گروهی از آیات، الوهیت مسیح (ع) را مردود می شمارند. برخی آیات ویژگی های انسانی وی را دلیلی بر رد الوهیتش شمرده اند و برخی دیگر در صدد بیان این مطلب اند که نباید او را برتر از پیامبری والا و تحت اراده ی خداوند پنداشت:
«لَقَدْ كَفَرَ الَّذينَ قالُوا إِنَّ اللّهَ هُوَ الْمَسيحُ ابْنُ مَرْيَمَ»(1)
كسانى كه گفتند: «خداوند همان مسيح فرزند مريم است»، بيقين كافر شدند.
«مَا الْمَسيحُ ابْنُ مَرْيَمَ إِلاّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ وَ أُمُّهُ صِدِّيقَةٌ كانا يَأْكُلانِ الطَّعامَ انْظُرْ كَيْفَ نُبَيِّنُ لَهُمُ الآياتِ ثُمَّ انْظُرْ أَنّى يُؤْفَكُونَ»(2)
مسيح فرزند مريم، فقط پيامبر (خدا) بود؛ پيش از وى نيز، پيامبرانى بودند؛ مادرش، زن بسيار راستگويى بود؛ هر دو، غذا مى خوردند؛ (با اين حال، چگونه ادعاى الوهيّت مسيح و پرستش مريم را داريد؟!) بنگر چگونه نشانه ها (ى حق) را براى آنها آشكار مى سازيم؛ سپس بنگر چگونه از حق منحرف مى شوند!
«إِنْ هُوَ إِلاّ عَبْدٌ أَنْعَمْنا عَلَيْهِ وَ جَعَلْناهُ مَثَلاً لِبنى اِسْرائيلَ»(3)
او (= مسيح) فقط بنده اى بود كه ما نعمت به او بخشيديم و او را نمونه و اسوه اى براى بنى اسرائيل قرار داديم.
«لَقَدْ كَفَرَ الَّذينَ قالُوا إِنَّ اللّهَ هُوَ الْمَسيحُ ابْنُ مَرْيَمَ قُلْ فَمَنْ يَمْلِكُ مِنَ اللّهِ شَيْئاً إِنْ أَرادَ أَنْ يُهْلِكَ الْمَسيحَ ابْنَ مَرْيَمَ وَ أُمَّهُ وَ مَنْ فِي الأَرْضِ جَميعاً»(4)
كسانى كه گفتند: «خدا، همان مسيح بن مريم است»، به يقين كافر شدند؛ بگو: «اگر خدا بخواهد مسيح بن مريم و مادرش و همه كسانى را كه روى زمين هستند هلاك كند، چه كسى مى تواند مانع شود؟ (آرى،) حكومت آسمانها و زمين، و آنچه ميان آن دو قرار دارد از آن خداست.
«اتَّخَذُوا أَحْبارَهُمْ وَ رُهْبانَهُمْ أَرْباباً مِنْ دُونِ اللّهِ وَ الْمَسيحَ ابْنَ مَرْيَمَ وَ ما أُمِرُوا إِلاّ لِيَعْبُدُوا إِلهاً واحِداً لا إِلهَ إِلاّ هُوَ سُبْحانَهُ عَمّا يُشْرِكُونَ»(5)
(آنها) دانشمندان و راهبان خويش را معبودهايى در برابر خدا قرار دادند، و (همچنين) مسيح فرزند مريم را؛ در حالى كه دستور داشتند فقط خداوند يكتايى را كه هيچ معبودى جز او نيست، بپرستند، او پاك و منزّه است از آنچه همتايش قرار مى دهند!
«وَ إِذْ قالَ اللّهُ يا عيسَى ابْنَ مَرْيَمَ أَ أَنْتَ قُلْتَ لِلنّاسِ اتَّخِذُوني وَ أُمِّيَ إِلهَيْنِ مِنْ دُونِ اللّهِ قالَ سُبْحانَكَ ما يَكُونُ لي أَنْ أَقُولَ ما لَيْسَ لي بِحَقّ إِنْ كُنْتُ قُلْتُهُ فَقَدْ عَلِمْتَهُ»(6)
و (به ياد آوريد) آنگاه كه خداوند به عيسى بن مريم مى گويد: «آيا تو به مردم گفتى كه من و مادرم را بعنوان دو معبود در برابر خداى يكتا انتخاب كنيد؟!»، او مى گويد: «منزّهى تو! من حق ندارم آنچه را كه شايسته من نيست، بگويم! اگر چنين سخنى را گفته باشم، تو مى دانى.(7)










