
با آغاز سال تحصیلی جدید، نگاهی دوباره به عملکرد نهادهای آموزشی و پرورشی از پیشدبستانی تا دانشگاهها و حوزههای علمیه ضرورت مییابد. در حالی که ما با گسترش ابزارهای فرهنگی غرب، شاهد ظهور نسلی هستیم که از نظر اعتقادی و فرهنگی با ریشههای اسلامی خود نوعی «بیگانگی» نشان میدهند؛ در این زمینه با دکتر آیت پیمان دبیر شورای دین پژوهان کشور گفتگو کردیم تا ریشههای این گسست و راهکارهای خروج از این بحران را تحلیل کنند.
دینپژوهان: جناب دکتر، با شروع سال تحصیلی، شاهد بازگشت دانشآموزان و دانشجویان و طلاب به مراکز آموزشی هستیم. اما در میان این هیاهوی آموزشی، یک چالش بزرگتر و زیرپوستی به چشم میخورد: گسست هویتی نسلهای سوم و چهارم انقلاب اسلامی و ریزش ها و رویش های نسلها با فرهنگ و تاریخ خودشان. به نظر شما ریشه بیگانگی با دین و سنتهای اسلامی کجاست؟
دکتر آیت پیمان: با سلام. واقعیت این است که دستگاه های تعلیم و تربیت ما غفلت ها و فرصت سوزیهایی داشته اند که الان با یک «بحران معرفتی» مواجه هستیم، نه صرفاً یک بحران آگاهی و اطلاعاتی. نسلهای جدید، علیرغم حضور در جغرافیای اسلامی، دچار نوعی «زیستجهان غربی» شدهاند. ریشه اصلی این مسئله، تضعیف پیوند میان «دانش» و «هویت» است. در واقع، فرآیند آموزش در سالهای گذشته، بیشتر بر انتقال اطلاعات و دادهها تمرکز داشته تا ساختن یک جهانبینی. نتیجه این شده که دانشآموز یا دانشجو، مفاهیم دینی را مانند واژگانی بیگانه و انتزاعی میبیند که با زیست روزمره و تفکر مدرن او تضاد دارد. ما با نسلی روبهرو هستیم که از نظر تئوریک ممکن است دینی باشند، اما در عمل، الگوهای رفتاری و فکریشان کاملاً از سنتهای اسلامی گسسته و به سمت تقلید از تمدن غربی متمایل شده است. و آموزش و پرورش در مرحله اول و حوزه ها و دانشگاه ها باید جوابگوی وضع ما مطلوب کنونی باشند .
دینپژوهان: این گسست که از آن سخن گفتید، خود را در کدام نهادهای آموزشی بیشتر نشان میدهد؟ آیا نقد شما به ساختار کلی آموزش است یا به عملکرد نهادهای خاصی مانند مدارس، دانشگاهها و حوزهها؟
دکتر آیت پیمان: نقد من به «روششناسی» حاکم بر این نهادهاست. هر سه حوزه، یعنی مدارس، دانشگاهها و حتی حوزههای علمیه، در مواجهه با چالش هویت، و روش عملکردی نیاز به بازنگری دارند.
در مدارس، تمرکز بر «آموزشِ آزمونمحور» باعث شده است که تربیتِ اخلاقی و ارزشمحور در حاشیه قرار گیرد. در دانشگاهها نیز، غلبه نگاه ابزاری و تکنوکراتیک باعث شده است که دانشگاه از وظیفه اصلی خود در تولید «انسان متعهد» بازمانده و تنها به تولید «متخصص بیهویت» بپردازد. حتی در حوزههای علمیه نیز، اگر نتوانیم میان مباحث اصولی و نیازهای روز و گرایشات عصری پیوند برقرار کنیم، با خطر انزوای فکری مواجه خواهیم بود. در واقع، همه این نهادها در ایجاد یک «ایمنی فرهنگی» در برابر تهاجم غرب، دچار ضعف ساختاری هستند. و البته معضلات معیشت معلمان و اساتید در بی انگیزگی و تنزل احساس تعهد در این اقشار سازنده نسبت به تربیت نسل نباید نادیده گرفته شود .
دینپژوهان: اگر بخواهیم از سطح نقد فراتر برویم، چه راهبردی برای اصلاح این مسیر پیشنهاد میکنید؟ به عبارت دیگر، چگونه میتوانیم از «آموزشِ صرف» به سمت «تربیتِ اصیل» حرکت کنیم؟
دکتر آیت پیمان: برای عبور از این بنبست، ما به یک «بازسازی نظامهای تربیتی» نیاز داریم که بر سه رکن استراتژیک استوار باشد:
نخست، تغییر پارادایم از «آموزش داده» به «بنای معنا». ما نباید فقط به دانشآموز «دین» را یاد بدهیم، بلکه باید به او بیاموزیم که چگونه با «نگاه اسلامی» به جهان بنگرد. هدف باید تبدیل اطلاعات به «فرهنگ زیسته» باشد.
دوم، بازخوانی تاریخی است. تاریخ اسلام نباید به عنوان مجموعهای از وقایع گذشتگان تدریس شود، بلکه باید به عنوان یک «الگوی حاکمیت و زیست انسانی» بازنمایی شود تا نسل جدید، تاریخ را ابزاری برای ساختن آینده ببیند، نه یک میراث باستانی و بیارتباط.
و سوم، پیوند ناگسستنی میان «تخصص» و «تعهد» است. ما نباید اجازه دهیم تخصص علمی، انسان را از رسالتهای اخلاقی و دینیاش دور کند.
دینپژوهان: در پایان، با توجه به جایگاه شما در فضای پژوهشی و بینالمللی، چه پیامی برای مربیان، اساتید و سیاستگذاران حوزه تعلیم و تربیت دارید؟
دکتر آیت پیمان: پیام من این است که ما با یک «مسئله وجودی» روبرو هستیم. وظیفه ما، فراتر از تدریس، «ترمیم شکافهای هویتی» است. مربیان و اساتید نباید تنها به انتقال دانش اکتفا کنند؛ آنها باید «معماران هویت» باشند.
اگر نخواهیم ساختاری فراتر از انتقال اطلاعات ایجاد کنیم، شاهد تولید نسلهایی خواهیم بود که در کالبد اسلامی، اما با روح و فکر غربی زندگی میکنند. این یک هشدار استراتژیک برای تمام فعالان فرهنگی و آموزشی است.
و مسئولان باید در جذب معلم و دبیر و استاد و مدرس بازنگری اساسی کنند و دولت اگر واقعا میخواهد از این خطر گسست و بی هویتی نسل کشور را برهانند ، در ساماندهی حقوق و خدمات رفاهی و ارتقای معیشت شاغلین در تعلیم و تربیت اقدام اصلاحی موثر انجام بدهند .










Solid overview, the part about everyday basics was covered thoroughly, keep up the great work.