هفتمین درسگفتار «اندیشه و عمل» با موضوع «امام موسی صدر، ستیز با پوپولیسم» به همت موسسه تحقیقاتی امام موسی صدر برگزار شد. دکتر محمود سریع القلم ، استاد تمام دانشگاه شهید بهشتی و مشاور دکتر حسن روحانی سخنران این درسگفتار بود که ضمن تشریح واژه پوپولیسم و شیوه های کار پوپولیستی، روش های برخوردی امام موسی صدر و مخالفت ایشان با کارهای پوپولیستی را عنوان کرد.
در این گزارش به 11 نکته مهم مطرح شده درباره شخصیت اجتماعی و نظام فکری و عملی امام موسی صدر به عنوان یک روحانی متفاوت در عرصه اجتماع و سیاست اشاره شده است که دکتر سریع القلم در اين نشست تبیین کرده است:
تعامل و ارتباط
او کسی است که به درجه اجتهاد رسیده بود و در عین حال با شیعه و سنی و مسیحی و سران کشورهای عربی تا رئیس کارخانه های آلمان و سران اتحاد جماهیر شوروی تعامل داشت، اثر می گذاشت، اثر می پذیرفت و در معرکه تحولات منطقه ای و بین الملی بود.
حدود 45 سال پیش امام صدر با پادشاهان حوزه خلیج فارس تعامل داشتند. واقعیت را قبول می کردند که این شخص پادشاه کویت یا عربستان است، و من برای این که مسائلم را پیش ببرم باید با اینها تعامل داشته باشم. این نشان دهنده این است که ایشان نمونه یک عقلانیت است، عقلانیت نه تنها عرفی بلکه دینی.
برخورد با مخالفان
با کسانی که مرتب بر علیه ایشان سخن می گفتند، در نهایت اخلاق و احترام برخورد می کرد.
برخورد با فکر و روش غلط
ایشان فکر غلط و روش غلط مردم را با روش و مرام خودش اصلاح می کرد. در ماجرای بستنی فروش مسیحی در لبنان که مسلمانان از او خرید نمی کردند به معنای پوپولیستی عمل نمی کند، او یک عده ای را جمع می کند و می گوید امشب می خواهیم برویم پیش فلانی بستنی بخوریم.
دیدن تفاوت ها
ایشان تفاوت ها را خوب می دید، انسان ها را در یک چهارچوب مشترک نمی گذاشت و در برخورد با افراد مختلف انصاف داشت.
هر فردی، هر طایفه ای و هر گروهی در منظومه فکری ایشان یک جایگاه خاصی دارد. و ایشان روش های متفاوت با افراد متفاوت استفاده می کرد و تعمیم نمی داد که این خیلی حضور ذهن می خواهد.
در تشکیل حرکت محرومین، ایشان می گفت هر که محروم است سنی، شیعه یا مسیحی باشد در واقع انسان باشد بیاید. یعنی بیرون از جغرافیای فکری محدود ویژگی های مختلف را با هم می دید.
ایجاد تغییر
ایشان می گوید دین نباید در قرنطیه باشد، اصلا دین برای تغییر آمده است. بنابراین دنبال تغییر بود و برای تغییر صرفا از سخنرانی استفاده نمی کرد، ساختار می ساخت و خودش سعی می کرد درست عمل کند.
16 سال فقط کار فکری، عقیدتی و اجتماعی کرد و برای باورها و اعتقادات وقت گذاشت نه برای ظاهر و به دنبال کادرسازی، و تربیت یک جمع برای اهداف بزرگی که داشت، بود.
کار بنیادی به جای کار پوپولیستی
کارها را به صورت پوپولیستی و غیر حرفه ای پیش نمی برد. بنیادی عمل می کرد، به طور مثال سفرهای زیادی به آفریقا می کرد برای اینکه از شیعیان لبنانی که در آنجا کار می کردند کمک بگیرد برای پروژه های بزرگی که در لبنان در نظر داشتند.
برای مردم احترام قائل بود، به فکر مردم بود، برای مشکلات مردم برنامه ریزی می کرد، گره های زندگی بسیاری را باز می کرد،کارهای پوپولیستی کوتاه مدت نمی کرد تا مردم را فقط چند شب راضی کند.
تسلط فکری
در لابه لای یک بحران به مشکل مالی یک خانواده توجه می کرد و به آن رسیدگی می کرد که این نشان از تسلط بر خود و فکر دارد.
قاعده فکری
به صورت یک نقشه ذهنی، کار بلند مدت در نظر دارد. سال ها به دنبال بنیان های اجتماعی بود به دنبال تربیت کادر بود، به دنبال این بود که افراد را از یک نظام سنتی دینی بیرون آورده به یک نظام اعتقادی تبدیل کند بعد به سراغ کارهای سیاسی و نظامی در لبنان رفت.
نزدیکی فکر و عمل
فاصله بین فکر و عمل ایشان خیلی کم است؛ وقتی شما عملکرد ایشان را می بینید و وقایع را کنار هم می گذارید می بینید که چقدر با نظام عقیدتی ایشان و آنچه در متون دینی خواندهایم تناسب دارد.
مشورت با نخبگان
وقتی به حوزه فکر و برنامه ریزی می رسید با بهترین ها مشورت می کرد. برای هر تصمیمی با ده ها نفر مشورت می کرد و یک موضوعی را مدت ها در ذهن نگه می داشت تا به یک جمع بندی برسد و عمل کند.
بعد از اینکه مسائل مردم را حل می کرد از جنوب لبنان حرکت می کرد می رفت در کلیسا سخنران می کرد، در دانشگاه لبنان سخنران می کرد و با همه گروه ها به خصوص دانشگاهی ها و نخبگان ارتباط داشت.
عقل محوری
نظام فکری ایشان پروسه محور و عقل محور است، برای تحقق هر امری با برنامه ریزی های انباشتی و قدم به قدم حرکت می کرد.
منبع: خبرآنلاين










