مطالعات جهانی؛ ضرورت بازاندیشی در علوم انسانی و اسلامی
حسن نوربخش در یادداشتی با تأکید بر اهمیت مطالعات جهانی، بر ضرورت توجه میانرشتهای به مسائل جهان معاصر در حوزه علوم انسانی و اسلامی تأکید میکند.
تحولات پرشتاب جهان در قرن بیستویکم، از جنگها و بحرانهای بینالمللی تا تغییرات فرهنگی، فناوری و زیستمحیطی، پرسشهایی تازه پیش روی علوم انسانی و اسلامی قرار داده است. حسن نوربخش در این یادداشت، «مطالعات جهانی» را رویکردی میانرشتهای برای فهم این تحولات و بازتعریف نسبت مراکز علمی ایران با مسائل جهان معاصر میداند.
فهرست عناوین
مطالعات جهانی؛ رویکردی فراتر از مرزهای رشتهای
مطالعات جهانی را میتوان حوزهای میانرشتهای دانست که فرایندهای کلان جهان را از منظر رشتههای مختلف علمی بررسی میکند. در این رویکرد، دولت ـ ملت یکی از واحدهای مهم تحلیل است، اما موضوع مطالعه به مرزهای ملی محدود نمیشود و پدیدهها در ارتباط با ساختارها و فرایندهای جهانی مورد بررسی قرار میگیرند.
از این منظر، مطالعات جهانی طیف گستردهای از موضوعات مرتبط با جهانیشدن فرهنگی و اقتصادی، ساختارهای قدرت در سطح جهان و تأثیر متقابل انسان و محیط جهانی را دربرمیگیرد.
به باور نوربخش، یکی از ویژگیهای اصلی این حوزه، بررسی فرایند جهانیشدن، پیامدهای آن و واکنش جوامع مختلف به این فرایند با استفاده از رویکردهای میانرشتهای است.
چه مسائلی در قلمرو مطالعات جهانی قرار میگیرند؟
حوزه مطالعات جهانی دامنه وسیعی از مسائل اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی را شامل میشود. تحولات اجتماعی و فرهنگی، نابرابری و عدالت اجتماعی، روابط قومی و بینفرهنگی، مسائل جمعیتی و بهداشتی، رابطه فناوری و جامعه، جنبشهای اجتماعی و روندهای توسعه در جوامع مختلف، بخشی از این حوزه را تشکیل میدهند.
در کنار این مسائل، نظامهای سیاسی معاصر، جنگ و منازعات بینالمللی، تحولات حقوق بینالملل، محیط زیست، حقوق بشر، صلح و نقش سازمانهای غیردولتی نیز از موضوعاتی هستند که در چارچوب مطالعات جهانی قابل بررسیاند.
چنین گسترهای نشان میدهد که شناخت جهان معاصر نمیتواند صرفاً از دریچه یک رشته علمی یا یک چارچوب محدود انجام شود و نیازمند گفتوگوی میانرشتهای میان علوم مختلف است.

از تولید علمی پراکنده تا «جهانیاندیشی»
نوربخش ضمن اشاره به تلاشها و دستاوردهای صاحبنظران و مراکز علمی کشور، بر این نکته تأکید میکند که مسئله اصلی مطالعات جهانی صرفاً افزایش حجم تولیدات علمی درباره جهان نیست؛ بلکه به باور او، «جامعاندیشی» و «جهانیاندیشی» در نظام مسائل علوم انسانی و اسلامی اهمیت محوری دارد.
بر اساس این نگاه، بخشی از تولیدات علمی و پژوهشی مراکز حوزوی و دانشگاهی باید بتواند با مسائل فکری و اجتماعی انسان معاصر ارتباط برقرار کند و به پرسشهایی پاسخ دهد که در جهان امروز، در دوران مدرنیته و پسامدرنیته، پیش روی جوامع قرار گرفتهاند.
در چنین چارچوبی، مطالعه جهان تنها به معنای شناخت تحولات بیرونی نیست، بلکه مستلزم بازاندیشی در ظرفیت علوم انسانی و اسلامی برای مواجهه با مسائل پیچیده و درهمتنیده معاصر است.
میراث حکمت ایرانی ـ اسلامی و مسئله جهان
نویسنده برای توضیح ضرورت این رویکرد به تاریخ تفکر فلسفی در تمدن ایرانی ـ اسلامی نیز توجه میکند. از نگاه او، سنت فلسفی و اندیشهورزی در این تمدن را نمیتوان صرفاً مجموعهای از مباحث انتزاعی دانست؛ بلکه بخشی از این سنت در پیوند با مسائل انسان، جامعه و جهان شکل گرفته است.
نوربخش به فیلسوفانی همچون فارابی، ابنسینا، سهروردی و ملاصدرا اشاره میکند و دغدغه آنان را در نسبت میان عقل و دین، فلسفه و وحی و تلاش برای فهم مسائل بنیادین جهان مورد توجه قرار میدهد.
از این منظر، پیوند میان حکمت نظری و حکمت عملی میتواند یکی از مبانی تاریخی برای فهم ایده مطالعات جهانی در سنت ایرانی ـ اسلامی باشد؛ رویکردی که در آن اندیشهورزی صرفاً به تولید مفاهیم نظری محدود نمیشود و با مسائل عینی انسان و جامعه نیز ارتباط پیدا میکند.
چرا تحولات امروز، مطالعات جهانی را ضروریتر کرده است؟
به باور نویسنده، تحولات جهانی در قرن بیستویکم ضرورت توجه جدیتر حوزه و دانشگاه به مطالعات جهانی را افزایش داده است. جنگها و بحرانهای بینالمللی، تغییرات در مناسبات قدرت، تحولات فناوری و دگرگونیهای اجتماعی و فرهنگی، مجموعهای از مسائل بههمپیوسته را ایجاد کردهاند که تحلیل آنها به همکاری چندین حوزه علمی نیاز دارد.
در این چارچوب، نوربخش بر اهمیت توجه به تجربههای معاصر ایران و تحولات منطقهای و جهانی تأکید میکند و معتقد است حوزه و دانشگاه میتوانند با تدوین برنامههای منسجم در زمینه مطالعات جهانی، بخشی از ظرفیت علوم انسانی و اسلامی را به شناخت مسائل عینی و بینالمللی اختصاص دهند.
مطالعات جهانی و آینده علوم انسانی و اسلامی
مسئله اصلی از نگاه این یادداشت، ایجاد یک رشته یا عنوان دانشگاهی جدید بهتنهایی نیست؛ بلکه شکلگیری نوعی نگاه به مسائل است که در آن تحولات جهانی، موضوع مشترک حوزههای مختلف علوم انسانی و اسلامی قرار گیرد.
چنین رویکردی میتواند زمینهای برای گفتوگوی بیشتر میان رشتههای علمی، حوزههای مطالعاتی و مراکز پژوهشی فراهم کند و امکان دهد مسائل ایران نیز در پیوند با روندهای منطقهای و جهانی مطالعه شوند.
در نهایت، نویسنده مطالعات جهانی را بستری برای تقویت جامعاندیشی در علوم انسانی و اسلامی میداند؛ بستری که میتواند میان میراث فکری ایرانی ـ اسلامی و مسائل انسان و جهان معاصر ارتباط برقرار کند و ظرفیتهای علمی کشور را به سوی مطالعه نظاممند مسائل جهانی سوق دهد.









