حجتالاسلام محمد حکیمی در گفتوگو با نشریه « فرهنگ امروز » دربارۀ توسعۀ مصادیق و ابواب فقه، عقلانیت در روایات و تقلیل فقه به اخلاق سخن گفته است. او که با دو برادر دیگرش محمدرضا و علی کتاب الحیات را نوشته است، نگاهی دیگر به توسعه و نوسازی فقه دارد.
این روال فقه به یک مکتب اخلاقی تبدیل میشود
حجت الاسلام والمسلمین محمد حکیمی ابتدا با تعریف فقه به «قانونمندی دین اسلام» گفت: فقه ما به دلیل ادعای پویایی باید همۀ ابعاد مکلف را پاسخگو باشد. مسئلۀ محیط زیست، آلاینده های آب، خاک و هوا از مسائل بسیار مهم و مبتلابه شهرهاست. فقه ما اگر نتواند تکلیف این مسایل را مشخص کند، تبدیل به یک مکتب اخلاقی میشود.
فقه، آیین شهروندی و خانواده
وی با اشاره به اینکه فقه، اطلاع درستی از «خانواده» به معنای امروزین آن ندارد، معتقد است فقه و کتاب نکاح باید به مسائل جدید خانواده توجه کند. فقه باید از مسائل فردی به سمت مسائل اجتماعی برود. وی معتقد است اضافه شدن ابواب جدید به فقه ضروری است.
او با اشاره به باب «ضوابط در روابط اجتماعی» و «ضوابط در روابط خانوادگی» در جلد هشت و نه کتاب الحیات گفت: اصلا آیین شهروندی ما باید کتابی در فقه داشته باشد تحت عنوان کتاب آیین شهروندی یا ضوابط فی روابط الاجتماعیه.
فقه موضع خود را نسبت به سرمایه و طغیان سرمایه روشن کند
حکیمی معتقد فقه امروز باید به مسائلی مانند فقر و غنا بپردازد و موضع خود را نسبت به سرمایه و طغیان سرمایه روشن کند. نویسنده «پدیدهشناسی فقر و توسعه» با تأکید بر مسئله انباشت سرمایه معتقد است: «امروزه باید فقه مسئله فقر و غنا را روشن کند. الآن ما باید یک کتاب داشته باشیم به نام کتاب « الفقر و الغنا ». آیا اسلام میگوید فقر باید در جامعه باشد و ضرورت دارد که باشد یا خیر؟ حالا به علتهای فردی یا جمعی و یا هر دلیل دیگری، آیا این سرمایه داشتن و مال داشتن با توجه به قانون اصل ید و نیز مسئله حرمت مالکیت، نامحدود است یا حد و حدودی دارد؟ فقه باید این را دقیق مشخص کند.»
موضوعشناسی جدید
وی با اشاره به دگرگونی در اوضاع و احوال انسان معاصر معتقد است: «دگرگونی در موضوعات فقهی اتفاق نیافتاده است. اقلاً باید موضوعشناسی جدیدی انجام دهیم و معیارهایی ارائه کنیم که بر اساس آنها موضوعات جدید را بشناسیم. حال باید قواعد فقهی جدیدی بریزیم تا نیازهای انسان امروز را بشناسیم، یا قواعدی در اصول به وجود آوریم که ما را به این هدف برساند و یا از روایات عمدهای که به نام روایات اخلاقی مطرح است استفاده کنیم.»
تحول در اصول لازمۀ تحول در فقه
حکیمی در پاسخ به این پرسش که آیا تحولات در فقه نیازمند تحول در نگاه به علم اصول است؟ بر «توسعه در منابع فقه» تأکید کرد و گفت: «مسلم است که باید قواعد عقلانی دیگری برای فقه بسازیم. در بعضی موارد، اصول ما از فلسفه و قواعد ادبی گرفته شده است. برخی مباحث هم عملا به طور کلی، ثمره ای ندارند یا ثمره بسیار ناچیزی دارند… ما میتوانیم ابعاد و منابع را گسترش دهیم، عقلانیت حاکم بر روایات را درک کنیم و با نگاه به روح حاکم بر روایت و اتحاد انضمامی یا محتوایی در روایات، حتی اگر ضعف سند داشته باشند، از آنها به عنوان مصدر و منبع اجتهاد استفاده کنیم.«
نوع نگاه به منابع باید تغییر کند
وی در پاسخ به اشکالی درباره محدود بودن آیات و روایت دو راهکار ارائه کرده و میگوید: «باید نوع نگاهمان را به این منابع عوض کنیم. یعنی: اولاً برخی بسیاری از این روایات را اخلاقی یا تربیتی میگیرند. این روایت را برای ادله حکم فقهی و واجب و حرام، مناسب و متناسب نمیدانند و از آنها استفاده نمیکنند. مثلاً از فلان آیه برای اثبات حرمت یا محکومیت سرمایه داری نامحدود استفاده نمیکنند و نهایتاً آن را اخلاقی میدانند… ثانیاً باید نگاه مجموعی به آیات و روایت کرد، نه تقطیعی یا انفرادی. در واقع باید مسائل را با روح حاکم بر اسلام سنجید. بنابراین همراه با توسعه در ابواب فقهی، باید هم منابع و فروع و هم قلمرو را توسعه داد. اگر این توسعهها اتفاق نیفتد، نمیتوانیم همپا با مسائل جدید پیش برویم.»
حکیمی برای نمونه مبحث مقدمه واجب را پش می کشد: «میگویند مقدمه واجب، واجب است و برای این جمله، جلسات زیادی را اختصاص میدهند که تقریباً لغو است… اگر اعتقاد داشته باشیم روح حاکم بر روایات عقلانی است، شاید چندان به قوانین خودساخته عقلانی یا مثلاً قوانین وضع شده ادبی در این مباحث احتیاجی نداشته باشیم و با حذف یا تلفیق بعضی از مباحث اصول فقه بتوانیم حوزههای فقهی خودمان را گسترش دهیم.»
مهاجرت از حوزۀ فردی به حوزۀ اجتماعی
حکیمی با صراحت از لزوم اجتماعی شدن فقه سخن گفته و مدعی است: «اکثر مسئلههای امروز ما، مسئلههای اجتماعی هستند. از طرفی دیگر، چون زندگی اجتماعی بر زندگی فردی غلبه پیدا کرده است، بنابراین در فقه ما باید رویکرد اجتماعی تغلیب شود؛ یعنی از حوزه فردی به اجتماعی دگرگون شود.»
این فقیه و مدرس حوزه و دانشگاه مشهد یکی از آثار نگرش اجتماعی به فقه و فقه اجتماعی را در حدود مالکیت ترسیم میکند: پیرامون این مسائل، روایات فراوانی داریم که در تنظیم نظام گفته شده است، ولی ظاهراً در فقه اداری یا اجتماعی ما نیامده و یا ظهور و بروز قانونی نداشته است…. در فقه ما باید رویکرد اجتماعی تغلیب داده شود؛ یعنی از حوزه فردی به اجتماعی دگرگون شود.
توسعۀ منابع فقهی
حکیمی با اشاره به اینکه نیاز به ابواب جدیدی در فقه داریم یادآوری میکند: «مثلا ۳۵۰ تا ۵۰۰ آیه را به عنوان آیات الاحکام بر شمردهاند. به راستیاز مجموع همه آیات قرآن فقط این تعداد قابلیت استفاده فقهی دارند؟ مسئله محیط زیست و انواع آلایندههای آب، خاک، هوا و… یک بحث بسیار مهم و مبتلابه امروز شهرهاست. فقه ما باید تکلیف این مسائل را مشخص کند و اگر نتواند، تبدیل به یک مکتب اخلاقی میشود. پس آیات و روایت دیگری باید وارد کار شود.»
آیت الله سیستانی و منبعی به نام روح اسلام
حکیمی میگوید: نکتۀ دیگری که ما از آقای سیستانی یاد گرفته ایم و اتفاقا خیلی مطلب مفید و خوبی است این است که فرض کنید قضیه ای رخ داده است که هیچ نوع منبع روایی و آیه برایش نداریم. ایشان می گویند بعضی چیزها را باید با روح اسلام بسنجیم. مثل همین مسئله فقر و غنا که روح آن را دیده ایم. حتی ایشان می گفت برخی مضامینی هم که از ورایت ها در میآید باید با روح اسلام سنجیده شوند.
افزایش قلمرو فقه در حوزۀ امروز
حجت الاسلام حکیمی با اظهار امیدواری میگوید: «به تازگی دروس خارجی چون فقه الاداره، فقه السیاسه و فقه التربیه در قم شروع شده است که امیدوارم با این ملاحظات، علاوه بر اضافه شدن چنین ابوابی در فقه شیعه، قلمرو آن نیز در کنار فروع گسترش یابد. ما باید تکلیف نیازهای ضروری جامعه را مشخص کنیم و اولویتها را بشناسیم و سپس به رفع نیازها، بر اساس اولویتها بپردازیم.»










