دین پژوهان : در گفتگویی صریح و چالشی پیرامون وضعیت حوزه های علمیه با دبیر شورای دین پژوهان کشور .
با توجه به مباحث و پرسش های فراوان در صدسالگی حوزه علمیه قم ، گفتگویی بی تعارف و صریح با دکتر آیت پیمان دبیر شورای دین پژوهان کشور انجام دادیم .
در ادامه، پرسش ها و پاسخهایی عمیق، کاربردی و تحلیلی مطرحشده در متن گفتوگو را به علاقه مندان و پژوهشگران دینی ارائه و تقدیم میکنیم . این پاسخها از منظر یک نواندیش دینی و با تکیه بر تجربه تاریخی، و جهان دیدگی ، واقعیتهای کنونی و ضرورتهای آینده حوزه علمیه قم بطور کوتاه و گويا بیان شده اند .
بخش اول: نگاه تاریخی تطبیقی .
۱- حوزه علمیه قم از کجا شروع کرد و امروز کجاست؟ موفق یا ناکام؟
دکتر آیت پیمان : حوزه قم با هدف احیای هویت شیعی، پاسخگویی به نیازهای دینی جامعه و پرورش مجتهدان تأسیس شد. در نیمه نخست مسیر خود، بهویژه با هدایت آیتالله حائری و سپس آیتالله بروجردی، موفق شد پایگاه علمی و اجتماعی تثبیتشدهای برای تشیع ایجاد کند. با انقلاب امام خمینی و در دوره پس از انقلاب، حوزه به مرکز ثقل فکری نظام سیاسی شیعه تبدیل شد، اما در دهههای اخیر با چالشهایی چون دولتیشدن، دیوان سالاری و بورو کراسی و کاهش تنوع فکری، و گسست با جامعه، و فاصله برخی روحانیون با زی طلبگی و روی آوردن به اشرافیگری برخی از روحانیت شاغل در دستگاههای دولتی و برخی اعضای بیوتات و مدیران حوزوی از مسیر اولیه فاصله گرفته است. نه میتوان آن را ناکام دانست و نه موفق کامل؛ بلکه نهادی است در بحران هویت و دچار ریزش و افت پذیرش و در آستانه نیاز به بازتعریف و باز سازی خود.
- در مقایسه حوزه قم و حوزه نجف: کدامیک به مرجعیت واقعی نزدیکتر شده؟
حوزه نجف در طول تاریخ بر استقلال، سنت علمی و مرجعیت غیرسیاسی تکیه داشته است؛ در حالی که قم، بهویژه پس از انقلاب، وارد تعامل با دولت و سپس پیوند عمیق با ساختار سیاسی شد. این موضوع از یکسو به قم فرصت اثرگذاری اجتماعی-سیاسی داد، اما از سوی دیگر استقلال آن را تحتالشعاع قرار داد. از حیث تنوع فکری و اخلاق اجتهادی، نجف هنوز مرجعیت سنتیتر و گستردهتری دارد. اما از نظر زیرساخت پژوهشی و سرمایه انسانی، قم ظرفیتهای بیشتری در اختیار دارد، هرچند از آن بهرهبرداری مؤثری نشده است. - آیا حوزه قم “دولتی” شد؟ اثر این تحول چه بود؟
بیتردید حوزه قم پس از انقلاب وارد فاز دولتیشدن شد؛ چه در منابع مالی و چه در ساختار اداری. این وابستگی تدریجی، استقلال رأی و نفوذ اجتماعی حوزه را تحت تأثیر قرار داد. در حالی که حوزه باید پناهگاه ناقدان و ناظر بر قدرت و مدافع مردم باشد، بهمرور بخشی از ساختار قدرت شد. این پیوند، مشروعیت اجتماعی حوزه را در چشم برخی اقشار تضعیف کرد و باعث شد تصویر روحانیت در ذهن جامعه با حاکمیت گره بخورد. - آیا طرد نواندیشان باعث کاهش تنوع فکری شد؟
قطعاً بله. حوزه زمانی شکوفا بود که پذیرای نگاههای متفاوت بود. طرد نواندیشان و محصور کردن تفکر در چارچوبهای رسمی، موجب تقلیل گفتوگوی علمی و افت خلاقیت اجتهادی شد. نتیجه آن، فاصله گرفتن حوزه از سؤالات واقعی جامعه و افزایش محافظهکاری در سطوح علمی و اجتماعی بوده است.
بخش دوم: مسائل علمی و معیشتی
۱. آیا حوزه از نیازهای جامعه عقب مانده؟
بله. حوزه در مواجهه با مسائل جدید—از اخلاق زیستی، حقوق زنان، نظام بانکداری، رسانه و فضای مجازی گرفته تا سبک زندگی مدرن—عموماً با تأخیر و گاه سکوت واکنش نشان داده است. سرعت تحولات جامعه بسیار بیشتر از فرایند اجتهادی در حوزه است. نیازمند نهادهای اجتهادی میانرشتهای، ارتباط فعال با دانشگاه، و بازتعریف شیوه استنباط هستیم.
۲. وضعیت علمی طلاب امروز چگونه است؟
بسیاری از طلاب بهویژه در سطوح ابتدایی، از عمق علمی گذشته برخوردار نیستند. انگیزههای ورود به حوزه گاه معیشتی است و نه علمی یا معنوی. سطح آموزش سنتی باقی مانده است و مهارتهای لازم زمان برای مواجهه با جهان جدید به طلاب داده نمیشود. باید بین علم دینی، مهارت اجتماعی و فن آوریهای نوین و دغدغه انسانی توازن برقرار شود.
۳. فقر معیشتی چه اثری بر استقلال علمی دارد؟
وابستگی مالی طلاب به نهادهای خاص باعث محافظهکاری در اندیشه و رفتار میشود. حوزهای که معیشت آن توسط دولت یا نهادهای امنیتی تأمین میشود، نمیتواند آزادانه نقد و نظر ارائه دهد. استقلال اقتصادی، شرط لازم برای استقلال علمی است و هردو وابسته به نو اندیشی و آزاد اندیشی دینی است که شعار شده است اما عمل نشده است . هنوز حوزه این مقوله ها را برنمیتابد.
۴. فقر و محافظهکاری: آیا رابطهای معنادار دارند ؟
کاملاً. در فضای اقتصادی ضعیف، امنیت شغلی و مالی طلاب وابسته به تأیید نهادهای رسمی میشود. در نتیجه، روحیه پرسشگری، خطرپذیری فکری و تحولخواهی تضعیف میشود. حوزه باید به سمت تأمین مالی مستقل، شفاف و پایدار حرکت کند.
بخش سوم: جایگاه اجتماعی و آینده حوزه
۱. روحانیت در افکار عمومی امروز چه جایگاهی دارد؟
محبوبیت روحانیت نسبت به دهههای پیشین کاهش یافته، بهویژه در میان نسل جوان و طبقات متوسط شهری. بخشی از این کاهش به عملکرد سیاسی روحانیت و بخشی دیگر به عدم پاسخگویی به نیازهای معنوی و اجتماعی مردم بازمیگردد.
۲. نگاه جوانان به حوزه چگونه است؟
جوانان امروز منتقد، آگاه، و در پی معنای اصیل دین هستند. حوزهای که پاسخ نمیدهد یا نگاه تحقیرآمیز به پرسشهای نسل جدید دارد، نمیتواند با آنان ارتباط برقرار کند. بازسازی این رابطه نیازمند صداقت، شجاعت، و باز شدن درهای حوزه به روی نخبگان جوان است.
۳. آیا حوزه به اصلاحات نیاز دارد؟ از کجا باید آغاز کرد؟
قطعاً بله. اصلاحات باید از بازتعریف هدف حوزه آغاز شود. آیا حوزه میخواهد فقط نهاد دینی آموزشی باشد یا مرجع معنوی و اجتماعی؟
باید ساختار آموزشی، محتوای درسی، مدل اقتصادی، شیوه گزینش و تعاملات اجتماعی حوزه بازبینی شود. تحول از درون و به دست نخبگان حوزوی ممکن و لازم است.
۴. حوزه چگونه با تحولات اجتماعی همراه شود؟
با باز کردن درهای حوزه به دانشگاه، جامعه، رسانه و تجربه زیسته مردم. باید اجتهاد زنده و زمانشناس محور باشد و روحانیون بهجای انتقال محفوظات، به مربیان اخلاق و کنشگران اجتماعی تبدیل شوند.
نظر آیتالله بروجردی یا امام خمینی درباره وضعیت فعلی حوزه؟
اگر آن بزرگان امروز زنده بودند، احتمالاً نگران فقدان روح اجتهاد، عدم انس با مردم، و خطر انجماد حوزه میبودند. امام خمینی بارها از سکون، محافظهکاری و جدایی از تودههای مردم انتقاد کرد. اگر حوزه امروز نتواند خود را بازسازی کند، آن آرمانها محقق نخواهند شد.
بخش پایانی: چشمانداز آینده
۱ – حوزه در قرن آینده چه تحولی باید داشته باشد و نیاز به چه اقداماتی دارد ؟
نیاز به بازتعریف هویت دارد ، از یک نهاد صرفاً آموزشی به مرکز اندیشه، دیالوگ و اصلاح اجتماعی.
نیاز به اجتهاد میانرشتهای دارد : پیوند فقه با علوم انسانی، تجربی و اجتماعی باید برقرار شود .
به حکمرانی دینی اخلاقمحور نیاز دارد : بهجای فقه حکومتی صِرف باید به اخلاق محوری برسد .
به ارتباط با نخبگان، زنان، جوانان و اهل سنت نیاز دارد .
و به تحول در رسانه و اطلاع رسانی و تنوع و جذابیت در تولید محتوای دینی برای فضای جدید جهانی نیازمند است .
آیا مرجعیت سنتی پاسخگوست؟
مرجعیت سنتی در مدل فعلی دچار چالش ارتباطی و تصمیمگیری است. باید مدل مرجعیت شورایی، پاسخگو، دیجیتال و بینالمللی جایگزین شود؛ مرجعیتی که هم به پرسشهای دینی پاسخ دهد و هم هدایتگر اجتماعی باشد. و در دسترس باشد . امروز نه مردم بلکه نخبگان علمی نیز به مرجعیت دینی و علمی دسترسی کافی ندارند .
این خودش یکی از عوامل گسست اجتماعی است .
مهمترین اصلاح مورد نیاز؟
بازسازی ساختار معرفتی حوزه؛ یعنی بازگشت به اصل قرآن و سنت در کنار فهم عقلی، در فضای گفتوگوی آزاد و اخلاق محور . حوزه باید نقد دروندینی را بپذیرد، نهادهای خود و امور مالی خود را شفاف کند، و برای تربیت فقیهانی نواندیش، اخلاقمدار و زمانشناس مسلط به فن آوریهای آموزشی و پژوهشی جدید همچون هوش مصنوعی برنامهریزی کند.
دبیرخانه دین پژوهان : از وقتی که اختصاص دادید و از پاسخگویی صریح جنابعالی تشکر میکنیم .
دکتر پیمان : بنده هم برایتان آرزوی توفیقات بیشتر و تاثیر گزاری و سعادت و رستگاری دارم .
والسلام .











https://shorturl.fm/3LlFw
https://shorturl.fm/54VeE
https://shorturl.fm/1V2S2
https://shorturl.fm/YodNy