خبرگزاری حوزه در گفت و گو با حجتالاسلام و المسلمین شمالی، فارغالتحصیل دکترای فلسفه اخلاق از دانشگاه منچستر انگلستان نویسنده کتاب «در پی فضیلت» و مبلغ فعال در عرصه بینالمللی، راهکارهای تعامل فکری با غرب، نحوه حضور حوزه در این عرصه و تفاوت نگاه حاکمیت و رسانههای غرب با افکار عمومی را تشریح کرد.
متن گفتوگوی تفصیلی خبرگزاری حوزه با این استاد حوزه و دانشگاه را در ذیل میخوانید.
*چهره غالب و تصویری که عموما در رسانهها از غرب تبلیغ میشود و فضای کنونی حاکم بر جامعه غربی را چگونه میبینید؟
ما دو تصویر از غرب داریم. یک تصویر از فرهنگ عمومی غرب که مردم و دانشمندان آن را نمایندگی میکنند که با ما خیلی در تضاد نیست. بسیاری از ارزشهای اخلاقی را قبول دارند و آنهایی هم که متدین نیستند در ارزشهای اخلاقیِ اصلی با ما اختلاف ندارند. اگر شما به اروپای شرقی یا اروپای غربی (غیر از دو سه کشور) و آمریکا بروید مردم متدین در آنجا زیادند و خیلی از فرهیختگان آنها ارزشهای اخلاقی ما را قبول دارند.
بله البته در مدل زندگی و عرفیات و آداب و رسوم اختلاف وجود دارد.
چهره دوم، چهره سیاسی حکومتی و رسانه غرب است. این چهره ممکن است با ما خیلی فرق داشته باشد. متاسفانه شناخت برخی از غرب، در حد این رسانهها و حکومتهاست.
*این دو حوزه کاملا از هم جداست؟
کاملا جدا نیست، ولی تفاوت زیادی با یکدیگر دارند. مثلا اگر کسی مردم آلمان را با هیتلر بسنجد، یا ایران را از منظر حکومت شاه مقایسه کند. این دو بیربط نیستند، ولی با هم متفاوتند. حاکمیت لزوماً نماینده فرهنگی و فکری آن ملت نیست. به نظر من نمایندگان فرهنگی جامعه را اساتید دانشگاه و نویسندگان و رهبران دینی و فعالان اجتماعی تشکیل می دهند. با این نگاه، غرب نکات مثبت بسیاری دارد و زمینه همکاری زیادی بین ما و آنها وجود دارد.
از تجربیات بشری هم میتوانیم استفاده کنیم. دین اسلام، نیاز به تجربه بشری ندارد، ولی ما برای فهم بهتر اسلام و پیاده کردن آن به تجربه بشری نیاز داریم. ما در این زمینه میتوانیم با فرهنگها تبادل داشته باشیم. اینجا مشکلی که در زمینه سیاسی هست، وجود ندارد. اندیشمندان زبان هم را خوب درک میکنند.
* به نظر شما مثلا سینمای امروز غرب به عنوان مدرنترین رسانه غرب، جزء جدایی از فرهنگ غرب است؟
حاکمیت و رسانه را من با هم ذکر کردم. رسانهها لزوما جریان فکری را راهنمایی نمیکنند. مثلا اگر چند ده هزار استاد دانشگاه در آمریکا باشند، شاید پنج درصد هم در صنعت فیلم آمریکا موثر نیستند. رسانهها مثل حاکمیت حسابشان جداست.
رسانه یک صنعت است از مردم پول میگیرد و روی افکار آنها اثر میگذارد و به تدریج افکار آنها را میسازد، ولی نماینده افکار عمومی نیست. فیلمهای غیر اخلاقی غرب، نماینده افکار عمومی نیست. اینها قبح شکنی میکنند و ناهنجار را هنجار جلوه می دهند. بله در بلند مدت ممکن است جامعه را به طور کامل در اختیار بگیرند.
*یعنی به اعتقاد شما وجه غالب سینمای غرب که بنیانهای شکننده و شکست اخلاقی را به تصویر میکشد نماینده جامعه غربی نیست؟
نه اینکه صد در صد جدا باشد، چون حاکمیت هم از مردم رای میگیرد، ولی افکار عمومی را نمایندگی نمیکند. نمایندگی، متفاوت با قدرت سیاسی و رسانهای است. اینها بی ارتباط نیستند، ولی جدا از هم اند و ساز و کار خاص خود را دارند.
*جامعه غرب را جامعه ای اخلاقی میدانید؟
اگر منظور شما، ملت و اندیشمندان باشد، جامعه غربی، اخلاق را قبول و دوست دارند و تا حدی متعهدند. شاید در جهان، ملتی نداشته باشیم که به اخلاق پایبند نباشد. اما اینکه بگوییم اینها الگوی اخلاق ما باشند؛ نه! چون هیچ ملتی نمیتواند ملتی دیگر را الگوی اخلاق خود قرار دهد. بله در زندگی اجتماعی نکات مثبت مهمی دارند که میتوانیم استفاده کنیم کما اینکه جامعه ما هم در خیلی موارد اخلاقی، جامعه حساس و ملتزمی است. البته ما هم در برخی نکات ضعف داریم و باید از زیباییهای یکدیگر استفاده کنیم.
*با توجه به نکاتی که درباره فضای غرب گفتید برای تعامل بین فرهنگ اسلامی و فرهنگ غرب چه میشود کرد؟
بهترین راه برای داد و ستد فرهنگی در درجه اول، گفتگوی حضوری است. خدا به انسان قدرت بیان و شنیدن داده تا ارتباط برقرار کند. اگر بگوییم فقط ما حرف بزنیم و شما گوش کنید یا برعکس، مسلماً فایده ندارد. بگوییم نه حرف میزنیم نه گوش میدهیم، باز هم نمیشود. به اعتقاد من اصل اولیه در انسان، حرف زدن است. البته موارد استثنایی هم شاید باشد.
اگر گفتگو علمی باشد میتواند گفتگوهای فرهنگی را هم تسهیل کند. ما در این زمینه اهل گفتگو بوده ایم و معمولا دید طرف مقابل به ما مثبت شده است. هر چه بتوانیم فضای گفتگوی فرهنگی را باز و دور از گفتگوی سیاسی نگه داریم، بهتر است.
ملتها نسبت به هم برداشتی دارند که یک روزه به دست نمیآید، یک روزه هم خراب نمیشود. شناختی که ملت آمریکا از ایران دارند به راحتی از بین نمیرود و ما نباید آن را فدای گروه حاکم بر آمریکا کنیم. مثل رژیم آپارتاید آفریقای جنوبی که تا وقتی وجود داشت ما آن رژیم را قبول نداشتیم ولی با ملتشان مشکلی نداشتیم.
اگر هفتههای فرهنگی و جشنوارههای هنری و صنایع دستی و… برگزار شود سبب آشنایی فرهنگها میشود و خیلی خوب است.
*آیا موافقید که سبک زندگی غربی و انسان غربی ظاهرا به بنبستهای جدی رسیده است؟
این سوالها کلی است. انسان غربی کیست؟ ما خیلی افراد مسلمان و شیعه هم در آنجا داریم.
ببینید؛ خریدن مردم از یک جنس که دلیل بر نمایندگی آن کالا از ذهن و دل آن مردم نیست. شما فیلم سکس و خشن و اکشن همه جا بگذارید نگاه می کنند. اما این دلیل نمی شود که بگوییم این نوع فیلمها، نماینده ذهنیت و فرهنگ و زندگی آن مردم است.
الان فیلمهای سینمایی ایران را اگر فردی غربی که به ایران نیامده ببیند چه برداشتی پیدا میکند؟ بخشی واقعیت است اما نمایندگی کل جامعه را نمیکند. شما این فیلمها را که ببینید دلیل بر این نیست که عموم مردم اینطورند.
*من سینما را به عنوان مثال عرض کردم. بحثم این بود آیا این بنبست فکری و روشی در زندگی انسان امروز غربی را شما قبول دارید؟
من نمیخواهم کلی و کلیشهای صحبت کنم. به اعتقاد ما هر انسانی از خدا دور باشد به بنبست رسیده. همه انسانهای غربی که از خدا دور نیستند. شاید کسانی در خاورمیانه بیشتر به بنبست رسیده باشند تا انسان غربی. نمیتوانیم کلی بگوییم به نظرم برخی از جوامع دینی و برخی از جوامع غربی ممکن است به این بنبست رسیده باشند. ولی به صورت کلی نمیتوان گفت.
*ولی برخی سینمای غرب را آیینه جامعه غربی می دانند.
من سینمای غرب را آیینه نمیدانم، آن قدر هم بینشان بودهام که زود قضاوت نکنم.
آنجا هم فیلم سازها مختلفاند. برخی دنبال پول و اسم و رسم اند. من با برخی از غربیها که صحبت میکردم میگفتند؛ پدر ما را همین فیلمها درآوردهاند! همین فیلم ها، نماسازی و هنجارسازی میکنند. مثلا روابط نامشروع در فیلم بیشتر از مقداری است که در جامعه وجود دارد. ولی پخش میکنند تا عادی شود. سینما لزوما جامعه را نمایندگی نمیکند، بلکه جریانسازی میکنند. اگر صد فیلم تاثیرگذار بسازند 20 سال دیگر جامعه همان چیزی میشود که این فیلمها نشان میدهند ولی این غیر از نمایندگی از افکار عمومی جامعه است. اینطور نیست که بگوییم اینها مسئولیت دارند آن چه در جامعه است نشان دهند.
*راجع به سبک زندگی غربی نکته خاصی اگر هست بفرمایید.
نکته خاصی به ذهنم نمیرسد. غرب چیز جدیدی ندارد. اگر حاصل حرفهای من همین باشد خوب است که ما بپذیریم شناخت غرب، کار تخصصی و وسیعی است که بادیدن دو تا فیلم و مسافرت به یکی دو کشور به دست نمی آید اینگونه نمی شود غرب را شناخت. ما 50-40 سال است در ایرانیم، اما آیا ایران را می شناسیم؟ تازه ایران کشور خودمان است. اگر کسی بگوید، من در ایران بدنیا آمدم پس آسیا شناسم، جای تعجب دارد!
خیلی از افرادی که ادعای غربشناسی دارند حداکثر 20-10 سال در کشور غربی زندگی کردهاند و این برای شناخت غرب کافی نیست، هر چه با احتیاطتر و حساب شدهتر صحبت کنید، میشود چیزی فهمید و بهتر مسایل را درک کرد. هر که ادعای جهان شمولی و بزرگی میکند به نظرم باید به آن با نگاهتردید نگریست.
نکته دیگر این که در غرب بین جریان حاکم سیاسی و رسانهای و جریان فرهنگی و علمی و دینی باید تفکیک قائل شد. اینها دو جریاناند. ما با جریان دوم مشترکات زیادی داریم و باید با آنها ارتباط زیادی داشته باشیم.
سوم اینکه ما به لحاظ فلسفی، کلامی و عرفانی جریانات مشابه خودمان در بین مسلمانان و غیر مسلمانان در غرب زیاد داریم. شناسایی و معرفی اینها برای فضای داخلی کشور ما مثبت است.
یکی از انگیزههای من در اولین مقاله ای که در مجله معرفت، چاپ شد همین بود که ما متاسفانه میبینیم، خیلی از ترجمههای فارسی در جهت انتقال تجربیات مثبت به ما نیست، بعضی جنبه بازاری دارد یا جنبه نقد صرف دارد در صورتی ما میتوانیم این جریانات مثبت و ایجابی را هم منتقل کنیم. من این کتاب را به این نیت انجام دادم تا بگویم یکی از فیلسوفان معاصر غرب که یک سمبل است، مدرنیسم را نقد کرده است. این برای اندیشمندان هم جالب است. نباید فقط افکار یک گروه وارد فضای فکری جامعه شود. هم ناقدین باید منصف باشند هم مترجمین باید مجموعه جریانات را در نظر بگیریم، تا متوجه شویم انسان غربی هم مثل انسان شرقی است؛ ما دغدغههای مشترکی داریم. به اعتقاد ما انسان تا ابد ماهیت و نیاز مشترک دارد و راه هدایت و صلاحش نیز یکی است. بنابراین اگر چنین نگاهی داشته باشیم، بدون خط کشیهای غیر ضروری با چشم باز به مسایل نگاه میکنیم، نه با شیفتگی و نه با کینه.
*کدام یک از این دو، بعد از انقلاب در کشور ما پر رنگتر بود؟ وجه سلبی و منفی یا ایجابی و مثبت؟
من مسئولین را نمیدانم، ولی فکر میکنم از طرف برخی از جریانات خیلی دید منفی به غرب وجود داشته و در مقابل، برخی جریانات نیز شیفته غرب بوده اند.
* جایگاه حوزه را در این تعاملات چگونه میبینید؟
حوزههای علمیه شیعه به لحاظ فکری برای تعامل با دنیا نکات مثبت بسیاری دارند. تفکر استدلالی، عقلی، انفتاح و آزاداندیشی که لازمه روحیه شیعی است به حوزههای ما زمینه خوبی برای ارتباط با دنیا میدهد. تعصب بسیار شدیدی که در برخی جریانات اسلامی هست در تشیع وجود ندارد اما در عین حال باید پذیرفت متاسفانه حوزههای ما در مقام عمل در عرصه ارتباطات بینالملل فعال و موثر نبوده. قبل از انقلاب حوزه زمینه چندانی نداشت بعد از انقلاب این زمینه حاصل شده که خود حوزه ظرفیتی دارد و باید با استفاده از این ظرفیت وارد عرصه بینالملل شود.
هم معاونت بینالملل حوزه تاسیس شد و هم موسسه بینالملل مطالعات اسلامی که زیرمجموعه حوزه است. موسسه بینالملل مطالعات اسلامی، سال 88 تاسیس شد رشته اسلامشناسی را در مقطع سطح سه و چهار به زبان انگلیسی و عربی منتشر میکند. دوستان ما در کنفرانسها شرکت میکنند. ما باید به این سمت برویم که در دنیا با نهادها و موسساتی که دغدغه مشترکی با ما دارند روابط علمی و دینی قوی داشته باشیم.
*برنامهای هم در این زمینه دارید؟
بله ما در سه محور آموزش، پژوهش و ارتباطات، کارهایی انجام دادهایم و جمع خوبی از دوستان که مسلط به زبان انگلیسی و عربی و آشنا به اصطلاحات اسلامی هستند در کنفرانسهای مختلف شرکت میکنند، در حد توان از آنها حمایت میکنیم. مثلا در اتریش، روسیه ، ایتالیا، انگلستان و… در کنفرانسهای مختلف شرکت کردهاند. سفرهای تبلیغی هم بوده ولی امکانات محدود است و فضای دنیا هم مطبوع نیست، با لطف خدا کارهای خوبی انجام شده و امیدواریم حوزه هم برای رشد خود و هم برای انجام وظایف خود در قبال انسان معاصر در عرصه بینالملل فعال تر شود.
باید در دنیا حرف خود را به صورت منطقی و به روز مطرح کنیم. تا هر انسان طالب حقیقتی در دنیا بتواند حرف ما را بشنود. نباید برای رشد خود سطحی نگاه کنیم. باید نگاه بلند مدت داشته باشیم و با سازمانهای پژوهشی و علمی دنیا رابطه برقرار کنیم هر در مقام اثبات و ثبوت در عرف علمی رشتههای مربوطه شناخته شده باشند. آن وقت است که میتوان گفت، کاری انجام شده. ما فعلا بسیار نوپا هستیم ولی امیدواریم بتوانیم با همت و حمایت بیشتر مسئولین این راه را طی کنیم.
* چند شماره مجله منتشر شده؟
دو فصلنامه داریم که پنج شماره آن منتشر شده و تنها نشریه در زمینه اخلاق اسلامی به زبان انگلیسی است که در لندن به ثبت رسیده است.
ما اصلا روی کارهایمان تبلیغ نداریم، بروشور هم چاپ نکردیم؛ پرینت میگیریم! این کار خلوص و حساسیتهایی میخواهد لذا ما نه مصاحبه میکنیم و نه تبلیغ!
بعضی افراد متاسفانه ظرفیت ندارند. ندیده قضاوت میکنند. سال اولی که موسسه تشکیل شده بود، طلبهای آمد و گفت «من احساس وظیفه کردهام بیایم به شما تذکر دهم راجع به نحوه پذیرش»! بنده به ایشان گفتم «من خوشم میآید مطلب شما را بشنوم ولی احساس وظیفه را نمیفهمم یعنی چه؟! شما وقتی نمیدانی ما چه سیاست و وظایفی داریم مبنای احساس وظیفه ات چیست؟»
*آیا با سازمانهایی که در این زمینه کار میکنند موازیکاری میکنید؟
این طور نیست. هیچ جا کار ما را نمیکند. خود سازمان فرهنگ میگوید ما خوشحالیم شما نیرو تربیت میکنید.
امروز هیچ کار بینالمللی نیست که انجام بشود و ما در جریان نباشیم. ما 30-20 سال است کار بینالمللی میکنیم. اولین سفر خارجی من 26 سال پیش بود، با سازمان فرهنگ هم ارتباط داریم.
*مهمترین وظیفه و رسالت شما چیست؟
ما نهاد فرهنگی نیستیم. ما نهاد علمی هستیم. هدفمان تربیت استاد، مبلغ و محقق برای خارج از کشور است.
*شما از فضای فرهنگی کشور و نهادهایی که فعالیت میکنند اطلاع دارید؟
بله. بنده خودم جزو اتاق فکر بعضی از این نهادها هستم. عضو شورای سیاستگذاری برخی از اینها بوده ام و بیخبر نیستم. منتهی کاری که اینجا انجام میشود کاری حوزوی برای تربیت نیروی علمی است و دوستانی که در آن فضاها هستند خوشحالند که این کار انجام شده است. من خوشحال نیستم که نهاد دیگری نیست این فعالیت را انجام بدهد. ما خیلی نیاز داریم. برای حوزه به همین اندازه شاید کافی باشد، چون ظرفیت جذب حوزه، محدود است اما اگر کل کشور و جهان تشیع را در نظر بگیریم واقعا نیرو کم داریم.
* کتاب ترجمه در پی فضیلت، کتاب علمیِ دانشگاهی شما بوده؟
بله. ترجمه و نقد کردهام. در واقع پایاننامه کارشناسی ارشدم بوده است. در کنار آن، در مجله معرفت هم خلاصه اش که توسط من و دکتر شهریاری انجام شده بود چاپ شد. نصف اول کتاب را من و نصف دوم را ایشان ترجمه کردند.
برای مقطع بعد از دکتری هم در مسایل اخلاق مرگ و زندگی کار کردم. همان موضوع اخلاق زیستی. بعد هم برگشتم و عضو هیات علمی موسسه امام خمینی(ره) و مدیر گروه ادیان شدم. الان هم از موسسه مامور به حوزهام و مدیر موسسه بینالمللی مطالعات اسلامی هستم.
*جانمایه کتابتان را بطور خلاصه میفرمایید؟
تاریخ تفکر غرب، مراحل مختلفی را پشت سرگذاشته است. در دوران قرون وسطی که کلیسا حاکم بوده بعضی از رهبران کلیسا دچار خودکامگی شدند و در بر خورد با مردم و دانشمندان دیکتاتوری ورزیدند.
این سبب شد، عکسالعمل هایی علیه کلیسا و بعدها علیه تفکر دینی در غرب بوجود بیاید. سکولاریزم از اینجا شکل گرفت. در قرن 16-15 تحولات دیگری هم رخ داد. مثل انقلاب صنعتی و برخی تحولات سیاسی و نهایتا به اینجا رسیدند که باید مطالعه مجددی راجع به حقیقت و جایگاه انسان انجام دهند. بسیاری از مسلمات زیر سوال رفت و یک نوع شکاکیت پیاده شد البته پاسخهایی هم به آن داده شد. مثل پاسخهای دکارت که وی معتقد بود شک را مبنای معرفت قرار داده است. او با مبنای «شکروشی» و بر اساس «عقلگرایی»، این مدل را ارائه داد.
بعد از رنسانس به این نتیجه رسیدند که خیلی نمیشود سراغ یقین و اثبات عقلی رفت. اینجا بود که گرایش عاطفهگرایی و احساسگرایی در فلسفه اخلاق مطرح شد. اینها معتقد بودند، اخلاق، چیزی جز اظهار احساسات نیست. وقتی میگوییم چیزی خوب است، یعنی حقیقتی وجود ندارد که این جمله کاشف از آن باشد. این یکی از تفکرات مهم رایج در دوره روشنگری بود که با نسخههای مختلف تا قرن 20 ادامه یافت. در این دوران امکان یقین بخصوص «یقین از طریق استدلال» مورد خدشه قرار گرفت. اخلاق به احساسات و سلیقهها تنزل داده شد. «نسبتگرایی» تقویت شد و چون سلیقه، مبنای مشترکی ندارد تا بگوییم کدام غلط است و کدام درست؛ این فضا تبعات وخیمی را برای انسان و جهان غرب به دنبال داشت.
این کتاب، بستر تاریخیِ منجر به روشنگری را ارائه و نقد میکند و این که برای احیای بستر اخلاق در غرب، به چه چیزی نیاز است؛ که آخرش هم میگوید، ما باید منتظر یک قدیس باشیم!
حسن این کتاب آن است توسط یکی از فیلسوفان اخلاق معاصر «آسترمکن تاین» نوشته شده که اصالتا اسکاتلندی است و بعداً به آمریکا رفته و الان هم مقیم آمریکاست.
وی شخص تاثیرگذاری بوده و درباره ایشان کتاب و مقالات زیادی نوشته شده. نمیتوان کتابی مهم را یافت که آثار ایشان جزو منابع آن ذکر نشده باشد. وی اول مسیحی بوده بعد ملحد شده و بعد کاتولیک شده است. کتاب وی که با عنوان «پایان فضیلت» یا «در پی فضیلت» ترجمه شده، عصر روشنگری و تحولات رنسانس را نقد میکند که در آن دوره بسیاری از مسایل زیر سوال قرار گرفت. برای من جالب بود که اندیشمندی غربی، مدرنیسم را از حوزه اخلاق نقد کند. وی کتابهای دیگری هم نوشته که ترجمه شده است.











