• خانه
  • مقالات
  • گفتگو
  • دیدگاه
  • بازتاب
  • اخبار
    • اخبار ادیان و مذاهب
    • اخبار دین پژوهی
    • اخبار علمی فرهنگی
    • اخبار موسسه
  • تماس باما
  • درباره ما
  • خانه
  • مقالات
  • گفتگو
  • دیدگاه
  • بازتاب
  • اخبار
    • اخبار ادیان و مذاهب
    • اخبار دین پژوهی
    • اخبار علمی فرهنگی
    • اخبار موسسه
  • تماس باما
  • درباره ما
Home اخبار دین پژوهی

روش شناسی اخلاقی تشریع و اجرای حدود در اسلام

9 خرداد, 1398
در اخبار دین پژوهی
0

چکیده

اسلام در مواجهه با برخی جرائم، راه‌هايی را در نظر گرفته که یکی از آنها، قوانین کیفری است. این قوانین، بر پایه تربیت افراد و اجتماع صورت می‌گیرد و دارای مراحل متعددی است. از جمله آنها، گذراندن مقدماتی است که در مقام قانون‌گذاری باید طی شود. پس از این مقدمات، نوبت به اجرای حدود می‌رسد که دارای الزامات اخلاقی مخصوص به خود است. این پژوهش، تلاش مي‌کند تا با تحلیل روش اسلام در معرفی و چگونگی طی مقدمات تربیتی و پس از آن، تشریع حدود، الگويی مناسب از روش قانون‌گذاری ارائه کرده، با روش‌شناسی اجرای حدود در اسلام، بایسته‌های اخلاقی انجام حدود را تشریح و تحلیل کند. نتایج به‌دست‌آمده در اصل پیشگیری، درمان، تربیت تدریجی در مرحله تشریع حدود، از طریق آگاهی به انسان‌ها مناسب است. همچنین، اصل تربیت، توجه به حقوق و شرايط مجرم و بخشش اسلامی، در مرحله قانون‌گذاری اسلامی و اجرای حدود، از دیگر نتایج آن به‌شمار می‌رود.

کلیدواژه‌ها: روش‌شناسی اخلاقی، تربیت اسلامی، تربیت تدریجی، تشریع حدود، اجرای حدود.

مقدمه

اخلاق، به‌عنوان یک علم از سه علم کلان اسلامی در سخن رسول خداˆ است که فرمودند: «إِنَّمَا الْعِلْمُ ثَلَاثَةٌ آيَةٌ مُحْكَمَةٌ أَوْ فَرِيضَةٌ عَادِلَةٌ أَوْ سُنَّةٌ قَائِمَة» (کلینی، 1407ق، ج 1، ص 32). پس همان‌گونه که ایشان خود پیش از رسالت، حرکت خویش را با اخلاق شروع نمود و در مکه با رسالت خود عقائد را مطرح و در مدینه احکام را ابلاغ نمود، لازم است تا به دانش اخلاق در کنار ساير دانش‌های دینی توجه بیشتری شود؛ چراکه به تعبیر استاد مصباح‌یزدی، اگر اسلام را به درختی تشبیه کنیم، ریشة آن عقائد، تنة آن اخلاق و شاخه و برگ آن را فقه تشکیل می‌دهد (مصباح‌یزدی، 1391، ص 222). ازاین‌رو، غفلت از اخلاق و تمرکز بر فقه، نه تنها حالت دافعه ایجاد می‌کند، بلکه چه‌بسا موجب می‌شود جبنه‌های رحمانی و اخلاقی دین، مغفول واقع شود.

به اين نکته باید توجه داشت که از قرن چهارم هجری که مدرسه فقهی توسط شیخ طوسی در نجف بنیان نهاده شد، عملاً بیشتر تمرکز و توجه علما بر منجزیت و معذریت احکام قرار گرفت و کمتر محققان اسلامی در مباحق فقهی، به آیات و روایات توجه نمودند و جایگاه اخلاق را همانند فقه از منظر اسلام تبیین نمودند.

تحلیل روش اسلام در تربیت افراد و جامعه، هنگام تشریع حدود و اجرای آنها، یکی از اموری است که به شناخت بایدها و نبایدهای اخلاقی و تربیتی، از نگاه اسلام کمک می‌کند. چگونگی قانون‌گذاری در اسلام و شناخت سبک مواجهه با آسیب‌های اجتماعی برای ریشه‌کن کردن آنها و جعل کیفر برای مرتکبین آنها، از جمله اموری است که باید مورد توجه قرار گیرد. از دیگر امور مرتبط با این عرصه، تبیین مرحله آخر تربیت اسلامی که ترهیب و تعقیب بعضی از مجرمان است، می‌باشد و لازم است با رویکرد اخلاقی، احکام کیفری بازنگری شود.

از‌این‌رو، تبیین ابعاد اخلاق دینی در حوزه احکام شرعی، بیانگر ابعاد نظری اخلاق است که راه‌های آراستگی به فضائل و پیراستگی، از رذائل را به مسلمانان می‌آموزد و اجرای آنها در فضای اجرای قانون، در حوزه‌های گوناگون امانند اجرای حدود، به گسترش و عملیاتی کردن اخلاق که همان اخلاق عملی باشد، می‌انجامد. این پژوهش، در همین زمينه نگاشته شده است.

در این پژوهش، ابتدا روش‌شناسی اسلام در تشریع مرحله‌ای حدود، با اصل پیشگیری از ارتکاب جرم و درمان پس از آن، مورد بحث قرار گرفت و نشان می‌دهد روح حاکم در احکام حدود، جنبة تربیتی انسان است؛ اعم از کسانی که مجری حدود هستند و يا کسانی که حدود شرعی بر روی ایشان اجرا می‌شود.

سامانه پژوهش

سؤال تحقیق این است که اسلام چه الگويی برای قانون‌گذاری در حوزة جرائم اجتماعی ارائه می‌کند؟

پیشینه‌ای که برای این موضوع وجود دارد، بیشتر ناظر به ارتباط فقه و اخلاق در سطح کلان است که گام‌های اندکی در اين زمينه برداشته شده است. اما مسائل این دو علم، همچون رابطه حدود و اخلاق، از جمله مباحثی است که سابقه تحلیل اخلاقی در آن دیده نمی‌شود.

روش تحقیق این مقاله، در مرحله اول جمع‌آوری آیات قرآن و روایات، به‌عنوان داده‌های اولیه است. در مرحله بعد، با پردازش و تحلیل نقلی ـ عقلی، به مراحل تربیتی اسلام در پیشگیری و درمان جرائم پرداخته شده است.

در این پژوهش، در دو قسمت کلی به طرح بحث روش‌شناسی تربیت در اسلام، هنگام تشریع حدود و اجرای آنها پرداخته شده است. در قسمت اول، مراحل مورد نظر اسلام برای ممانعت از ارتکاب جرائم و درمان خطاهای مطرح می‌شود و در قسمت دوم، نکاتی که در اجرای حدود باید رعایت شود، تبیین و تحلیل شده است.

مفهوم‌شناسی

تربیت

واژة «تربیت» با دو واژة «ربب» و «ربو» در ارتباط است. این کلمه، می‌تواند از ریشة «ربو» به‌معنای زیادی و رشد باشد (فراهیدی، 1410ق، ج 8، ص 283). این معنا در تپه به خاطر بلندی، نفس زدن به خاطر برآمدن سینه و ربا، به جهت فزونی مال نیز وجود دارد (ابن‌فارس، بی‌تا، ج ۲، ص ۴۸۳). کلمه ناقص، هنگامی که به باب تفعیل برده می‌شود، مصدر آنها بر وزن تفعله می‌شود مانند تربیه، تزکیه، تحلیه (طباطبایی، ۱۳۷۹، ص ۱۷۱). همچنین، می‌تواند از «ربب» به‌معنای مالکیت، حضانت (فراهیدی، 1410ق، ج 8، ص 256)، قیام بر انجام کاری (صاحب‌بن‌عباد، 1414ق، ج 10، ص 211) و اصلاح شیء باشد (ابن‌فارس، بی‌تا، ج 2، ص 381).

راغب‌اصفهاني در مفردات، قولی را بیان کرده که اصل کلمه «ربو» از «ربب» است (راغب‌اصفهاني، 1412ق، ص340). او در بیان معنای «رب»، این‌گونه آورده است: «الرَّبُ‏ فی الأصل: التربیه، و هو إنشاءُ الشی‏ءِ حالاً فحالاً إلى حدِّ التمام‏ »(همان، ص 336). کلام راغب‌اصفهاني، تدریجی بودن تربیت را نیز می‌رساند.

تعریف اصطلاحی «تربیت»، به جهت تفاوت مبانی گروه‌های مختلف در انسان‌شناسی و جهان‌شناسی، متعدد می‌باشد (رحیمی، 1385). اندیشمندان اسلامی، برای تربیت تعاریفی بیان کرده‌اند. فارابی، در تعریف تربیت مي‌نويسد: «تعلیم و تربیت عبارت است از: هدایت فرد به وسیله فیلسوف و حکیم، برای عضویت در مدینه فاضله به‌منظور دستیابی به سعادت و کمال اول در این دنیا و کمال نهایی در آخرت» (گروه نویسندگان، ۱۳۸۴، ج 1، ص ۳۷۴-۴۶۱). ایشان تربیت را مایة نیل به سعادت می‌داند.

ابن‌سینا، در تعریف تربیت مي‌نويسد: «تعلیم و تربیت عبارت است از: برنامه‌ریزی و فعالیت محاسبه شده در جهت رشد کودک، سلامت خانواده و تدبیر شئون اجتماعی برای وصول انسان به کمال دنیوی و سعادت جاویدان الهی» (همان، ص 384).

شهید مطهری، تربیت را همان «پرورش دادن» می‌داند؛ یعنی استعدادهای درونی یک شیء را به فعلیت در آوردن و پرورش دادن آنها (مطهری، ۱۳۸۳، ج ۲۲، ص ۵۵۱). به همین دليل، تربیت در مورد غیرجاندار، مجازاً به کار می‌رود؛ چون فاقد استعداد برای پرورش و تربیت است. استاد مصباح‌یزدی نیز تعریفی نزدیک به همین ارائه می‌کند (گروه نویسندگان، ۱۳۸۸، ج 1، ص ۲۸).

با توجه به معنای لغوی «تربیت»، می‌توان گفت: تربیت در اصطلاح، همان رشد استعدادهای نهاده شده خدادادی در موجوداتی است که قابلیت تربیت دارند، البته در هر مرحله‌ای باید با روش‌های مختلفی با متربی برخورد نمود. گاهی با تشویق و گاهی با ترهیب و موارد دیگری، که در جای خود مطرح شده است (زرسازان، بی‌تا، ص 4). این تعریف، چون مطابقت بیشتری با معنای لغوی دارد، داراي رجحان است.

این مقاله به دنبال مطلبی فراتر از معنای لغوی و یا اصطلاحی از منظر برخی دانشمندان است، بلکه باید تربیت در کنار مفاهیم دیگری همچون، تأدیب، هدایت، رشد، اصلاح، تزکیه، تطهیر، تنشئه و تهذیب دیده شود، تا در تعریف اصطلاحی، شامل معانی این واژگان شود (همت‌بناری، 1385). بنابراین، تربیت به فعلیت درآوردن استعدادهای قابل پرورش، از طریق روش‌ها و مراحل تربیتی است. این روش‌ها، همان‌طورکه اشاره شد، در کنار تأدیب، هدایت، رشد و مفاهیم نزدیک به آن و با مراحل خاص هر مکتب تربیتی، اعم از اسلامی و غیره می‌باشد. ناگفته پیداست وقتی سخن از تشریع و اجراء به میان آید، جنبة تربیتی و مرحله‌ای بودن آن، بیشتر خواهد بود و رویکرد اخلاقی این تحقیق را به مباحث تربیتی پررنگ‌تر کرده، از بحث مفهومی حول واژة «اخلاق» بی‌نیاز می‌کند.

حدود

«الحد» به‌معناي فصل بین دو شیء است (فراهیدی، 1410ق، ج 3، ص 19). فصل بين دو شيء كه مانع از اختلاط آنها مي‌شود. واژة «حدود» جمع حد است، و اگر در موارد ديگر به‌كار رفته است، بازگشت آنها به همين معني است. در قرآن نیز واژة «حدود» نیز به این اعتبار که اوامر الهی واجب بوده و نباید از آنها تجاوز کرد، استعمال شده است: «تلْكَ حُدُودُ اللَّهِ فَلاَ تَقْرَبُوهَا» (بقره: 187؛ ابن‌منظور، بی‌تا، ج 3، ص 140). در رابطه با سارق، زاني و… تعبير به حد شده است؛ چون مانع از بازگشت شخص به گناه و ارتکاب سایر افراد به جنایات است (جوهری، بی‌تا، ج 2، ص 462). بنابراین، در معنای لغوی، حد فاصله و ممانعت وجود دارد.

در اصطلاع فقهی، «هر عقوبت که مقدارش مشخص باشد، «حد» و اگر مقدار آن مشخص نبود، «تعزیر» نامیده می‌شود. شش چیز موجب حد می‌شود: زنا و مانند آن، قذف، شرب خمر، سرقت و قطع‌الطریق (حلّی، 1408ق، ج 4، ص 136). بعضی دیگر از فقها گفته‌اند: «عقوبت خاصی که به آزردن بدن تعلق می‌گیرد و علت آن، انجام معصیت خاصی است که مکلف انجام داده است و مقدار عقوبت را شارع مشخص می‌کند» (شهیدثانی، 1413ق، ج 14، ص 323؛ فاضل لنكرانى، 1422ق، ص 7). بنابراین، حد نوعی کیفر دنیايی است که توسط خدای متعال برای متخلفان، بعضی از قوانین اسلامی اعمال شود که غالباً در قرآن و مقدار کمی در روایات ذکر شده است.

تشریع کیفر و روش اجرای آن

شناخت صحیح از روش اسلام، در تشریع و قانون‌گذاری یکی از مراحلی است که به متولیان فرهنگی و قانون‌گذاری جامعه کمک مي‌کند تا از این اسلوب، در امور خود بهره ببرند. اکتفا به این جنبه، ممکن است در مقام اجرا با ابهاماتی مواجه باشد که با مراجعه به آیات و روایات، خلل موجود این بُعد نیز مرتفع می‌شود. بنابراین، لازم است فهم صحیحی از روش اسلام در قانون‌گذاری کیفرهای شرعی، حدود داشت و پس از آن، به روش اجرای آن از نگاه اسلام مراجعه کرده و الزامات اخلاقی آن تبیین شود.

روش‌شناسی تشریع حدود

توجه به چگونگی قانون‌گذاری در اسلام، بخصوص قوانین کیفری و به‌ويژه حدود، می‌تواند سرمشقی در سبک قانون‌گذاری برای کسانی باشد که در کسوت قانون‌گذاری جامعه هستند. این بحث، در دو قسمت راهکارهای پیشگیرانه و درمان‌گرایانه مطرح می‌شود:

راهکارهای پیشگیرانه

اسلام برای قانون‌گذاری در کیفر، ابتدا مراحل مقدماتی را طی کرده تا حد امکان از ارتکاب جرم توسط افراد جامعه پیشگیری شود که در دو مرحلة کلی قابل تقسیم است. راهکارهای پیشگیرانة فردی و اجتماعی که به تفصیل مطرح می‌شود.

راهکارهای پیشگیرانه فردی

منظور از «راهکارهای پیشگیرانه فردی»، آن دسته از اموری است که به فردفرد جامعه تعلق می‌گیرد و فارغ از چگونگی اجتماع، در او آگاهی ایجاد کرده و به فکر فرو ببرد و نوعی خودکنترلی ایجاد کند و به این طریق، از ارتکاب جرائم باز دارد.

معرفت‌افزائی نظری و عملی

این بحث با آنچه در راهکارهای پیشگیرانه اجتماعی، تحت عنوان «هدایت جامعه از طریق آگاهی» خواهد آمد، به نحو صغری و کبری ارتباط دارد. صغرای قضیه، این است که یکی از راه‌هایی که اسلام برای پیشگیری از ارتکاب جرم توسط افراد در پیش گرفته است، هدایت افراد در دو بُعد نظر (اندیشه و عزم) و عمل (انگیزه و جزم) است.

قرآن کریم از يك سو، در قسمت اندیشه، مخاطب را به قبح گناهان آگاه می‌سازد. وقتی انسان‌ها از حکمت کیفر و عقوبت شرعی آگاه گردند و بدانند که قبح عمل در چه میزان است، خودبه‌خود از ارتکاب آن عمل پرهیز خواهند کرد؛ چرا که تفکر همراه با آگاهی از عوامل اصلاح و تربیت به‌شمار می‌رود (مطهری، 1383، 25 /386). آگاهی دادن از نگاه فقه، جنبه اتمام حجت و یا تنجز تکلیف را به دنبال دارد، اما در اخلاق به‌عنوان ابزاری در جهت تکامل درونی و بیرونی مد نظر است. اسلام با عنایت به همه این موارد، حکمی را جعل می‌کند.

از سوي دیگر، به قسمت انگیزه که در مرحله بعد از نظر قرار دارد، توجه کرده و هر دو را کنار هم برای هدایت انسان‌ها به کار می‌بندد. به همین دليل، یکی از ضرورت‌های تربیت، توجه دادن مخاطب به حکمت کیفر سپس پند و اندرز است (نادری، 1383) که در قرآن به وفور یافت می‌شود؛ زیرا قرآن کتاب علمی صرف نیست، بلکه تعلیم و تربیت را در کنار هم به پیش می‌برد (جوادی آملی، 1382، 8/344) و در کنار معرفت افزائی، به تربیت و تأثیر در مخاطب نظر دارد.

پند و اندرز، به‌عنوان یک اصل مهم تربیتی در اخلاق عملی، برای مربیان جامعه در نظر گرفته شد که جنبة یادگیری و یادآوری را در متربی تقویت می‌کند (مصباح‌الهدي، 1388).

در میان حدود شرعی نیز به‌عنوان اصل پیشگیری و معرفت‌افزايی، این مسئله مطرح است که تبیین چند مورد از آنها، به اثبات ادعا کمک می‌کند:

الف. «زنا، عامل قطع نسل و دیگر مفاسد»

خداوند در آیة 29 سورة عنکبوت، به مفسدۀ این عمل اشاره كرده، می‌فرماید: «أَ إِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجالَ وَ تَقْطَعُونَ السَّبِيلَ»؛ که طبق نظر بسیاری از مفسران «تَقْطَعُونَ السَّبِيلَ» به اختلال نطفه و قطع نسل تفسیر شده است (طباطبائی، 1417ق، ج ‏13، ص 87؛ ابن‌عاشور، بی‌تا، ج 20، ص 162؛ مشهدی‌قمی، 1378، ج 10، ص 139). تنبه به رذیلت اخلاقی بودن اختلال نطفه و درک قبح آن، به وجدان درونی انسان‌ها و نه به صرف یک دستور شرعی، از ظرافت‌های آیه است. میزان قبح را در آیه شریفه، وجدان سالم آدمی در نظر گرفته و اختلال نطفه‌ها را به‌عنوان یک مصداق از مفاسد بيان می‌کند. این پیشگیری، از طریق یادآوری به قضاوت فطرت در قبح این عمل صورت گرفته و سخنی از حرمت فقهی آن مطرح نشده است.

این تصریح به زنا، افزون بر تمام آیاتی است که به صورت ضمنی، به فاصله گرفتن از این گناه و ارزش پاکدامنی اشاره داشته، یکی از صفات مؤمنان را پاکدامنی می‌شمارد (مؤمنون: 5، 6 و 7) و محرومیت‌هايی را برای زنان فاحشه جعل نموده است (فرقان: 68).

ب. «شرب‌خمر باعث ضرر و رزق سیّئه»

در رابطه با شرب‌خمر، افزون بر اينكه می‌فرماید: منافعی برای مردم دارد، اما ضرر آن را بیشتر می‌داند: «يَسْأَلُونَکَ عَنِ الْخَمْرِ وَ الْمَيْسِرِ قُلْ فِيهِمَا إِثْمٌ کَبِيرٌ وَ مَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَ إِثْمُهُمَا أَکْبَرُ مِنْ نَفْعِهِمَا» (بقره: 219) و خمر را در مقابل رزق حسنه قرار می‌دهد: «تَتَّخِذُونَ مِنْهُ سَکَراً وَ رِزْقاً حَسَناً» (نحل: 67). در جای دیگر، از نزدیکی به نماز در حالت مستی نهی می‌كند: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لاَ تَقْرَبُوا الصَّلاَةَ وَ أَنْتُمْ سُکَارَى حَتَّى تَعْلَمُوا مَا تَقُولُونَ» (نساء: 43) تا بدون صراحت، مضررات خمر را به مخاطب تفهیم نماید.

ج. «حرمت آبروی انسانی و نفی اشاعه فحشاء»

آیات متعددی از قرآن، به جایگاه آبروی افراد اشاره کرده است که این اهمیت در قالب بحث از غیبت (حجرات: 12؛ نساء: 147؛ همزه: 1)، تهمت (نساء: 112؛ نور: 23)، استهزاء (حجرات: 11؛ توبه: 65 و 66) و غیره مطرح شده است. اسلام، از هرگونه اشاعه فحشايی نهی کرده و هتک آبروی دیگری، یکی از مصادیق آن به‌شمار می‌رود که هم تحت قانون کلی و هم به طور خاص، از آن نهی شده است (نور: 19). یکی از این موارد، در تشریع حد قذف آشكار می‌شود. وقتی شخصی به دیگری تهمت ارتکاب زنا بزند و نتواند ادعای خود را ثابت كند، باید حد بخورد. اما اجرای حد، در قسمت هدایت و تعلیم اجتماعی قرار می‌گیرد که توضیح آن خواهد آمد و پيش از آن، تمام مراحل هدایت فردی باید طی شود.

اگر مناط قبحِ قذف را حریم افراد جامعه و یا شناعت نسبت، این‌گونه اعمال بدانیم، این مناط در غیرمسلمان نیز وجود دارد. آنها با تبعیت از دین خود و احترام اسلام به این قوانین، دارای احترام خواهند بود (حرعاملی، 1409ق، ج 28، ص 172) و این حریم موجب منع حرمت قذف به ایشان شده است. رذیله بودن نسبت این عمل شنیع نیز علی حده و مناط مستقلی است که مانع ارتکاب این عمل می‌شود.

د. سرقت مصداقی از ظلم

در آیه‌ای که به بیان حد سرقت می‌پردازد، در توجه به حکمت کیفر به این نکته اشاره می‌فرماید: این حد به دليل جرم ایشان است (جَزَاءً بِمَا کَسَبَا نَکَالاً) و این عمل ایشان ظلم است: «فَمَنْ تَابَ مِنْ بَعْدِ ظُلْمِهِ». با این تعابیر، جامعه متوجه می‌شود که قرار دادن عقوبت دنیايي برای دزد به خاطر جرم و مفسده‌ای است که عمل او به بار آورده است. ازاین‌رو، به پذیرش این حکم و همچنین، حکمت آن اقبال بیشتری نشان داده، به پیشگیری از ارتکاب جرم کمک می‌کند.

در همة این موارد، فقط به جنبه فردی هدایت که در مرحله نظری و عملی نمایان است، اشاره شد که قرآن ابتدا افراد را هدایت نموده و سپس، به جعل قوانین اجتماعی و حدود پرداخته است.

دشواری اثبات اتهام تا جرم

یکی دیگر از راه‌هایی که اسلام برای پیشگیری از ارتکاب جرائم حدآور پیش گرفته است، قرار دادن شرايط سخت برای اثبات جرم می‌باشد. ممکن است هر انسانی متهم به ارتکاب جرمی باشد، اما آنچه در اسلام مهم است، اثبات این اتهام است که آن هم داراي شرايطی است که به راحتی محقق نمی‌شود. ابتدا ممکن است تصور شود که شرايط سخت برای اثبات جرم، به مجرمان این اطمينان را مي‌دهد که با ترس کمتر به ارتکاب جرم دست بزنند، اما حقیقت اين است که هدف از قانون حد، تربیت مجرمان است؛ همین که انسان‌ها بدانند خداوند این شرايط را جلوی راه ثبوت حد گذاشته تا کمتر کسی به این مرحله برسد، بلکه پيش از اثبات جرم رو به توبه آورد، می‌تواند داراي اثر تربیتی باشد.

در ثبوت حد زنا، شهادت چهار شاهد قرار داده شده است که ایشان باید شرايط لازم را داشته باشند و به صرف انجام این عمل، حد ثابت نمی‌شود، بلکه متوقف بر شهادت ایشان می‌باشد. توجه به این نکته نیز لازم است که برای تطبیق واژة «سارق» نیز باید به روایات و مباحث فقهی مراجعه كرد. صرف یک خیانت در امانت، یا برداشتن پول رهن توسط راهن، برداشتن پول مستأجر توسط اجیر و سايرموارد نظیر آن، از مصادیق سرقتِ منجر به اجرای حد نمی‌شود. از سوي دیگر، مال مسروق نیز باید دارای شرايط خاص خود باشد که در کتب روائی و فقهی بیان شده است: هر سرقتی منجر به ثبوت حد شرعی نمی‌شود (حرعاملی، 1409ق، ج 28، ابواب حدّ السرقه).

درصورتی‌که همه آن شرايط محقق شد و بنا بر اجرای حد شرعی، بر روی مجرم مستقر شد، ابتدا فقط باید چهار انگشت او قطع شود و ید در این آیه شریفه، طبق قرائنی که در آیات و روایات وجود دارد، فقط شامل چهار انگشت می‌شود؛ نه همه دست او (همان، ص 251).

این شرايط سخت، می‌تواند مخاطب را به رحمت و لطف خداوندی توجه داده و نسبت به ارتکاب جرم پشیمان کند و بداند که خدای متعال، اراده کرده است تا انسان‌ها با اختیار خود در مسیر بندگی سیر کنند و تا حد امکان، نوبت به کیفر دنیوی نرسد.

راهکارهای پیشگیرانه اجتماعی

این دسته از راهکارها در دو قسمت کلی تقسیم می‌شود، برای جلوگیری از جرايم در سطح اجتماع است که با روش‌های خود تلاش دارد تا افراد جامعه كمتر دچار جرايم و از كيفر آنها مصون باشند.

1-2-1-1. آگاهی‌بخشی عمومی

پس از آنکه همه افراد نسبت به قبح گناهان آگاه شدند، باید بدانند که در عرصه اجتماع نیز با مرتکبین این اعمال، برخورد می‌شود و به موعظه بسنده نمی‌شود، بلکه باید با بیان کیفر شرعی و عاقبت دنیوی و اخروی این گناهان، از ارتکاب گناهان پیشگیری كرد. در بحث عفت عمومی و مسئله زنا، پس از گذراندن تمام آن مراحلی که اشاره شد، به بیان حکم آن و حد شرعی آن در آیة 2 سورة نور و صد ضربه شلاق می‌پردازد. در رابطه با حرمت آبروی دیگران، در آیه 4 همان سوره به حد قذف اشاره می‌کند: «وَ الَّذِينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَنَاتِ ثُمَّ لَمْ يَأْتُوا بِأَرْبَعَةِ شُهَدَاءَ فَاجْلِدُوهُمْ ثَمَانِينَ جَلْدَةً وَ لاَ تَقْبَلُوا لَهُمْ شَهَادَةً أَبَداً وَ أُولئِکَ هُمُ الْفَاسِقُونَ» (نور: 4). قاذف در صورتی می‌تواند این نسبت را به دیگری بدهد که بتواند چهار شاهد با شرايطی که در کتب فقهی مطرح شده است، اقامه کند (حلبی، 1403ق، ص 414) و صرف عریان بودن و… حد زنا را ثابت نمی‌کند (طوسی، 1407ق: ج 10، ص 3). در غیر این صورت، باید هشتاد ضربه شلاق بخورد؛ زیرا بدون دلیل موجب هتک آبروی دیگری شده است. در رابطه با محارب نیز همین مباحث مطرح است. به همین دليل، در روایات اسلامی ترک حدود جایز شمرده نشده و برکات زیادی برای اجرای آن گفته شده است. امام محمدباقر† فرمودند: «حد که در زمین اقامه می‌شود، پاکتر است برای زمین تا بارش چهل شبانه روز باران» (كلینی، 1407ق، ج ‏7، ص 174). در بعضی روایات نیز واژه‌هایی نظیر «خیرٌ» و یا «انفع» آمده است.

تبیین و تشریع این حدود، جدا از بحث آگاهی جامعه و پیشگیری از ارتکاب آن، و همچنین به جنبه قبح این افعال و اینکه احکام تابع مصالح و مفاسد هستند، تنبه می‌دهد و موجب هدایت و تربیت جامعه است.

آماده‌سازی تدریجی جامعه

توجه به یکی دیگر از روش‌های تربیتی اسلام، هنگام تشریع حدود می‌تواند الگويی برای متولیان فرهنگی، قانون‌گذاری و کیفری جامعه باشد. یکی از ارکان تربیت، توجه به اصل تربیت تدریجی است (نادری، 1383). گرچه مراحل و روش‌های قبل نیز در قالب یک بحثِ کلانِ تربیت تدریجی گنجانده می‌شود و هدایت نیز مرحله‌ای از تربیت تدریجی به‌شمار می‌رود، اما تصریح به هر آسیب، توجه بیشتر اسلام را به آن مفسده می‌رساند. بی‌شك در مراحل تربیت، مرحله‌ای برای برخورد شدیدتر با مخاطب مدنظر گرفته شده است و مربیان جامعه به این مسئله اذعان دارند (حسینی، 1384)، اما این رفتار، پس از گذراندن مراحلی است که به آن اشاره خواهد شد و توجه به اصل تربیت تدیجی در اسلام، به خوبی اعمال شده است.

در توضیح این مرحله، باید به حدود شرعی که در قرآن و روایات مطرح شده است، به صورت گذرا اشاره مي شود تا مشخص شود که اسلام در سیر تربیت بشر مراحلی را قرار داده تا از ارتکاب ایشان به جرائمی که منجر به کیفر جسمانی می‌شود، پیشگیری شود.

الف. مراحل پنج‌گانه حد زنا

قرآن کریم با رعایت شرايط روحی جامعه و ضرورت تربیت تدریجی مخاطب به مبارزه با این مفسده فردی و اجتماعی پرداخته است. توجه به این نکته اجتماعی نیز حائز اهميت است که اسلام با هر مفسده به همان میزان که خطر ابتلای جامعه به آن هست، به بحث در رابطه با آن پرداخته و در این میان، مفاسد جنسی در اولویت قرار دارند. با دقت در آیات قرآن درمی‌یابیم که اولین‌بار در آیه 68 سورة فرقان که چهل دومین سوره است، نازل شده است (بهجت‌پور، 1394، ص 194)، به کیفر اخروی زنا می‌پردازد و کیفر سخت را عاقبت کسانی می‌داند که از جمله جرائم آنان، زنا بوده است: «وَ الَّذِينَ لاَ يَدْعُونَ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ وَ لاَ يَقْتُلُونَ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ وَ لاَ يَزْنُونَ وَ مَنْ يَفْعَلْ ذلِکَ يَلْقَ أَثَاماً». پس از آن، در سورة اسراء آیة 32، واژة «زنا» به کار برده شده است: «وَ لاَ تَقْرَبُوا الزِّنَى إِنَّهُ کَانَ فَاحِشَةً وَ سَاءَ سَبِيلاً». سورة اسراء، پنجاهمین سورة مکی است. با توجه به فضای آلوده زمان نزول و روند قرآن در تربیت تدریجی جامعه، امکان تصریح به حرمت زنا و حد شرعی آن وجود نداشت. در آیه شریفه، به نزدیک نشدن به زنا و اینکه راه اشتباه و موجب قطع نسل است، تصریح می‌کند.

تمام این مراحل، باید سپري شود تا جامعه آن زمان قرآن، آمادگی پذیرش کیفر دنیايی زنا یا همان حد و کیفر جسمانی را پیدا کنند. به همین دليل، در آیة 15 سورة مبارکة نساء، حد ابتدايي برای زانیه را بیان می‌فرماید: «وَ اللاَّتِي يَأْتِينَ الْفَاحِشَةَ مِنْ نِسَائِکُمْ فَاسْتَشْهِدُوا عَلَيْهِنَّ أَرْبَعَةً مِنْکُمْ فَإِنْ شَهِدُوا فَأَمْسِکُوهُنَّ فِي الْبُيُوتِ حَتَّى يَتَوَفَّاهُنَّ الْمَوْتُ أَوْ يَجْعَلَ اللَّهُ لَهُنَّ سَبِيلاً». در این آیه ثبوت حد متوقف بر شهادت چهار نفر شده، نه نفس ارتکاب عمل (طباطبائی، 1417ق، ج 4، ص 234). به همین دليل، امکان توبه وجود داشته و پس از آن حد برداشته می‌شود. همچنین، در پایان این آیه به دائمی نبودن حکم اشاره شده است؛ چراکه ممکن است بازداشت خانگی سختی‌های غیرقابل تحملی را بر مجرم تحمیل کند.

افزون بر این روش‌ها، که نشان از تدریجی بودن تشریع حد زنا دارد، آیة 25 همین سوره نیز گویای این نکته است؛ چراکه در مقام بیان حد زنای زنان کنیز است که نصف زنان آزاد، باید حد بخورند. این مطلب، با توجه به اینکه هنوز کیفر شلاق تشریع نشده و فقط حبس یک سال در خانه بیان شده است و این حد، برای کنیزان مفهوم مشخصی ندارد، می‌توان گفت: گویای زمینه‌چینی برای بیان حد دائمی زنا به‌شمار آید. افزون بر اين، اینکه برخلاف اکثر تفاسیر که به پنجاه ضربه شلاق تفسیر کرده‌اند، در روایات ذیل آیة 25، سخنی از پنجاه ضربه شلاق بيان نشده که مطلب فوق را تأیید می‌کند.

پس از طی این مقدمات، در سال‌های متمادی و سوره‌های مختلف در آیة 2 سورة نور، به تشریع حد دائمی زنا اشاره و می‌فرماید: «الزَّانِيَةُ وَ الزَّانِي فَاجْلِدُوا کُلَّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا مِائَةَ جَلْدَةٍ وَ لاَ تَأْخُذْکُمْ بِهِمَا رَأْفَةٌ فِي دِينِ اللَّهِ إِنْ کُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ لْيَشْهَدْ عَذَابَهُمَا طَائِفَةٌ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ‌». سورة نور در آیات 21 تا 33 به برخی احکام پیشگیرانه از انحرافات جنسی، مانند کنترل چشم، سفارش به ازدواج، مسئله پوشش زنان و همچنین، تأکید بر رعایت عفت اشاره دارد. همه این مقدمات، گویای این نکته تربیتی است که برای انسان‌هایی که به سنتی عادت ندارند، برای تربیت باید مراحلی طی شود تا آمادگی آن به دست آید. به همین دليل، این حکم زنا در سورة نور که صد و سومین سوره است، نازل شده است (بحرانی، 1416ق، ج 4، ص 45؛ بهجت‌پور، 1394، ص 452) و شرايط را برای آمادگی مخاطبان فراهم می‌کند.

ب. مراحل چهارگانه حرمت شرب‌خمر

آماده کردن جامعه و تربیت تدریجی، بیشتر در اموری خودنمايی می‌کند که جامعه به آن عمل اعتیاد داشته و ترک آن برایشان دشوار باشد. یکی از این عادات زشت، میگساری است که خدای متعال به تدریج آن را تحریم فرمود.

به‌طورکلی، چهار مرحله برای مبارزه با شرب‌خمر در آیات قرآن وجود دارد (طباطبائی، 1417ق، ج 2، ص 194). مرحلة اول، در سورة اعراف که سی و نهمین سوره قرآن و مکی است (بهجت‌پور، 1394، ص 182)، آیة 32 به‌طورکلی هر عملی که مصداق اثم باشد، تحریم می‌شود: «قُلْ إِنَّما حَرَّمَ رَبِّيَ الْفَواحِشَ ما ظَهَرَ مِنْها وَ ما بَطَنَ وَ الْإِثْمَ وَ الْبَغْيَ بِغَيْرِ الْحَقّ». اسلام براي رعایت سهولت افراد، به تدریج تربیت می‌کند. همان‌گونه‌که در آیة 60 سورة نحل که هفتادمین سوره و مکی است (همان، ص 318)، خمر را در مقابل رزق نیکو قرار داد.

مرحلة دوم، در سورة نساء که نود و دومین سوره و مدنی است، از میگساری در بهترین حالات؛ یعنی نماز نهی فرمود: «لا تَقْرَبُوا الصَّلاةَ وَ أَنْتُمْ سُكارى‏» (نساء: 43).

مرحلة سوم، به این مطلب تصریح دارد که خمر، اثم است و در سورة هشتاد و هفتم قرآن یعنی سوره بقره (در ترتیب نزول) آمده است: «يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ وَ الْمَيْسِرِ، قُلْ فِيهِما إِثْمٌ كَبِيرٌ وَ مَنافِعُ لِلنَّاسِ، وَ إِثْمُهُما أَكْبَرُ مِنْ نَفْعِهِما» (بقره: 219). گرچه سورة بقره از حیث ترتیب نزولِ سوره‌ای، که آیه در آن قرار دارد، متأخر از سوره نساء است و در مرحلة دوم بود، اما اعتبار عقلی و سیاق آیات نمی‌پذیرد که آیه سورة نساء پس از بقره نازل شده باشد؛ زیرا معنا ندارد پس از نهی از مطلق میگساری، مجدداً از بعضی موارد شرب‌خمر (در نماز) نهی بفرماید. علاوه‌براين، منافات با تربیت تدریجی که تکلیف از آسان به سخت است، می‌باشد (طباطبائی، 1417ق، ج 2، ص 194). به همین دليل، این آیة سورة بقره، پس از آیة سورة نساء نازل شده است.

مرحلة چهارم، در سورة مائده که صد و سیزدهمین سورة قرآن است و طبق بعضی از نظرها، آخرین سوره قبل از توبه است، به تحریم شرب‌خمر تصریح می‌کند: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَ الْمَيْسِرُ وَ الْأَنْصَابُ وَ الْأَزْلاَمُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّيْطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ‌، إِنَّمَا يُرِيدُ الشَّيْطَانُ أَنْ يُوقِعَ بَيْنَکُمُ الْعَدَاوَةَ وَ الْبَغْضَاءَ فِي الْخَمْرِ وَ الْمَيْسِرِ وَ يَصُدَّکُمْ عَنْ ذِکْرِ اللَّهِ وَ عَنِ الصَّلاَةِ فَهَلْ أَنْتُمْ مُنْتَهُونَ‌» (مائده: 90 و 91). توجه به این مراحل که اسلام در تشریع حدود قرار داده است، بهترین روش برای پیشگیری از ارتکاب جرم و پس از آن، اجرا حد بر روی مجرمان است.

توجه به این نکته لازم است که گرچه این مراحل، در عصر نزول قرآن و با توجه به مخاطبان زمان نزول آیات انجام شده و انسان‌ها امروزه با مجموع این آیات مواجه هستند، اما باید دانست که هدف از تحلیل و تشریح این مراحل، اين است که با تمسک به روش قرآن، بتوان از روش تربیت تدریجی بهره گرفت و آن را یکی از اصول قرآن برشمرد، تا در تبیین آن بتوان به اتهاماتی را که به قرآن وارد می‌شود، پاسخ داد. همچنین، با تحلیل این روش، این نکته تربیتی به دست مي‌آيد که در بیان دین، نه انفعال پیشنهاد می‌شود و نه تعصب، بلکه باید از روش‌های تربیتی و هنرمندانه، همه دین را اعلام و اجراء کرد.

2-1. راهکارهای درمان‌گرایانه

یکی از نکاتی که اسلام در تربیت انسان‌ها در پیش گرفته است، درمان یا همان توبه گناهکاران است. این امکان برای مجرمان هست که هرگاه متنبه شدند، در مقام جبران خطاهای خود برآیند و خداوند در حدود نیز این راه را برای بندگان باز گذاشته است. به همین دليل، یکی از مرحل تربیت انسان، امکان توبه و جبران خطاء شمرده شده است (نساجي زواره، 1385). در قرآن، به وفور به توبه و بازگشت توصیه شده است. تشویق به توبه یک از روش‌های تربیتی است که اسلام در بالاترین سطح، آن را ارائه کرده است (حسني، 1384). بنابراین، انسان‌ها پيش از اثبات جرم و یا حتی پس از اثبات جرمشان، باید به درمان خود پرداخته و توبه كنند.

1-2-1. پیش از اثبات جرم

اسلام از هرگونه اظهار گناه حتی توسط شخص نادم اجتناب کرده، توصیه می‌کند که گناه خود را میان خود و خدای خود پاک سازید؛ حتی اگر جرمی مرتکب شده باشد که مستحق حد شرعی باشد. اما تا ثابت نشده است، کیفر بر او ثابت نیست. در روایتی از امیرالمؤمنین† که شخصی چهار مرتبه به عمل زنای خود اقرار کرد، حضرت به غلام خود دستور به محافظت از او (اجرای حد) دادند و سپس، غضبناک شدند و فرمودند:

چقدر زشت است مردی از شما که این اعمال فاحشه را انجام دهد و بعد آبروی خود را با اقرار در مقابل مردم ببرد. آیا نمی‌توانست در خانه خود توبه کند؟ به خدا سوگند که توبه او میان خود و خدایش با فضیلت‌تر است از اینکه من بر او اقامه حد کنم (حرعاملی، 1409ق، ج ‌28، ص 36).

به عبارت دیگر، در این موارد که مجرم توبه می‌کند، هدف غايی که اصلاح فرد است، حاصل شده و ضرورتی بر اجرای کیفر نیست. به همین دليل، اگر شخصی توبه کند و سپس جرم او ثابت شود، بر روی او حد شرعی اجراء نمی‌شود؛ چراکه هدف از جعل قوانین در اسلام، تعلیم و تربیت جامعه و افراد آن است نه عقوبت آنها.

قرآن کریم پس از بیان حد محارب نیز توصیه به توبه می‌كند. شدت کیفر، نشانه میزان قبح عمل انسان است. در حد محارب، خداوند می‌فرماید:

کیفر آنها که با خدا و پیامبرش به جنگ برمی‌خیزند، و اقدام به فساد در روی زمین می‌کنند، (و با تهدید اسلحه، به جان و مال و ناموس مردم حمله می‌برند،) فقط این است که اعدام شوند، یا به دار آویخته گردند و یا (چهار انگشت از) دست (راست) و پای (چپ) آنها، بعکس یکدیگر، بریده شود و یا از سرزمین خود تبعید گردند. این رسوایی آنها در دنیاست؛ و در آخرت، مجازات عظیمی دارند (مائده/ 33).

این کیفر سخت در انتظار آنان است. با این حال، اگر پيش از اینکه او را دستگیر نمایند، توبه کند، حد از او برداشته می‌شود: «إِلاَّ الَّذِينَ تَابُوا مِنْ قَبْلِ أَنْ تَقْدِرُوا عَلَيْهِمْ فَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ» (مائده: 34).

در مواردی که مجرم، کارهایی کرده که چند حد شرعی بر او ثابت شده، با توبۀ قبل از اثبات جرم، همه آن حدود برداشته می‌شود. شخصی از امام معصوم† در مورد مردی سؤال کرد که سرقت کرده یا شرب‌خمر و یا زنا کرده است؛ ولی کسی از این عمل او آگاه نشد و دستگیر هم نشد، تا اینکه توبه کرد و صالح شد. حضرت در پاسخ او فرمود: «زمانی که صالح شده و از او کارهای خوب سر زده، حد بر او اقامه نمی‌شود» (حرعاملی، 1409ق، ج ‌28، ص 37). هر يک از این جرائم مذکور در روایت، مستوجب حدود شرعی است. اما همین مقدار که مجرم از عمل خود پشیمان شده و نشان پشیمانی او که انجام اعمال صالحه است، کافی است در اینکه همة آن کیفرها از او برداشته شود.

از نگاه اسلام، حاکم جامعه تلاش می‌کند تا گناهکاران را به اصلاح رابطه خود و خدایشان سوق دهد و به دنبال مجرم و اجرای حد بر او نیست، بلکه حتی تلاش می‌کند در مواجهه با مجرمی که قصد اقرار به عمل زنا را دارد، موضوع سخن او را تغییر داده، از اقرار علنی باز دارد (اشعری، 1408، 151؛ قمی، 1404ق، ج 2، ص 97). این روش تربیتی که برای درمان جامعه پیش گرفته شده است، در مورد شخص شارب‌الخمر (حرعاملی، 1409ق، ج 28، ص 37) و محارب نیز انجام می‌گیرد که اگر پیش از اثبات جرم، در محکمه قضائی توبه كند، حد شرعی از او برداشته می‌شود.

2-2-1. پس از اثبات جرم

تربیت باید از پالایش درون آغاز شود، تا ظهور بیرونی داشته باشد. ممکن است مجرم پس از اجرای حد از عمل خویش پشیمان شود. به همین دليل، اسلام در همه مراحلی که حدود شرعی را قانون‌گذاری می‌کند، پس از آن به کسانی که پشیمان شده‌اند، توصیه به بازگشت می‌کند. از آیات قرآن جدای از همة روایاتی که در این زمنیه وجود دارد، می‌توان به حد قذف اشاره کرد: «وَ الَّذِينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَنَاتِ… فَاجْلِدُوهُمْ ثَمَانِينَ جَلْدَةً…إِلاَّ الَّذِينَ تَابُوا مِنْ بَعْدِ ذلِکَ وَ أَصْلَحُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ» (نور: 4 و 5). در سرقت نیز همین‌گونه است که پس از اعلام حد شرعی و کیفر دنیايی او، توصیه به توبه می‌كند: «وَ السَّارِقُ وَ السَّارِقَةُ فَاقْطَعُوا أَيْدِيَهُمَا… فَمَنْ تَابَ مِنْ بَعْدِ ظُلْمِهِ وَ أَصْلَحَ فَإِنَّ اللَّهَ يَتُوبُ عَلَيْهِ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ» (مائده: 38 و 39). اگر سارق پس از ظلمی که کرده، توبه کند و عملی انجام دهد که نشان از اصلاح او دارد، خداوند توبه او را پذیرفته، او را می‌بخشد. توجه به این آیات، اهتمام و هدف اسلام در اصلاح افراد و جامعه را نشان می‌دهد. به همین دليل، گرچه جز در موارد خاص پس از اثبات جرم، حد شرعی برداشته نمی‌شود (کلینی، 1407ق، ج 7، ص 202)، اما امکان توبه حتی پس از اثبات جرم وجود دارد و نباید شخصی که در مقطعی از زمان جرمی انجام داده، برای همیشه از امتیاز صلاح و اصلاح محروم بماند. هدفی كه اسلام در تشریع قوانین بخصوص کیفرهای جسمانی دنبال می‌کند، تعلیم و تهذیب انسان‌هاست. این هدف حتی اگر پس از اجرای کیفر به دست آید، امر مقبول و پسندیده است و خداوند آن را می‌پذیرد…..

قسمت دوم این مقاله به دنبال خواهد آمد……..

 

برچسب ها: روانشانسی

مرتبط نوشته ها

معرفی کتاب «صعود اندیشه»
اخبار دین پژوهی

معرفی کتاب «صعود اندیشه»

25 مرداد, 1404
«انسان‌شناسی در قرآن و مکتب اهل بیت(ع)»؛ استاد مهریزی:
اخبار دین پژوهی

«انسان‌شناسی در قرآن و مکتب اهل بیت(ع)»؛ استاد مهریزی:

22 اسفند, 1403
فرزند آیت‌الله العظمی گلپایگانی(ره) از پدر می گوید / ماجرای تاسیس بیمارستان / خاطره‌ای از درس مرحوم آقاضیاء
اخبار دین پژوهی

فرزند آیت‌الله العظمی گلپایگانی(ره) از پدر می گوید / ماجرای تاسیس بیمارستان / خاطره‌ای از درس مرحوم آقاضیاء

4 دی, 1403
یادی از “رفیق دیرین”
اخبار دین پژوهی

یادی از “رفیق دیرین”

9 اسفند, 1402
آیت الله العظمی سبحانی:پایه‌گذار عید غدیر خود پیامبر اکرم (ص) است/ منافقین همیشه در کمین بودند علیه اسلام توطئە کنند
اخبار دین پژوهی

آیت الله العظمی سبحانی:پایه‌گذار عید غدیر خود پیامبر اکرم (ص) است/ منافقین همیشه در کمین بودند علیه اسلام توطئە کنند

14 تیر, 1402
آیت‌الله بروجردی در کلام استاد انصاریان
اخبار دین پژوهی

آیت‌الله بروجردی در کلام استاد انصاریان

27 اردیبهشت, 1402
نوشته‌ی بعدی

دعوت مراجع تقلید به حضور پرشور در راهپیمایی روز قدس

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مطالب

تعامل دین و توسعه، امکان یا امتناع

تعامل دین و توسعه، امکان یا امتناع

26 آبان, 1404
نامه ای سرگشاده به دختران بی حجاب وطنم

نامه ای سرگشاده به دختران بی حجاب وطنم

26 مهر, 1404
نكته هايى درباره جهانى شدن

نكته هايى درباره جهانى شدن

12 مهر, 1404
دين و فرهنگ بر پايه متون باستانى ايرانى

دين و فرهنگ بر پايه متون باستانى ايرانى

10 مهر, 1404
بارگذاری بیشتر
دبيرخانه دين‌پژوهان كشور با هدف تعميق، توسعه و ترويج پژوهش‌هاي ديني، بهينه‌كردن اطلاع رسانى، پشتيبانى از مراكز دين‌پژوهى و پژوهشگران ديني، فعاليت می کند. اين دبيرخانه از نظر تشكيلات و سازماندهي در ابتدا تحت پوشش و حمايت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و سپس پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات قرار گرفت و در ادامه کار با پيشنهاد دبير شورای برنامه‌ريزی دين‌پژوهان و موافقت مسئولان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، به عنوان مؤسسه‌ای غيردولتی و غيرانتفاعی به ثبت رسيد.
 
دفتر مركزى در قم
نشاني: قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی ، دبيرخانه دين‌پژوهان
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵
آدرس سایت:
www.dinpajoohan.com

پست الکترونيک:
info@dinpajoohan.com

 

نقل مطلب با ذکر منبع آزاد است.

کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به دبیرخانه دین پژوهان کشور می باشد.