حضرت آیت الله مظاهری با اشاره به روایات مختلف در باب رجعت می گوید: یادم نمیرود کسی کتابی نوشته بود و ادعای روحانیت هم میکرد و در حالی که میخواست رجعت را رد کند، به طور ناخودآگاه رجعت را اثبات میکرد. صد و هشت روایت راجع به رجعت آورده بود.
به گزارش شفقنا، این مرجع تقلید در درس خود با موضوع قیامت به مبحث رجعت اشاره کرده و بیان داشت: تحصیل رضایت امام زمان را در آن دو جلسه فهمیدیم که رضایت خداست. رضایت خدا را فهمیدیم که باید یک رابطۀ محکم با خدا و یک رابطۀ محکم با خلق خدا باشد. آنگاه متّقی شویم و بتوانیم مراتب تقوا را طی کنیم و هرچه بیشتر مراتب تقوا را طی کنیم، امام زمان از دست ما راضیتر میشود. رضایت خدا، رضایت امام زمان است و رضایت امام زمان، رضایت خداست. قرآن میفرماید:
«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطیعُوا اللَّهَ وَ أَطیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُم»[۱]
باید از سه دسته متابعت کنید: یکی خداوند و دیگری پیغمبر اکرم«صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم» و دیگری اهلبیت«سلاماللهعلیهم».
جابر بن عبدالله انصاری میگوید وقتی آیه نازل شد، من در وسط منبر پیغمبر بلند شدم و گفتم یا رسول الله! معنای «أَطیعُوا اللَّهَ وَ أَطیعُوا الرَّسُولَ» را میفهمم، اما نمیدانم «أُولِی الْأَمْرِ» چه کسانی هستند! پیغمبر اکرم«صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم» فرمودند اینها دوازده نفرند؛ اوّل آنها علی بن ابیطالب است. امیرالمؤمنین«سلاماللهعلیه» هم پای منبر نشسته بودند. بعد حسن و بعد حسین و بعد علی بن الحسین و بعد محمد بن علی امام باقر و فرمودند جابر تو این امام باقر را ملاقات میکنی، سلام مرا به امام باقر برسان. بعد فرمودند بعد از آنها صادق و موسی و رضا و بعد جواد و هادی و عسکری و دوازدهمین آنها اسمش اسم من و کنیهاش کنیۀ من است و غائب میشود و غیبت او طولانی میشود و بالاخره ظاهر میشود و به دست او پرچم اسلام روی کرۀ زمین افراشته میشود.[۲] لذا قرآن میفرماید اگر میخواهی آدم خوبی باشی و اگر میخواهی در رجعت باشی. اینکه در رجعت باشی، یک معنایش اینست که در زمان ما امام زمان ظهور کند و ما در خدمتش باشیم. یک معنای رجعت در زیارت امام زمان به نام دعای عدیله آمده است. میگوید خدایا اگر من مردم و مرگ مهلت نداد که من در خدمت امام زمان باشیم، خدایا مرا برگردان تا در رجعت خدمت آقا امام زمان باشم.
راجع به این رجعت خیلی روایت داریم، هم از سنی و هم از شیعه است. من یک بار شمارش کردم و دیدم دویست و پنجاه روایت راجع به رجعت داریم. یعنی راجع به کسانی که در زمان امام زمان و بعد امام زمان برمیگردند یا حکومت میکنند یا در این دنیا زندگی میکنند.
یادم نمیرود کسی کتابی نوشته بود و ادعای روحانیت هم میکرد و در حالی که میخواست رجعت را رد کند، به طور ناخودآگاه رجعت را اثبات میکرد. صد و هشت روایت راجع به رجعت آورده بود.
معنای رجعت اینست که وقتی امام زمان آمدند، مدّتی حکومت میکنند و معلوم نیست که چند سال است و شاید حکومت طولانی کند. چیزی که خانمها باید خیلی افتخار کنند، اینکه قانون اساسی آن زمان مصحف زهراست و فرماندۀ کل قوا، و به قول امام زمان، اسوۀ آن زمان، حضرت زهراست. آقا امام زمان مدتی حکومت جهانی میکنند، حکومتی که قوانین اسلام در آن پیاده شده است. یعنی فقر نیست و مثل الان نیست که همۀ مردم گرفتار باشند. جهل هم نیست و مثل الان نیست که داعشی درست شود. امتیاز هم نیست و مرض هم نیست و این شلوغیها که الان در بیمارستانها هست، آن وقت نیست و یک زندگی صددرصد راحت و آسوده است یا جوانها بگویند یک زندگی اسلامی. اقتصاد و اخلاق اسلام پیاده میشود و وضع ادارهها اصلاح میشود و فساد اداری نداریم و فساد اقتصادی نداریم و فساد اخلاقی هم نداریم و فقط اسلام عزیز و احکام اسلام را داریم.
آقا امام زمان هستند و کسانی که در زمان ایشان هستند، ایشان حکومت میکنند. بعد نوبت میرسد به پیغمبر و ائمۀ طاهرین. پیغمبر اکرم«صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم» میآیند و هزار سال حکومت جهانی میکنند. نگذاشتند پیغمبر کار کند و در حالی که نگذاشتند اما اسلام را زنده کرد و به قول ناپلئون، نصف دنیا را گرفت و گُردۀ دنیا را تکان داد. اما بالاخره نتوانست آنچه میخواست انجام دهد. بالاخره بیش از هزار سال حکومت میکند و حکومتش مثل حکومت پسرش امامزمان است. معجزه و خرق عادت نیست، بلکه پیاده شدن اسلام عزیز است. وقتی اسلام پیاده شد، ما فساد اداری نداریم. در زمان پیغمبر و امیرالمؤمنین ما زندان نداشتیم. اصلاً امیرالمؤمنین پنج سال بر نصف جهان حکومت کردند. روی عراق و حجاز و ایران و ترکیه و غیره حکومت کردند. حاکم امیرالمؤمنین بود و در آن پنج سال اولیالامر بود. این امیرالمؤمنین زندان نداشت و دکه القضاء داشتند. در کوفه قبل از نماز میآمدند و دکه القضاء داشتند. بدانید که اینها هست. ایتالیا یک شهر کفر است و الان زندانهای آنجا یا نیمه بسته است یا افراد زندانبانها از زندانیان بیشترند. اما ما اسلام عزیز داریم اما فساد اداری و رشوهها و معطلیها هست و همه برای اینست که قوانین اسلام پیاده نمیشود و اگر قوانین اسلام پیاده شود فساد اقتصادی و اداری و اخلاقین نداد. بالاخره بعد امیرالمؤمنین میآیند و هزار سال حکومت میکنند و بعد امام حسن و امام حسین و بعد همچنین میرسد به امام زمان و امام زمان دوباره حکومت میکند، آنگاه قیامت به پا میشود. شاید میلیونها سال حکومت اسلام است. علاوه بر اینکه ما روایات زیادی داریم و گفتم آن بیادب که میخواست علیه رجعت کتاب بنویسد با نفهمیدگی صد و هشت روایت میآورد و اقرار میکند که این روایتها هم از عامه و هم از خاصه است و صحیحالسند و ظاهرالدلاله است اما واقعاً من دویست و پنجاه روایت پیدا کردم و اگر بگردند شاید بیش از هزار روایت راجع به رجعت پیدا شود. عقل نیز همین را میگوید و عقل نمیتواند بگوید اسلام عزیز باید همینطور باشد تا تمام شود. پروردگار عالم خاتمالانبیا درست کرده و خاتمالاوصیا درست کرده و احکام قرآن و علم ماکان و مایکون و ما هو کائن درست کرده و مفسر قرآن و اهلبیت درست کرده و همه برای اینست که اسلام عزیز پیاده شود. حال هرکه غیر این بگوید غلط است. اسلام تمدّن درست میکند، اما عمده اسلام آمده تا پیاده شود و وقتی اسلام پیاده شد همه چیز پیاده میشود. آنگاه رجعتی هم برای شیعه داریم. مثلاً سلمان فارسی و ابیذر و اصحاب خاص رسول اکرم زنده میشوند و سالها با پیغمبر اکرم حکومت میکنند. سلمان که خوب بلد است استانداری کند، او را استاندار میکنند و ابیذر که خوب سخنرانی میکند، او را سخنگو میکنند. مالک اشعر و محمد بن ابیبکر از خواص امیرالمؤمنین هستند و برمیگردند و هزاران سال استانداری و حکومت و بالاخره اداره شهر یا مملکتی را میکنند.
در دعای عدیله همین را میخوانیم که خدایا! اگر مُردم و آقا آمدند، مرا زنده کن تا در آن دولت کریمه یعنی اسلام عزیز باشم و اسلام عزیز هم احکام و اخلاق و اعتقادات است. همه فهمیده به احکام و اخلاق و اعتقادات اسلام میشوند و همه عمل میکنند و بدیها رفع میشود و با اخلاق اسلام همه سرو کار دارند و وقتی سرو کار داشتند درخت رذالت را از دل میکنند و درخت فضیلت به جای آن میکارند و میوهدار میکنند و به قول قرآن «تُؤْتِی أُکُلَهَا کُلَّ حِینٍ بِإِذْنِ رَبِّهَا»[۳]؛ آنگاه آدمها بافضیلت و آدم واقعی میشوند. علاوه بر اینکه آدم ظاهری هستند، آدم واقعی میشوند و آدمیّت دارند.
به قول سعدی:
رسد آدمی به جای که به جز خدا نداند بنگر که تا چه حد است مقام آدمیت
این رجعت برای کسانی است که امام زمان از دست آنها راضی باشد. اگر مقام عبودیت و اگر اهمیّت به واجبات و اهمیّت به مستحبّات و اجتناب از گناه هیچ نتیجه نداشته باشد به جز منبر امروز که خودش آمد و امیدوارم مرضی امام زمان باشد و امام زمان در این شبهای قدر نظر لطفی به جلسه عنایت کنند و انشاءالله با رضایت امام زمان، رفع حوائج و گرفتاریهایمان شود. لذا اگر ما هیچ نداشتیم به جز همین رجعت، آنگاه بس بود که ما کوشا باشیم و تلاش کنیم برای اینکه رضایت امام زمان را به دست بیاوریم. نتیجه هم زیاد دارد و یک نتیجهاش اینست که وقتی مرد، با رجعت دوباره زنده میشود. کسی که خدا و پیغمبر و ائمه طاهرین از او راضی هستند، زنده میشود و گفتم اگر این آیۀ شریفه «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطیعُوا اللَّهَ وَ أَطیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُم» را عمل کنیم. ای مسلمانها! خدا و پیغمبر و ائمّۀطاهرین را باید اطاعت کنید و باید از دست شما راضی باشند. حال اگر هیچ نبودبه جز همین رجعت، بس بود که ما جداً روی این آیه کار کنیم. اگر هیچ نداشتیم به جز اینکه دم مرگ چهارده معصوم به بالین ما بیایند برای اینکه اگر خدا راضی باشد، خدا با ما حرف میزند و اگر پیغمبر اکرم راضی باشند، نظر لطف در دم مرگ به ما دارند. اگر حضرت زهرا«سلاماللهعلیها» راضی باشد، نظر لطف دارد و اگر ائمۀ طاهرین«سلاماللهعلیهم» راضی باشند،نظر لطف دارند. به امر امیرالمؤمنین«سلاماللهعلیه» عزرائیل ما را قبض روح میکند و مثل گلی که ببوئیم، میمیریم. جنازۀ ما را مردم میبرند اما نمیدانند چه خبرهاست و روح ما با چهارده معصوم همراه جنازۀ ماست. اگر گرفتاری هم باشد، یکی از آنها به فریاد ما میرسند.
حاج میرزا علی آقای شیرازی یکی از علمای بزرگ در اصفهان بود و من خیلی ایشان را دوست داشتم. مرحوم آقای مطهری تا سرحد عشق ایشان را دوست داشت، لذا ایام تابستان که قم تعطیل بود، برای نهجالبلاغه و برای درس ایشان به اینجا میآمد. ایشان خیلی بالا بود، اما گاهی تندخو بود. مرحوم آقای مطهری میگفتند در درس نهجالبلاغه روزی مثل باران گریه میکرد و نمیتوانست درس بگوید و گفت دیشب خواب دیدم که مُردم و مردم آمدهاند و تشییع جنازه کردند و قبر را کندند و میخواستند مرا در قبر بگذارند و دیدم سگ سفیدی آمده و میخواهد با من در قبر بیاید. متوجّه شدم بداخلاقی من سگ شده است. میگوید یادم آمد روضهخوان هستم. حاج میرزا علی آقا از علمای خیلی بزرگ بود، اما بهخاطر امام حسین«سلاماللهعلیه» منبر میرفت و حتّی منبر خانگی میرفت. گفته بود یادم آمد من خادم حسین هستم و گفتم حسینم خادمت هستم و مرا یاری کن. ناگهان امام حسین«سلاماللهعلیه» آمدند و به سگ گفتند برو و خودشان در قبر با من بودند. اگر به راستی تحصیل رضایت خدا و پیغمبر و ائمه طاهرین کنیم، مثل امام حسین«سلاماللهعلیه» به فریادمان میرسد. گفتم مرحوم محدث قمی نقل میکند خانمی مرده بود و امام حسین«سلاماللهعلیه» در شب اول قبر به دیدن او آمده بود و خدا عذاب قبر را از همه برداشته بود. پس کاری کنید که از دست شما راضی باشند و اگر بخواهید راضی باشند، باید اسلام عزیز از شما راضی باشد. رابطۀ کامل با خدا، رابطۀ کامل با مردم و بالاخره اهمیّت به واجبات و اهمیّت به مستحبّات به هراندازه بشود و عمده اجتناب از گناه. تقاضا دارم تا میتوانید اجتناب از گناه داشته باشید.
پی نوشت:
[۱]. النساء، ۵۹: «اى کسانى که ایمان آوردهاید، خدا را اطاعت کنید و پیامبر و اولیاى امر خود را [نیز] اطاعت کنید.»
[۲]. کمال الدین، ج ۱، ص ۲۵۳.
[۳]. إبراهیم، ۲۵: «میوهاش را هر دم به اذن پروردگارش مىدهد











