• خانه
  • مقالات
  • گفتگو
  • دیدگاه
  • بازتاب
  • اخبار
    • اخبار ادیان و مذاهب
    • اخبار دین پژوهی
    • اخبار علمی فرهنگی
    • اخبار موسسه
  • تماس باما
  • درباره ما
  • خانه
  • مقالات
  • گفتگو
  • دیدگاه
  • بازتاب
  • اخبار
    • اخبار ادیان و مذاهب
    • اخبار دین پژوهی
    • اخبار علمی فرهنگی
    • اخبار موسسه
  • تماس باما
  • درباره ما
Home دیدگاه

نخبگان دینی احکام را مطابق با واقع نه از روی سلیقه بیان کنند

7 آذر, 1392
در دیدگاه
0

آیت الله موسوی بجنوردی در خصوص حق و کرامت انسانی از دیدگاه اسلام و قرآن معتقد است:

*حقوق در نظر گرفته شده برای انسان در دین مبین اسلام بسیار توسعه یافته تر از حقوق بشر در سازمان های بین الملل است.

*اسلام معتقد است هر چیزی که موجب انحراف جامعه شود جزو حقوق فرد نیست. افراد آزاد نیستند حرفی را بزنند که موجب انحراف جامعه شود.

*اینکه خداوند می فرماید “اکثرهم لایعقلون” به معنی این نیست که بیشتر انسان ها دیوانه هستند بلکه مقصود این است که اقلیتی است که وقتی چیزی گفته شود دنبال چرایی هستند و اندیشه می کنند.

*عده ای وجود دارند که با هیجان و احساس تصمیم می گیرند، ما از انحراف آنها وحشت داریم.

*دین به هیچ عنوان بر خلاف فطرت و عقلانیت انسان صحبت نمی کند لذا هیچ تقابلی بین حکم عقل و حکم شرع نیست.

*باید نخبگان دینی ما احکام دینی را مطابق با واقع نه از روی سلیقه بیان کنند.

* نباید تنها به حرام و حلال ها تاکید کرد، حکم خدا تغییر نکرده بلکه موضوعات اجتماعی تغییر کرده است و وقتی موضوع عوض شود حکم هم عوض می شود.

**

حق و حقوق انسان ها همواره از موضوعات مورد بحث جوامع در طول تاریخ بشریت بوده است، بطوریکه مفاهیم و تعاریف متفاوتی از حق ارائه شده است. در واقع «حق» در معنی مجموعه ای از مقررات اجتماعی و نظام حاکم بررفتار فردی و اجتماعی شهروندان یک جامعه و همچنین مجموعه امتیازات و توانای هایی است که برای هر شخص به رسمیت شناخته شده و دیگران به رعایت آن مکلف می باشند. در مقابل افراد در زندگی اجتماعی نیز موظف به انجام یکسری تکالیف و وظایفی هستند.

همواره ادیان و مکاتب مختلف هر کدام دیدگاه و جایگاه خاصی را برای حق و حقوق انسان ها قائل شده‌اند که در این زمینه دین مبین اسلام همواره با اشرف مخلوقات دانستن مقام انسان، ازرش، جایگاه و کرامت ویژه ای را برای این موجود خلقت ترسیم کرده است.

**

آیت الله موسوی بجنوردی با یادآوری دین مبین اسلام به عنوان کامل ترین و جامع ترین دین الهی معتقد است: حق و حقوق انسان  در دین مبین اسلام بصورت کاملا روشن و واضح بیان شده است. در واقع اسلام ضمن پذیرش تمامی موارد حقوق بشر سازمان های جهانی، به موارد گسترده تری از حق و حقوق انسان اعتقاد دارد.

 

حضرت آیت الله موسوی بجنوردی در گفت‌وگويی تفصیلی به بررسي حق و کرامت انسانی از دیدگاه اسلام و قرآن  پرداخته است که در ادامه مي‌آيد:

 

*با توجه به اینکه حق و حقوق انسان از جمله مفاهیم مورد بحث بین مکاتب  و ادیان مختلف و حتی دولتمردان جهانی بوده است عده ای بر این اعتقاد هستند که هنوز در برخی موارد حق انسان ها به طور کامل ادا نمی شود، نظر شما در این رابطه چیست. اسلام و قرآن چه جایگاهی برای حق و حقوق انسان ها قائل است؟

موسوی بجنوردی: اسلام  به صراحت تمام در رابطه با حق و حقوق انسان تاکید نموده است بطوریکه خداوند در آیه 70 سوره ی اسراءمی فرماید «” وَ لَقَدْ كَرَّمْنا بَني آدَمَ وَ حَمَلْناهُمْ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْر ِ وَ رَزَقْناهُمْ مِنَ الطَّيِّباتِ وَ فَضَّلْناهُمْ عَلى كَثير ٍ مِمَّنْ خَلَقْنا تَفْضيلا ً “» به این معنی که برای انسان کرامت ذاتی قائل هستیم و انسان به موجب انسان بودن خود از این کرامت و فضیلت که تمامی انواع حقوق را در ابعاد مختلف حقوق عمومی، مالکیت، شهروندی، آزادی، حق خصوصی، جزا، بین الملل و غیره درآن گنجانده شده است بهره مند می شود. در واقع انسانی که دارای کرامت ذاتی است ناخودآگاه مستلزم حق و حقوق می شود و کرامت ذاتی بدون حقوق معنایی ندارد و باید یک حقوقی دنباله این کرامت ذاتی باشد.


*در واقع حقوق بشر به معنی امروزی مفهوم نسبتا تازه‌اي است که اولین بار پس از جنگ جهاني دوم در انديشه ‌هاي سياسي غرب مطرح شد و در اعلاميه جهاني حقوق بشر در سال 1948 ميلادي توسط مجمع عمومي سازمان ملل به تصويب رسيد، به نظر شما دین مبین اسلام چه دیدگاهی در خصوص این مصوبه دارد ؟

آیت الله بجنوردی: حقوق در نظر گرفته شده برای انسان در اسلام بسیار وسیع تر و توسعه یافته تر از حقوق بشر در سازمان بین الملل است. در واقع در این آیه شریفه قرآن تمامی حقوق انسانی گنجانده شده است و لذا به اعتقاد من، ما می توانیم با الهام از این آیه قرآن، اعلامیه حقوق بشر که در 46 ماده تنظیم شده است را گسترده تر کنیم، بطوریکه بر این اساس ما نه تنها تمامی موارد زیر نظر قانون حقوق بشر جهانی را می پذیریم بلکه آن را در ابعاد مختلف گستردش می دهیم، چون اسلام به انسان کرامت ذاتی داده است بنابراین طبیعی است که انسان می تواند از تمامی حقوق بهره مند شود و نمی توان این کرامت را تنها در برخی از ابعاد حقوقی انسان خلاصه کرد. بنابراین در جامعه اسلامی ما یک حقوق شهروندی داریم که تمام حقوق شهروندی انسان هم نشات گرفته از این کرامت انسانی است.


*به نظر شما چه تفاوتی بین حقوق انسان در دین مبین اسلام با حقوق انسان در مکاتب دیگر بخصوص مکاتب غربی وجود دارد و چه اشتراکاتی می تواند در این زمینه وجود داشته باشد؟

آیت الله بحنوردی: به عقیده من اسلام وسیعتر از مکاتب دیگر حقوق انسان را پوشش داده است و مکاتب غربی یک نوع مسائل انحرافی، بی بند و باری و مسائلی که موجب انحراف جامعه است را به عنوان حقوق انسان تلقی و آن را آزاد می دانند اما اسلام معتقد است هر چیزی که موجب انحراف جامعه شود جزو حقوق فرد نیست بلکه حقوق عمومی محسوب می شود. افراد آزاد نیستند حرفی را بزنند که موجب انحراف جامعه شود، نباید با استفاده از آزادی های خصوصی خود آزادی های دیگران را در جامعه تخریب و موجب انحراف آنها شویم.


*منظور شما از حقوق مالکیت فکری و معنوی انسان ها که در قرآن کریم نیز به آن تاکید شده است چیست؟ آیا می شود این برداشت را کرد انسان ها بر اساس آن آزاد هستند و می توانند هر طور که مایلند فکر کنند؟

آیت الله بجنوردی: البته حقوق فکری مد نظر اسلام، به این معنا نیست که هر کسی هر طور که مایل است بتواند فکر کند. در واقع حقوق فکری همان قانون کپی رایت، احترام به ایده ها و اندیشه های فکری و معنوی دیگران است. مانند یک نویسنده، در اصطلاح فلسفی به آن حقوق فعلی گفته می شود، بطور کلی انسان ها یک حقوق انفعالی و یک حقوق فعلی دارند، مثلا مهندس تابع علم فعلی است یعنی خودش اندیشه ای درست و پدید می آورد اما در حقوق انفعالی اندیشه ای که وجود دارد آن را پیاده سازی می کند. مثل علم معمار و بنا، بنابراین انسان حق فعلی و انفعالی دارد که می تواند اندیشه ای تولید و یا از اندیشه دیگران استفاده ببرد اما اسلام تاکید دارد در علم انفعالی حق و حقوق افراد صاحب اندیشه باید حفظ شود که به آن حقوق فکری می گویند.


*اشاره ای به حق حریم خصوصی انسان ها از دیدگاه اسلام فرمودید، در این زمینه بیشتر توصیح دهید که از دیدگاه اسلام انسان ها در حوزه خصوصی خود تا چه اندازه آزاد هستند و کسی حق دخالت در حریم خصوصی دیگران را ندارد؟

آیت الله بجنوردی: خانه، ماشین، وسایل، حریم افراد جزء حریم خصوصی انسان ها محسوب می شود  در واقع هر چیزی که متعلق به شخص و به او انتساب دارد را حریم خصوصی می دانیم و تا زمانی که انسان مسائل مربوط به خود را در معرض عموم نگذاشته باشد در حریم خصوصی خود کاملا آزاد است. مگر در مواردی مثل کفریات و افکار انحرافی که بر خلاف شرع و دین باشد اسلام آن را نمی پذیرد که منتشر شود، از نظر اسلام افراد می توانند با زبان و رفتار خود الگوی انسان های دیگر در جامعه باشند، بهترین الگو همان افعال انسان است. بطوریکه قرآن می فرماید «لکو فی رسول لله اسوه حسنه» پیامبر خدا در افعال، کردار، رفتار، گفتار، اندیشه اسوه ای برای جامعه و موجب مصلحت بشریت است، بنابراین از دیدگاه اسلام انسان ها در حریم خصوصی خود آزاد هستند به شرطی که موارد انحرافی درآن تبدیل به رفتار نشود و در جامعه  نیز اشاعه نیابد.


*اشاره ای به انحراف جامعه با انتشار افکار منحرف انسان ها نمودید در واقع یکی از مهم ترین نعمت هایی که خداوند متعال به انسان ها اعطا نموده همان قوه تعقل و تفکر انسان ها است که در این راستا دین اسلام نیز همواره مردم را به تعقل، اندیشه در امور و تصمیم گیری ها رهنمود کرده است. با توجه به منزلت تعقل و تدبر در انسان و توان انسان در انتخاب و تشخیص، آیا درست است همواره افکار و رفتار افراد کنترل شود تا دیگران به خطا نیفتند؟

آیت الله بجنوردی: همه جامعه نخبگان نیستند و این فرمایش شما در صورتی است که همه در جامعه نخبه باشند و این نخبگان جامعه هستند که هر حرف و تفکری را نمی پذیرند و با اندیشه و تفکر حرکت می کنند، اما عده ای وجود دارند که با اندیشه حرکت نمی کنند بلکه با هیجان و احساس تصمیم می گیرند، ما از انحراف آنها وحشت داریم. حضرت علی(ع) می فرماید: “به هر کسی اگر چیزی گفته شد و در مقابل نگفت چرا؟ این فرد از فطرت انسانیت خارج شده است” چون فطرت انسانیت این است که وقتی به آن چیزی گفته می شود چرا می گوید و اگر بدون آن، فکری را پذیرفت یعنی فطرت  و فطرت انسان هیچ چیزی را بدون چرا و علت نمی پذیرد، اما در جامعه افرادی هستند که متاسفانه با هر سر و صدایی تصمیم می گیرند و اینکه خداوند می فرماید “اکثرهم لایعقلون” به معنی این نیست که بیشتر انسان ها دیوانه هستند بلکه مقصود این است که اکثر مردم بدون فکر تصمیم می گیرند و آن اقلیت است که برای همیشه وقتی چیزی گفته شود دنبال چرایی هستند و اندیشه می کند تا قانع شوند.

گرایش به اسلام، راه تربیت نخبه پروری انسان ها است. اسلام می فرماید “علم یاد بگیرید” در واقع زمانی که جامعه ای بیسواد باشد نخبه پروری در آن جامعه وجود ندارد، انسان هایی که سواد ندارد قهرا تعقل و اندیشه بسیار ضعیفی نیز دارند و با فضاهای زرق و برق سریع گمراه  می شوند اما کسانی که علم  و دانش دارند تجزیه و تحلیل می کنند، این افراد همیشه در اقلیت هستند.


*آیا تعارضی بین دین و عقل انسانی وجود دارد؟

آیت الله بجنوردی: ارسطو می گوید انسان به موجب ذات و طبیعت خود، مدنی یعنی قانون گرا،  نظم گرا و جامعه گرا است. به هیچ عنوان یک انسان مدنی مطلبی را بدون دلیل نمی پذیرد و انسان مدنی چیزی را به زور تحمیل نمی کند. یعنی در بحث ها با برهان و منطق حرف می زند و طبیعتا این افراد قانون گرا، نظم گرا و دنبال مدینه فاضله هستند. خداوند انسان را با این سرشت خلق کرده است. بنابراین وقتی دینی هم نازل می شود مطابق همان فطرت انسانی است. وقتی خدا انسان را مدنی باطبع خلق کرده است طبیعتا دین هم در این مسیر حرکت می کند یعنی دین به هیچ عنوان بر خلاف فطرت و عقلانیت انسان صحبت نمی کند و هر چه عقل سلیم می پذیرد دین نیز آن را قبول دارد و لذا هیچ تقابلی بین حکم عقل و حکم شرع نیست. اگر جایی این تعارض دیده شد بیانگر این است که برداشت ما از دین بد بوده است یا اینکه  باید دید آیا عقل انسانی متاثر از انحرافات است یا نه، و لذا شیخ مفید می فرماید” الاحکام الشرعیه الطاف الحکام العقلیه” و تمام احکام شرع از باب “قائده لطف” است چون همان را هم عقل سلیم می گوید و لذا هیچ تقابلی بین عقل و شرع وجود ندارد.


*با توجه به پیچیدگی های دنیاو جامعه امروز و رابطه منطقی عقل و دین، فقها و علمای دینی ما تا چه اندازه به پویایی فقه و احکام اسلامی توجه دارند؟

آیت الله بجنوردی: معتقدم برای پویایی فقه و احکام اسلامی در جامعه باید اقدامات زیادی را انجام دهیم، یعنی باید نخبگان دینی ما احکام دینی را مطابق با واقع نه از روی سلیقه آن را بیان کنند و تنها آن چیزی که شریعت گفته است را بیان کنند و البته این کار هر کسی هم نیست، کار افراد روشنفکر دینی است. یعنی باید افراد مجتهد و صاحبنظر و مسلط به احکام اسلامی باشند در این صورت است که افراد می توانند برای جامعه رهبران خوبی باشند و اسلام را واقعا صحیح بیان کنند، همان چیزی که امام خمینی همیشه به آن تاکید می کردند که لازمه این تفکر همان فقه پویا است. او همیشه این ندا را می داد که “در فقه امروزه باید پویا و عنصر زمان و مکان را دخالت دهیم”، ما نباید تفکر هزار سال قبل  از دین را در ذهن خود بگنجانیم. با توجه به اینکه اسلام یک دین جهانی و برای همه زمان ها و زبان ها نازل شده است لازم است که فقها و علما با یک عینکی به اسلام نگاه کنند که در همه جوامع اروپا، آمریکا، ایران و سایر کشورها نیز قابل پیاده باشد، نباید با دین سلیقه ای رفتار کرد. علت اینکه دین اسلام خاتم الانبیا است و دینی بعد از آن نازل نمی شود این است که عنصر زمان و مکان در آن لحاظ شود، در واقع اجتهاد باید با این دوعنصر زمان و مکان مقرون باشد، یعنی با یک عینک جهان اسلام را تفسیبر کنیم.


*در پویایی فقه بین اهل تسنن و تشیع چه دیدگاه هایی وجود دارد؟ در این ارتباط امتیاز تشیع چیست؟

آیت الله بجنوردی: به دلیل اینکه یکی از منابع تشیع، حکم عقل است لذا شیعه دارای نوعی فقه پویا است و امتیازی که ما با فقه های دیگر داریم این است که ما می توانیم در تعریف و اجرای احکام اسلامی از منابع عقلی استفاده کنیم. با توجه به اینکه عقل همواره بر همه احکام اسلامی حاکم است در این صورت مسلم است باید عنصر زمان و مکان در تفسیر این احکام لحاظ شود، یعنی من باید ببینم در کجا و در چه زمانی قرار گرفته ام بعد تصمیم بگیرم، امروزه موضوعات جوامع به دلیل ترقی و رشد جامعه تغییر یافته است، اسلام هم دین همیشگی و مختص همه مکان ها است، این دین باید جوابگوی همه اعصار و همه مکان ها باشد، بنابراین آن تئوری امام خمینی که فرمودند: «زمان و مکان دراجتهاد دخالت دارد» باید با آن توجه کنیم. مثلا ما زمانی شطرنج را به دلیل اینکه مخصوص قماربازان بود حرام اعلام نموده بودیم اما امروزه از این ورزش فکری در بین جمع کثیری از دانشجویان رایج است، بنابراین می گوییم شطرنج به شرطی که به منظور قماربازی نباشد حرام نیست، در واقع منظور این نیست که در این مسئله حکم خدا تغییر کرده است حکم خدا عوض نمی شود بلکه شرایط و موضوع تغییر یافته است و با توجه به  اینکه حکم هم تابع موضوع است تغییر می کند.


*شما به حق و حقوق انسان ها در زندگی فردی و اجتماعی اشاره ای کردید در این راستا اشاره ای نیز به وظایف و تکالیفی که خداوند بر دوش انسان ها قرار داده است بفرمایید؟

آیت الله بجنوردی: هر کسی باید به تکالیف و وظایف شرعی، فردی و اجتماعی که خداوند همواره به آن تاکید نموده است احترام بگذارد، با توجه به اینکه خداوند انسان را ذاتا موجودی اجتماعی خلق کرده است طبیعتا این افراد در عین اینکه دارای حق و حقوق مشخصی هستند برای زندگی در اجتماع نیز یک سری تکالیف و وظایفی برخوردار اند که به منظور تامین امنیت، رعایت حق و حقوق خود افراد تدوین شده است و از آن به عنوان یک تکلیف شرعی یاد می شود.

به نظر من دین اسلام کامل ترین دین الهی است و اگر مجتهدین روشنفکری در جامعه باشند، مجتهدینی که واقعا مبنای نظری امام خمینی اینکه عنصر زمان و مکان را در احکام شرعی دخالت دهند، می توانند جامعه را به طرف مدینه فاضله مورد نظر پیامبر(ص) سوق دهند و یک جامعه مدنی درست کنند، در چنین جامعه ای است که همه قانون گرا و نظم گرا می شوند و امنیت و عدالت عمومی نیز در آن حاکم می شود، متاسفانه اگر امروزه به دلیل کوتاهی برخی علمای دینی در تفسیر دین بر اساس عنصر زمانی و مکانی، برخی برداشت های نادرست از اسلام و سستی هایی مذهبی بین مسلمانان بخصوص جوانان دیده می شود، در واقع در احکام دینی است. نباید تنها به حرام و حلال ها تاکید کرد، باید گفت حکم خدا تغییر نکرده بلکه موضوعات اجتماعی تغییر کرده است و وقتی موضوع عوض شود حکم هم عوض می شود. مثلا همان موضوع حجاب، نباید حجاب زنان در جامعه را تنها به چادر خلاصه کرد. در واقع روسری هم همان حجاب اسلامی است. در زمان پیامبر زنان روسری داشتند فقط آن را از پشت گوش می بستند که خداوند فرمود سینه را پوشش دهند که در این حکم چانه، مچ دست، صورت استثنا است اگر این موارد رعایت شود حجاب اسلامی است بنابراین حجاب را تنها به چادر خلاصه نکنیم.

 منبع: شفقنا

 

برچسب ها: روانشانسی

مرتبط نوشته ها

نامه ای سرگشاده به دختران بی حجاب وطنم
دیدگاه

نامه ای سرگشاده به دختران بی حجاب وطنم

26 مهر, 1404
جهانى شدن و چگونگىِ سير از كثرت به وحدت
دیدگاه

جهانى شدن و چگونگىِ سير از كثرت به وحدت

5 مهر, 1404
نقش رویکرد سیاسی امام خمینی در ارتقاء شیوه اجتهاد حوزوی
دیدگاه

نقش رویکرد سیاسی امام خمینی در ارتقاء شیوه اجتهاد حوزوی

31 شهریور, 1404
عفاف و حجاب؛ تمایز مفهومی و چالش‌های حکمرانی فرهنگی
دیدگاه

عفاف و حجاب؛ تمایز مفهومی و چالش‌های حکمرانی فرهنگی

30 شهریور, 1404
فقدان سیره متشرّعه و نقش آن در استنباط
دیدگاه

فقدان سیره متشرّعه و نقش آن در استنباط

23 شهریور, 1404
هزار و پانصد سال تابش نور نبوی
دیدگاه

هزار و پانصد سال تابش نور نبوی

23 شهریور, 1404
نوشته‌ی بعدی

نگاه دفاعی به مطالب و موضوعات دینی، مانع تفکر می‌شود + انتقاد از وضعيت پژوهش در کشور

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مطالب

تعامل دین و توسعه، امکان یا امتناع

تعامل دین و توسعه، امکان یا امتناع

26 آبان, 1404
نامه ای سرگشاده به دختران بی حجاب وطنم

نامه ای سرگشاده به دختران بی حجاب وطنم

26 مهر, 1404
نكته هايى درباره جهانى شدن

نكته هايى درباره جهانى شدن

12 مهر, 1404
دين و فرهنگ بر پايه متون باستانى ايرانى

دين و فرهنگ بر پايه متون باستانى ايرانى

10 مهر, 1404
بارگذاری بیشتر
دبيرخانه دين‌پژوهان كشور با هدف تعميق، توسعه و ترويج پژوهش‌هاي ديني، بهينه‌كردن اطلاع رسانى، پشتيبانى از مراكز دين‌پژوهى و پژوهشگران ديني، فعاليت می کند. اين دبيرخانه از نظر تشكيلات و سازماندهي در ابتدا تحت پوشش و حمايت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و سپس پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات قرار گرفت و در ادامه کار با پيشنهاد دبير شورای برنامه‌ريزی دين‌پژوهان و موافقت مسئولان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، به عنوان مؤسسه‌ای غيردولتی و غيرانتفاعی به ثبت رسيد.
 
دفتر مركزى در قم
نشاني: قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی ، دبيرخانه دين‌پژوهان
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵
آدرس سایت:
www.dinpajoohan.com

پست الکترونيک:
info@dinpajoohan.com

 

نقل مطلب با ذکر منبع آزاد است.

کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به دبیرخانه دین پژوهان کشور می باشد.