حجت الاسلام احمد مبلغی، رییس مرکز تحقیقات اسلامی مجلس در گفتگو با خبرنگار قرآن و معارف خبرگزاری شبستان درباره جایگاه دو فریضه الهی «امر به معروف و نهی از منکر» گفت: امر به معروف و نهی از منکر از واجبات مسلم ، قطعی و پر رواج از حیث منطق دینی محسوب می شوند که نه تنها بر آنها تاکید فراوان شده بلکه حتی در بخشی از آموزه های دینی به بیان جایگاه این دو، و نقش محور ی آنها پرداخته شده است.
این نقش محوری تا بدان جا در ادبیات و آموزه های دینی پیش رفته که تحقق فرایض دیگر نیز در گرو این دو قرار داده شده است.
وی افزود: در بحث از این موضوع ما با این سوال مواجه می شویم که این دو فریضه چه نوع واجباتی هستند که این همه نقش می توانند ایفا کنند؟ و در صورت فقدان آنها سایر واجبات نیز حالت لرزان یافته و در صورت عمل به آنها سایر فرایض رواج و رونق پیدا می کنند. سوال دیگر این است که آیا همین امر به معروف در نگاه کنونی ما، واجد این نقش است؟ یا یک مفهوم عمیق تر اجتماعی از آن مد نظر می باشد؟
حجت الاسلام مبلغی تصریح کرد: اهمیت و پیچیدگی این سوالات زمانی روشن می شود که بدانیم امر به معروف و نهی از منکر یک عمل اجتماعی است. یعنی عملی نیست که در فضاهای حاشیه اجتماع رخ دهد.
در نگاه و دیدگاه اسلامی ضرورت انجام این دو فریضه از همان آغاز، در متن جامعه دیده شده. اما امور اجتماعی پیچیدگی های اجتماعی نیز دارد که باید دید این پیچیدگی ها راجع به امر به معروف چیست؟ بنابراین از هر حیث که به این موضوع بنگریم سوالاتی رخ می نماید. در عین حال می دانیم که امر به معروف در نگاه متشرعین و در ادبیات دینی از چنان جایگاهی برخوردار است که گویی شرط لازم برای تحقق فرایض دیگر در جامعه است و فقدان آن به مثابه عدم زمینه تحقق کامل واجبات دیگر تلقی می شود.
رییس مرکز تحقیقات اسلامی مجلس در ادامه خاطرنشان کرد: شاید با یکی دو مصاحبه نتوان این بحث را به شکل کافی و وافی بیان کرد چرا که یک بحث پیچیده اجتماعی است. اما می توان به بخشی از آن اشاره کرد . هر گاه در جامعه «امر به معروف» از سوی افراد رخ دهد، چنین امر به معروفی، ضعیف است. بلکه باید جامعه نسبت به جامعه امر به معروف کند. از ادبیات قرآنی نیز همین استفاده می شود که بخشی و طائفه ای از مؤمنین این کار را انجام می دهند یعنی گویی این جامعه است که خود را بازسازی می کند.
«امر به معروف» آن هنگام که فعل «افراد» شود، نه تنها نتیجه بخش نیست بلکه ممکن است دچار خود زنی نیز باشد. به عبارت دیگر وقتی امر به معروف به این شکل ارائه می شود نه تنها واجبی را محقق نمی کند بلکه خود را نیز از کارایی می اندازد و حرمت آن شکسته می شود و نوعی خودزنی است.
رییس مرکز تحقیقات اسلامی مجلس گفت: یعنی باید این موضوع بحث شود که امر به معروفی که اسلام آن را اساس و قوام سایر ارزشها برشمرده است، آیا به مثابه یک «فعل جامعه» است؟ یعنی جامعه باید امر به معروف کند؟ که در این صورت حتی از واجبات کفایی نیز بالاتر خواهد بود چرا که واجبات کفایی را افراد انجام می دهند.
اگر امر به معروف و نهی از منکر نیز جزء واجبات کفایی محسوب شود، جزء آن دسته از واجبات کفایی است که وقتی فعل آن انجام می شود می توان آن فعل را به جامعه نسبت داد. یعنی این جامعه است که امر به معروف و نهی از منکر می کند. البته وقتی می گوییم «حضور افراد» ، نقش و کارایی و کارکرد آنها به خوبی مشاهده می شود. اما این حضور به گونه ای نیست که بتوان فعل را به چند نفر یا گروه خاص نسبت داد یعنی امر به معروف و نهی از منکر باید این چنین و تا این حد، اجتماعی رخ دهد.
رییس دانشگاه مذاهب اسلامی افزود: امر به معروف باید چنان ارزش اجتماعی پیدا کرده و آنچنان «امر فرهنگی» تلقی شده و خط قرمز جامعه محسوب شود و حضور متراکم افراد در انجام این فعل چنان مشاهده شود که بتوان گفت «جامعه» در حال امر به معروف است. این نکته ای است که ما از آن غفلت کرده و امر به معروف را در اجرا در حد چند نفر یا گروه تنزل داده ایم.
نکته دیگر این که حساسیت امر به معروف و نهی از منکری که به جامعه مربوط است در همین نقطه به پایان نمی رسد، بلکه به حساس ترین لایه اجتماعی که «فرهنگ» است مربوط و مرتبط می شود. یعنی ایجاد، صیانت و حفاظت از ارزشهای فرهنگی بر عهده «امر به معروف و نهی از منکر» نهاده شده است که حساس ترین مقوله اجتماعی است و نفس آن می بایست بیش از هر چیز دیگری، لباس فرهنگی برتن کرده و یک ارزش تلقی شود تا بتواند از دیگر ارزشها پاسداری کند.
حجت الاسلام مبلغی با اشاره به وجود برخی آفت ها در این مسیر تصریح کرد: متاسفانه ما در اقامه امر به معروف و نهی از منکر از این خاستگاه دچار اشکالاتی هستیم و یکی از این اشکالات این است که وقتی پای ارتباط امر به معروف و نهی از منکر با ارزشها به میان می آید، ابتدا می بایست فهرستی کامل از ارزشها داشته باشیم که نداریم. ثانیا این ارزشها باید پیشاپیش به جامعه منتقل شده باشد. یعنی باید شناختی نسبت به ارزشها وجود داشته باشد تا بتوان گفت معروف است، در غیر این صورت ارزشی که جامعه آن را نمی شناسد اصلا ارزش نیست.
علاوه بر این باید یک نظام اولویتی حاکم بر این ارزشها را برقرار کرده باشیم و بدانیم کدام ارزش در رده بالاتر و کدام در رده پایین تر قرار دارند؟ ضمن این که این اولویت ها باید بر اساس فکر و منطق اسلامی شناخته شود تا امر به معروف و نهی از منکر به سوی مثله کردن ارزشها نرود. به گونه ای که تنها چند مورد و ارزش خاص مدنظر قرار داده و صدها موضوع و ارزش دیگر را نادیده بیانگاریم.
وی افزود: فرهنگ یک امر حساس مجموعه ای و منظومه ای است که به هم مرتبط و به هم چسبیده است. اگر شما تنها یک گوشه از این مجموعه را گرفته و ده ها ضلع دیگر آن را رها کنید، طبیعی است که آن یک بخش نیز چون از سایر ارزشها جدا شده، چهره ارزشی و کارآمدی خود را از دست می دهد.
از سوی دیگر اگر ما نظام اولویت های حاکم بر ارزشها را نشناسیم ممکن است ابزار امر به معروف را به سمتی ببریم که غیر اولی بوده و در رده های پایین تر قرار دارد.
یعنی امور فرهنگی زیر ساختی و زیربنایی و جامعه ساز را رها کنیم و تنها به رو بناهای فرهنگی چسبیده باشیم. این روبناها هر چند مهم هستند اما به هرحال نقش روبنایی دارند و احیای آنها با ترک زیربناها، به معنای «نقش در هوا زدن» و «رنگ و جوهر را در فضا پراکندن برای ایجاد تابلو» است که امر ممکنی نیست.
حجت الاسلام مبلغی گفت: ما باید نظام اولویتی فرهنگی را بر اساس یک نظریه شناخته باشیم . این که امر به معروف و نهی از منکر را با وجود همه هزینه ها، آنهم با یک چهره غیر فرهنگی شده، به سمت امور مثله شده از سایر ارزشهای فرهنگی و به سوی امور غیر اولویت دار ببریم ، مسلما در چنین وضعی این فریضه نه تنها کارآمدی ندارد که خود نیز دچار ضعف و انحطاط می شود و در این وضعیت معلوم نیست کدام ارزش دیگری آن را احیا خواهد کرد!
امر به معروفی که برای احیای ارزشها آمده وقتی خود دچار ضعف و سستی جایگاه در جامعه می شود و به آن عمل نمی شود، چه واجبی می ماند که بتوان به آن عمل کرد؟ و این مصداق همان سخن مشهور است که «هرچه بگندد نمکش می زنند وای از آن روز که بگندد نمک».
بنابراین می توان از این بحث چنین نتیجه گرفت که ما هنوز نظریه امر به معروف و نهی از منکر در دین را نشناخته ایم و باید در این باب با نگاه به اوضاع و احوال جامعه نظریه پردازی کنیم.











