حقیقت مورد باور ما شیعیان این است که پیوند هر فرد در امت اسلامی با واقعه عاشورا، به نفی ظلم ، برائت از دشمنان دین خدا و بیزاری از ظالمان میانجامد و آیین های عاشورایی موجب تبیین فرهنگ جهاد ، اخلاق جنگ و صلح و نظریه عدالت ، و تلاش برای حقوق بشر و تشکیل جبهه واحد برای خونخواهی مظلومان ، آن هم در رکاب امام زمان (عج) است و نقطه آغاز این تحول پیوند عاطفی و گریه ناشی از این دلبستگی و پیوند است.
عزاداری برای سرور آزادگان و اصحاب وفادارش به ارتقای وجدان فردی و سپس وجدان اجتماعی منجر می شود و پیامدهای گریه و آثار آن، موجب انباشته شدن معرفت به حق طلبی عاشورایی و زمینه ساز برای درگیر شدن حق طلبان در تقابل و مبارزه همیشگی ، همه زمانی و همه مکانی جبهه حق با جبهه باطل در سراسر جهان می گردد .
چنین گریه ای موجب اقتدار روحی، تقویت اراده و ایمان ، هدف دار شدن و برانگیختگی حماسی ، و دمیدن روح مقاومت برای ایثار و جهاد در امت ها میگردد و هیچگاه موجب افسردگی و خودکشی که برخی افراد نا آگاه به فلسفه عزاداری تصور کرده اند ، نشده و نخواهد شد.
آنان که عزاداری را موجب افسردگی بدانند ، فلسفه ، ماهیت و اهداف گریه بر سیدالشهداء را نیاموخته و یا از آن غفلت ورزیده اند .
اظهار نظرهای غیر کارشناسی و غیر علمی برخی افراد در مورد آثار عزاداری و گریه ، و شبهات این افراد ناشی از بی اطلاعی آنها از مبانی قرآنی و روایی مکتب شیعه در این مورد است.
این شبهه در بعضی افراد ، ناشی از عدم شناخت فلسفه و ماهیت عزای سیدالشهدا و پی نبردن به اهداف و آثار و برکات آن است.
مفاهیم زیارت عاشورا و شعائر حسینی و گریه بر سیدالشهداء و آیین های محرم و اربعین بیانگر این واقعیت است که عزادار، تا احساس نیاز و انکسار در پرتو مصیبت زدگی را نداشته باشد به مراحل بالاتر دست نمی یابد ، چون گریه و عزاداری ، مدخل و نقطه ی آغاز ورود عزادار واقعی به جبهه ی تاریخی رویارویی حق و باطل ، در سایه فرهنگ عاشوراست.
اولین ثمره ای که در گریه و توجه به مصیبت سیدالشهدا برای انسان حاصل می شود «دشمن شناسی» است و این گریه، نه تنها عامل تخدیر و روان پریشی نیست، بلکه عواطف تاریخی و اجتماعی بشر را نیز به بلوغ می رساند زیرا این مردمِ عزادار سیدالشهدا هستند که خطاب به اصحاب امام حسین «یا لیتنا کنت معکم فافوز معکم فوزا” عظیما » می گویند و در یک ارمان الهی ، آرزوی در کربلا بودن و هم جبهه شدن با خیمه گاه غریب و مظلوم سالار شهیدان را دارند.
این گریه و اشکِ با معرفت برای سیدالشهداء است که شوق حضور در رکاب امام زمان (عج) و نفس کشیدن در دولت حقه ی ولی عصر (عج) را در دلها زنده می کند زیرا فقط سوگوار سالار شهیدان است که میگوید : «ان یرزقنی طلب ثارکم مع امامِِ مهدی …». و بسیار واضح است عزادارانی که این شعار ها و آرمان های والا و اهداف متعالی را در زندگی دارند ، هرگز افسرده نمی گردند و بی هدف و نا امید نیستند که دست به خودکشی بزنند !!
حقیقت جویان علم ، احرار و آزادگان ، و طالبان فوز و رستگاری بایستی این فلسفه عزاداری را بیاموزند تا راه را گم نکنند.
تاریخ گواه بر آن است که منع و نکوهش عزاداری ها و توسّلات و جلوگیری از مجالس ذکر مصیبت و روضه خوانی برای مصائب عاشورا و دیگر مصائب آل الله و القای شبهات از سوی دشمنان، دلیلی نداشته است جز اینکه می دانسته اند، گریه بر مصائب سیدالشهدا و اصحابش، و هرگونه ذکر اهل بیت ، دل ها را از هر نوع آرزوهای دنیایی و جبهه گیری های مادّی و هواهای نفسانی پاک می کند و علقه ها و زنجیر های اسارت دنیا را از انسانها می گشاید و اساس «سلم» و «حرب»، قلوب را بر محور آرمان های والای سیدالشهدا و روحیه حق طلبی و عدالت خواهی انسان ها را در مقابل طاغوت ها استوار می کند.
و برای همین حریّت بخشی است که مستکبرین تاریخ همیشه از عزاداری سیدالشهدا ترسیده اند .
همه عقلای عالم میدانند که گریه هدف نیست و نردبان ارتقاء روحی و معنوی برای یک اقدام اجتماعی و فراگیر است ، گریه به احساسات جهت صحیح می دهد و جامعه را به برقراری احکام دین بر محور ولایت و امامت معصومین علیهم السلام ترغیب می کند.
امامان اهل بیت در احادیث نورانی و هدایتگر خویش ، هم خود در رثای سید الشهدا گریسته اند و هم شیعیان را امر به گریستن نموده اند و برای گریه بر جَد مظلومشان ، وعده های بزرگی همچون بخشش گناهان بزرگ و کوچک و ورود در دایره رحمت واسعه الهی و تنعم در بهشت آخرت داده اند.
کسانی که نظرات غیر صحیحی در مورد گریه و عزاداری ابراز کرده اند ، برای دست یابی به حقیقت ، با خواندن تفاسیر آیاتی همچون آیه ۸۳ سوره مائده که پرشدن چشم ها و جاری شدن اشک ها را نتیجه معرفت یافتن و شناخت حق و نشانه کمال یافتن ایمان به خداوند و پی بردن به حقایق الهی میداند ، به آثار مثبت گریه واقف شوند آنگونه که خداوند فرموده است : وَإِذَا سَمِعُوا مَا أُنْزِلَ إِلَى الرَّسُولِ تَرَىٰ أَعْيُنَهُمْ تَفِيضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمَّا عَرَفُوا مِنَ الْحَقِّ ۖ يَقُولُونَ رَبَّنَا آمَنَّا فَاكْتُبْنَا مَعَ الشَّاهِدِينَ .
و طالبان حق با بایستی با غور کردن و بررسی در روایات وارده از جانب ذوات مقدسه معصومین علیهم السلام در مورد عزاداری و گریه بر سید الشهداء و توصیه های آن امامان بزرگوار بر مداومت بر این گریه ، با فلسفه و اهداف آن آشنا گردند تا به این حقیقت پی ببرند که گریه بر سیدالشهداء علیه السلام موجب بیداری فطرت و زدودن زنگارهای غفلت و گناه و سبب تعالی و بهجت معنوی روح میگردد و قدرت و استحکام ایمان را می افزاید و انسان را از افسردگی و سستی و بی هدفی و سرگشتگی و پوچ گرایی نجات می بخشد .
در مکتب ما، در کنار این فلسفه ، به بالا بردن روحیه نشاط و امید در جامعه نیز توجه و اهتمام وجود دارد و تباینی بین این دو نیست بلکه این نگارنده معتقد هستم که خداوند متعال هم خنده و هم گریه را به مقتصای طبیعت و فطرت انسان تشریع فرموده است و تقدم رتبی هم برای خنده بر گریه قائل شده است ، و یک آیه کامل مبارکه ۳۴ در سوره نجم به آن اختصاص داده و فرموده است : ” انه هو اضحک و ابکی”.
در منابع سنن النبی و سیره رسول خاتم هم فراوان آمده است که پیامبر اعظم همیشه متبسم بودند و حضورشان همه جا موجب انبساط خاطر و شادمانی مسلمانان بود و بنا براین معتقدیم که روحانیون ما باید هنر خنداندن هم داشته باشند و رسانه ملی ما و آموزشگاهها ی ما و مراسم دینی ما در جای خودش به ایجاد فرح و نشاط و بسط شادمانی در جامعه نیز نباید کوتاهی کنند .
پر واضح است که راه ایجاد نشاط و شادی در جامعه به تخطئه آیین های مذهبی و سنت عزاداری نیست بلکه مهمترین و موثرترین عوامل ، رفع موانع اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی و حل معضلات معیشتی و خانوادگی همچون اشتغال ، ازدواج و مسکن جوانان است .
و این امور حیاتی ، مسئولیت اصلی دولتمردان و وزرا و نمایندگان مردم است که اگر به درستی به آن عمل کنند ، افسردگی و نا امیدی و خودکشی از جامعه بر طرف میشود . والعاقبه للمتقین.









