• خانه
  • مقالات
  • گفتگو
  • دیدگاه
  • بازتاب
  • اخبار
    • اخبار ادیان و مذاهب
    • اخبار دین پژوهی
    • اخبار علمی فرهنگی
    • اخبار موسسه
  • تماس باما
  • درباره ما
  • خانه
  • مقالات
  • گفتگو
  • دیدگاه
  • بازتاب
  • اخبار
    • اخبار ادیان و مذاهب
    • اخبار دین پژوهی
    • اخبار علمی فرهنگی
    • اخبار موسسه
  • تماس باما
  • درباره ما
Home دیدگاه

علم طب از نظر ما علم دینی است ؛ حقیقت انسان روح است نه بدن

4 اسفند, 1398
در دیدگاه
0

در پیام معظم‌له به‌ این همایش آمده است:

جریان طب غیر از جریان بیطاری است و انسان، انسان است و حیوان، حیوان است. انسان دو حقیقت نیست یک بدن و یک روح. انسان یک حقیقت است که اصلش روح و ابزارش تن است. ممکن نیست با ابزار بیمار بتوان روح سالم داشت، چه‌این‌که روح سالم ابزار بیمار را تحمل نمی‌کند. علم طب از منظر ما یک علم دینی است زیرا علم دینی مخصوص فقه و اصول و امثال ‌این‌ها نیست. تمایز علوم به تمایز موضوعات است. علم یک سلسله مسایلی دارد که‌ این مسایل را وقتی منحل می‌کنید به «مسئله، مسئله» می‌رسید، پنج عنصر دارد که چهار عنصر آن فرعی‌اند و یک عنصر آن اصلی، هر مسئله هدفی دارد که بر خود مسئله مترتب است، یک محمول دارد یک نسبت دارد و یک موضوع و دیگری هم آن منشأ اساسی‌ این موضوع است. تمایز علوم و دانش‌ها به تمایز اهداف و اغراض نیست زیرا هدف و غرض متفرع بر مسئله است، تا مسئله سامان نپذیرد غرض بر او مترتب نمی‌شود. در فضای مسئله، محمول بار موضوع است، وصف موضوع است، گزاره‌ای از گزاره‌های موضوع است، حرف اصلی علم را محمول مسئله نمی‌زند. نسبت هم تابع طرفین است، فرع بر موضوع و محمول است هرگز زمام علم به دست نسبت بین موضوع و محمول نیست. عوارض دیگری هم که مسئله را همراهی ‌کند آن‌ها هم نظیر امور گذشته، تابع موضوع‌ هستند. اولین و اساسی‌ترین حرف مسئله را موضوع مسئله می‌زند؛ قهراً حرف اساسی را موضوع علم می‌زند، زیرا موضوع علم در مسایل به صورت موضوعات گوناگون ظهوری و بروزی دارد. پس تمایز علوم به تمایز موضوعات است.

در علم طب موضوع، بدن انسان است نه بدن حیوان، آن بدن حیوان موضوع علم بیطاری است اما موضوع طب بدن انسان است.‌ این بدن فرع است و حقیقت انسان اصلی دارد به نام روح و بدنی دارد به نام فرع و‌ این انسان که موضوع علم طب است فعل خداست. بحث در فعل خدا بحث دینی است بحث غیر دینی نخواهد بود. همان‌طوری که بحث در قرآن بحث دینی است چون قرآن قول خداست، بحث درباره جهان‌شناسی، جهان فعل خداست، آسمان فعل خداست، زمین فعل خداست، انسان فعل خداست. ما علم غیر دینی در فضای دانشگاه‌ها نداریم. آنچه متأسفانه در دانشگاه‌های فعلی مطرح است لاشه علم مطرح است نه خود علم یعنی‌ این انسان که فعل خداست آغازی دارد که «هو الاول» است و انجامی دارد که «هو الآخر» است. آن آغاز، این انسان را به‌عنوان‌ آینه خدا می‌داند. ما آن «هو الأول» را گذاشتیم کنار، ‌این «هو الآخر» را گذاشتیم کنار. «انسان از کجا آمده، «رفته کنار،» به کجا می‌رود رفته کنار، ‌این لاشه بی‌روح مانده و فتوا را از آزمایشگاه موش می‌طلبیم. اگر قرآن بفرماید قلبی که به نامحرم می‌نگرد مریض است، باور آن برای ما دشوار است.

در سوره «احزاب» به همسران پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود، شما زن‌ها وقتی با مردها حرف می‌زنید مردانه حرف بزنید نه آهنگین، زنانه سخن نگویید، مردانه سخن بگویید: (فلا تخضعن بالقول فیطمع الذی فی‏ قلبه مرضٌ و قلن قولاً معروفاً)۱ ممکن است اگر زنانه سخن بگویید نامحرم طمع کند. آن کسی که در قلب او طمع هست آن قلب مریض است (فی‏ قلوبهم مرض‏‏)۲ است و اگر کسی غیرت نداشت مریض است. ‌این مرض را باید طب روحی تربیت کند، علم دینی تهذیب کند و تربیت کند و بس. از پر برکت‌ترین اوصاف قلب سالم، غیرت است. غیرت معادل فارسی ندارد. ما در عین حال که به فارسی‌ خیلی ارج می‌نهیم و محبوب ماست، آن هنر و قدرت علمی را ندارد که پا به پای عربی بتواند ترجمان او باشد. غیرت از سه اصل تشکیل می‌شود که ما ناچاریم در فارسی‌ این سه اصل را جدای از هم مطرح کنیم، قهراً‌ این سه اصل مثل سه بند یک غربال‌اند که بین آن‌ها خالی است و برخی از لطایف‌، این وسط‌ها می‌ریزد. غیرت یعنی در حریم غیر دخالت نکردن، اصل یکم؛ غیرت یعنی کسی را به حریم خود راه ندادن، اصل دوم؛ غیرت یعنی شناختن هویت اصلی تا آن سلب و اثبات شناخته بشود، اصل سوم. اگر کسی قلمرو هویت خود را نشناسد نه می‌تواند بیرونی را طرد کند و نه می‌تواند بیگانه‌ای که وارد می‌شود طرد کند. در نهج‌البلاغه امیر بیان علیه السلام آمده است «ما زنی غیورٌ قط»۳ هیچ انسان باغیرتی وارد حریم دیگری نمی‌شود، چرا؟ چون معنای غیرت‌ این است که وارد حریم غیر نشود و هیچ انسان غیرتمندی هم بیگانه را وارد حریم خود نمی‌کند. آن کشوری که نفوذی دارد، آن کشوری که برای استعمار و استبداد و استثمار و امثال ‌این‌ها آماده است و غیر را در حریم حرم خود راه می‌دهد، آن، غیرت ندارد. غیرت‌زدایی چه در جانب ‌این‌که خود شخص وارد حرم غیر نشود، چه ‌این‌که اجازه ندهد بیگانه وارد حریم او بشود، ‌این دو اصل و دو شاخه فرع بر آن است که انسان هویت خود را بشناسد. اگر هویت خود را شناخت، قلمرو خود، حوزه خود، محدوده خود را می‌شناسد، آنگاه نه از محدوده بیرون می‌رود تا بشود ورود در حریم غیر، نه بیگانه را اجازه می‌دهد که به حریم او راه پیدا کند که می‌شود بی‌غیرتی. غیرت از بهترین فضایل و سلامت‌های نفس است. ‌این را از آزمایشگاه موش نمی‌شود گرفت، ‌این را از آزمایشگاه دیگر نمی‌شود گرفت. طب ما طب انسان است، درمان انسان است. تا طبیب غیور نباشد، تا طبیب متدین نباشد، تا طبیب امین نباشد، طبق بیان نورانی امام صادق علیه السلام «طبیب بصیر ثقه»۴ نباشد، سلامت را ندارد، اگر کسی خود بیمار بود چگونه بیماران را درمان می‌کند؟! و چون انسان فعل خداست اگر کسی‌ این فعل را «إرباً إربا» کند روح را نبیند و فقط تن را ببیند، گذشته او را نبیند، فقط فعل را ببیند، ‌آینده او را ننگرد، فقط فعل را ببیند، او لاشه را دارد بررسی می‌کند نه انسان را.

مستحضرید که در فرهنگ قرآن، انسان مرگ را می‌میراند نه بمیرد، انسان با مردن از پوست به در می‌آید نه بپوسد. دین یک حریم شخصی است که با ابدیت ما همراه است، ما هستیم که هستیم که هستیم که هستیم. اگر خدای ناکرده طبیبی بیماری بیمار را تشخیص نداده دست به نسخه‌نویسی کند یا دارو را تشخیص ندهد دست به نسخه‌نویسی کند یا اندازه آن را نداند بیش‌از آن اندازه بیمار را در زحمت بیندازد، همه ‌این‌ها بیماری است.

به هر تقدیر بحثی در دانش اسلامی و دانشگاه اسلامی و علوم اسلامی است که ما بدانیم انسان مثل زمین، مثل آسمان، مثل دریا، مثل صحرا فعل خداست، اولاً؛ فعل خدا مثل قول خداست، ثانیاً؛ همان‌طوری که تفسیر قرآن علم دینی است تفسیر انسان هم علم دینی است و اگر کسی معاذالله آیه‌ای را از سوره جدا کند، جمله‌ای را از قرآن بردارد، صدر آن را حذف کند، یا ذیل آن را حذف کند، یک کلمه از قرآن بگذارد، ‌این قرآن نیست، ‌این لاشه بعضی از کلمات عربی است. قرآن نور است و‌ این نور گذشته خود را حفظ می‌کند، ‌آینده‌ خود را حفظ می‌کند.

بنابراین ما یک علم دینی داریم که اصل جامع است، در کنار‌ این اصل طب اسلامی داریم که طب اسلامی معنایش‌ این نیست که در قرآن یا در روایت گفته باشد که فلان بیماری با فلان دارو حل می‌شود، آن را هم گرچه در بعضی از موارد گفته‌اند اما وقتی انسان موضوع را بشناسد، عوارض را و اعراض را و اغراض را می‌شناسد و‌ این رهبری قرآن کریم است نسبت به طب.

نکته دیگر آن است که ممکن است جاهلی حجر و سنگی بردارد بر گوهری بزند و آن را به خیال خود بشکند، اما نه بر ارج آن جاهل افزوده می‌شود نه بر قیمت سنگ افزوده می‌شود نه از ارزش آن جوهر کم می‌شود. اگر کسی خدای ناکرده به فن شریف پزشکی اهانت کرد یا کتاب دانشوران فن شریف پزشکی را حرمت ننهاد و سنگی برداشت به‌ این کتاب و کتابت زد، نه ارجی پیدا کرد نه بر ارزش سنگ افزود نه از ارزش آن کتاب کم کرد.

وقتی سید شریف رضی رحمه الله علیه،‌ این بزرگوار در مراسم تشییع عالمی که همفکر او نبود هم‌مذهب او نبود کیش دیگری داشت شرکت کرد، به مرحوم سید رضی آن فخر شیعه گفتند چطور شما در تشییع کسی که هم‌مذهب شما نبود همفکر شما نبود شرکت کردید؟! گفت: «إنما رثیت فضله»۵ من مرثیه‌سرایی را برای دانش او کردم، دانش محترم است، علم محترم است، مبادا علم هتک شود، دانشمند هتک شود!

به هر تقدیر ما یک سلامت داریم که‌ این حرف اول را می‌زند و آن سلامت قلب است و انسان اگر قلب سالم پیدا کرد و توانست‌ این سلامت را حفظ کند و در بارگاه منیع الهی به‌عنوان یک انسان سالم بار یابد موفق است. در قرآن کریم از کسانی که قلب سالم دارند، اولاً؛ در دفع بیماری او به‌عنوان بهداشت می‌کوشند، ثانیاً؛ در رفع بیماری او به‌عنوان درمان می‌جوشند، ثالثاً؛ در مراقبت از او کوشا هستند، رابعاً؛ و بعد‌از مرگ با قلب سالم محشور می‌شوند، خامساً؛ (إذ جاء ربه بقلب سلیم)۶ پاداش می‌گیرند، سادساً مستحضرید که عمل خیر انجام دادن یک بخش است، حفظ و نگهبانی و نگهداری آن عمل تا صحنه معاد مطلب دیگری است. خدای سبحان برای آن روز ابد فرمود: (من جاء بالحسنه فله عشر أمثالها)7 یعنی کسی در دنیا کار خیر کرده باشد، اولاً؛ تا لحظه مرگ کوشا باشد آن را حفظ کند، ثانیاً؛ طامه مرگ او را از یادش نبرد، ثالثاً؛ دست او پر از عمل صالح باشد، رابعاً؛ وارد محکمه الهی شود، خامساً، پاداش دارد. نفرمود کسی کار خوب بکند بلکه فرمود کسی کار خوب بیاورد یعنی انجام کار خوب یک مطلب است، حفظ و نگهداری و نگهبانی آن مطلب دیگری است،]من جاء بالحسنه[ نه «من فعل الحسنه»، ]من جاء بالحسنه فله عشر أمثالها[.

……………………………………….

 پی نوشتها

۱. سوره احزاب، ‌آیه۳۲.

۲. سوره بقره، ‌آیه۱۰؛ سوره مائده، ‌آیه۵۲؛ سوره انفال، ‌آیه۴۹.

۳. نهج‌البلاغه(صبحی صالح)، حکمت۳۰۵.

۴. تحف‌العقول، ص۳۲۱.

۵. روض‌الأخیار المنتخب من ربیع‌الأبرار، ص۲۳۷؛ صبح الأعشی فی صناعة الإنشاء، قلقشندی، ج‏۱، ص۷۱.

۶. سوره صافات، ‌آیه۸۴.

۷. سوره انعام، ‌آیه۱۶۰.

برچسب ها: روانشانسی

مرتبط نوشته ها

نامه ای سرگشاده به دختران بی حجاب وطنم
دیدگاه

نامه ای سرگشاده به دختران بی حجاب وطنم

26 مهر, 1404
جهانى شدن و چگونگىِ سير از كثرت به وحدت
دیدگاه

جهانى شدن و چگونگىِ سير از كثرت به وحدت

5 مهر, 1404
نقش رویکرد سیاسی امام خمینی در ارتقاء شیوه اجتهاد حوزوی
دیدگاه

نقش رویکرد سیاسی امام خمینی در ارتقاء شیوه اجتهاد حوزوی

31 شهریور, 1404
عفاف و حجاب؛ تمایز مفهومی و چالش‌های حکمرانی فرهنگی
دیدگاه

عفاف و حجاب؛ تمایز مفهومی و چالش‌های حکمرانی فرهنگی

30 شهریور, 1404
فقدان سیره متشرّعه و نقش آن در استنباط
دیدگاه

فقدان سیره متشرّعه و نقش آن در استنباط

23 شهریور, 1404
هزار و پانصد سال تابش نور نبوی
دیدگاه

هزار و پانصد سال تابش نور نبوی

23 شهریور, 1404
نوشته‌ی بعدی

استاد خسرو شاهی درگذشت

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مطالب

تعامل دین و توسعه، امکان یا امتناع

تعامل دین و توسعه، امکان یا امتناع

26 آبان, 1404
نامه ای سرگشاده به دختران بی حجاب وطنم

نامه ای سرگشاده به دختران بی حجاب وطنم

26 مهر, 1404
نكته هايى درباره جهانى شدن

نكته هايى درباره جهانى شدن

12 مهر, 1404
دين و فرهنگ بر پايه متون باستانى ايرانى

دين و فرهنگ بر پايه متون باستانى ايرانى

10 مهر, 1404
بارگذاری بیشتر
دبيرخانه دين‌پژوهان كشور با هدف تعميق، توسعه و ترويج پژوهش‌هاي ديني، بهينه‌كردن اطلاع رسانى، پشتيبانى از مراكز دين‌پژوهى و پژوهشگران ديني، فعاليت می کند. اين دبيرخانه از نظر تشكيلات و سازماندهي در ابتدا تحت پوشش و حمايت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و سپس پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات قرار گرفت و در ادامه کار با پيشنهاد دبير شورای برنامه‌ريزی دين‌پژوهان و موافقت مسئولان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، به عنوان مؤسسه‌ای غيردولتی و غيرانتفاعی به ثبت رسيد.
 
دفتر مركزى در قم
نشاني: قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی ، دبيرخانه دين‌پژوهان
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵
آدرس سایت:
www.dinpajoohan.com

پست الکترونيک:
info@dinpajoohan.com

 

نقل مطلب با ذکر منبع آزاد است.

کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به دبیرخانه دین پژوهان کشور می باشد.