• خانه
  • مقالات
  • گفتگو
  • دیدگاه
  • بازتاب
  • اخبار
    • اخبار ادیان و مذاهب
    • اخبار دین پژوهی
    • اخبار علمی فرهنگی
    • اخبار موسسه
  • تماس باما
  • درباره ما
  • خانه
  • مقالات
  • گفتگو
  • دیدگاه
  • بازتاب
  • اخبار
    • اخبار ادیان و مذاهب
    • اخبار دین پژوهی
    • اخبار علمی فرهنگی
    • اخبار موسسه
  • تماس باما
  • درباره ما
Home جدول ترجمه قرآن کریم

النمل

9 اسفند, 1393
در جدول ترجمه قرآن کریم
0

کاربر گرامی جهت پخش فایل صوتی مورد نظر, لطفا Flash player را نصب کنید.


دریافت فایل

 

 النمل
مکي –  تعداد آيه93
طس ـ اين آيات [ باعظمت ] قرآن و كتابى روشنگر است ،(1)
[ كه سراسر ]هدايت كننده [ انسان ها ] و براى مؤمنان مژده دهنده است .(2)
همانان كه نماز برپا مي  دارند و زكات مي  پردازند ، و قاطعانه به آخرت يقين دارند ;(3)
به راستى كسانى كه به آخرت ايمان ندارند ، اعمال [ زشتشان ] را در نظرشان آراستيم ، پس همواره در حيرت و سرگردانى اند ،(4)
اينان كسانى هستند كه عذاب سختى براى آنان است و بى ترديد آنان در آخرت زيانكارترين [ مردم ]اند .(5)
يقيناً تو قرآن را از نزد حكيمي دانا فرا مي  گيرى .(6)
[ ياد كن ] هنگامي را كه موسى به خانواده اش گفت : به راستى من آتشى را از دور ديدم ، به زودى خبرى از آن براى شما مي  آورم ، يا از آن شعله اى برگرفته به شما مي  رسانم تا خود را گرم كنيد ،(7)
پس هنگامي كه نزد آن آمد ، ندا رسيد كه پربركت باد آنكه در آتش است و آنكه پيرامون آن است ، و منزّه و پاك است خدا كه پروردگار جهانيان است .(8)
اى موسى ! يقيناً منم خداى تواناى شكست ناپذير و حكيم ،(9)
و عصايت را بيفكن . پس وقتى آن را ديد كه تند و شتابان حركت مي  كند ، گويا مارى باريك و تيزرو است ، پشت كنان رو به فرار گذاشت و به پشت برنگشت . [ ندا رسيد : ] اى موسى ! نترس كه پيامبران [ به سبب دارا بودن مقام عصمت و پاكى از گناه ، ] نزد من نمي  ترسند ،(10)
مگر كسى كه ستم كند [ كه او بايد بترسد ] ; ولى زمانى كه پس از بدى نيكى را [ كه ايمان و كار شايسته است ] جايگزين آن نمايد [ از عذاب من در امان است و نبايد بترسد ] ; زيرا من بسيار آمرزنده و مهربانم ،(11)
و دستت را در گريبانت كن تا بدون هيچ عيبى ، سفيد و درخشان بيرون آيد ، [ با اين دو معجزه كه در ضمن ] نه معجزه است به سوى فرعون و قومش [ برو ] كه قطعاً آنان گروهى نافرمانند ;(12)
هنگامي كه معجزات روشن ما به سويشان آمد ، گفتند : اين جادويى آشكار است .(13)
و آنها را در حالى كه باطنشان به الهى بودن آن معجزات يقين داشت ، ستمكارانه وبرترى جويانه انكار كردند . پس با تأمل بنگر كه سرانجام مفسدان چگونه بود ؟ !(14)
و يقيناً ما به داود و سليمان ، دانش [ ويژه ] داديم ، و آن دو گفتند :همه ستايش ها ويژه خداست ، همان كه ما را بر بسيارى از بندگان مؤمن خود برترى عطا كرده است ،(15)
و سليمان وارث داود شد و گفت : اى مردم ! [ معرفت و آگاهى به ] زبان و منطق پرندگان را به ما آموخته اند ، و از هر چيزى [ كه به پيامبران و پادشاهان داده اند ] به ما عطا كرده اند ، يقيناً اين امتياز و برترى آشكارى است .(16)
و براى سليمان ، سپاهيانش از پريان و آدميان و پرندگان گردآورى شدند ، [ و آنان را از حركت باز مي  داشتند ] تا گروه هاى ديگر به آنان ملحق شوند ;(17)
[ پس حركت كردند ] تا به وادى مورچگان درآمدند . مورچه اى گفت : اى مورچگان ! به خانه هايتان درآييد تا سليمان و سپاهيانش ناآگاهانه شما را پايمال نكنند .(18)
پس سليمان از گفته اش با تبسم ، حالت خنده به خود گرفت ، و [ به سبب نعمت فهم گفتار حيوانات ] گفت : پروردگارا ! به من الهام كن تا شكر نعمتى را كه به من و پدر و مادرم عطا كرده اى به جاى آورم ، و اينكه كار شايسته اى كه آن را بپسندى انجام دهم ، و مرا به رحمتت در ميان بندگان شايسته ات درآور .(19)
و [ سليمان ] جوياى پرندگان شد [ و هدهد را در ميان پرندگان بارگاهش نيافت ] پس گفت : مرا چه شده كه هدهد را نمي  بينم [ آيا هست و او را نمي  بينم ]يا از غايبان است ؟(20)
قطعاً او را عذابى سخت خواهم كرد يا [ براى عبرت ديگر پرندگان ] او را سر مي  برم ، يا بايد [ براى غايب بودنش ]دليلى روشن برايم بياورد .(21)
پس [ هدهد ] زمانى نه چندان دور درنگ كرد [ و با شتاب بازگشت ، ] پس گفت : [ اى سليمان ! ] من به چيزى آگاهى يافته ام كه تو به آن آگاهى نيافته اى ، و [ من ] از [ سرزمين ] سبا خبرى مهم و يقينى برايت آورده ام .(22)
به راستى من زنى را يافتم كه بر آنان حكومت مي  كند ، و از هر چيزى [ كه از وسايل و لوازم حكومت و قدرت است ] به او داده اند و تختى بزرگ دارد ،(23)
او و قومش را يافتم كه به جاى خدا براى خورشيد سجده مي  كنند و شيطان ، اعمال [ زشتشان ] را براى آنان آراسته و در نتيجه آنان را از راه [ حق ] بازداشته است به اين سبب هدايت نمي  يابند ،(24)
[ و شيطان آنان را اين گونه فريب داده ] تا براى خدا سجده نكنند ، همان كه نهان در آسمان ها و زمين را بيرون مي  آورد و آنچه را پنهان مي  داريد و آنچه را آشكار مي  كنيد ، مي  داند .(25)
خداى يكتا كه معبودى جز او نيست ، پروردگار عرش بزرگ است .(26)
[ سليمان به هدهد ] گفت : به زودى [ درباره ادعايت ] تأمل و بررسى مي  كنم كه آيا راست گفته اى يا از دروغگويانى ،(27)
اين نامه مرا ببر و به سوى آنان بيفكن ، سپس به دور از ديدگان آنان خود را كنارى بگير و بنگر چه پاسخىمي  دهند ؟(28)
[ ملكه سبا پس از آگاهى از مضمون نامه ] گفت : اى سران و اشراف ! همانا نامه اى نيكو و با ارزشى به سوى من افكنده اند ،(29)
يقيناً اين نامه از سوى سليمان است و سرآغازش به نام خداى رحمان و رحيم است ،(30)
و[مضمونش اين است كه ] بر من برترى مي وييد و همه با حالت تسليم نزد من آييد .(31)
گفت : اى سران و اشراف ! در كارم به من نظر دهيد تا شما نزد من حضور داشتيد ، من [ بدون شما ] فيصله دهنده كارى نبوده ام .(32)
گفتند : ما داراى قدرت و مالك وسايل رزمي سختى هستيم ، پس بنگر چه فرمان مي  دهى ؟(33)
گفت : همانا پادشاهان هنگامي كه [ با ابزار ، ادوات جنگى و سپاهى رزمي  ] وارد شهرى مي  شوند ، آن را تباه مي  كنند و عزيزان اهلش را به ذلت و خوارى مي  نشانند و [ آنان ] همواره چنين مي  كنند !(34)
من به سوى آنان هديه اى [ قابل توجه ]مي  فرستم ، پس با تأمل مي  نگرم كه فرستادگان با چه پاسخى بر مي  گردند ؟(35)
هنگامي كه [ فرستاده ملكه سبا ] نزد سليمان آمد ، [ سليمان ] گفت : آيا مرا با مالى [ اندك و ناچيز ] يارى مي  دهيد ؟ آنچه خدا [ از نبوّت و حكومت و ثروت ] به من عطا كرده ، بهتر است از آنچه به شما داده [ هديه شما براى من شادى آور نيست ] ، اين شماييد كه با هديه خود شادمانى مي  كنيد ،(36)
به سوى آنان بازگرد كه ما حتماً با سپاهيانى به سوى آنان خواهيم آمد كه قدرت رويارويى با آن را ندارند ، و آنان را در حالى كه [ در آن منطقه ] حقير و بى ارزش شده اند ، با خوارى و ذلت از آنجا بيرون مي  كنيم .(37)
[ سليمان ] گفت : اى سران و اشراف ! كدام يك از شما تخت او را پيش از آنكه همگى به حالت تسليم نزد من آيند ، برايم مي  آورد ؟(38)
يكى از جنّيان كاردان و تيزهوش گفت : من آن را پيش از آنكه از مسند خود برخيزى نزد تو مي  آورم ، و من بر اين [ كار ] توانا و امينم ،(39)
كسى كه دانشى از كتاب [ لوح محفوظ ]نزد او بود گفت : من آن را پيش از آنكه پلك ديده ات به هم بخورد ، نزد تو مي  آورم . [ و آن را در همان لحظه آورد ] . پس هنگامي كه سليمان تخت را نزد خود پابرجا ديد ، گفت : اين از فضل و احسان پروردگار من است ، تا مرا بيازمايد كه آيا سپاس گزارم يا بنده اى ناسپاسم ؟ و هر كس كه سپاس گزارى كند ، به سود خود سپاس گزارى مي  كند و هر كس ناسپاسى ورزد ، [ زيانى به خدا نمي  رساند ] ; زيرا پروردگارم بى نياز و كريم است .(40)
گفت : تختش را [ با تغيير دادن در زينت و آرايش ] برايش ناشناس كنيد تا ببينيم آيا [ به شناخت آن ] راه مي  يابد ، يا از كسانى است كه راه نمي  يابند ؟(41)
پس زمانى كه [ ملكه سبا ] آمد ، گفتند : آيا تخت تو نيز اين گونه است ؟ گفت : گويا اين همان است ! ! و ما را پيش از اين [ به حقّانيّت و قدرت سليمان ] آگاه كردند و [ همان زمان ] تسليم شديم ;(42)
چيزى را كه [ ملكه سبا ]به جاى خدا مي  پرستيد او را [ از تسليم شدن به حق ]بازداشته بود ; زيرا او از گروه كافران بود [ و در ميان آنان رشد كرده بود و به روش و رفتار آنان خو گرفته بود . ](43)
به او گفتند : به حياط قصر درآى . هنگامي كه آن را ديد ، پنداشت آبى فراوان [ چون درياچه ]است ، پس دامن جامه از دو ساق پايش بالا زد [ كه به خيال خود وارد آب شود ] ، سليمان گفت: اين محوطه اى است صاف و هموار از شيشه [ نه از آب ] . [ ملكه سبا ]گفت : پروردگارا ! قطعاً من به خود ستم كردم ، اينك همراه سليمان ، تسليم [فرمان ها و احكام]خدا ، پروردگار جهانيان شدم .(44)
همانا به سوى قوم ثمود برادرشان صالح را فرستاديم كه خدا را بپرستيد . پس ناگهان آنان دو گروه [ مؤمن و كافر ] شدند كه با يكديگر نزاع و دشمنىمي  كردند .(45)
گفت : اى قوم من ! چرا بر عذاب و هلاكت ، پيش از توبه و ايمان شتاب مي  كنيد ؟ ! چرا از خدا درخواست آمرزش نمي  كنيد تا مورد رحمت قرار گيريد ؟ !(46)
گفتند : ما به تو و همراهانت فال بد زده ايم [ و شما را سبب بروز اين همه مشكلات و بدبختى خود مي  دانيم ] . گفت : سبب بروز مشكلات و بدبختى شما [ طغيان و گناهان شماست كه عكس العملش ] نزد خداست ، [ ربطى به ما ندارد ] بلكه شما گروهى هستيد كه [ به مشكلات و مصايب ] امتحان مي  شويد [ شايد به اين سبب توبه كنيد و مؤمن شويد . ](47)
در آن شهر نُه نفر از اشراف و سران بودند كه در آن فساد مي  كردند و اصلاح گر نبودند ،(48)
[ آنان به يكديگر ]گفتند : هم قسم شويد كه حتماً به صالح و خانواده اش شبيخون مي  زنيم [ تا همه را نابود كنيم ] ، آن گاه به خونخواهش بگوييم : ما زمان هلاك شدن خانواده اش حضور نداشتيم و يقيناً راستگوييم .(49)
آنان نيرنگ مهمي به كار گرفتند و ما هم در حالى كه بى خبر بودند [ با كيفر بسيار سختى ] نيرنگ آنان را از بين برديم .(50)
پس با تأمل بنگر كه سرانجام نيرنگشان چگونه بود ؟ كه ما آنان و قومشان را همگى درهم كوبيديم و هلاك كرديم .(51)
اين خانه هاى آنان است كه به سبب ستمشان [ از سكنه ]خالى مانده . بى ترديد در اين سرگذشت براى گروهى كه معرفت و شناخت دارند ، عبرتى بزرگ وجود دارد ،(52)
و آنان را كه ايمان آوردند و همواره پرهيزكارى مي  كردند ، نجات داديم .(53)
و لوط را [ ياد كن ]هنگامي كه به قومش گفت : آيا اين عمل بسيار زشت را در حالى كه [ وقت انجام دادنش با بى شرمي كامل به هم ]نگاه مي  كنيد ، مرتكب مي  شويد ؟ !(54)
آيا شما از روى ميل و شهوت به جاى زنان با مردان آميزش مي  كنيد ؟ [ شما براى اين كار زشت دليل و برهانى نداريد ]بلكه شما گروهى نادان هستيد .(55)
پس جواب قومش جز اين نبود كه گفتند : خاندان لوط را از شهرتان بيرون كنيد ; زيرا آنان مردمانى اند كه همواره خواهان پاكى اند .(56)
پس او و خانواده اش را نجاتداديم مگر همسرش را كه مقدر كرده بوديم در باقى ماندگان [ در شهر براى هلاكت بماند . ](57)
و بارانى از [ سنگ گِل ] بر آنان بارانديم ، پس بد بود باران بيم داده شدگان .(58)
بگو : همه ستايش ها ويژه خداست ، و درود بر آن بندگانش كه آنان را برگزيده است . آيا خدا بهتر است يا آنچه شريك او قرار مي  دهند ؟(59)
[ آيا آن شريكان انتخابى شما بهترند ] يا آنكه آسمان ها و زمين را آفريد ، و براى شما از آسمان آبى نازل كرد كه به وسيله آن باغ هايى خرم و باطراوت رويانديم ، كه روياندن درختانش در قدرت شما نيست ; آيا با خدا معبودى ديگر هست [ كه شريك در قدرت و ربوبيت او باشد ؟ نه ، نيست ] ، بلكه آنان مردمي منحرف اند [ كه براى او شريك مي  گيرند . ](60)
[ آيا آن شريكان انتخابى شما بهترند ] يا آنكه زمين را [ براى موجوداتش ] آرام و قرارگاه ساخت و در شكاف هايش نهرهايى پديد آورد ، و براى آن كوه هايى استوار قرار داد [ تا زير پاى اهلش نلرزد ] ، و ميان دو دريا [ ى شيرين و شور ] مانع و حايلى قرار داد [ كه با هم مخلوط نشوند ] ; آيا با خدا معبودى ديگر هست [ كه شريك در قدرت و ربوبيت او باشد ] ؟ ! [ نه ، نيست ] بلكه بيشترشان اهل معرفت و دانش نيستند .(61)
[ آيا آن شريكان انتخابى شما بهترند ] يا آنكه وقتى درمانده اى او را بخواند اجابت مي  كند و آسيب و گرفتاريش را دفع مي  نمايد ، و شما را جانشينان [ ديگران در روى ] زمين قرار مي  دهد ؟ آيا با خدا معبودى ديگر هست [ كه شريك در قدرت و ربوبيت او باشد ؟ ! ] اندكى متذكّر و هوشيار مي  شوند .(62)
[ آيا آن شريكان انتخابى شما بهترند ] يا آنكه شما را در تاريكى هاى خشكى و دريا [ به وسيله ستارگان و ديگر نشانه ها ] راهنمايى مي  كند ؟ ! و كيست كه پيشاپيش [ باران ]رحمتش بادها را مژده رسان مي  فرستد ؟ آيا با خدا معبودى ديگر هست [ كه شريك در قدرت و ربوبيت او باشد؟ ! ] خدا برتر است از آنچه براى او شريك قرار مي  دهند .(63)
[ آيا آن شريكان انتخابى شما بهترند ] يا آنكه مخلوقات را مي  آفريند ، آن گاه آنان را [ پس از مرگشان ] بازمي  گرداند ؟ ! و كيست آنكه از آسمان و زمين شما را روزى مي  دهد ؟ آيا با خدا معبودى ديگر هست [ كه شريك در قدرت و ربوبيت او باشد ؟ ]بگو : اگر راستگوييد دليل خود را بياوريد .(64)
بگو : در آسمان ها و زمين هيچ كس جز خدا غيب نمي  داند ، و آنان آگاهى ندارند چه زمانى برانگيخته مي  شوند ؟(65)
بلكه دانش و آگاهى آنان نسبت به آخرت [ به خاطر هزينه كردن عمرشان در امور مادى ] به پايان رسيده ، بلكه درباره آخرت در ترديدند ، بلكه اينان از [ فهم ] آن كوردل اند ،(66)
و كافران گفتند : آيا زمانى كه ما و پدرانمان خاك شديم به راستى ما را از آن [ زنده ] بيرون مي  آورند ؟(67)
همانا پيش از اين [ زنده بيرون آمدن از خاك را ] به ما و پدرانمان وعده داده اند ، ولى اين مطلب جز افسانه خرافى پيشينيان نيست !(68)
بگو : در زمين بگرديد پس با تأمل بنگريد كه سرانجام گنهكاران چگونه بود ؟(69)
و بر آنان [ كه با حق دشمنى مي  كنند ]اندوه مخور و از نيرنگى كه همواره به كار مي  گيرند ، دلتنگ مباش .(70)
و مي  گويند : اگر راستگوييد اين وعده [ عذاب ] كى خواهد بود ؟(71)
بگو : اميد است بخشى از آن عذابى كه رسيدنش را با شتاب مي  خواهيد ، دنبال شما باشد ،(72)
و يقيناً پروردگارت بر مردم داراى فضلى بزرگ است ، ولى بيشترشان سپاس نمي  گزارند ،(73)
و به راستى پروردگارت آنچه را سينه هايشان پنهان مي  دارد و آنچه را آشكار مي  كند ، مي  داند ،(74)
هيچ پوشيده و پنهانى در آسمان و زمين وجود ندارد مگر آنكه در كتابى روشن [ چون لوح محفوظ ] است .(75)
بى ترديد اين قرآن بيشتر آنچه را بنى اسرائيل [ از روى جهالت ] در آن اختلاف دارند ، براى آنان بيان مي  كند ،(76)
و يقيناً قرآن براى مؤمنان ، سراسر هدايت و رحمت است .(77)
قطعاً پروردگارت [ روز قيامت ] به حكم خود ميان بنى اسرائيل [ در آنچه از امور دينى و معنوى اختلاف دارند ] داورى مي  كند ; و او تواناى شكست ناپذير و داناست .(78)
پس بر خدا توكل كن ; زيرا تو [ متكى بر آيين ] حقّ آشكارى .(79)
بى ترديد تو نمي  توانى [ دعوتت را ]به مردگان بشنوانى ، و نيز نمي  توانى آن را به كران كه پشت كنان روى برمي  گردانند بشنوانى ،(80)
و تو هدايت كننده كوردلان از گمراهى شان نيستى ، و نمي  توانى [ دعوتت را ] جز به آنان كه به آيات ما ايمان مي  آورند و تسليم [ فرمان ها و احكام ]خدا هستند ، بشنوانى .(81)
و هنگامي كه [ در اوقات پايانى دنيا ] وعده عذاب ما بر آنان حتمي و لازم شود ، جنبنده اى را از زمين براى آنان بيرون مي  آوريم كه با آنان سخن مي  گويد [ تا به آيات ما وآخرت واصول آن يقين كنند] ; زيرا مردم پيش از اين به آيات ما يقين نداشتند .(82)
و [ ياد كن ] روزى را كه از هر امتى گروهى از آنان را كه آيات ما را تكذيب مي  كنند ، محشور مي  كنيم و آنان را [ از حركت ] باز مي  دارند [ تا گروه هاى ديگر به آنان ملحق شوند ، ](83)
تا وقتى كه [ به محل حساب ] آيند ، [ خدا ]مي  گويد : آيا آيات مرا تكذيب كرديد در حالى كه هيچ احاطه علمي به آنها نداشتيد ؟ يا شما [ غير از تكذيب آيات ] چه كارها [ ى ديگرى ] انجام مي  داديد ؟(84)
و به سبب ستمي كه [ به آيات ما ] روا داشتند ، عذاب ما بر آنان حتمي و لازم مي  شود ، پس [ براى معذور نشان دادن خود ] سخن نمي  گويند .(85)
آيا ندانسته اند كه ما شب را قرار داده ايم تا در آن بيارامند ، و روز را روشن نموده ايم [ تا در آن به تلاش اقتصادى برخيزند ؟ ] به راستى در اين امور براى مردمي كه ايمان مي  آورند ، نشانه هايى [ بر توحيد ، ربوبيت و قدرت خدا ] ست .(86)
و [ ياد كن ] روزى را كه در صور مي  دمند ، پس هر كه در آسمان ها و هر كه در زمين است دچار هراس شود ، مگر كسى كه خدا بخواهد ; و همه خوار و فروتن به پيشگاه او آيند ،(87)
و كوه ها را مي  بينى [ و ] آنها را [ در جاى خود ] بى حركت مي  پندارى ، در حالى كه آنها مانند ابر گذر مي  كنند . آفرينش خداست كه [ آفرينش ] هر چيزى را محكم و استوار كرده است ; يقيناً او به آنچه انجام مي  دهيد ، آگاه است .(88)
آنان كه كارهاى خير و نيك [ به آخرت ] بياورند ، پاداشى بهتر از آن دارند ، و آنان در آن روز از هول و هراسى بزرگ ايمن اند ،(89)
و آنان كه كارهاى بد و زشت بياورند به رو در آتش افكنده مي  شوند ; [ و به آنان گويند : ] آيا جز آنچه انجام داديد پاداشتان داده اند ؟(90)
من فقط فرمان يافته ام كه پروردگار اين شهر را كه آن را بسيار محترم شمرده و همه چيز در سيطره مالكيّت و فرمانروايى اوست ، بپرستم و فرمان يافته ام كه از تسليم شدگان [ فرمان ها و احكام او ] باشم ،(91)
و اينكه قرآن را بخوانم ; پس هر كه راه يابد فقط به سود خود راه يافته است ، و هر كه گمراه شود [ آثار شوم گمراهى فقط متوجه خود اوست ] پس [ به مردم ] بگو : من فقط از بيم دهندگانم ،(92)
و بگو : همه ستايش ها ويژه خداست ; به زودى نشانه هاى خود را [ كه شكست شما و گرفتارى هاى سخت دنيايى و مرگ و عذاب آخرت است ] به شما [ مشركان و كافران ] نشان خواهد داد ، پس آنها را [ به خوبى ] خواهيد شناخت . و پروردگارت از آنچه انجام مي  دهيد ، بى خبر نيست .(93)

برچسب ها: روانشانسی

مرتبط نوشته ها

جدول ترجمه قرآن کریم

الاعراف

17 خرداد, 1394
جدول ترجمه قرآن کریم

الناس

29 اسفند, 1393
جدول ترجمه قرآن کریم

الفلق

29 اسفند, 1393
جدول ترجمه قرآن کریم

الاخلاص

29 اسفند, 1393
جدول ترجمه قرآن کریم

المسد

29 اسفند, 1393
جدول ترجمه قرآن کریم

النصر

29 اسفند, 1393
نوشته‌ی بعدی

القصص

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مطالب

تعامل دین و توسعه، امکان یا امتناع

تعامل دین و توسعه، امکان یا امتناع

26 آبان, 1404
نامه ای سرگشاده به دختران بی حجاب وطنم

نامه ای سرگشاده به دختران بی حجاب وطنم

26 مهر, 1404
نكته هايى درباره جهانى شدن

نكته هايى درباره جهانى شدن

12 مهر, 1404
دين و فرهنگ بر پايه متون باستانى ايرانى

دين و فرهنگ بر پايه متون باستانى ايرانى

10 مهر, 1404
بارگذاری بیشتر
دبيرخانه دين‌پژوهان كشور با هدف تعميق، توسعه و ترويج پژوهش‌هاي ديني، بهينه‌كردن اطلاع رسانى، پشتيبانى از مراكز دين‌پژوهى و پژوهشگران ديني، فعاليت می کند. اين دبيرخانه از نظر تشكيلات و سازماندهي در ابتدا تحت پوشش و حمايت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و سپس پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات قرار گرفت و در ادامه کار با پيشنهاد دبير شورای برنامه‌ريزی دين‌پژوهان و موافقت مسئولان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، به عنوان مؤسسه‌ای غيردولتی و غيرانتفاعی به ثبت رسيد.
 
دفتر مركزى در قم
نشاني: قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی ، دبيرخانه دين‌پژوهان
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵
آدرس سایت:
www.dinpajoohan.com

پست الکترونيک:
info@dinpajoohan.com

 

نقل مطلب با ذکر منبع آزاد است.

کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به دبیرخانه دین پژوهان کشور می باشد.