به فلسفه طنز و کاربرد آن در عرفان”؛ ” آثارمقام عرفانی «صبر» برنفس سالک از نظر خواجه عبدالله انصاری با تکیه بر کلام امام علی (ع)”؛ “معناشناسی عشق از نگاه عرفا با رویکرد به نظرات مولوی”؛ ” تجلی عرفان در برده بوصیری”؛ “گزاره «خواب»؛ سلطه تخیل یا کارکرد عقل”؛ “نوع مواجهه عرفا با عشق و سیاست با تکیه بر اشعار سنایی، مولوی و حافظ”؛ “مطالعه تطبیقی «وحدت وجود» در نگاه ابن عربی و ماسترِاِکهارت آلمانی”؛ “رضا در اشعار ابن فارض و ابن عربی”؛ “مهدویت در عرفان اسلامی” و “نقش ویژگیهای ظاهری معشوق در تبیین مقاصد عرفانی حافظ”.
دو فصلنامه پژوهشنامه عرفان نیز در آخرین شمارهاش با مشخصات تاریخی «سال هفتم، شماره 14، بهار و تابستان 1395» منتشر شده است. این نشریه به کوشش انجمن علمی عرفان اسلامی ایران منتشر میشود.
یکی از آثار این شماره، مقاله حسین یزدانی و حامد موسوی جروکانی است. نگارندگان در مقاله خود با عنوان “خوداستعلایی در باور ابوسعید ابیالخیر و ویکتور فرانکل”، نوشتهاند:
«از جمله دغدغههای مشترک انسان معاصر و انسان گذشته، مسئله وجود (زیستن) و مرگ (نیستی) است. یکی از مباحثی که میتوان ذیل دغدغه وجود (زیستن) مطرح کرد، مسئله اراده معطوف به خود یا غیر است. چیزی که روانشناسان وجودگرا از آن به «خوداستعلایی» تعبیرکردهاند. فرانکل یکی از این روانشناسان که در این پژوهش، آرای وی با ابوسعید ابیالخیر مورد تحلیل و تطبیق قرار گرفته است، خوداستعلایی را «فرارفتن از خود» و «درگیر غیر از خود شدن» میداند. ابوسعید نیز تعابیری چون فرارفتن از خود، غایب شدن از خویش و … را بهکار برده که نزدیک به مسئله خوداستعلایی است. فرانکل، مصادیق خوداستعلایی را تحقق آرمان هدفی، خدمت به انسانها و عشق به دیگران میداند. ابوسعید نیز علاوه براین موارد، ظلم و تعدی نکردن به دیگران و بخشش (هبه) به انسانها را از مصادیق خوداستعلایی برشمرده است. در این نوشتار، آثار خوداستعلایی از منظر ابوسعید، ذیل سه عنوان اخلاقی (دستیابی به تواضع)، روحی- روانی (رهایی از رنج و جاودانه شدن) و اجتماعی (پرهیز از خشونت) طبقهبندی شده است.» (ص 125)
سایر مقالههای این شماره عبارتند از:
“نقد آداب طعام در تصوف”؛ “دعا و طلب در عرفان نظری”؛ “مفهوم عرفانی نور و ظل در قرآن و سنت”؛ “بررسی و نقد فلسفی دیدگاه ابنعربی درباره مبادی برهان و یقین در عالم ماورای طبیعت”؛ ” جایگاه و نسبت میان تصوف و شریعت در اندیشه شیخ احمد سرهندی” و “عرفان مسلمان و مسئله تأهل و تجرد سالک”
آخرین شماره دو فصلنامه ادیان و عرفان نیز با مشخصات تاریخی «سال چهل و هشتم، شماره 2، پاییز و زمستان 1394» منتشر شده است، این نشریه به کوشش دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه تهران منتشر میشود.
یکی از آثار این شماره، مقاله حمید باقری است. باقری در مقاله خود با عنوان ” «حقائق اسرارالدین»، متنی کهن از میراث نُصیریه: پژوهشی در تاریخ گذاری و شناسایی مؤلّف آن” مینویسند:
«”نُصیریه” از جمله فرقههای انحرافی شیعه امامی است که رویکرد باطنی-غالیانه در میان پیروان آن مشاهده میشود. نظر به ماهیت سری جریانهای باطنی، آثار اندکی از میراث نُصیریه بهشکل عمومی در اختیار است. در سالهای اخیر، مجموعهای با عنوان “سلسلهالتراثالعلوی” نشر یافته که مشتمل بر آثار فراوانی از میراث نُصیریان است. کتاب “حقائق اسرارالدین” از جمله آنهاست که در میان نُصیریه به “ابومحمد حسن بن علی بن شُعْبه حَرانی” – صاحب کتاب تُحَفالعُقول ـ نسبت یافته است. اهمیت این کتاب از آن روست که شامل نقلقولهای بسیاری از آثار جریان غلو، به ویژه غُلات سدههای دوم و سوم کوفه، از جمله آثار منسوب به “مُفضل بن عُمر جُعْفی” و “محمد بن سنان” است که امروزه محتوای شماری از این متون تنها بهواسطه همین اثر در دست است. این پژوهش میکوشد تا با بررسی شواهد مختلف، در گام نخست، تاریخی را که متن به آن تعلق دارد، تعیین و سپس مؤلف آن را شناسایی کند. بنا بر شواهد موجود و بر اساس نقد متنی، این متن اصالت تاریخی دارد و تاریخ حدودی آن سده چهارم هجری و منتسب به ابن شعبه حرانی است.» (ص 163)
سایر مقالههای این شماره عبارتند از: ” بازسازی انجیل زندهمانی بر پایه متنهای ایرانی مانوی، یونانی، قبطی و اسلامی”؛ “باطنیگرایی در یونان باستان”؛ “رویکرد آلوسی به تفسیر عرفانی”؛ “خداشناسی اکهارت”؛ ” عقلانیت و معنویت: مبانی و اهداف” و “مبانی معرفتشناختی دیدگاه ولترستورف درباره معقولیت باورهای دینی”.











