در این عصر بدانید که وظیفه سنگینی داریم. با حادثه تحریف شده نمیشود به مردم خدمت کرد، در گذشته هم نمیشد. در گذشته اگر فایدهای نداشت ضررش کم بود ولی در این عصر ضررش خیلی زیاد است. ما و شما بزرگترین وظیفهای که داریم این است که ببینیم چه تحریفاتی در تاریخ ما شده است، چه تحریفاتی در نقاشی شخصیتها و بزرگان ما شده است، چه تحریفاتی در قرآن شده است؟ اما تحریف قرآن تحریف لفظی نیست، یعنی در قرآن نه یک کلمه کم شده است و نه یک کلمه زیاد. خطر تحریف معنوی قرآن به اندازه خطر تحریف لفظی آن است. تحریف معنوی قرآن یعنی چه؟ یعنی تفسیر غلط، توجیه غلط، قرآن را غلط تفسیر کردن، توجیه غلط کردن، همین هم نباید باشد.
ببینیم در تاریخهای ما، آن تاریخهایی که باید برای ما درس آموزنده باشد و سند اخلاقی ماست، سند تربیت اجتماعی ما است، مانند حادثه تاریخی عاشورا ، چه تحریفاتی شده است؟ باید با این تحریفات مبارزه کنیم.
وظایف علمای امت و عامه مردم
وظایفی که علمای امت دارند چیست؟ وظایف عامه و توده مردم چیست؟
راجع به علمای امت یک سخن کلی را عرض میکنم: عالم نقطه انحرافش در اینجاست که همیشه خودش را در مقابل نقاط ضعف و عیبهای مردم میبیند.
نقاط ضعف روحی و اخلاقی و اجتماعی در افراد یک نوع بیماری است. در بیماریهای جسمانی، خود بیمار معمولا بیماری خودش را احساس میکند و خودش دنبال معالجه میرود. ولی در بیماریهای روحی آنچه که کار را مشکل میکند این است که شخص بیمار است ولی خودش نمیفهمد که بیمار است!
بلکه بر عکس، آن بیماری را به عنوان سلامت میپذیرد! به بیماری خودش علاقه دارد! چنین نیست که افراد، نقاط ضعف خودشان را به عنوان نقطه ضعف بشناسند و قبول کنند، بلکه آنها را نقطه قوت در خودشان میدانند! این، عالم است که میفهمد نقاط ضعف اجتماعش چیست.
عالم که در مقابل نقاط ضعف اجتماع قرار میگیرد، دو حالت دارد:
1. با نقاط ضعف مردم مبارزه میکند. این را مصلح میگویند مصلح یعنی کسی که با نقاط ضعف مردم مبارزه میکند. غالبا مردم از او خوششان نمیآید!
2. مبارزه کردن با نقاط ضعف مردم را کار سخت و مشکلی میبیند. مبارزه کردن با نقاط ضعف مردم نه تنها منفعت ندارد بلکه ضرر هم دارد، از نقاط ضعف مردم استفاده میکند!
اینجاست که مصداق «فقیه فاجر» میشود که به فرموده پیغمبر اکرم(ص) یکی از آفات سه گانه دین است. در سایر مسائل بحث نمیکنیم بلکه فقط در واقعه عاشورا بحث میکنیم. عامه مردم دو نقطه ضعف در موضوع عزاداری امامحسین ( ع )دارند، یکی از آنها این است که معمولا مؤسس یا مؤسسین و صاحبان مجالس، چه آنهایی که در مساجد و چه آنهایی که بالخصوص در منزلشان مجلسی بر پا میکنند، در حدودی که من تجربه دارم (استثناء ندارد) آن چیزی را که میخواهند ازدحام جمعیت است! اگر جمعیت ازدحام کند راضی هستند اگر ازدحام نکند راضی نیستند! این نقطه ضعف است. این جلسات برای این نیست که جمعیت ازدحام کند. مگر ما میخواهیم سان ببینیم، مگر ما میخواهیم رژه برویم؟
هدف، آشنا شدن با حقایق است، مبارزه کردن با تحریفات است. این یک نقطه ضعف است که گوینده در مقابل آن قرار میگیرد. آیا با این نقطه ضعف مبارزه کند یا از این نقطه استفاده کند! اگر بخواهد با این نقطه ضعف مبارزه کند، با هدف صاحب مجلس و هدف مستمعین که از جمع شدن دور یکدیگر و شلوغ شدن خوششان میآید، ناسازگار است، اگر هم بخواهد از این نقطه ضعف استفاده کند، فقط در فکر این است که چه کار کنم تا جمعیت، بیشتر جمع شود. اینجاست که یک عالم بر سر دو راهی قرار میگیرد. حالا که اینها احمق هستند، چنین نقطه ضعفی دارند، من از این نقطه ضعف استفاده و بهرهبرداری کنم یا علیرغم وجود این نقطه ضعف، با آن مبارزه کنم و به دنبال حقیقت بروم؟
نقطه ضعف دومی که در مجالس عزاداری هست و بیشتر از ناحیه عوام الناس است و خوشبختانه کمتر شده است، مسئله “شومر و واویلا” بپا شدن است. منبری در آخر منبرش حتما باید ذکر مصیبت کند و دراین ذکر مصیبت هم نه تنها مردم اشک بریزند، که تنها اشک ریختن قبول نیست، باید مجلس از جا کنده شود و شور و واویلا بپا شود. من نمیگویم مجلس از جا کنده نشود، من میگویم این نباید هدف باشد. اگر در آن مسیر صحیح با بیان حقایق و واقعیات، بدون آنکه روضه دروغی خوانده شود، بدون آنکه جعلی شود، بدون آنکه تحریفی شود، بدون آنکه برای امام حسین(ع) اصحابی بسازند که در تاریخ نیست و خود امام حسین(ع) آنها را نمیشناسد چون وجود نداشتهاند، بدون آنکه برای امام حسین(ع) فرزندانی ذکر شود که چنین فرزندانی در دنیا وجود نداشتهاند، بدون اینکه برای امام حسین(ع) دشمنانی ذکر شود که اصلا چنین کسانی وجود نداشتهاند، اگر اشکی از روی صداقت و حقیقت ریخت، شور و واویلا هم بپا شد، مجلس هم کربلا شد، بسیار خوب است. ولی وقتی که حقیقت و صداقت نبود، آیا باید با امام حسین(ع) بجنگیم، دشمنی کنیم، دروغ ببندیم، دروغ بگوییم؟!
این، نقطه ضعف مردم عوام است. با این نقطه ضعف چه باید کرد؟ آیا باید از این نقطه ضعف مردم استفاده کرد؟ باید بهرهبرداری کرد و سوارشان شد؟ نه، بزرگترین رسالت و بزرگترین وظیفه علماء مبارزه با نقاط ضعف اجتماع است. این است که پیغمبر اکرم(ص) فرمود: «اذا ظهرت البدع فی امتی فلیظهر العالم علمه و الا فعلیه لعنه الله»(۱)، آنجا که بدعتها و دروغها ظاهر میشود.
آنجا که چیزهایی ظاهر میشود که در دین نیست، مسائلی پیدا میشود که من نگفتهام ، برعهده دانایان است که حقایق را بگویند ولو مردم خوششان نیاید. آن کسی که حقایق را کتمان میکند، لعنت خدا بر او باد. بالاتر از این را خود قرآن کریم فرموده است: «ان الذین یکتمون ما انزلنا من البینات و الهدی من بعد ما بیناه للناس فی الکتاب اولئک یلعنهم الله و یلعنهم اللاعنون »(۲).
پاورقی:
1. سفینه البحار، ج ۱، ص ۶۳ و اصول کافی، ج ۱، ص .
2. سوره بقره، آیه ۱۵۹.
منبع: کتاب حماسه حسینی اثر شهید مطهری









