نخستين جلسه از سلسله نشستهاي علمي عاشورايي، با عنوان «جلوههاي اخلاقي در نهضت حسيني» شامگاه شنبه 18 آبانماه با حضور جمعي از علما و انديشمندان حوزه و دانشگاه در دبيرخانه دينپژوهان کشور برگزار شد.
در اين نشست علمي، محمدجواد صاحبي رئيس شوراي علمي دبيرخانه دينپژوهان کشور به تشريح «جلوههاي اخلاقي در نهضت حسيني» پرداخت و با اشاره به اين که نهضت اباعبدالله حسين از جنبههاي مختلف قابل بررسي و ستايش است، از «جلوههاي اخلاقي» اين نهضت به عنوان وجهي که تحت شعاع جنبههاي سياسي نهضت قرار گرفته و در جامعه امروز مغفول مانده است ياد کرد.
رئيس شوراي علمي دينپژوهان کشور با بيان اين که امروز بيشتر از هر زماني نيازمند معارف عاشورايي هستيم و بايد جنبههاي اخلاقي نهضت عاشورا را احياء کنيم، به مشکلات سياسي و اخلاقي جامعه مسلمانان در دورانهاي مختلف اسلامي و تلاش آنان براي استفاده از معارف عاشورا در حل اين مشکلات اشاره کرد و افزود: بسياري از دانشمندان علوم اسلامي از جمله امام محمدغزالي از «فراموشي علوم و معارف اسلامي» به عنوان مشکل بزرگ سرزمينها و تمدنهاي اسلامي ياد کردهاند، و مغفول مانده جلوهها و جنبههاي اخلاقي در دين را موجب افول تمدن اسلامي و کمرنگ شدن نقش دين در سازندگي انسان ميدانند.
صاحبي در ادامه با بيان اين که آنچه در بين مسلمانان و تمدنهاي اسلامي فراموش شده است، مسائل اخلاقي است به تشريح روايت «انما بعثت لاتم مکارم اخلاق» پرداخت و افزود: پيامبر اسلام (ص) با لفظ «انما» در اين روايت، اهميت اخلاق را به ما نشان ميدهد و ميفرمايد: اين است و جز اين نيست که من براي مکارم اخلاق مبعوث شدم.
وي سپس از “اخلاق” به عنوان فارغ دين و غيردين و فارغ اسلام و غيراسلام نام برد و ادامه داد: دين براي اخلاق آمده است و منهاي اخلاق دين نيست.
اين عاشورا پژوه و مؤلف کتابهاي «مقتل الشمس» و «تفسير تاريخ سرخ» در ادامه به فرازهايي از خطبه امام حسين (ع) در عاشورا اشاره کرد و افزود: نهضت اسلام و حضرت اباعبدالله الحسين(ع) بيش از آن که سياسي باشد يک نهضت اخلاقي است که خودسازي، ديگرسازي و جامعهسازي را مدنظر قرار داده است و براي اصلاح نظامات اجتماعي و هموار کردن مسيرهاي اخلاقي اجتماع و جامعه صورت پذيرفته است، چرا که اصلاح فرد و خانواده بدون اصلاح حکومت و نظامهاي اجتماعي امکانپذير نخواهد بود.
صاحبي در ادامه بحث خود به تشريح ديدگاههاي سيد جمال الدين اسدآبادي و محمد عبده در خصوص اصلاح فرد و جامعه پرداخت و افزود: محمد عبده معتقد بود سياست نميتواند جامعه را اصلاح کند و جامعه تنها از طريق اصلاح آموزش، فرهنگ و شاگردپروري اصلاح ميشود، اما سيد جمال موافق اين نظر نبود و معتقد بود تا مادامي که حاکميت و نظامات اجتماعي فاسد داراي قدرت و امکانات هستند، اين روش محکوم به شکست است چرا که در اين نبرد نابرابر همواره نظام فاسد حاکميت، هزاران انسان را به قهقرا ميبرد در حالي که نظام شاگردپروردي انسانهاي محدودي را اصلاح ميکند، در نتيجه اصلاح فرد از اصلاح جامعه عقب ميماند. و تنها راه نجات گسترش بيداري و اصلاح فرد در بسته اصلاحي جامعه و نظامات اجتماعي و حکومتي انجام پذير خواهد بود، همانگونه که در نهضت عاشورا امام حسين (ع) اصلاح فرد، جامعه و اصلاح حکومت و نظامات اجتماعي را مدنظر قرار داده و به مبارزه با استبداد حکومتي پرداخته است.
وي سپس به تعربف و بررسي استبداد از دو جنبه سياسي و تربيتي پرداخت و افزود: جنبه تربيتي استبداد خطرناکتر از جنبه سياسي آن است چرا که تمامي طبقات جامعه را در بر ميگيرد و موجب ميشود تمامي افراد جامعه نسبت به طبقه فرادست خود خاضع و نسبت به طبقه فرودست خود متجاوز شوند و در اين شرايط کسي که به قدرت ميرسد حتي اگر شعار عدالت سر دهد، زماني که بر امور مسلط شود اخلاق را زير پا ميگذارد.
نويسنده کتاب «احياگري و اصلاحطلبي در نهضت حسيني» سپس به تشريح جنبههاي اخلاقي دين از ديدگاه سيد جمالالدين اسدآبادي پرداخت و ادامه داد: سيد جمال، فارغ دين و ساير مکتبها را سه وجه صداقت، امانت، و حياء ميداند و معتقد است وجه فارغ دين، انسان را به اين سه خصوصيت متصف ميکند و ظواهر دين نميتواند ملاک دينداري قرار گيرد بلکه آثار دينداري را بايد در نتايج آن مشاهده کرد و آنچه براي فرد مسلمان مهم است صفات اخلاقي است که فرد مؤمن به آن آراسته شده است.
صاحبي در ادامه اعتقاد به مشورت و گفتگو و دوري از خشونت را از جمله ويژگيهاي نهضت امام حسين (ع) برشمرد و افزود: حکومتها و نضهتهاي مبتني بر استبداد همواره به خشونت روي ميآورند چون استبداد بدون تحميل خشونت امکان پذير نيست. آنان همچنين از مشورت دوري ميگزينند چرا که شخص مستبد خود را بينياز از مشورت ميداند و به همين خاطر به هلاکت ميافتد، اما امام حسين (ع) از آغاز نهضت خود، به مشورت و گفتگو اعتقاد داشت و به همين منظور با افراد زيادي حتي با امسلمه همسر گرامي پيامبر (ص) و محمد حنفيه به گفتگو و مشورت پرداخت و عليرغم مخالفت محمد حنفيه وظيفه رسالت خود را به ايشان بازگو کرد و حتي وي را به عنوان نماينده خود قرار داد.
صاحبي در ادامه از بدبيني و سوءظن به عنوان يک بيماري و صفت رذيله اخلاقي در جامعه امروز ياد کرد و با انتقاد از برخي تاريخنگاران افزود: متأسفانه بيماريهاي اخلاقي در تمام فضاهاي موجود جامعه حتي در سياست، اقتصاد و تاريخنگاري نيز تأثير گذاشته است و برخي تاريخنگاران، سوءظنهاي موجود در فضاي جامعه را به مباحث و تحقيقات تاريخي نيز تسري ميدهند و به طور قاطع در مورد افراد نظر ميدهند و برخي را به زعم خودي و غيرخودي و ولايتمدار و بيرون از ولايت خطاب ميکنند همانگونه که محمد حنفيه و زيد بن علي را اينگونه خطاب ميکنند. در حالي که ما بايد با تأثيرپذيري از فرهنگ عاشورا به اصلاح بيماريهاي اخلاقي خودمان بپردازيم.
استاد صاحبي سپس به برخي از جنبههاي اخلاقي نهضت عاشورا و صفات اخلاقي امام حسين (ع) اشاره کرد و افزود: تمامي صفات اخلاقي با حضرت اباعبدالله عجين شده بود به گونهاي که بسياري از افراد تأثيرگذار و حاضر در نهضت عاشورا از جمله زهير بن قين و ضحاک بن عبدالله مشرقي که در بيشتر مقاتل موجود از وي به عنوان مهمترين راوي ياد شده است، به جهت اين که مجذوب اخلاق حسنه آن حضرت شدند در کربلا حاضر شده و حضرت را همراهي کردند.
وي ادامه داد: متصف بودن به صفات اخلاقي را ما در ياران و شاگردان آن حضرت از جمله در حضرت مسلم (ع) که در مکتب امام پرورش يافته است نيز ميبينيم که در حادثه عاشورا با وجود اين که امکان ترور و قتل عبيدالله بن زياد برايش فراهم بود، اما با استناد به اين حديث پيامبر اسلام که «الايمان قيد الفک = ايمان مانع از ترور است»، از قتل عبيدالله به روش غيراخلاقي ترور چشمپوشي کرد، در حالي که جامعه اسلامي ما امروز گرفتار تروريستهايي است که به نام اسلام، نه تنها کفار بلکه مسلمانان را ناجوانمردانه به قتل ميرسانند!
صاحبي در پايان جنبههاي اخلاقي و عاطفي نهضت عاشورا و رعايت نکات عاطفي و محبتهاي فراوان امام حسين (ع) به خاندان خود به ويژه جوانان و کودکان حاضر در کربلا را حتي در گرماگرم صحنههاي نبرد بينظير خواند و افزود: اينها جنبههاي اخلاقي است که ما تنها در حسين بن علي (ع) و مکتب عاشورايي او ميبينيم که اميدواريم مورد غفلت و تحت تأثير جنبههاي سياسي نهضت آن حضرت قرار نگيرد.











