• خانه
  • مقالات
  • گفتگو
  • دیدگاه
  • بازتاب
  • اخبار
    • اخبار ادیان و مذاهب
    • اخبار دین پژوهی
    • اخبار علمی فرهنگی
    • اخبار موسسه
  • تماس باما
  • درباره ما
  • خانه
  • مقالات
  • گفتگو
  • دیدگاه
  • بازتاب
  • اخبار
    • اخبار ادیان و مذاهب
    • اخبار دین پژوهی
    • اخبار علمی فرهنگی
    • اخبار موسسه
  • تماس باما
  • درباره ما
Home دیدگاه

نقش بانوان در نهضت حسينى – متن كامل

16 آبان, 1393
در دیدگاه
0

نقش بانوان در نهضت حسینی

سخنرانى حجه الاسلام والمسلمين دکتر مهدی مهریزی در دبيرخانه دين پژوهان كشور محرم ١٣٩٢

 

عنوان بحث، «نقش بانوان در حادثه عاشورا یا نهضت حسینی» است. من بحث را در سه بخش تنظیم کرده‌ام. در بخش اول که مقدمات بحث است، به تحلیل مسئله و جایگاه بحث خواهم پرداخت، بخش دوم گزارشی است اززنانی که در حادثه عاشورا نقش داشتند و بخش سوم هم تحلیل و جمع‌بندی است.

بخش نخست: جایگاه بحث

موضوع زن در دنیای امروز یکی از مسئله‌های جدی و اساسی است، یعنی وقتی می‌خواهند جوامع  را ارزیابی کنند و از نظر پیشرفت و تمدن بسنجند، یکی از شاخص‌های سنجش و ارزیابی، مسئله زن در آن کشورها است، قوانینی که تدوین شده، حضور اجتماعی، نقش در سازمانها و نهادهای مدنی، بحث حضور زنان در خانواده، و مانند آن مسائلی است که در موضوع زن به آنپرداخته می‌شود. در کشور ما هم با تاثیرپذیری از تحولات جهانی، موضوع زن از دوره مشروطه به این طرف، یعنی حدود صد واندی سال است که مورد توجه بوده است.

مسئله شدن زن در جهان برای مسلمان‌هاهم پنجره جدید و موضوع جدیدی را ایجاد کرده که مسلمان‌ها، چه سنی و چه شیعه، چه عرب و چه غیر عرب، به این بحث توجه بکنند وبه مسئله زن از منظر مطالعات دینی بپردازند.در کشور خودمان، موضوع زن تقریبا در تمام منابع دینی یا آن وقایعی که جنبه دینی و مذهبی دارد، مورد بررسی قرار گرفته است:زن در قرآن، زن در نهج البلاغه، زن در حادثه عاشورا، زن در حکومت مهدوی، زن در عصر حضور. اینها نشان می‌دهد که آنچه که مسئله جهانی شده است برای مسلمان‌ها هم مسئله شده، و لذا می‌خواهند این را از منظرهای مختلف دینی به بحث بگذارند و برای آن چالش‌ها یا پرسش‌ها یا مسائلی که در این حوزه وجود دارد، پاسخ پیدا کنند، لذا دنبال این هستند که ببینند قرآن و نهج‌البلاغه و فقه وتفسیر راجع به زن چه می‌گوید. در همه این عرصه‌ها کتاب و مقاله و نوشته و پایان‌نامهشکل گرفته است. این فراوانی نشان می‌دهد که بحث یک بحث جدی است و هر چه هم می‌گذرد پرسش‌ها در فضاهای علمی و جدّیِمسئله بیشتر می‌شود.

قاعدتا همانطور که اشاره کردم، یکی از آن عرصه‌هایی که مسئله زن بدان راه پیدا کرده،بحث عاشورا و نهضت امام حسین است، یعنی اینکه ببینند در حادثه عاشورا زنان چه نقشی داشتند؟ حضور داشتند یا نداشتند، و چه کاری را بر عهده گرفتند؟ آیا از این منظر ما می‌توانیم دین و شیعه و منابع شیعه را تحلیل کنیم، یعنی وقتی که مسئله زنان را در حادثه عاشورا بررسی می‌کنیم، به نتائج علمی و عملی و کاربردی امروز خودمان برسیم،سپس از آن منظر بفهمیم که زن‌ها می‌توانند حضور اجتماعی داشته باشند، زن می‌تواند در مبارزه نقش داشته باشد، و به جایگاه علمیبرسد.

2- بررسی موضوع در منابع

به گمان من مسئله زن را در حوزه دین از پنج طریق می‌توانیم به بحث بگذاریم. در فقه می‌خوانیم که منابع فقه چهار تا است، قرآن و سنت و اجماع و عقل؛ ولی آنچه که من ذکر می‌کنم یک تفاوت دارد و تفاوتش هم در واقع با توضیحاتی که ذکر می‌کنم روشن می‌شود. ما اگر بخواهیم بفهمیم دین چه رویکردی به زن دارد، زن را چگونه موجودی می‌داند، آیا انسان کامل و مستقلی مانند مرد، یا انسانی ناقص و وابسته به مرد، یا موجودی است کمتر از مرد،یا موجودی است که مثل مرد است، یا اگر بخواهیم نقش زن را در سیر و سلوک انسانی،و معنوی، در جایگاه اجتماعی، حضور در نهادها و سازمانها، حضور اقتصادی در بخش‌های مختلف، نقش و سهم زن را در خانواده بررسی و پاسخش را پیدا بکنیم، به گمان من از پنج طریق می‌توانیم این بحث را به شرح ذیل دنبال کنیم.

1. قرآن کریم:

منبع اول قرآن است، ببینیم آیات قرآن راجع به زن چه می‌گوید. ما در قرآن سیصد و پنجاه آیه داریم که مستقیم و غیر مستقیم به بیانمسئله زن پرداخته؛ یا بحث‌های اعتقادی، یا بحث‌های فقهی و یا تاریخ را گفته است. تحلیل اینها می‌تواند رویکرد قرآن به زن را نشان بدهد.

2. سنّت قولی معصومین :

دوم، سنت قولی پیشوایان است، کلماتی راکه از پیامبر، از امام علی و از سایر ائمه برایما نقل شده، تجزیه و تحلیل کنیم. مثل آن بخشی که مربوط به نهج البلاغه است. آثار متعددی هم در این زمینه تدوین شده است.

3. سنت عملی معصومین:

سومین منبع مهمِ سنت عملی یا سیره هست، یعنی ما غیر از اقوالی که برایمان نقل شده،باید بدانیم در زندگی عملی و سیرة عملیشان زن چه معنی داشته؟ چه تعاملی با زن داشته‌اند؟ به گمان من اگر این سیصد و پنجاه سال تاریخ حضور پیشوایان معصوم در شیعه جمع‌آوری بشود، خیلی از پرسش‌ها و ابهامات را حل می‌کند و حتی یک تراز و یک سنجه است برای برخی از سنت‌های قولی و اقوالی که به ما رسیده؛ چون انسان در تعامل و در سیره عملی، چیزی علاوه بر بعضی از این اقوال و احادیث قولی می‌بیند. نمونه‌اش همین حادثه عاشورا است.

ما در بحث‌های تلفیقی می‌گوییم سنت اعم از قول و فعل معصوم است، اما به لحاظ اینکه معنی خاص و تاثیر خاصی می‌تواند داشته باشد، به گمان من قابل تفکیک است، به عنوان سنت عملی یا سیره پیشوایان دینی؛ این هم یک منبع است.

4. تحلیل شخصیت‌ها:

منبع چهارمی که می‌تواند در حوزه مطالعات زن‌پژوهی مفید باشد و مورد استفاده قرار بگیرد؛ تحلیل شخصیت‌هایی است که در شیعه مورد تکریم و احترامند، همانند حضرت خدیجه3 و حضرت فاطمه که سنبل و در راس است، حضرت زینب است، و از جملةامامزاده‌ها فاطمه معصومه، مادر امام زمان، عمه امام زمان، و از این قبیل شخصیت‌های بزرگوار زن داریم. خوب وقتییک مکتبی این جور زن‌ها را دارد و به آنان معصوم می‌گوید و این جایگاه را دارند، می‌تواند راجع به زن آن حرف‌هایی را بگوید کهگاه گوشه و کنار شنیده می‌شود و یا در برخی از استنباط‌های فقهی هست؟

اینها یک منبع است، یعنی نمی‌توانیم اینها را جدا کنیم، یک دین است، یک مجموعة به هم پیوسته است. مصداق برای دینی است که فقیهش به زیارت خانمی می‌رود که به نام خانم فاطمة معصومه. عصمت به معنی عصمت چهارده معصوم هم ندارد. تحلیل این شخصیتی که مرجع تقلیدش به زیارت او می‌رود، حوزه علمیه‌اش در کنار آن است، باید در نشان دادن جایگاه، موقعیت، مکانت زن مورد تحلیل و مورد استفاده قرار بگیرد.

لذا تحلیل شخصیت‌های برجسته زن در تفکر شیعه و در مکتب شیعه یکی از منابع برای پاسخگویی به مسئله زنان است.

5. نمادها:

پنجمین منبع، نمادها است، هر دین و آیینیو فرهنگی، یک سری نماد برای خودش دارد. ما در اسلام هم نمادهایی داریم، مهم‌ترین نمادش به نظر من حج است. مسائل حج را از زاویه جنسیتی و زنان مورد مطالعه قرار دادن می‌تواند خیلی معنی‌دار باشد. شما ببینید در مسجد الحرام، تقدّم و تاخُّر بین زن و مرد در نماز را هیچ یک از مذاهب فقهی معتبر نمی‌دانند، و هیچ کس نمی‌گوید وقتی نماز تشکیل می‌شود، اگر زن جلو مرد پشت سرباشد، نمازش باطل است، خب این قابل مطالعه است.

شما چطور می‌گویید هر مسلمانی اگر یک ساعت در مسجد الحرام باشد  می‌تواند نمازش را تمام بخواند؛ چرا از حکم فقهی چیزهای دیگر را استفاده نکنیم؟ قابل مطالعه است: شما ببینید در بحث طواف، حجراسماعیل جزء بیت است، حجر اسماعیل نشان یک زن است و دامن زن جزء خانه است، لذا اگر کسی از آن راه، راهی برود که وسط حجراسماعیل است، طوافش قبول نیست، آیا این به عنوان یک نماد و سنبل نمی‌تواند مورد مطالعه و تحلیل باشد؟

در حال احرام زن ها باید صورتشان باز باشد، حتی آنهایی که می‌گویند واجب است در حالت عادی صورت را بپوشانند، آیا اینموضوع نمی‌تواند قابل مطالعه باشد؟ به گمان من می‌شود از این زاویه مسئله جنسیت را در حج تحلیل کرد. چطور می‌گوییم حج مظهر مبارزه با تبعیض فقر و غنی است، همه فقیر و غنی به یک شکل درمی‌آیند، مظهر مبارزه با تبعیض نژادی است، سیاه و سفید به یک شکل است، آیا نمی‌شود گفت مظهر مبارزه با تبعیض جنسیتی هم هست؟ نمی‌شود گفت این موارد، از جمله قوانین جامعه آرمانی است که اسلام ترسیم کرده و می‌خواهد به آن سمت برود؟ اینها قابل سوال است، نظر قطعی نمی‌گویم، ولی مورد و جای مطالعه دارد این هم یک منبع است.

پس یکی از منابع مطالعه در حوزه زنان،نمادهای اسلامی است که به ویژه در بحث مکه و حج و مسائل پیرامون آن قابل مطالعه است.حالا اگر ما کربلا را هم یک نماد بگیریم،می‌توان از منظر تاریخ و سیره آن را مورد تحلیل و ارزیابی قرار داد. به هر حال بحث زنان را از این زوایا و از روی این منابع می‌توانیم مورد مطالعه و بررسی قرار بدهیم، ما فعلا بحثمان یکی از این محورهاست، بحث حادثه عاشورا، یا به عنوان یک نماد یا به عنوان یک سیره؛ که این بحث به سیره بیشتر نزدیکتر است، چرا که اتفاقی در تاریخ مسلمان‌ها و در تاریخ بشریت افتاده که محور این اتفاق شخص معصوم است و به نگاه شیعه، فعل او، تقریر او، سکوت او، منبع دین‌شناسی است.

بنابراین هر کاری که انجام داده و هر کاری که در محضر او انجام شده و او تصدیق کرده، سکوت کرده، یا تایید کرده، به عنوان یک امر دینی قابل مطالعه و بازشناسی است، حالا ما مسئله زنان را می‌خواهیم از این زاویه و از این منظر مورد بحث قرار بدهیم، اینها مقدمات بحث من بود.

بخش دوم: زنان در حادثة عاشورا

بحث حادثه عاشورا و زنان، از مسائل دورةجدید است، شما در کتاب‌هایی که پیش از این صد سال، حتی پیش از این پنجاه سال، راجع به عاشورا نوشته شده ، یک بخش، یک فصل یایک زیرمجموعه را با عنوان مسئله زن پیدا نمی‌کنید. مسائلی را که در تاریخ بوده گزارش کرده‌اند، اما به عنوان یک مسئله خاص در این دوره جدید است، آن مقداری که من جستجو کردم شاید نخستین کسی که این موضوع را به عنوان یک مسئله مطرح کرده شهید مطهری است. ایشان می‌فرماید که عاشورا دو بخش دارد، یک بخشش را مردان متکفل بودند و یک بخشش را زنان. لذا عاشورا یک حادثه مذنث است، این مذکر و مونث را ایشان ترکیب کرده و «مذنث» درست کرده، یک نقش را مردها تا ظهر عاشورا عهده‌دار بودند، و از ظهر عاشورا به بعد این نقش بر عهده زنان است. از مباحث شهید مطهری به بعد دیگر می‌بینیم مسئله می‌شود، چه آنهایی که تحلیل انقلابی از عاشورا دارند، چه آنهایی که تحلیل سنتی دارند.

امام موسی صدر نیز در آن کتابی که از ایشان به نام «سفر شهادت» منتشر شده ، بحث زنان خیلی جدی‌تر است، در جای جای صحبت‌های ایشان، سخنرانی‌هایشان، آن مقداری که منتشر شده است مسئله زن را و نقش زنان را و بویژه حضرت زینب را بسیار پررنگ و بسیار قوی مطرح می‌کنند.

نگاه مرحوم آیت الله سید رضا صدر در کتاب«پیشوای شهیدان» نگاه سنتی به حادثه عاشورا است، اصلا نگاه انقلابی و حماسی نیست، بارها و بارها در این کتاب ایشان تاکید می‌کند که امام حسین انقلابی نیست، راهش با انقلابیون جداست، چون تلقینویسنده در این نوشته از «انقلابی»، کمونیست‌ها بودند، انقلابیون آمریکای لاتین بودند، در جاهای دیگر بودند، لذا ایشان بارها و بارها تاکید می‌کند که راه امام حسین از راه انقلابیون جداست، اسم کتاب هم «پیشوای شهیدان» است، نه حماسه است، نه نهضت است، نه آزادی. تعبیرهای مدرن و امروزی آنجا نیست، ولی برای ایشان هم باز بحث زنانمسئله بوده و آن را در همان کتاب و با همان نگاه سنتی آوردند و مطرح کردند که زنانبخصوص حضرت زینب این کارها را کردندو این نقش را آفریدند. این کتاب در سال هزار و سیصد و پنجاه و پنج منتشر شده و موضوع زن معلوم می‌شود دغدغه بوده. پس مسئله شدن زن هم در آثار کسانی که نگاه سنتی داشتند، هم آنهایی که نگاه در واقع حماسی و انقلابی داشتند مطرح شده است.

موضوع زن در پژوهش‌های سال‌های اخیر

تقریبا طبق آن جستجویی که من کردم،موضوع از سال هزار و سیصد و هفتاد به این‌طرف در مقالات و کتاب‌ها به صورت مستقل آمده، و شاید اولین مقاله‌هایش را در مجله پیام زن منتشر شده، چندین مقاله تحت عنوان زن در حادثه عاشورا و مانند آن.

حدود بیست تا نوشته مستقل از سال هزار و سیصد و هفتاد به اینطرف در همین موضوع نوشته شده، گرچه برخی از نوشتة اقتباس و تحلیل‌هایی سست است، ولی مجموعا مسئله شده و به آن پرداخته‌اند، این تاریخچه بحث زن در حادثه عاشورا در کشور ما است، طرح با شهید مطهری است و بعد در نوشته دیگرحوزویان می‌آید حالا به آثار دکتر علیشریعتی هم باید اشاره بکنیم که ایشان هم در آن نگاه خودش بحث حضرت فاطمه و حضرت زینب و دیگر زنان را مطرح می‌کند.ایشان هم در واقع از کسانی بودند که از این فضا و از این مسئله خیلی استفاده کردند.

امّا چه تعداد زن در حادثه عاشورا بودند و چه کار کردند؟ آماری که اجمالا من به دست آوردم از حدود چهل زن یاد می‌شود که نامعده‌ای آنان متداخل است، چون در نقلهای تاریخی اسم‌ها گاهی وقتها جا به جا می‌شود، مثلا اسم مادر با دختر عوض شده، از بعضی‌یاد شده که گفته می‌شود اصلا در حادثه عاشورا نبودند، یا اصلا وجود خارجی ندارند، از این قبیل مطالب داریم، یعنی تعداد چهل،بعد از تحلیل و بررسی، شاید نزدیک به نیم بشود. اینها یک بخششان زنان هاشمی وبستگان ابی‌عبد‌الله هستند، که آن حلقه اوّل‌ند و بخشی هم زنان غیر هاشمی‌اند، زنان هاشمی هم یا اقربا هستند یا غیر اقربا.

وظایف زنان در نهضت امام حسین

1. تشویق مردان

کارهای این زنان را می‌توان در هفت بخش و هفت مدل کار دسته‌بندی کرد. اولین کاری که به نظر می‌رسد می‌شود از آن یاد کرد و نام برد،تشویق به همراهی با امام حسین است، که از همسر زهیر یاد می‌شود. در تاریخ این‌جور آمده است که زهیر با امام حسین در یکی از منزل‌ها همراه شدند و خودش کناره‌گیری می‌کرد، نمی‌خواست خودش را نشان بدهد و یک جوری می‌خواست امام حسین ایشان را نبیند. امّا همسر او را تشویق و وادار کرد و رفت و جزء اصحاب امام حسین شد.

2. گزارشگری واقعه عاشورا

دومین کار زنان در حادثه عاشورا این بود کهبخشی از وقایع عاشورا را زنان گزارش کردند، من به دو نمونه اشاره می‌کنم که راوی هر دوآن‌ها فاطمه بنت الحسین است، دو تا گزارش بسیار زیبا ایشان دارند از جریان حادثه عاشورا، یکی روایت غارت خیمه‌هاستکه خود ایشان نقل می‌کنند که در امالی صدوقآمده است:

عَنْ عَبْدِ اللَّـهِ بْنِ الْحَسَنِ‏ للمثنی عَنْ أُمِّهِ فَاطِمَةَ بِنْتِ الْحُسَيْنِ قَالَ: دَخَلَتِ الْعَامَّة عَلَيْنَا الْفُسْطَاطَ وَ أَنَا جَارِيَةٌ صَغِيرَةٌ وَ فِي رِجْلَيَّ خَلْخَالانِ مِنْ ذَهَبٍ فَجَعَلَ رَجُلٌ يَفُضُّ الْخَلْخَالَيْنِ مِنْ رِجْلَيَّ وَ هُوَ يَبْكِي فَقُلْتُ مَا يُبْكِيكَ يَا عَدُوَّ اللَّـهِ فَقَالَ كَيْفَ لَا أَبْكِي وَ أَنَا أَسْلُبُ ابْنَةَ رَسُولِ اللَّـهِ فَقُلْتُ لَا تَسْلُبْنِي قَالَ أَخَافُ أَنْ يَجِي‏ءَ غَيْرِي فَيَأْخُذَه.

کسانی که دنبال غنیمت بودند وارد خیمه‌ها شدند و من دختر کم سن و سالی بودم. مردیشروع کرد به گرفتن طلاها، ولی گریه می‌کرد،گفتم چرا گریه می‌کنی؟ گفت: می‌فهمم دارم چه کار می‌کنم، دارم از پای دختر پیامبر خلخال درمی‌آورم، گفتم خوب رها کن! گفت: اگر من در نیاورم، کس دیگری در می‌آورد!

دومین گزارشی که ایشان دارند، گزارش مشاجرة حضرت زینب با یزید در مجلس یزیداست ،

قَالَتْ فَاطِمَةُ بِنْتُ الْحُسَيْنِ فَلَمَّا جَلَسْنَا بَيْنَ يَدَيِ يَزِيدَ رَقَّ لَنَا فَقَامَ إِلَيْهِ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ الشَّامِ أَحْمَرُ فَقَالَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ هَبْ لِي هَذِهِ الْجَارِيَةَ يَعْنِينِي وَ كُنْتُ جَارِيَةً وَضِيئَةً فَأُرْعِدْتُ وَ ظَنَنْتُ أَنَّ ذَلِكَ جَائِزٌ لَهُمْ فَأَخَذْتُ بِثِيَابِ عَمَّتِي زَيْنَبَ وَ كَانَتْ تَعْلَمُ أَنَّ ذَلِكَ لَا يَكُونُ. فَقَالَتْ‏ عَمَّتِي‏ لِلشَّامِيِّ كَذَبْتَ وَ اللَّـهِ وَ لَؤُمْتَ وَ اللَّـهِ مَا ذَلِكَ لَكَ وَ لَا لَهُ.

آن قصه‌ای که کسی در مجلس یزید بلند شد و چون اعلام کرده بودند که اینها اسرایی هستند که آمدند و یزید پیروز شده است، گفت که این دختر را به من ببخش، که حضرت زینبپاسخی دندان‌شکن به او می‌دهد.

3. فعالیت‌های نظامی و رزمی

سومین نوع کارهای زنان در حادثه عاشورا،فعالیت‌های نظامی و رزمی است. از برخی از زنان نقل شده که یا سر فرزند شهیدشان را به طرف دشمن پرتاب کردند، یا نیزه برداشتند و می‌خواستند حمله کنند و امام مانع شدند، و ازاین قبیل موارد، که درباره ام وهب و مادر عمر بن جناد انصاری نقل شده است.

4. اعتراض به دشمنان امام حسین :

بخش چهارم از کارها، اعتراض‌هایی است که به بانیان و دست اندرکاران و سازندگان حادثه عاشورا صورت می‌گیرد. این بخش خیلی جدی است. یکی از بخش‌هایی کهبسیار نقل شده، این است که زنان بسیاری به مردان و به شوهرانشان، اعتراض کردند که آخر این چه کاری است که انجام می‌دهید یا انجام دادید؟ مثلا از این افراد، نوار، همسر کعب بن جابر، ایوف، همسر خولی، همسر مالک بن نسیر، زنی از قبیله بکر بن وائل نقل شده، حتی از مرجانه مادر عبیدالله نقل شده، یعنی حتی مرجانه مادر عبیدالله هم به پسرش اعتراض می‌کند که این چه کاری بود که کردی؟! حالا این جمله‌اش را ذکر بکنم.

«قالت مرجانة لابنها عبيد الله: يا خبيث، قتلت ابن رسول الله، لا ترى الجنة أبدا»، این اعتراض را ابن سعد نقل کرده است. منابعیهم که من سعی کردم از آنها نقل بکنم، منابع تقریبا دست اول است، نمی‌گویم حتماً درست است، ولی منابع، منابع دست اول است، یعنی کتاب‌هایی است که در قرن‌های سوم و چهارمنوشته شده یا مصادق اولیه شیعه مثل کتب شیخ صدوق و کافی و این‌جور کتاب‌هاست. به هر حال معلوم می‌شود که پذیرش حادثه عاشورا برای زنها و مورد اعتراض قرار گرفتن مردانی که مرتکب این کار شدند از سوی زنان،قابل بحث جدی است.

5. عزاداری:

از فعالیت‌های نوع بعدی زنان، یعنی نوع پنجم، نوحه‌سرایی، همدردی و عزاداری است. از زن‌هایی نام برده شده که به شکلی با عاشورا مرتبط بودند و برای شهدا نوحه‌سرایی کرده‌اند. این زنان که عمدتا از بستگان شهدا بوده‌اند، مثل ام البنین مادر ابوالفضل، و رباب همسر ابی عبدالله. اشعاری به اینها منصوب است. لهوف هم این اشعار را نقل کرده و دیده‌اید. یکی از تکه‌های اشعار ام البنین چنین است:

 

لاتدعونی ویک ام البنین

 

تــذکرینی بلـیوث العـرین

کانت بنون لی اُدعی بهم

 

والیـوم اصبحت ولامن بنین

یعنی دیگر به من امّ‌البنین نگویید، من را به یاد شیران بیشه میندازید. روزی فرزندانی داشتم و بدان جهت به من ام البنین می‌گفتند،ولی امروز دیگر پسران و فرزندانی ندارم که به من ام‌البنین بگویند.

همینطور تعبیرهایی که از رباب نقل شد:

 

وا حُسینَا فَلا نسیتُ حسینا

 

اقــصَدَتْهُ اُسِــنَةُ الاعــداء

غادَروُهُ بِکربلاء صریعا

 

لا سقی اللّه ُ جانبی کربلاء

که بدن حسین را شمشیر دشمنان چه کرد و او را در کربلا چگونه در واقع بر زمین زدند با نیرنگ و تعبیرهایی از این قبیل.

همچنین در خانواده یزید، از سه نفر نام برده شده که اینها اظهار همدردی کردند، عاتکه، ام کلثوم و یکی هم هند همسر یزید. ازاینها تعبیرهایی در مصیبت ابی‌عبدالله نقل شده که من آن را ذکر نمی‌کنم.

6. وصی بودن

نقش ششمی که یاد شده، به نظر من، وصی بودن است، که چون جالب است و در منابع اصلی ما آمده است، آن را ذکر می‌کنم. راجع به فاطمه بنت الحسین نقل شده است که ابی عبدالله بخشی از آن یادگار و میراث‌های خودشان را به ایشان دادند. قاعدتاً این کار چند وجه برای تحلیل دارد، یکی اینکه یک زن را انتخاب کردند، تا امانت‌ها در امان بماند، چونممکن است مردها مورد هجوم قرار بگیرند.درباره فاطمه بنت الحسین در کافی و دربصائر‌الدرجات، دو روایت آمده است که ظاهرا یک روایت بوده و نقل به معنا شده. ابو الجارود می‌گوید: «أَبِي جَعْفَرٍ قَالَ: إِنَّ الْحُسَيْنَ بْنَ عَلِيٍّ لَمَّا حَضَرَهُ الَّذِي حَضَرَهُ دَعَا ابْنَتَهُ الْكُبْرَى فَاطِمَةَ بِنْتَ الْحُسَيْنِ فَدَفَعَ‏ إِلَيْهَا كِتَاباً مَلْفُوفاً وَ وَصِيَّةً ظَاهِرَة ً وَ كَانَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ مَبْطُوناً مَعَهُمْ لَا يَرَوْنَ إِلَّا لِمَا بِهِ فَدَفَعَتْ فَاطِمَةُ الْكِتَابَ إِلَى عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْن».

وقتی آن لحظات آخر دخترش فاطمه بنت الحسین را فراخواند، کتابی و نوشته‌ای را به او داد و وصایایی کرد. این کتاب را ظاهراً فاطمه بعداً در اختیار امام سجاد قرار داد. ظاهرا آن کتاب، کتاب العلی است که در بحث ادبیات شیعه جایگاه جدی دارد. کتابی نوشته بودم تحت عنوان کتاب العلی که چاپ شده و حدود سیصد و پنجاه حدیث در این کتاب است. در موارد مختلف ائمه می‌گویند: رایت فی کتاب علی، یا وجدت فی کتاب علی، یا مِنْ کتابِ علی. یک بخش‌ تفسیر است، یک بخش اعتقادات است، بخش زیادی هم فقه است.

7. ایراد خطابه و روشنگری

هفتمین کاری که زنان در حادثه عاشورا داشتند، خطابه‌هایی است که به خصوص از حضرت زینب و فاطمه بنت الحسین در منابع مختلف یاد شده و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته و شرح‌هایی بر این خطبه‌ها نوشته شده است.

بخش سوم: تحلیل بحث

بخش سوم و آخرین بخش، بحث تحلیل است. از این گزارش‌های تاریخی، چه استفاده‌ای می‌توانیم بکنیم؟ چه استنباط‌های دین‌شناسانه، فقیهانه، کلامی، و مانند آنمی‌توانیم داشته باشیم؟

وقتی ما می‌خواهیم یک موضوع تاریخی رابحث کنیم، باید تحلیلمان با سه شرط همراه باشد تا تحلیل، تحلیل قابل قبولی باشد. اولین شرطش این است که آن منابع و مواد تاریخی همراهی بکند، یعنی ما منابع قابل قبول تاریخی داشته باشیم و براساس آن تحلیل کنیم وگرنه تحلیلمان یک امر فرضی می‌شود.مثلا اگر به یک مصدر درجه دهمی اشاره بکنیم و براساس آن یک موضوعی را تحلیل و بابی را باز کنیم، یک کسی می‌آید یک مناقشه می‌کندو کلّ آن مصدر از هم می‌پاشد، در نتیجه تحلیل ما هم وا می‌رود. ما باید قبل از اینکه وارد تحلیل بشویم، منابع و مواد تاریخی‌مان از منابع معتبر و قابل قبول باشد و نقد و بررسی‌های لازم را در آن انجام داده باشیم.این شرط اول تحلیل است که بخواهد قابل قبول واقع بشود.

شرط دوم این است که آن تحلیل با اهداف و اصول کلی دین ناسازگار نباشد. اگر مطلبیاستنباط کردیم که با اهداف کلیِ مسلّم و اصول کلیّ دین ناسازگار بود، معلوم می‌شود یک جای این تحلیل اشکال و ایراد دارد.

سومین شرطی که تحلیل را تحلیل قابل قبول می‌کند، فراگیری تحلیل است، یعنی بتواند موارد مختلف مشابه را پوشش بدهد، در غیر این صورت معلوم می‌شود تحلیل ناقص است.من یک مثال بزنم، شما صبح از خانه بیرونمی‌آیید. می‌بینید که زمین و خودروها و دیوارهاخیس است. از برگ درختان آب می‌چکد. سوال می‌کنید که چرا اینطوری شده؟ کسی می‌گوید که شهرداری صبح  آب‌پاشی کرده. این سخنفراگیر نیست، زیرا شهرداری روی دیوارها آب نمی‌پاشد، نهایت کاری که انجام بدهد،آسفالت و درخت‌ها را شست و شو می‌دهد.پس این تحلیل ناقص است.

می‌گوید صبح همة مردم جلو خانه‌هایشان را شسته‌اند. این هم ناقص است چون همه که دیشب نبودند، بعضی مسافرتند، بعضی سحرخیز نیستند، بعد هم هر کسی جلوی خانه خودش را می‌شوید، در حالی که در خانة همه خیس است. پس این هم ناقص است. اما اگر بگوییم ساعت 3 تا 4 نیمه شب باران خیلی آرامی آمده که سر و صدا نداشته تا کسی بیدار بشود، همه این سخن را می‌پسندند، زیرا تمام موارد، یعنی زمین و دیوار و خودرو‌ها و درختان را پوشش می‌دهد.

پس سومین شرطی که تحلیل را قابل قبول می‌کند، فراگیری است، به گونه‌ای که بتواند همة عرصه‌های مرتبط را پوشش بدهد. حالا با این مقدمه عرض می‌کنم، ما در مواجه با این مطالب تاریخی که در باب «حضور زنان در حادثه عاشورا داشتیم» چه تحلیلی می‌توانیم ارائه بدهیم؟ چه نکاتی را می‌توانیم ذکر بکنیم؟ من چند تا نکته را در حد حدس و گمانمی‌گوییم.

تحلیل

1. دور بودن زنان از جنایت و ظلم

نکته‌ای که خیلی جالب است، این که ما در حادثه عاشورا زنی که نمی‌بینیم، یعنی بسیاری از این نام‌هایی که گفتم، برای آن‌طرف و برای جبهه ظلم و ستم و جبهه ظلمت است. آن‌ها که در جبهه نور بودند کارهای خوبی کردند، آنهایی هم که در جبهه بد بودند اینجا همراهی کردند. آنهایی که کار بد را انجام دادند، مردها بودند، آنها هم که تا آخر مقابله کردند باز مردها بودند. آیا خود این می‌تواند در واقع به ما نکته‌ای را الهام بکند یا نه؟! یعنی ما حادثه عاشورا را که دو جبهه می‌کنیم، جبهه نور و جبهه ظلمت، جبهه حسینی و جبهه یزیدی. در جبهه یزیدی نام زنی که به شکلی نقش داشته باشد در این نام‌هایی که ذکر شده ندیدم! آیا می‌شود از این مطلب چیزی را استنباط کرد یا نه؟

من دو تا تمثیل هم برای این مطلب بیاورم: ذهبی از عالمان و محدثان اهل سنت است، چند کتاب در باب رجال و تاریخ دارد، یک جمله در کتاب میزان‌الاعتدال خودش دارد، می‌گوید: در رجال، نام زنی که بگویم مشکل دارد یا جعل شده باشد ندیدم، و زنی که به کذب یا فسق یا جعل متهم شده باشد ندیدم.

بر همین اساس من در کتاب‌های حدیثی و در کتاب رجال شیعه نگاه کردم، هیچ جا زنی تکذیب و تضعیف نشده بود، حالا ممکن است سکوت کرده باشند، اما تضعیف نشده، ایننکته را می‌شود کنار آن نکته گذاشت.

جمله سوم هم این است که شوکانی در نیل الاوتار خودش نقل می‌کند، می‌گوید «مٰا ارْتَدَتُ امراةٌ بعد ایمانِ قد» بعد از پیغمبر یک عده مرتد شدند، امّا زن مرتد نداشتیم، حالا اینها را کنار هم بگذاریم: ما در حادثه عاشورا در جبهه ظلمت نام زنی نمی‌بینیم، در کتاب‌هایِ رجال شیعه و سنی زنی که تضعیف و تکذیب شده باشد نمی‌بینیم، شوکانی نیز آن‌گونه می‌گوید.آیا می‌شود در واقع از اینها یک نکته و مطلبیرا استنباط و مطرح کرد یا نه؟ آیا می‌توان گفت که زنها در سیر و سلوک معنوی و در کسب در کمالات زودتر از مردان وارد سیر و سلوک می‌شوند؟ ببینید من باز یک قضیه ذکر بکنم: ما در بحث‌های شیعه یک مطلب تاریخی داریم که امیرالمومنین به هنگام ازدواج بیست و یک ساله بود و حضرت زهرا نُه ساله.

2. سرعت زنان در رسیدن به رشد عقل

روایت‌های متعددی داریم که اگر علی نبود برای فاطمه کفوی نبود و اگر فاطمه نبود برای علی کفوی نبود، این هم دو.

آیا می‌شود در این ذوقیات (من اسمش را می‌گذارم ذوقیات) که زن می‌تواند در نه سال آن مراحلی را طی کند که مرد مثلا در بیست و یک سال یا کمتر طی کرده؟ اینها مواد تاریخی دارد، یعنی موادّش حدسی نیست، چیزهایی است که ذکر شده، بخشی از میراث ماست، اما اینها را کنار هم بگذاریم، آیا می‌شود به استنتاجاتی رسید یا نه؟ این یک نکته است که در این جمع‌بندی و ارزیابی به نظر من قابل مطالعه است.

3. حضور اجتماعی و سیاسی زنان

دومین مطلبی که در این حادثه می‌شود ذکر کرد این است که به هر حال ابی عبد الله از ابتدا که به قصد کربلا از مدینه بیرون آمدند،به مکه رفتند و بعد به سمت کوفه و بعد به کربلا، یک عده از زنها را با خودشان بردند.سفر در آن زمان‌ها آسان نبود، پیاده شدن، سوار شدن، و بعد پیش‌بینی با علم امام، آن حوادث بعدی را در پی داشت. به هرحال می‌شود در باب حضور اجتماعی و حضور سیاسی زنان نیز حادثه عاشورا را نگاه کرد:زنانی می‌آیند، در مجالس مردها و در جاهای مختلف سخنرانی می‌کنند. در هر صورتنمی‌توانیم از این زاویه به این حادثه نگاه نکنیم.

در خطبه‌های حضرت زینب به ویژه آموزه‌های بلندی است، در موارد متعددی استنادهای قرآنی خیلی بلندی پیدا می‌شود، در تحلیل‌ها، پیش‌بینی تاریخ، جامعه‌شناسی تاریخ، آینده تاریخ، اینها این آموزه‌های بلند قابل ذکر است. من فقط یک جمله‌ خطبة حضرت زینب را می‌گویم و آخرین حرفم هم این باشد: «اَمِن الْعَدلِ یَابن الطُلَّقاء»، عدالت را قبل از دوره معاصر می‌گفتند «داده‌ها را درست تقسیم کردن»، امروز باب جدیدی برای عدالت باب شده: «فرصت‌‌های برابر ایجاد کردن»، و حضرت زینب به این معنا اشاره می‌کند، این فرصت را چرا برای زنان خودت ایجاد کردی که بتوانند مستوره و محجبه باشند و دختران پیامبر از آن محروم باشند؟ «اَمِن الْعَدلِ یَابن الطُلَّقاء»، آیا عادلانه است ایپسر آزاد شده که زنان تو مستور باشند و بتوانند حریم نگه دارند و ما از آن برخوردار نباشیم؟ سِرّ نی در نینوا می‌ماند اگر زینبنبود، کربلا در کربلا می‌ماند اگر زینب نبود.

برچسب ها: روانشانسی

مرتبط نوشته ها

نامه ای سرگشاده به دختران بی حجاب وطنم
دیدگاه

نامه ای سرگشاده به دختران بی حجاب وطنم

26 مهر, 1404
جهانى شدن و چگونگىِ سير از كثرت به وحدت
دیدگاه

جهانى شدن و چگونگىِ سير از كثرت به وحدت

5 مهر, 1404
نقش رویکرد سیاسی امام خمینی در ارتقاء شیوه اجتهاد حوزوی
دیدگاه

نقش رویکرد سیاسی امام خمینی در ارتقاء شیوه اجتهاد حوزوی

31 شهریور, 1404
عفاف و حجاب؛ تمایز مفهومی و چالش‌های حکمرانی فرهنگی
دیدگاه

عفاف و حجاب؛ تمایز مفهومی و چالش‌های حکمرانی فرهنگی

30 شهریور, 1404
فقدان سیره متشرّعه و نقش آن در استنباط
دیدگاه

فقدان سیره متشرّعه و نقش آن در استنباط

23 شهریور, 1404
هزار و پانصد سال تابش نور نبوی
دیدگاه

هزار و پانصد سال تابش نور نبوی

23 شهریور, 1404
نوشته‌ی بعدی

Day of Ashura Marked at Imam Ridha Holy Shrine, Iran

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مطالب

تعامل دین و توسعه، امکان یا امتناع

تعامل دین و توسعه، امکان یا امتناع

26 آبان, 1404
نامه ای سرگشاده به دختران بی حجاب وطنم

نامه ای سرگشاده به دختران بی حجاب وطنم

26 مهر, 1404
نكته هايى درباره جهانى شدن

نكته هايى درباره جهانى شدن

12 مهر, 1404
دين و فرهنگ بر پايه متون باستانى ايرانى

دين و فرهنگ بر پايه متون باستانى ايرانى

10 مهر, 1404
بارگذاری بیشتر
دبيرخانه دين‌پژوهان كشور با هدف تعميق، توسعه و ترويج پژوهش‌هاي ديني، بهينه‌كردن اطلاع رسانى، پشتيبانى از مراكز دين‌پژوهى و پژوهشگران ديني، فعاليت می کند. اين دبيرخانه از نظر تشكيلات و سازماندهي در ابتدا تحت پوشش و حمايت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و سپس پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات قرار گرفت و در ادامه کار با پيشنهاد دبير شورای برنامه‌ريزی دين‌پژوهان و موافقت مسئولان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، به عنوان مؤسسه‌ای غيردولتی و غيرانتفاعی به ثبت رسيد.
 
دفتر مركزى در قم
نشاني: قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی ، دبيرخانه دين‌پژوهان
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵
آدرس سایت:
www.dinpajoohan.com

پست الکترونيک:
info@dinpajoohan.com

 

نقل مطلب با ذکر منبع آزاد است.

کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به دبیرخانه دین پژوهان کشور می باشد.