• خانه
  • مقالات
  • گفتگو
  • دیدگاه
  • بازتاب
  • اخبار
    • اخبار ادیان و مذاهب
    • اخبار دین پژوهی
    • اخبار علمی فرهنگی
    • اخبار موسسه
  • تماس باما
  • درباره ما
  • خانه
  • مقالات
  • گفتگو
  • دیدگاه
  • بازتاب
  • اخبار
    • اخبار ادیان و مذاهب
    • اخبار دین پژوهی
    • اخبار علمی فرهنگی
    • اخبار موسسه
  • تماس باما
  • درباره ما
Home دیدگاه

دانشنامه كلام اسلامي – آخرت

15 تیر, 1395
در دیدگاه
0

 

آخرت: كلمه «آخرت» در لغت از ماده «أ خ ر» و مؤنث آخر است. اين كلمه گاهى در مقابل«اُولى» قرار مى گيرد و اُولى مؤنث اول است (الصحاح ، ج2 ، ص 576 ; المفردات فى غريب القرآن ، ص 13 و لسان العرب ، ج4  ، ص 12) و گاهى در مقابل«دنيا» (مجمع البحرين ، ج1 ، ص 48) و دنيا يا از ماده دنوّ است (نزديكى) ، و يا از مادّه دنّى (پست و ناچيز). قهراً آخرت به معناى زندگى دورتر ، يا در سطح بالاتر است. آنجا كه در مقابل «اولى» است به معناى آخر كار است (بحارالأنوار ، ج24 ، ص 356).
آخرت در اصطلاح دو كاربرد دارد: يكى عالم پس از دنيا كه عالم برزخ و قيامت را شامل مى شود ، عبارت از جهانى است كه انسان ها پس از مردن به آن وارد شده و براى هميشه در آن زندگى خواهند كرد و ديگرى به معناى قيامت است. پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم درباره اين كه چرا جهان پس از دنيا آخرت ناميده شده ، فرموده است:«چون بعد از دنيا و متأخر از آن است»(بحارالانوار ، ج54 ، ص 356 و مجمع البيان ج1 ص 88) وعلى (عليه السلام) فرموده است:«چون سراى پاداش است». (علل الشرايع ، ج1 ، ص 12).
واژه آخرت در قرآن كريم 115 مرتبه آمده است: 58 مورد در مقابل واژه «دنيا» ، و 5 مورد در مقابل واژه «اُولى» ، 9 مورد صفت يا مضاف اليه «الدار» و يك مورد صفت «النشأة».
همچنين از آخرت به «دارالسلام» (يونس:25) ، سراى صلح و سلامت ، «دارالمتقين» (نحل:30) ، سراى تقواپيشه گان ،«دارالمقامه» (فاطر:35) سراى اقامت ،« دارالقرار» (غافر:39) سراى آرامش ، «دارالخلد» (فصلت:28) سراى جاويد و «دارالبوار»(ابراهيم:28) سراى نيستى و نابودى نيز تعبير شده است.
پيامبران الهى بر لزوم ايمان به آخرت تأكيد بسيار داشته اند و يادآورى مرگ را نشانه زيركى انسان دانسته و انذار و تبشير را از اصول دعوت خود قرار داده اند (منشور جاويد ، ج9 ، ص 5). زيرا وقتى انسان باور كند كه آخرتى در كار است و سعادت و شقاوت ابدى او در گرو اعمال ونيّات خواهد بود ، آثار اين باور در گفتار و كردار ، عقايد و افكار او تأثير مستقيم و شگرف مى گذارد و موجب اصلاح هر چه بيشتر او خواهد شد ; چنان كه علت انحراف بشر كنونى ، غفلت از ياد آخرت است (بداية المعارف ، ج2 ، ص 286). از اين رو خداوند متعال بندگان ويژه خود را با وصف «ياد كنندگان آخرت» تمجيد فرموده است: (إِنّا أَخْلَصْناهُمْ بِخالِصَة ذِكْرَ الدّارِ)  ; «ما آنان را خالص كرده ] و به مقام مُخلَصين رسانديم [ به اين سبب كه فقط به ياد آخرت بودند»(ص: 46).
ويژگى هاى عالم آخرت: آخرت وجهه ملكوتى و ظهور تام دنيا محسوب شده و همچون سكه اى دو رو ، مجموعاً يك واحد به شمار مى آيند (الميزان ، ج2 ، ص 104) (يَعْلَمُونَ ظاهراً مِنَ الْحَياةِ الدُّنْيا وهُمْ عَنِ الآخِرَة هُمْ غافِلُونَ) آنان فقط ظاهرى از زندگى دنيا را مى دانند ، و از آخرت غافل اند ( روم: 7).
آن عالم حدّ وسط جهان مجردات عقليه و جسمانيات ماديّه قرار دارد (اسفار اربعه ، ج9 ، ص 335).
آخرت داراى زمين و آسمان هاست ، اگر چه با زمين و آسمان هاى دنيا از بعضى جهات متفاوت است (الميزان ، ج11 ، ص 24 (يَوْمَ تُبَدَّلُ الأَرْضُ غَيْرَ الأَرْضِ وَالسَّماواتُ…)  ; «در آن روز كه اين زمين به زمين ديگر ، و آسمان ها ] به آسمان هاى ديگر [ مبدّل مى شود (ابراهيم:48) ; (مجمع البيان ، ج6 ، ص 94 ; الكشاف ، ص 636 ، تفسير كبير ، ج19 ، ص 146). آن سرا ، محل ظهور و تجلّى مالكيت مطلقه الهى (الميزان ، ج2 ، ص 179) و كشف حقايق اشيا و تعيّن اجزاء ، و تبديل شدن جهان غيب به جهان شهادت است. (الميزان ، ج7 ، ص 54 ; ج 11 ، ص 14 ; ج16 ، ص 391) و داراى حيات حقيقى و محض بوده و سراسر زندگى است (شرح العقيدة الطحاويه ، ص 120 ; الكشاف ، ص 957 (إِنَّ الآخِرَةَ لَهِىَ الْحَيَوان) (عنكبوت: 64). ماده و جسم آن ، زمين و آسمان ، با غ و ميوه ها ، آتش و عذاب آن همگى جاندار ، شاعر و آگاهند. (مجمع البيان ، ج8 ، ص 40 ; الميزان ، ج18 ، ص 205 ; تفسير كبير ، ج25 ، ص 92).
پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) فرموده است: سال هاى آخرت وصف ناشدنى ، روزهاى آن بى شمار و ساكنان آن جاودانه اند (بحارالأنوار ، ج54 ، ص 356) وفنا و پيرى و كهنگى به آن راه ندارد (الميزان ، ج16 ، ص 149).
اما محدود بودن آن به عمر آسمان ها و زمين (مادامَتِ السَّماواتُ وَالأَرْض) (هود ، 108) به اين جهت است كه مطلق آسمان ها و زمين ، از اين حيث كه آسمان و زمين اند ، ابدى و روشن به نور پروردگارند ، اگر چه آسمان و زمين دنيايى فانى است (الميزان ، ج11 ، ص 24).
نعمت هاى آخرت خالص از نقمت و سعادت آن خالص از شقاوت است ; چنان كه نقمت و شقاوت آن نيز همين گونه است. (همان ، ج12 ، ص 20).
ويژگى هاى اهل آخرت
1. عدم تكليف: اهل آخرت از تكليف معافند (شرح المواقف ، ص 379 ; اوائل المقالات ، ص 91ـ 92) زيرا با وجود تكليف ، امكان ايصال ثواب به مطيع نخواهد بود و حال آن كه بهشت محل ايصال ثواب است (كشف المراد ، ص 105).
2. آزادى و اختيار: اهل آخرت در انجام اعمال آزاد و مختار بوده و هيچ گونه اجبار و اضطرارى براى آنها نيست (اوائل المقالات ، ص 92). با اين حال از بهشتيان فعل قبيح صادر نمى شود ، چون انگيزه كار قبيح در آنها وجود ندارد ، اما اهل جهنم گاهى مرتكب كار قبيح مى شوند.چنان كه قرآن كريم از دورغ گويى جهنمّيان خبر مى دهد: (وَلَوْ تَرى إِذْ وُقِفُوا عَلى النّارِ فَقالُوا يا لَيْتَنا نُرَدُّ وَلا نُكَذِّبُ بِآياتِ رَبِّنا وَنَكُونَ مِنَ الْمؤْمِنين* بَلْ بَدالَهُمْ ما كانُوا يُخْفُونَ مِنْ قَبْلُ وَلَوْ رُدُّوا لَعادُوا لِما نُهُو عَنْهُ وَإِنَّهُمْ لَكاذِبُون)(انعام: 27) و ترديدى در قبح دروغ نيست (اوائل المقالات ، ص 92).
3. معرفت به ذات الهى: اهل آخرت عارف به ذات الهى بوده و تمام حوادثى را كه در دنيا بر آنان گذشته است نيز به ياد مى آورند (امالى سيد مرتضى ، ج4 ، ص 15 ; التبيان ، ج5 ، ص 29) زيرا اگر آنچه به آنها از پاداش و كيفر مى رسد ، ندانند از ناحيه چه كسى صورت گرفته و به چه جهت است ، عنوان پاداش و كيفر بر آن صادق نخواهد بود ، حال آن كه آنچه در آخرت به انسان مى رسد ، قطعاً پاداش يا كيفر اعمال اوست (شرح نهج البلاغه ، ج5 ، ص 142).
4. تناسب پاداش با عمل: پاداش اهل آخرت متناسب با اعمال آنان ، (بداية المعارف ، ج2 ، ص 286) و ملازم آنهاست (الميزان ، ج11 ، ص 14 ; ج 15 ، ص71). (كُلّ إِنْسان أَلْزَمْناهُ طائِرَهُ فِى عُنُقِهِ)  ; «هر انسانى ، اعمالش را بر گردنش آويخته ايم ( اسراء: 13). از اين رو جايى براى عذرخواهى باقى نمى ماند ، زيرا عذرخواهى در جايى مفيد است كه پاداش قابل انفكاك از عمل باشد (الميزان ، ج11 ، ص 14) (لا تَعْتَذِروُا الْيَوْمَ إِنَّما تُجْزَونَ ما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ)  ; «اى ] كافران! [ عذرخواهى نكنيد ، پاداش شما ، نفس عملى است كه انجام داديد» (تحريم: 7).
5. رابطه صميمى بهشتيان: در آخرت بين نيكوكاران انس و الفت ، صفا و صميميت برقرار است (الكشاف ، ص 642 (إخواناً على سُرُر مُتَقابِلين)  ; «همه برادرانه بر تخت ها رو به روى يكديگر نشسته اند» (حجر : 47). امّا در اجتماع بدكاران تنفر و بيزارى از يكديگر و ناسزاگويى حكمفرماست (الكشاف ، ص 1052 (إِنَّ ذلِكَ لَحَقٌّ تَخاصُمُ أَهْلِ النّارِ) . اين گفت و گوى خصمانه دوزخيان قطعاً راست است. (ص: 64).
6. سرنوشت جداگانه: در آنجا هر كس سرنوشت جداگانه دارد ، زيرا آن جهان ، جهان فعليت هاى محض است و فعليت هاى محض از يكديگر تأثير نپذيرفته و با يكديگر تركيب نمى شوند (عدل الهى ، ص 198).
منازل آخرت
آخرت داراى منازلى است ; از قبيل لحظه مرگ ، قبر ، حشر ، صراط ، ميزان ، حساب و تطاير كتب.
1. لحظه مرگ ، آخرين روز دنيا و اولين روز آخرت است. در آن لحظه مال ، فرزند و اعمال خوب و بد انسان (شرح اصول كافى ، ج1 ، ص 51) تمثّل پيدا مى كنند (فتح البارى ، ج8 ، ص 430) و ملائكه از آسمان نزد محتضر حاضر مى شوند (الميزان ، ج8  ،ص 137).
2. قبر يا عالم برزخ: پس از آن كه مرده را در قبر گذاشتند ، دو ملك وارد قبر شده و از مسائل اعتقادى خدا ، پيامبر ، امام ، دين ، كتاب و قبله سؤال مى كنند (اوائل المقالات ، ص 75 ; بحارالانوار ، ج6 ، ص 202 ; شرح المقاصد ، ج5 ، ص 118). رسول اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم) مى فرمايند: قبر ، اول منزل از منازل آخرت است ،اگر از آن نجات يافت ، منازل بعد آسان تر است ، و الاّ سختى پس از آن كمتر از قبر نيست (معارج اليقين فى اصول الدين ، ص 485).
اين مرحله براى نيكوكاران باغى از باغ هاى بهشت و براى بدكاران ، حفره اى از حفره هاى جهنم است (بحارالانوار ، ج6 ، ص 205) و تا قيامت كبرى در آن خواهند ماند. (معاد ، ص 52) ، (وَمِنْ وَرائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلى يَوْمِ يُبْعَثُونَ) (مؤمنون:100). البته اين امور همگى مربوط به بدن مثالى است ، زيرا برزخ و قبر ، هر دو بيان يك واقعيت اند (شرح العقيدة الطحاويه ، ص 396 ; بحارالانوار ، ج6  ، ص 268 ; منشور جاويد ، ج9 ، ص 238).
3. نشانه هاى قيامت (اشراط الساعه): پس از اين مرحله و پايان يافتن عمر دنيا ، رستاخيز فرا مى رسد ، كه داراى نشانه ها و مقدماتى است ; از قبيل: خروج مهدى (عج) ، پديدار شدن دودى در آسمان ، ظاهر شدن دجّال ، بيرون آمدن جنبده اى از زمين ، هجوم يأجوج و مأجوج ، طلوع خورشيد از مغرب ، بازگشت حضرت عيسى (عليه السلام) و تحولات كيهانى (لمعة الاعتقاد ، ص 134 ; و مجمع البيان ، ج4 ، ص 405 ; شرح احقاق الحق ، ج3 ، ص 213).
4. نفخ صور: در اين هنگام در صور (شيپور) دميده شده و همه مردگان ناگهانى و وحشت زده از قبور سر برآورده و نداى الهى را لبيك مى گويند ، (مجمع البيان ، ج6 ، ص 391  ; الكشاف ، ص 767 و 1050 ; تفسير كبير ، ج23 ، ص 121 ; تصحيح اعتقادات الاماميه ، ص 98 (وَنُفِخَ فِى الصُّورِ فَإِذا هُمْ مِنَ الأَجْداثِ إِلى رَبِّهِمْ يَنْسِلُونَ) (يس:51). نفخ صور دو مرحله دارد: اماته و احياء و به صيحه ، صاخه ، زجره ، رجفه (كه همگى به معناى فرياد است) نيز در قرآن تعبير شده است (منشور جاويد ، ج9 ، ص 279267).
5. ميزان اعمال: آن گاه همگى در صحنه محشر براى حسابرسى گرد آمده و به انتظار به سر مى برند: (إِنَّ إِلَيْنا إِيابَهُمْ* ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنا حِسابَهُمْ) (غاشيه:25ـ 26) در اين هنگام ميزان هاى سنجش گذاشته شود: (وَنَضَع المَوازِين القِسْط…) (انبياء:47) و به حساب همگى رسيدگى مى شود (شرح المواقف ، ص 321) ، اگر چه در كيفيت «ميزان» بين متكلمان اختلاف وجود دارد ، در اصل وجود آن هيچ اختلافى نيست (الاعتقادات ، ص 73 ; نخبة اللآلى ص 124 ; الأربعين فى اصول الدين ، ص 19 ، الاقتصاد ، ص 52 ; الكشاف ، ص 823 ، 783 و 1379 ; تفسير كبير ، ج22 ، ص 176 ، 177 ; شرح المقاصد ، ج5 ، ص 120ـ 121 ; شرح العقيدة الطحاويه ، ص 404 ; مجمع البيان ، ج7  ، ص 90).
از امام صادق (عليه السلام) درباره «الموازين القسط» سؤال شد ، فرمود: ميزان ها پيامبران و اوصياى آنهاست (بحارالأنوار ، ج7 ، ص 243). محاسبه انبيا و امامان معصوم (عليهم السلام) مستقيماً توسط خداوند متعال انجام مى شود و محاسبه اوصيا توسط پيامبران صورت مى گيرد و محاسبه امت ها را اوصيا انجام مى دهند (الاعتقادات ، ص 73). در زيارت مخصوصه حضرت امير مؤمنان (عليه السلام) آمده است:«اَلسَّلامُ عَلى يَعْسُوبِ الإِيمانِ وَمِيزانِ الأَعْمال» ; «سلام بر پيشواى ايمان و ميزان اعمال» (مفاتيح الجنان ، زيارت چهارم حضرت (عليه السلام)  ، ص 550).
6. شاهدان اعمال و گواهان دادگاه الهى: هنگام حسابرسى در دادگاه الهى ، همه شاهدان اعمال ، حضور داشته و آماده گواهى دادن هستند. اولين شاهد ، خودِ خداوند متعال است: (ثُمَّ اللّهُ شَهِيدٌ عَلى ما يَفْعَلُون) (يونس:46) ، سپس پيامبران الهى (نساء:14) ، فرشتگان ناظر اعمال (انفطار:11ـ13) ، مكان انجام عمل (زلزله:4ـ5) ، زمان انجام عمل (بحارالأنوار ، ج7 ، ص 305) ، قرآن كريم (بحارالأنوار ، ج7 ، ص 319) ، نامه اعمال (اسراء: 13) و اعضاى بدن (نور:24 ، يس:65 ; فصّلت:20ـ 22) (الكشاف ، ص 522 ، 1143 و 1352 ; مجمع البيان ، ج1 ، ص 417 ; ج9 ص 17 و ج8 ، ص 285 ; شرح المقاصد ، ج5 ، ص 118).
7. تطاير كتب: پس از حسابرسى ، انسان ها به سه گروه تقسيم مى شوند: گروهى كه هيچ حسنه اى در نامه اعمال آنان نيست وگروهى كه هيچ سيّئه اى در نامه اعمال ندارند ، جايگاه اين دو گروه مشخّص است. اما گروه سوم كه اكثريت را تشكيل مى دهند آنهايند كه در پرونده آنان هم عمل صالح است و هم طالح: (خلطُوا عَملاً صالحاً وآخر سيّئاً) (توبه:102). اين گروه بى تابانه براى دريافت نامه اعمال خود لحظه شمارى مى كنند. در اين هنگام نامه اعمال هر كس به پرواز درآمده و به سوى او نزديك مى شود ، تا اين كه يا در دست راست او قرار مى گيرد و بهشتى مى شود و يا به دست چپ او قرار مى گيرد و جهنمى مى گردد (احياء علوم الدين ، ج4 ، ص 520 و شرح العقيدة الطحاويه ، ص 404).
8. پل صراط: پس از دريافت نامه اعمال مى بايست از گذرگاهى همگانى كه پلى است از مو باريك تر و از لبه شمشير تيزتر (شرح العقيدة الطحاويه ، ص 401 ; بحارالأنوار ، ج8 ، ص 64) و روى دوزخ نصب شده است عبور كنند (شرح المواقف ، ص 320 ; شرح المقاصد ، ج5 ، ص 119ـ 120 ; الأربعين فى اصول الدين ، ص 19 ; كشف المراد ، ص 576) (وَإِنْ مِنْكُمْ إِلاّ وارِدُها كانَ عَلى رَبِّكَ حَتماً مَقْضِيّاً)  ; «و هيچ كدام از شما نيست مگر اين كه وارد آن (دوزخ) مى گردد ، اين امرى حتمى از جانب پروردگار توست» (مريم:71). البته هنگام عبور مؤمنان ويژه ، دوزخ خاموش است (الكشاف ، ص 739 ; حلية الأولياء ، ج5 ، ص 212) و ساير پرهيزكاران به عنايت الهى از آن عبور مى كنند ، اما ستم كاران در آن سقوط مى نمايند (الكشاف ، ص 1274 ; الأربعين فى اصول الدين ، ص 19) حقيقت اين صراط با توجه به روايات (نهج البلاغه ، خطبه16 ، ص 48) مى تواند تجسّم همان صراط دنيوى باشد ، يعنى صراط مستقيم (تقوى) كه پرهيزكاران آن را برگزيده و ستمكاران از آن منحرف شده اند (الأربعين فى اصول الدين ، ص 19 ; منشور جاويد ، ج9 ، ص 348ـ 349) ، و يا مى تواند حجت هاى الهى باشد ، كه هر كس در دنيا آنان را شناخته و اطاعت نموده در آخرت اجازه عبور از صراط جهنم را مى يابند (الاعتقادات فى دين الإماميّة ، ص 70).
9. اعراف: از ديگر منازل آخرت ، اعراف است: (وَعَلى الأَعْرافِ رِجالٌ) (اعراف: 46ـ 49). اعراف جايگاه بلندى است كه موقعيتى جدا از بهشت و دوزخ دارد (مجمع البيان ، ج4 ، ص 260ـ 261) بر آن مردانى قرار دارند كه به همه بهشتيان و دوزخيان اِشراف دارند ; آنان آگاهى خاصى دارند ، كه همه اهل محشر را از نظر سرنوشت مى شناسند (تصحيح اعتقادات اماميه ، ص 106 ; غاية المرام ، ج3 ، ص 69). اين گروه در واقع مجريان اراده خداوند بوده و به تنظيم امور مى پردازند (منشور جاويد ، ج9 ، ص 358). مقصود از اعرافيان انبيا و شهدا (تفسير كبير ، ج14 ، ص 87) و يا امامان معصوم هستند (الاعتقادات ، ص 70). حضرت فاطمه زهرا (س) مى فرمايد:«از پدرم درباره آيه شريفه (46اعراف) پرسيدم ، فرمود: آنان دوازده امام بعد از من مى باشند» (كفاية الأثر ، ص 194) و اميرمؤمنان (عليه السلام) فرمود:«ما بر اعراف استقرار داشته و يارانمان را به سيمايشان مى شناسيم» (غاية المرام ، ج3 ، ص 69) .ممكن است ، گروه هاى ديگر نيز در اعراف مستقر باشند ، از قبيل: گنهكارانى كه اميد شفاعت دارند (تفسير كبير ، ج14 ، ص 88 ; الكشاف ص 397 ، شرح المواقف ، ص 311) و يا اطفال و مجانينى كه در دنيا ، تكليف از آنان ساقط بوده است (تصحيح اعتقادات اماميه ، ص 106)   ك مدخل اعراف.
10. بهشت و جهنّم: آخرين منزل آخرت ، بهشت و دوزخ است ، كه اكثر متكلمان معتقدند هم اكنون وجود دارد ، هر چند در اين كه در كجا قرار دارد ، اختلاف نظر دارند (كشف المراد ، ص 576 ; الاعتقادات ، ص 79 ; مجمع البيان ، ج1 ، ص 129 ; گوهر مراد ، ص 482 ; شرح المواقف ، ص 301 ; شرح المقاصد ، ج5 ، ص 105ـ 109).
نكته: منازل و حالات ياد شده عقلاً امكان وقوع دارند و خداوند متعال نيز وقوع آنها را خبر داده است ، بنابراين تصديق و ايمان به آنها واجب است (كشف المراد ، ص 575 ; شرح المواقف ، ص 320).

منابع
«احياء علوم الدين»  ، الغزالى ، محمد بن محمد ، 505 ، دارالمعرفة ، بيروت ; «الأسفار الأربعه»  ، الشيرازى ، صدرالدين ، محمد (1050) ، دار احياء التراث ، بيروت ، 1981 ; «الأربعين فى اصول الدين»  ، غزّالى ، محمد بن محمد  ، م 505 ، دار الجيل ، بيروت ، بى تا ; «الاعتقادات»  ، مفيد ، محمد بن نعمان  ، م 413 ، تحقيق: عصام عبدالسّيد ، ناشر: دارالمفيد ، قم ، 1414 ;«الاقتصاد الهادى إلى طريق الرشاد»  ، الطوسى ، ابوجعفر ، محمد بن الحسن460 ، تحقيق: الشيخ حسن سعد ،ناشر: مكتبة جامع چهلستون ، 1400 ; «الأمالى»  ، السيد المرتضى  ، تحقيق و تصحيح: الشيخ احمد بن الأمين الشنقيطى ، ناشر: مكتبة آية اللّه العظمى المرعشى النجفى ، 1325ـ 1907 ;«اوائل المقالات»  ، مفيد ، محمد بن نعمان  ، م 413 ، زنجانى ; «بحارالانوار»  ، مجلسى ، علاّمه محمدباقر م 1111 ، ناشر: مؤسسة الوفاء ، بيروت ، 1403هـ ، 1983م ; «بداية المعارف الإلهية»  ، خرازى ، سيد محسن ، معاصر ، مركز مديريت حوزه علميه ، قم ; «التبيان»  ، الطوسى ، محمد بن الحسن460 تحقيق: احمد حبيب قصير العاملى ، ناشر: مكتب الأعلام الاسلامى ، 1409 ; «تصحيح اعتقادات الإماميه»  ، مفيد ، محمد بن نعمان ، 413 ، ناشر ، دارالمفيد ، بيروت ، تحقيق: حسين درگاهى ، لبنان ، 1414 ;  «التفسير الكبير»  ، 30جلدى ، الفخر الرازى ، ناشر: داراحياء التراث العربى ، بيروت ; «حلية الأولياء و طبقات الأصفياء»  ، الإصبهانى ، ابونعيم ، احمد بن عبداللّه ، ناشر: دارالكتب العربى ، بيروت ، 1405 ; «شرح اصول كافى»  ، مازندرانى ، ملاّ محمد صالح ، م1081 ، تعليقه ميرزا ابوالحسن شعرانى ; «شرح العقيدة الطحاوية»  ، تك جلدى ، الحنفى ،ابن ابوالعزّ ناشر: المكتب الإسلامى ، بيروت ، 1391ق ; «شرح المقاصد» ده جلدى ، التفتازانى ، سعدالدين ، تحقيق: دكتر عبدالرحمان عميرة ، منشورات الشريف الرضى ، قم ، ايران ، 1409هـ.ق ; «شرح المواقف»  ، الايجى ، قاضى عضدالدين ، عبدالرحمان بن احمد ، شارح: سيد شريف ، على بن محمد الجرجانى ، مطبعة: السعادة1325هـ.ق ; «شرح نهج البلاغه»  ، ابن ابوالحديد 656 ، تحقيق: محمد ابوالفضل ابراهيم ، ناشر: دار احياء الكتب العربية ،  1378ـ 1959 ;«الصحاح»  ، جوهرى ، اسماعيل بن حمّاد م 393 ، احمد عبدالغفور ، ناشر: دارالعلم للملاين ، بيروت ، بى تا ; «عدل الهى»  ، مطهرى ، شيخ مرتضى ، م1358 ، ناشر: صدرا ، تهران ، 1372 ; «علل الشرايع»  ، صدوق ، ابوجعفر ، محمد بن على ابن بابويه ، م 381 ، تحقيق على اكبر غفارى ، مؤسسه اعلمى للمطبوعات ، بيروت ، 1408 ; «غاية المرام»  ، البحرانى ره ، السيد هاشم 1107 ، تحقيق: السيد على عاشور ; «فتح البارى شرح صحيح البخارى»  ، عسقلانى ابن حجر  ، شهاب الدين م 852 ، دارالمعرفة لطباعة والنشر ، بيروت ;«الكشاف»  ، تك جلدى ، الزمخشرى ، جار اللّه محمد بن عمر ، بى تا بى جا ; «كشف المراد»  ، حلّى علاّمه يوسف بن حسن بن مطهر  ، تصحيح علاّمه حسن زاده آملى ، ناشر جامعه مدرسين  ، قم ، 1417 ; «كفاية الأثر فى النص على أئمة الاثنى عشر»  ، الخزاز القمى ، 400 ، ناشر: انتشارات بدار ، 1401 ، تحقيق: السيد عبداللطيف الحسنى ; «گوهر مراد»  ، لاهيجى ، ملاعبدالرزاق  ، انتشارات كتابفروشى اسلاميه ، تهران ، بى تا ; «لسان العرب»  ، ابن منظور علاّمه جمال الدين محمد بن مكرم م 711 ، نشر ادب حوزه ، 1405 ; «لمعة الاعتقاد الهادى إلى سبيل الرشاد»  ، قدامه ، ابومحمد عبداللّه بن احمد  ، تحقيق: بدر بن عبداللّه البدر نا شر: الدار السلفيه ، كويت ، 1406 ; «مجمع البحرين»  ، طريحى ، شيخ فخرالدين ، م1085 ، دفتر نشر فرهنگ اسلامى ، بى تا ; «مجمع البيان فى تفسير القرآن»ده جلدى ، الطبرسى ، امين الاسلام ، ابوعلى ، الفضل بن الحسن ، تحقيق: لجنة من العلماء والمحققين ، 1415 ، ناشر: مؤسسة الأعلمى للمطبوعات ، بيروت ; «معاد»  ، مطهرى ، شيخ مرتضى ، م1358 ، ناشر: صدرا ، تهران ، 1373 ; «معارج اليقين فى اصول الدين»  ، السبزوارى ،الشيخ محمد  ، قرن 7 تحقيق:علاء آل جعفر ، ناشر: مؤسسة آل البيت ، 1413 ; «مفاتيح الجنان»  ، قمّى ، شيخ عباس ، م 1359هـ ، ترجمه الهى قمشه اى ، تصحيح حاج حسن تفكّرى ، ناشر انتشارات فاطمة الزهراء (س) ، قم ، 1383ش ;«المفردات»  ، راغب اصفهانى م 502 ، سيد گيلانى ، دارالمعرفة ، لبنان ، بى تا ; «الميزان فى تفسير القرآن»  ، طباطبايى ، علاّمه سيد محمدحسين ، م1402 ، مؤسسه اعلمى للمطبوعات ، بيروت ، 1403هـ ; «منشور جاويد»  ، سبحانى ، شيخ جعفر ، معاصر ، ناشر: انتشارات مؤسسه سيدالشهداء(عليه السلام) ، 1369ش ; «نخبة اللآلى»  ، الحلبى ،محمد بن سليمان ، ناشر: مكتبة الحقيقة ، اسلامبول ، 1407 ; نهج البلاغه  ، سيد رضى  ، تحقيق: شيخ محمد عبده ، دار المعرفة ، بيروت ، لبنان ، بى تا.
برچسب ها: روانشانسی

مرتبط نوشته ها

نامه ای سرگشاده به دختران بی حجاب وطنم
دیدگاه

نامه ای سرگشاده به دختران بی حجاب وطنم

26 مهر, 1404
جهانى شدن و چگونگىِ سير از كثرت به وحدت
دیدگاه

جهانى شدن و چگونگىِ سير از كثرت به وحدت

5 مهر, 1404
نقش رویکرد سیاسی امام خمینی در ارتقاء شیوه اجتهاد حوزوی
دیدگاه

نقش رویکرد سیاسی امام خمینی در ارتقاء شیوه اجتهاد حوزوی

31 شهریور, 1404
عفاف و حجاب؛ تمایز مفهومی و چالش‌های حکمرانی فرهنگی
دیدگاه

عفاف و حجاب؛ تمایز مفهومی و چالش‌های حکمرانی فرهنگی

30 شهریور, 1404
فقدان سیره متشرّعه و نقش آن در استنباط
دیدگاه

فقدان سیره متشرّعه و نقش آن در استنباط

23 شهریور, 1404
هزار و پانصد سال تابش نور نبوی
دیدگاه

هزار و پانصد سال تابش نور نبوی

23 شهریور, 1404
نوشته‌ی بعدی

دیدگاه های فقهی آیت الله شبیری زنجانی در مورد رؤیت هلال

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مطالب

تعامل دین و توسعه، امکان یا امتناع

تعامل دین و توسعه، امکان یا امتناع

26 آبان, 1404
نامه ای سرگشاده به دختران بی حجاب وطنم

نامه ای سرگشاده به دختران بی حجاب وطنم

26 مهر, 1404
نكته هايى درباره جهانى شدن

نكته هايى درباره جهانى شدن

12 مهر, 1404
دين و فرهنگ بر پايه متون باستانى ايرانى

دين و فرهنگ بر پايه متون باستانى ايرانى

10 مهر, 1404
بارگذاری بیشتر
دبيرخانه دين‌پژوهان كشور با هدف تعميق، توسعه و ترويج پژوهش‌هاي ديني، بهينه‌كردن اطلاع رسانى، پشتيبانى از مراكز دين‌پژوهى و پژوهشگران ديني، فعاليت می کند. اين دبيرخانه از نظر تشكيلات و سازماندهي در ابتدا تحت پوشش و حمايت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و سپس پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات قرار گرفت و در ادامه کار با پيشنهاد دبير شورای برنامه‌ريزی دين‌پژوهان و موافقت مسئولان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، به عنوان مؤسسه‌ای غيردولتی و غيرانتفاعی به ثبت رسيد.
 
دفتر مركزى در قم
نشاني: قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی ، دبيرخانه دين‌پژوهان
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵
آدرس سایت:
www.dinpajoohan.com

پست الکترونيک:
info@dinpajoohan.com

 

نقل مطلب با ذکر منبع آزاد است.

کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به دبیرخانه دین پژوهان کشور می باشد.