• خانه
  • مقالات
  • گفتگو
  • دیدگاه
  • بازتاب
  • اخبار
    • اخبار ادیان و مذاهب
    • اخبار دین پژوهی
    • اخبار علمی فرهنگی
    • اخبار موسسه
  • تماس باما
  • درباره ما
  • خانه
  • مقالات
  • گفتگو
  • دیدگاه
  • بازتاب
  • اخبار
    • اخبار ادیان و مذاهب
    • اخبار دین پژوهی
    • اخبار علمی فرهنگی
    • اخبار موسسه
  • تماس باما
  • درباره ما
Home دیدگاه

اهداف قيام امام حسين عليه السلام

6 آذر, 1393
در دیدگاه
0

اهداف قیام امام حسین علیه السلام

حجه الاسلام والمسلمين دكتر مهدی مهریزی

نشست علمى تخصصى در محرم ٩٢ در دبيرخانه شوراى دين پژوهان كشور 

درباره اهداف قیام امام حسین مطالب فراوانی گفته شده و معمولا سه چهار نظریه در زمینه اهداف حادثه عاشوراء ذکر شده، یعنی این‌که امام حسین(ع) که این حرکت و این نهضت و این قیام را به انجام رساندند، چه هدف اصلی را دنبال می‌کردند؟

1 . اهداف قیام امام حسین

1 . شهادت طلبی

برخی گفتند هدف شهادت بوده، لذا آن را به عنوان نظریة شهادت‌طلبی گذشته تا حال مطرح کرده‌اند. گرچه خود این شهادت را به گونه‌‌های متفاوتی تفسیر کردند: شهادت سیاسی، شهادت اسطوره‌‌ای، شهادت فرقه‌ای. این‌‌ها همه قائل دارد در محققین شیعی حتی شهادت فرقه‌ای قائل دارد. یعنی مشابه آن‌‌چه که مسیحیان درباره حضرت مسیح می‌‌گویند، یک چنین تلقی وجود دارد. خداوند عالم این حادثه و واقعه را به گونه‌‌ای قرار داد که اسطوره‌‌ای باشد پر از رمز و راز و هر کسی بیاید تفسیر و تلقی خودش را از این شهادت داشته باشد لذا خود شهادت یک امر مطلوب و یک هدف بوده همان طور که متون دینی پر از رمز و راز است. همان طور که دین را بعضی‌‌ها می‌‌گویند یک امر رازآلود است، این تلقی هم این‌‌جا گفته شده.

یا شهادت سیاسی. این یک نظریه است که در خودش دسته بندی‌‌هایی دارد که هدف شهادت بوده. مستندانی را می‌‌آورند که آن تعبیرهایی که نقل شده که خداوند چنین دوست داشته: «إن الله شاء ان یَرَاک قَتِیلا» یا اخباری که پیامبر و اهل بیت امام علی، امام حسن، حضرت فاطمه به وقوع این شهادت دادند. اخباری که خود امام حسین دادند. این یک نظریه است. و نظریه دامنه‌دار و پر از بحث و مطلب.

2 ـ 1 . حفظ جان

دیدگاه دیگر، دیدگاهی است که خیلی کم مطرح شده تحت عنوان نظریه حفظ جان. این دیدگاه را برخی از عالمان دوره معاصر ما مطرح کرده‌اند با این تلقی که چون امام حسین(ع)جان‌‌شان در خطر بود، این حرکت را دنبال کردند. ابتداء در مدینه مورد تهدید قرار گرفتند و به مکه رفتند و در مکه مورد تهدید قرار گرفتند خواستند به طرف کوفه بروند، نگذاشتند، و سرانجام به این‌‌جا منتهی شد. آن‌‌چه که امام حسین دنبال می‌‌کردند، حفظ جان بود. این هم مطلبی است که گفته شده.

3 ـ 1 . تشکیل حکومت

نظریه دیگری که در این سال‌‌های شاید چهل پنج سال بیشتر مطرح شده، گرچه در شیعه سابقه دارد، نظریه تشکیل حکومت است. یعنی امام حسین(ع) برای براندازی یک حکومت فاسد و برپایی یک حکومت صالح قیام کردند. تعبیرهای امام حسین(ع) مبنی بر: اصلاح امت جدم، برپا داشتن حق و اماته باطل، مستندات و شواهدی است که این نظریه به آن استناد می‌‌کند. در کلمات شیخ مفید و در کلمات سید مرتضی به این هدف اشاره شده است. در دوره معاصر هم به لحاظ این‌‌که بحث‌‌های مربوط به حکومت اسلامی و انقلاب مطرح شد، از آن نظریه‌‌های پر‌طرفدار و از یک سو جنجالی شد که امام حسین (ع) برای حکومت رفتند. این نظریه حاشیه‌‌هایی هم در پی داشت. این هم یک نظریه. این‌‌ها در واقع سه نظریه اصلی است که مطرح شده: شهادت، حفظ جان و تشکیل حکومت.

4 ـ 1 . نظریة تلفیقی

در کنار این سه نظریه اصلی به لحاظ این‌‌که نظریه شهادت و نظریه تشکیل حکومت گاهی با شبهاتی مواجه شده، برخی به یک نظریه تلفیقی و ترکیبی رسیدند تا از آن شبهات مصون بمانند. بحث علم غیب مطرح می‌‌شود، برای جمع بین علم غیب از یک طرف و کلمات امام (ع) درباره توجیه فعل و کار و رفتار خودشان، نظریة «حکومت و شهادت» شکل گرفت. منتها جمع آن به صور مختلفی: بعضی‌‌ها به صورت ظاهر و باطن، یکی‌‌اش هدف ظاهری و یکی‌‌اش هدف باطنی. برخی به صورت مرحله‌‌ای یعنی تا یک مرحله یک هدفبود و بعد تبدیل به یک هدف دیگر شد. این‌‌ها وجوهی است که نظریه جمع دنبال می‌‌کند. این نظریه شاید از بعضی تعبیرهای شهید مطهری استفاده شده، و کسانی که نقد بر کتاب شهید جاوید نوشتند، بیشتر این حرف‌‌ها را دنبال می‌‌کردند. کتاب شهید جاوید هم یک چنین نظریه تلفیقی را ارائه می‌دهد. نظریة مرحله‌ای به این معنی که امام حسین (ع) تا قبل از این‌‌که مسلم به شهادت برسد، دنبال برپایی حکومت بودند.منتها وقتی مسلم به شهادت رسید، دیگر فهمیدند کار را نمی‌شود دنبال کرد، لذا هدف تبدیل شد به شهادت. یا آن‌هایی که تعبیر ظاهری و باطنی را مطرح می‌کنند، هدف باطنی را همان شهادت می‌دانند به لحاظ همان اخبارهای غیبی الهی ولی در ظاهر همان اصلاح امر و اصلاح حکومت و دستگاه یزید و دستگاه یزید است، تعبیرِ ظاهر و باطن را این‌‌طوری ذکر کرده‌‌اند. پس در باب اهداف قیام این نظریه‌های سه‌گانه یا چهارگانه مطرح شده، سه نظریه اصلی و یک نظریه تلفیقی و ترکیبی.

2. رویکردهای حادثه‌ی عاشورا

1 ـ 2 . رویکرد عاطفی

وقتی ما به آن‌‌چه شیعیان ومحققان شیعی در طول تاریخ درباره عاشورا و امام حسین و این حادثه نوشته‌اند، نگاه می‌کنیم.نگاه‌‌هایشان یا به تعبیر دیگری رویکردهایشان را می‌‌شود به سه نوع تقسیم بندی کرد، یعنی سه رویکرد به حادثه عاشورا در طول تاریخ دیده می‌‌شود. می‌خواهم در اینجا به بحث «رابطه این رویکردها» با اهداف بپردازم. رویکرد اول یک رویکرد عاطفی است. به تعبیر دیگر در این نگاه عمدتا مصیبت‌‌هایی که بر خاندان پیامبر وارد شده، بیشتر دیده می‌‌شود. این‌‌که بهترین انسان‌‌ها در بدترین شرائط با بدترین نوع رفتار و خشونت و سبعیّت و غربت، آن مصبیت‌‌ها بر آن‌‌ها وارد شد، این محور است. محور کتاب‌‌هایی که تا قبل از صد ساله اخیر نوشته شده، عمدتاً این رویکرد است. لذا بحث گریه و حزن و اندوه و مصیبت و بعضی از کتاب‌‌هایی که خود نوع کتاب‌‌ها می‌‌تواند این رویکرد و این نگاه را نشان بدهد. این تعبیرها اسم کتاب‌‌هاست که ذکر می‌‌کنم:طوفان البکاء، محیط البکاء، انواع البکا، ریاض البکاء، مفتاح البکاء، مهیج الاحزان، احزان الشیعه، امواج البکاء، مخزن البکارء، معدن البکاء، فیض الدموع، عین الدموع، کنز الباکین، بحر الغموم، مثیر الاحزان، … و غیره از این قبیل تعبیرها فراوان است. کتاب‌‌هایی که با این تعبیرها نوشته شده، نشان دهندة این رویکرد است، یعنی محور این نگاه بحث حزن و اندوه و گریه و مصیبت و این‌‌گونه مسائل است. به نظر می‌‌رسد تا این صد ساله شاید یک مقدار هم این طرف‌‌تر این نگاه در میان نویسندگان شیعه و عالمانی که به حادثه عاشورا و حتی خود مقتل نویسی پرداخته‌اند، رایج بوده است. شما کتاب سید بن طاووس را نگاه کنید با این عنوان است: اللهوف علی قتل الطفوف یعنی بحث آه و مصیبت و دلسوختگی بر کشتگان. حتی تعبیر شهادت هم نیست، بحث کشته شدن است مصیبت است، اشک ریختن است، این نگاه، نگاه رایج است.

2 ـ 2 . رویکرد حماسی

در صد سال اخیر، حوادثی که در دنیا رخ داده، روی تلقی شیعه‌‌ها یا محققان شیعه از حادثه عاشوراء اثر گذاشته. در این صد سال و صد و پنجاه سال، انقلاب‌‌هایی که در جهان صورت گرفته، چه انقلاب‌‌های شرق و چه انقلاب‌‌هایی که در غرب شکل گرفته و با نگاه شرقی، انقلاب‌‌های کمونیستی، سوسیالیستی، بحث مبارزه، بحث حماسه، بحث شهادت، بحث چگوارا، این‌‌ها مطرح شده. شیعه هم به عنوان یک جمعیت گسترده، حداقل یک اقلیت دینی خواسته خودش را در این فضا مطرح کند و بگوید که ما هم همین ادبیات را داریم، و چیزهایی داریم که ما را به این ادبیات نزدیک بکند. کتاب‌‌هایی که در این چهل پنجاه سال نوشته شده، مثل تعبیرهایی از قبیل: در سایه سرو آزادی، رهبر آزادگان، حسین و پرچم آزادی، حسین بزرگ‌‌مرد آزاده، حسین مظهر آزادگی، حماسه حسینی، حماسه عاشورا، مردان انقلاب، رسالت انقلابی امام حسین، ثوره الحسین، ثوره الطف، رستاخیز حسینی، رستاخیز عاشورا، هدف‌‌های اجتماعی حسین بن علی، نهضت امام حسین، قیام کربلا، نهضت عاشورا. این هم یک نوع نگاه است و نشان می‌‌دهد که این‌‌ نام‌ها با آن حوادثی که در این صد یا کمتر یا بیشتر که در جهان اتفاق افتاده، کاملا هم‌خوانی دارد و با آنادبیات به حادثه عاشورا نگاه می‌‌شود و حادثه عاشورا از آن منظر مورد تجزیه و تحلیل قرار می‌‌گیرد: آزادی، آزادگی، مبارزه، شهادت و حماسه. این هم یک نگاه.

3 ـ 2 . رویکرد انسانی

یک نگاه سومی هم به نظر من در این شاید مثلا ده بیست ساله یا خیلی تازه شکل گرفته و من از آن تعبیر می‌‌کنم به «رویکرد انسانی به حادثه عاشورا». من اسم آن اولی را رویکرد عاطفی می‌‌گذاشتم ممکن است اسم‌‌ها دقیق نباشد، عنوان مشیر است و می‌‌خواهیم نشان بدهیم که در واقع در آن نگاه و در آن تفکر چه چیزهایی از حادثه عاشورا دیده می‌‌شود. دومی را اسمش را می‌‌گذارم رویکرد حماسی، و سوم رویکرد انسانی. رویکرد انسانی در این سال‌‌های اخیر خیلی تازه است؛ یعنی حادثه عاشورا به نگاه انسانی. ادبیات کاملا فرق کرده: کرامت انسان در حادثه عاشورا، ارزش‌‌های اخلاقی در حادثه عاشورا، عزت در حادثه عاشورا، زن در حادثه عاشورا، ماهیت انسانی قیام امام حسین (ع) ـ که نوشته خود بنده است و من تحت تاثیر همین فضا مثلا چنین اسمی را انتخاب کردم ـ این‌‌ها در واقع نشان دهنده یک رویکرد جدید است. در این رویکرد عمدتا بحث‌‌هایی که در این سال‌‌ها در جهان باز مطرح شده، بحث انسان، بحث شهروندی، بحث حقوق بشر، این‌‌ها مبنای این نگاه است. دیگر جهان از آن مبارزة امپریالیسم و کمونیست دست برداشته، دیگر جنگ گرم تبدیل به جنگ سرد و دیگر در دنیا بحث‌‌ها به یک شکل دیگر روی آورده. این‌ها در واقع بحث‌های حقوق بشر است. لذا بعضی‌‌ها تلاش می‌‌کنند که امام حسین را بیشتر با صلح سازگاری بدهند تا آن بحث‌‌های قبلی شهادت و خون و این‌‌جور چیزها. این هم یک نوع نگاه است.

من یک مثال برای قسمت سوم بزنم، بعضی چیزهای جزئی که اطرافمان اتفاق می‌‌افتد خیلی جلب توجه نمی‌‌کند، ولی نشان‌دهندة تحولات عمیق در جامعه است. شما اگر تا چند سال پیش شناسنامه‌‌ها را نگاه بکنید، بیشتر اسامی، غلام‌علی، غلام‌محمد، غلام‌عباس، غلام‌حسین، غلام‌رضا و از این دست است. ولی حالا امیررضا، امیرحسین، امیرمحمد، امیرعلی همه امیر است، این تحول چه چیز را نشان می‌‌دهد؟ «تکلیف» به «حق» تبدیل شده،یعنی آنچه که می‌‌گفتند دوره قبل انسان‌‌ها وظیفه‌مدار بودند و دنبال وظیفه بودند، غلام وظیفه دارد کارش را انجام بدهد، غلام ارباب دارد و در برابر اربابش باید بله قربان بگوید و امر و نهی است، اما انسان مدرن، انسانی است که حق دارد، مطالبه‌گر است لذا امیر است، همیشه درخواست می‌‌کند، پاسخگو نیست لذا می‌‌شود امیر. همان چیزهای مقدس است اما غلام رفته و جایش امیر آمده.

این‌‌ تغییرات خیلی معنی دارد، نشان می‌‌دهد که آن نگاه متحول شده. شما از ساد‌‌ه‌‌ترین چیز که نامگذاری و اسم است، شرح می‌کنیم تا برسیم به حادثه عاشورا. قاعدتا در تفسیر قرآن هم همین‌‌طور است، در فقه هم همین‌‌طور است و در کلام هم همین‌‌طور است، این نگاه‌‌ها فقط در یک جا اتفاق نمی‌‌افتد، در همه عرصه‌‌ها اتفاق می‌‌افتد. حالا بدی و خوبی‌‌اش بحث بعدی است. پس این هم یک رویکرد است. این رویکرد را در فقه می‌‌بینید، بحث‌‌های حقوق بشر، بحث‌‌های حقوق زن، در بحث‌‌های کلامی می‌‌بینید، در بحث‌‌های تاریخی، تفسیر قرآن، کاملا این‌‌ها خودش را نشان می‌‌دهد. این سه تا رویکرد را به حادثه عاشورا می‌‌بینیم.

3 . ارتباط رویکردها با اهداف

به گمان من آن رویکردها با اهداف بی‌رابطه نیست، یعنی در واقع در هر دوره‌ای وقتی یک موضوع به عنوان هدف برجسته می‌‌شود، تحت تاثیر آن فضای کلی فرهنگی و اجتماعی سیاسی است. ما فکر می‌‌کنیم فقط در قید متنیم، این تعبیر که فقهایمان که می‌‌گویند «نحن ابناء اللفظ»، در واقع یک حرف واقعی و دقیقی نیست. «نحن ابناء اللفظ» نیستیم، ابناء خیلی چیزها هستیم که کمترین آن لفظ است. ما فرزند آن حوادث کلی هستیم که دارد پیرامون‌‌مان اتفاق می‌‌افتد: فرهنگ، سیاست، اقتصاد و تحولات اجتماعی سیاسی. لذا شما تحولات فقه را نگاه بکنید، تحولات تفسیر را نگاه بکنید، حادثه عاشورا که مذهبی‌‌ترین و سنی‌‌ترین نماد تشیع است نگاه کنید. این تحولات در آن صورت می‌‌گیرد. خوب متن‌‌ها که همان است، کلام امام حسین (ع) هم عوض نشده، پس چی عوض شده؟ ما آدم‌‌ها، ذهن‌‌مان، تلقی‌‌مان، دنیایمان. من گاهی این‌‌طوری برای خودم تشبیه می‌کنم و مثال می‌‌زنم: ما آدم‌‌ها در واقع برخوردمان با دین و وقایع مرتبط با دین مثل برخورد ما با یک ماده زیرزمینی است. صد سال قبل که نفت در ایران کشف شد، مواد مستخرجه‌‌اش چهار چیز بود: نفت، گاز، گازوئیل و بنزین. الان می‌گویند پانزده هزار محصول از نفت، از همان ماده استخراج می‌‌شود. نفت که فرق نکرده ما فرق کردیم. یعنی دانش ما، آگاهی ما، اطلاعاتی پیرامونی ما باعث می‌شود که تلقی و برداشت ما از آن متفاوت بشود. ما در مواجهه با متون دینی هم یک چنین تغییری می‌‌بینیم. یعنی به موازات این‌‌که دانش ما بالا می‌‌رود، یا نوع تلقی و نگاه ما به زندگی متفاوت می‌‌شود، یا آرمان و خواسته‌‌ها و حواد‌‌ث‌‌های پیرامونی ما یک طور دیگر می‌‌شود، تلقی ما هم از متن متفاوت می‌‌شود.

لذا ابناء الدلیل بودن یک جزء کار است، ما ابناء الدلیل به معنای ابناء اللفظ نیستیم، این لفظ همان لفظی است و چیز بدی هم نیست. علی ای حال پیامبر فرمود: «رُبَّ حامل فقه الی من هو افقه منه»، حالا فکر نکنیم که با
برداشت و نگاه نوی که اتفاق که می‌‌افتد، ما از دین خارج شده یا همه گمراه و کافر شده‌ایم.

ظرفیت متون مقدس برای برداشت‌های مختلف

آن چیزی که در این‌‌جا می‌‌خواهم اضافه کنم این است که فکر می‌‌کنم می‌‌توانیم ما این‌‌طور بگویم که متون دینی وآن دسته از قضایای تاریخی که با امور مقدس ارتباط پیدا می‌‌کند، از چنین ظرفیتی برخوردار است که بشود از آن برداشت‌‌های متفاوت در طول تاریخ متناسب با حال و هوای انسان‌‌ها داشت. من این‌‌طوری تفسیر می‌‌کنم. این ظرفیت یعنی این آیه قرآن یا این حدیث را مثلا علامه حلی آن‌طور معنا می‌‌کرده و فقیه امروزی ما این‌‌طور معنا می‌‌کند. در آن فضا برداشت طبق ظاهر بوده، چون خلاف ظاهر که عمل نمی‌‌کنند. آن موقعی که این‌‌طوری معنا می‌‌کرده، برایش ظاهر لفظ این بوده، ظاهر آیه و این حدیث این بوده، امروز هم که دارد این‌طوری معنا می‌‌کند، باز ظاهر لفظ این است. این نشان می‌‌دهد که یک ظرفیتی در این‌‌ها وجود دارد که این ظرفیت هم قاعدتا در متون مرتبط با امور مقدس بیشتر است.

تکرار می‌‌کنم: تاریخ‌‌های مرتبط با امور مقدس؛ چون گاهی وقت‌‌ها تاریخ‌‌ها خشک است، برداشت‌‌های مختلف ندارد و خیلی کم است و شاید آن‌‌جا هم باشد. ولی در آن تاریخ‌های مرتبط با یک امر مقدس، پیشوایی است که وجهه آسمانی دارد و از ارتباط‌های معنوی و غیبی برخوردار است. وقتی حوادث پیرامون او رخ می‌دهد، یک چنین ظرفیت‌هایی دارد. پس نسبت این بحث را با اهداف من این‌طوری می‌بینم که فکر نکنیم بحث اهداف بحث خشک سخت افزاری است که ما هستیمو کلمات امام حسین (ع) و ما هستیم و آن جملاتی که در تاریخ عاشورا گفته شده! این یک بُعد قصه‌‌اش است. آن رویکرد‌‌ها که تابع آن حوادث فرهنگی سیاسی، اجتماعی در هر دوره زمانی هستند، بی تاثیر در نوع تلقی اهداف نیستند. این مطلب اولی بود که می‌‌خواستم در رابطه اهداف بگویم که فقط در حد طرح بحث و آن‌‌چه که به ذهن خودم رسیده است. علی ای حال خوانندگان محترم اهل فضل و استاد و محقق هستند و نقد و اشکال می‌‌کنند. حالا این یک نکته بود. و جمع بندی من هم این بود که این کار را کار ناصوابی نمی‌‌دانم، یعنی این تحولاتی که رویکردها دارد، نشان دهندة این ظرفیت‌‌هاست. بنابراین ما الان می‌توانیم با هر سه رویکرد به عاشورا نگاه بکنیم، منتها هر کدام در جای خودش، یعنی آن بعد عاطفی عاشورا، محفوظ است، آن بعد حماسی عاشوراء محفوظ است، آن بعد انسانی عاشورا هم محفوظ است و هیچ کدام جای قبلی را نمی‌‌گیرد و در کنار قبلی مطرح می‌‌شود یعنی برای ما که در مقطع سوم قرار دادیم، هم آن بحث عاطفی زنده است، مصیبت و اندوه و روضه، و سینه‌زنی، و عزاداری، هم آن بعدحماسی باید مطرح باشد چون از جوامع انسانی هنوز بحث ظلم و ستم برچیده نشده و الاّ ظهوری نبود و قیامی و امام زمانی نبود، بنابراین آن بعدش هم باید زنده باشد.

این بحث سوم بُعد جدیدی است که انسان‌‌ها در تجربه زندگی خودشان، به آن توجه کردند، که در کنار همان حماسه و همان مبارزه و همان دفاع از آزادی و در کنار همان شهادت طلبی، یک چیزهای دیگر به نام کرامت انسان، عزت انسان، ظهور زنان، ارزش‌‌های اخلاقی می‌‌تواند باشد. این رویکرد قبلا دیده نمی‌‌شد، امّا یک چیز اضافه نیست؛ لذا این رویکردها می‌‌شود مکمّل باشد و در واقع یک وجهه جدید و یک بعد تازه ایجاد می‌‌کند. بنابراین امر مذمومی نیست.

رفتار انسانی امام حسین (ع)با دشمنان

امروز که نگاه می‌‌کنیم، می‌‌بینیم امام حسین (ع) رفتند و ایستادگی کردند و طبق تفسیر رایج، در مقابل ستم، خروج کردند به معنای قیام یا خارج شدند به معنای بیرون رفتن از مدینه. در مقابل ظلم ایستادند و شعار آزادی دادند. «هیهات منا الذله» گفتند اما در تمام این مراحل، انسانیتِ رقیب و دشمن خودش را پایمال نکرد. دشمن را هم به عنوان یک انسان قبول داشت و با او به عنوان یک انسان رفتار می‌‌کرد، گرچه آن‌‌ها این‌‌طوری رفتار نمی‌‌کردند. لذا وقتی که در همین ایام مثل تاسوعا گفته می‌‌شود که از آن طرف آمدند و یک امان‌نامه برای حضرت اباالفضل آورده بودند، وقتی شمر آمد و خطاب به حضرت اباالفضل گفت: «اَینَ بَنُو اُختِنٰا»، و حضرت جواب ندادند، این طور نقل شده که امام حسین اعتراض کردند که دارد شما را صدا می‌‌زنند چرا جواب نمی‌‌دهید؟ پاسخ دادند: بزرگ ما شمایید، قاعده‌‌اش این است که وقتی یک جا کسی می‌‌آید با بزرگ‌‌شان حرف بزند.این یک طرف ادب است. از آن طرف امام می‌‌فرماید: شما را صدا زدند، جواب بدهید. این یعنی یک آدم است ولو شمر است، وقتی حرف زد جوابش را بدهید. یعنی در همان حماسه، در همان مبارزه و در همان شهادت طلبی، انسانیت باید مورد توجه قرار بگیرد. آن دشمن هم قبل از این‌‌که شمر باشد انسان است، قبل از اینکه شمر باشد عیال الله است. او هم خدا خلق کرده، آن هم مخلوق خداست، آن هم بنده خداست. ما با انسانی که شمر شده مواجه هستیم. خوب به خاطر شمر شدنش او را مذمت می‌‌کنیم، اما قبل از آن انسان است. این نگاه‌‌ها مکمل یکدیگر است.

پس سه تا رویکرد را ما در طول تاریخ می‌‌بینیم و این رویکردها در تلقی اهداف تاثیرگذار است، یعنی اگر بخواهیم آن اهداف را با رویکردها تطبیق بدهیم، می‌‌بینیم بحث حکومت که خیلی داغ می‌‌شود در همان دوره‌‌ای است که بحث در ایران، بحث نهضت پانزده خرداد و نهضت امام مطرح می‌‌شود، آن‌‌جا آن بحث جدی‌‌تر مطرح می‌‌شود و پر و بال پیدا می‌‌کند، این یک مبحث.

4 . جاهلیّت اجتماعی، زمینة قیام ابا عبدالله الحسین (ع)

مطلب دومی که می‌‌خواستم عرض بکنم که باز مرتبط با اهداف است، این است که ما وقتی می‌خواهیم درباره اهداف امام حسین (ع) صحبت بکنیم، نمی‌توانیم قیام امام را جدا از اسباب و زمینه‌‌ها در نظر بگیریم. یعنی بحث اهداف با اسباب و زمینه‌‌ها مرتبط است. اسباب و زمینه‌‌ها معمولا اینگونه مطرح می‌‌شود که یک حکومت فاسدی بود که بعداز پیامبر پایه گذاری شد، این حکومت فاسد، در دوره معاویه گسترش پیدا کرد و بعد به شکل وقیح و بدتر در دوره یزید بُروز پیدا کرد. من در اسباب و زمینه‌‌ها دو عنصر را ذکر می‌کنم، یکی ستم و فساد دستگاه حاکمه است و دومی را به «جاهلیت اجتماعی» تعبیر می‌کنم ـ این مطلب را به تعبیرهای دیگر شنیده باشید ـ یعنی اسباب و زمینه‌‌های حرکت و قیام امام حسین دو چیز بود: یکی ستم و فساد دستگاه حاکمه، دوم جاهلیت اجتماعی.

یعنی آن‌‌که باعث شد این حرکت صورت بگیرد، تنها بدی معاویه نبود، این هم بود ‌‌که جامعه یک جامعه جاهل شده بود، جاهل نه به معنای نادان، بلکه به همان تعبیری که قرآن می‌‌گوید و تعبیر در متون دینی ما در مقابل عقل و عقلانیت است. یعنی جامعه‌‌ای که قدرت تشخیصش را از او گرفته‌‌اند. جامعه‌‌ای که نمی‌‌توان بین صداهای مختلف تشخیص بدهد. چون در یک جامعه‌‌ای زندگی می‌‌کند که یا بیش از یک صدا نیست یا نمی‌‌تواند بین صداهای متفاوت تفاوت بگذارد. این را من مشخصة جامعه جاهلی می‌‌دانم. جامعه جاهلی، جامعه‌‌ای است که در آن تک صدا حاکم است. یا صداهای متفاوت نیست یا یک صدا بیش شنیده نمی‌‌شود؛ به خاطر این‌که قدرت از افراد گرفته شده، آن تفکر و تشخیص از آن ‌‌ها گرفته شده.

فرق تنوع صدا با تکثر صدا:

تک صدایی، چند صدایی به معنی این نیست که صداها متفاوت است. گاهی تعبیر می‌‌کنند و می‌‌گویند ما یک تنوع صدا داریم و یک تکثر صدا داریم، گاهی یک صدا بیشتر نیست، اما یکی بلند می‌‌گوید، یکی آهسته می‌‌گوید، یکی در تلویزیون می‌‌گوید، یکی در روزنامه می‌‌نویسد یکی در سایت می‌‌گوید، یکی در اس ام اس می‌‌نویسد. این‌‌جا تنوع صدا هست، اما تکثر صدا نیست. یک حرف از همه جاها درمی‌‌آید، این امّا تکثر صدا یعنی دو تا حرف است: یک حرف تلویزیون می‌‌گوید و یک حرف دیگر در جامعه است. این به معنای تکثر است. نشان یک جامعه بالنده این است که در آن چند صدایی باشد و جامعه قدرت تشخیص و مقایسه بین این‌‌ها را داشته باشد که این جامعه، جامعه عقلانی است که قرآن می‌‌فرماید: «فَبَشِّر عِبٰادَ الَّذِینَیَسْتَمِعُونَ الْقَوْل»، قول اسم جنس است، با الف و لام آمده، یعنی همه سخن‌‌ها پس باید سخنی باشد که آن‌‌ها بشنوند و‌الاّ اگر شما آن سخن را کور کنید که دیگر جای انتخاب و تشخیص نیست. باید یک زمینه و بستر بُروز «القَوْل» در جامعه باشد تا بعد انتخاب احسن شکل بگیرد. این اگر در واقع توسط حاکمان و متولیان امر فرهنگ، کور بشود آن وقت آن جامعه می‌‌شود جامعه جاهلی، شام جامعه جاهلی بود. چون با معاویه و برادرش مسلمان شده بودند و همان نوع اسلام را و همان امام را شنیده بودند، لذا بحث همان گونه می‌‌دیدند. این‌‌که در تاریخ شنیده بودیم که آن‌‌ها نماز می‌‌خواندند، نماز شب می‌‌خواندند، قرآن می‌‌خواندند، چیز غریبی نیست.

فهم درست حال، نتیجة فهم درست آینده

ما گاهی وقت‌‌ها می‌‌گوییم گذشته چراغ راه آینده است، به گمان من از این طرف هم باید بگوییم که فهم حال زمینة فهم درست گذشته است. گاهی وقت‌‌ها اتفاقاتی که پیرامون‌‌مان در زمان‌‌ حال می‌‌افتد باعث می‌‌شود که گذشته را بهتر بفهمیم. فقط آن طرف نیست، این طرف هم است. یعنی ما نگاه بکنیم در محیط خودمان، یک کسی با قصد قربت می‌‌آید به کسی فحش می‌‌دهد، با قصد قربت می‌‌آید یک کسی را مضروب می‌‌کند، خانه کسی را خراب می‌‌کند، شیشه مغازه کسی را می‌‌شکند. قصد قربت است، نماز می‌‌خواند و نماز شب هم می‌‌خواند، توجه کردید؟ یعنی جامعه جاهلی جامعه‌‌ای است که قدرت تشخیص ندارد از او گرفته شده. حالا به هر شکلی. کی مقصر است؟ من نمی‌‌دانم کی مقصر است. یک رکن قیام امام حسین همین بود و این رکن کمتر از آن رکن نیست. لذا در اربعین است:

وَ بَذَلَ مُهْجَتَهُ فِیهِ لِیَستَنقِذَ عِبٰادَکَ مِن الضَّلٰالَةَ وَ حَیره الجَهٰاله.

خون خودش را در راه تو داد تا جامعه را از آن حیرت جهالت و جاهلیت بیرون بیاورد. کوفه جامعه جاهلی نبود، لذا می‌‌فهمیدند، حکومت علی (ع) را تجربه کرده بودند، نامه‌‌ها را کوفی‌‌ها نوشته بودند و شامی‌‌ها که ننوشته بودند، چون یک حکومت دیگر تجربه کرده بودند. یک حکومتی را تجربه نکرده بودند که در آن حکومت، مطالبات مردم مطرح بود. در این اس‌ام‌اس‌ها بود که «حکومتی که مردم از آن می‌‌ترسند، حکومت استبدادی است، حکومتی که حکومت از مردم می‌‌ترسد نشان جامعه آزاد است.»

امام علی بارها و بارها می‌‌فرماید: کار جامعه ما به عکس شده، همه جا مردم از حکومت می‌‌ترسند، و اینجا ما از شما می‌‌ترسیم. این نشانه عالی‌‌ترین نوع حاکمیت است. لذا حرف‌‌شان را می‌‌زنند، اشکال واعتراض‌‌شان را می‌‌کنند، چیزی که می‌‌خواهند اتفاق می‌‌افتد. کوفه این نوع حکومت را دیده. لذا وقتی این نوع حکومت را با مدل حکومت یزید مقایسه می‌کند، نمی‌‌تواند تحمل بکند و نامه می‌‌نویسند. اگر آخر سر هم کوتاه آمدند، از ترس بود نه از روی نفهمی و جاهلیت. فرق است بین این‌‌که کسی مجبور بشود سکوت کند یا نفهمد و سکوت کند. شام جامعه جاهلی بود، کوفه جامعه جاهلی نبود.

پس در اسباب و زمینه‌‌های حادثه عاشورا، همیشه باید این رکن را در نظر داشت. در کنار ستم و فساد دستگاه حاکمه، جاهلیت اجتماعی و جاهلیت جامعه به عنوان یک رکن مهم باید مورد توجه قرار بگیرد. ما اگر بخواهیم اهداف امام حسین (ع) را تحلیل کنیم با توجه به این بسترها باید تحلیل بکنیم. و الا تحلیل یک امر انتزاعی خواهد بود.

5 . جدا نکردن اهداف حوادث، از اهداف کلان دین

سومین نکته‌‌ این است که ما در حوزه دین وقتی می‌‌خواهیم اهداف را در هر قصه، در هر حادثه‌‌ای در نظر بگیریم، نمی‌‌توانیم آن را از اهداف کلان دین مجزا و تحلیل کنیم. توضیح مطلب این است: مطالعات دینیِ‌‌ ما باید حداقل با سه اصل همراه باشد: 1. از قرآن شروع بشود، 2. از تاریخ صدر اسلام شروع بشود، 3. از اهداف اصلی دین شروع بشود. ما در هر سه تا به عکس می‌‌رویم، یعنی از این طرف می‌‌رویم جلو، می‌‌بینیم این همه روایت داریم، این‌‌ها را چه کار کنیم، می‌‌گوییم قرآن بدون روایت فهمیده نمی‌‌شود اما شما اگر از آن طرف شروع کنید و بیاید جلو، تا زمان امام صادق(ع)این روایت‌‌ها که نبود، پس صد و پنجاه سال، مردم چطوری قرآن را می‌‌فهمیدند؟ بعد می‌‌توانیم پاسخ این پرسش را بدهیم که قرآن چطوری فهمیده می‌‌شود.

ولی وقتی شما از این طرف شروع می‌‌کنید به مطالعه کردن، نتیجه‌‌اش این می‌‌شود که این همه روایت داریم، البرهان سیزده هزار و نور‌الثقلیندوازده هزار حدیث نقل کرده‌‌اند. چه کار کنیم؟ مثال عرض می‌کنم یکی از استدلال‌‌هایی که کردند این است که اگر ما بگوییم قرآن بدون روایات فهمیده می‌‌شود، پس این روایت‌ها را چه کار کنیم. ولی اگر شما تاریخ اسلام را از آن طرف مطالعه کنید و بیایید، می‌بینید این روایت‌‌ها از زمان امام صادق (ع) به این طرف صادر شده، پس قبلی‌ها چه کار می‌‌کردند؟ پیغمبری که هنوز پیغمبری‌‌اش را قبول نداشتند، قرآن را چطوری می‌‌فهمیدند؟

اگر قرآن بدون روایت فهمیده نمی‌‌شود، سیزده سال پیغمبر در مکه با مردمی مواجه بودند، که در پیغمبری‌‌اش شک داشتند، بعد این قرآن را با حدیث پیغمبر می‌‌فهمیدند، این که دور لازم می‌‌آید. پس معلوم می‌‌شود که می‌‌فهمیدند. خیلی از آیات قرآن هم در مکه نازل شده بود. در دوره مدینه هم همینطور، در سال‌‌های اول و دوم که هنوز حکومتی مستقر نبود. این یک نکته.

نکته دوم این‌که از قرآن شروع کنیم، الان کتاب اصلی دین ما قرآن است. حدیث اعتبارش را از قرآن می‌‌گیرد. حدیث ثبوتاً و اثباتاً وابسته به قرآن است. اعتبار ثبوتی و اثباتی‌‌اش را از قرآن می‌‌گیرد. یعنی اصل حجیّت حدیث به قرآن برمی‌‌گردد. احراز حجیّت حدیث هم در زمان ما به قرآن برمی‌‌گردد، چون ائمه فرمودند روایاتی که از ما شنیدید، به قرآن عرضه کنید. لذا در مطالعات دینی از قرآن شروع کنیم. این نکته دوم.

نکته سوم این است که در مطالعات دینی اهداف کلان دینی هیچ‌گاه یادمان نرود. قرآن رسالت انبیا را چنین مطرح می‌‌کند:

﴿ لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَيِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْكِتابَ وَ الْمِيزانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْط ﴾

این هدف است. پیامبر هم فرمود:

﴿ اِنّی بَعَثْتُ لِاُتِممَّ مَکٰارِمِ الاَخْلٰاق ﴾

دو مطلب: احقاق حقوق کفِ دینداری و رعایت اخلاق سقفِ دینداری، این‌ها دو هدف کلان است. ما راجع به هر چه می‌‌خواهیمبنویسیم یا صحبت کنیم، این دو هدف نباید پایمال بشود. بحث رابطه شیعه و سنی در این فضا باید معنی بشود، بحث اهداف قیام امام حسین(ع) در این فضا باید معنی بشود. نمی‌‌شود اهداف قیام امام حسین جدا از آن «لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْط» و جدا از آن تحقق اخلاق باشد. تمام حوادث و پژوهش‌‌ها و مطالعات دینی ما با توجه به آن اهداف مسلم و کلان دین باید مورد تجزیه و تحلیل قرار بگیرد. اگر این‌گونه باشد، آدم زودتر می‌‌تواند راه و نظر خودش را پیدا کند.

رعایت اخلاق در حادثه کربلا

در حادثه کربلا هم باید این دو هدف کلان دین را دید: احقاق حقوق و اخلاق. لذا به گمان من انسان به حادثه عاشورا که می‌نگرد، کار غیر اخلاق نه تنها در جبهة اباعبدالله(ع) و یارانش نمی‌‌بیند، عین اخلاق و عالی‌‌ترین آموزه‌های اخلاقی را در سخت‌‌ترین شرائط و با بدترین دشمن می‌‌بیند، چون انسان وقتی در سخت‌‌ترین شرائط مقید به اخلاق باشد نشان دهندة نهادینه شدن اخلاق در آن شخص است. شما دیدید بعضی‌‌ها در شرائط طبیعی که در خانه‌‌اش نشسته هوا مطبوع است نماز می‌‌خواند، اما مثلا با اتوبوس مسافرت می‌‌کند. صبح وقتی اتوبوس در یک منطقه سرد نگه می‌‌دارد و قرار است با آب سرد وضو بگیرد، دیگر آن قدر نماز در او نهادینه نشده که بیاید و نماز بخواند!

اخلاقیات هم همینطور است. ما پایبند به اخلاق هستیم تا زمانی که تضاد منافع پیدا نشده، اما اگر رقیب پیدا کردیم، دیگر خود به خود به هم می‌‌ریزد. اگر بالاتر از رقیب، دشمن پیدا کردیم، دیگر غیر اخلاق می‌‌شود اخلاق. در حادثه عاشورا، اخلاق نه تنها با رقیب با دشمن، نه دشمن عادی بدترین دشمن و وقیح‌‌ترین دشمن رعایت می‌‌شود و به آن‌‌ها آب می‌‌دهند؛ می‌‌گویند شما وقتی دشمن صدایت زد، جواب بدهید، احترامش را داشته باشید. این تعبیرها در پرتو همان اهداف دین است.

و صلی الله علی محمد و آله الطیبین الطاهرین

 

 

 

 

برچسب ها: روانشانسی

مرتبط نوشته ها

نامه ای سرگشاده به دختران بی حجاب وطنم
دیدگاه

نامه ای سرگشاده به دختران بی حجاب وطنم

26 مهر, 1404
جهانى شدن و چگونگىِ سير از كثرت به وحدت
دیدگاه

جهانى شدن و چگونگىِ سير از كثرت به وحدت

5 مهر, 1404
نقش رویکرد سیاسی امام خمینی در ارتقاء شیوه اجتهاد حوزوی
دیدگاه

نقش رویکرد سیاسی امام خمینی در ارتقاء شیوه اجتهاد حوزوی

31 شهریور, 1404
عفاف و حجاب؛ تمایز مفهومی و چالش‌های حکمرانی فرهنگی
دیدگاه

عفاف و حجاب؛ تمایز مفهومی و چالش‌های حکمرانی فرهنگی

30 شهریور, 1404
فقدان سیره متشرّعه و نقش آن در استنباط
دیدگاه

فقدان سیره متشرّعه و نقش آن در استنباط

23 شهریور, 1404
هزار و پانصد سال تابش نور نبوی
دیدگاه

هزار و پانصد سال تابش نور نبوی

23 شهریور, 1404
نوشته‌ی بعدی

تئوری انقلاب اسلامی و تحولات اخیر در جهان اسلام

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مطالب

تعامل دین و توسعه، امکان یا امتناع

تعامل دین و توسعه، امکان یا امتناع

26 آبان, 1404
نامه ای سرگشاده به دختران بی حجاب وطنم

نامه ای سرگشاده به دختران بی حجاب وطنم

26 مهر, 1404
نكته هايى درباره جهانى شدن

نكته هايى درباره جهانى شدن

12 مهر, 1404
دين و فرهنگ بر پايه متون باستانى ايرانى

دين و فرهنگ بر پايه متون باستانى ايرانى

10 مهر, 1404
بارگذاری بیشتر
دبيرخانه دين‌پژوهان كشور با هدف تعميق، توسعه و ترويج پژوهش‌هاي ديني، بهينه‌كردن اطلاع رسانى، پشتيبانى از مراكز دين‌پژوهى و پژوهشگران ديني، فعاليت می کند. اين دبيرخانه از نظر تشكيلات و سازماندهي در ابتدا تحت پوشش و حمايت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و سپس پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات قرار گرفت و در ادامه کار با پيشنهاد دبير شورای برنامه‌ريزی دين‌پژوهان و موافقت مسئولان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، به عنوان مؤسسه‌ای غيردولتی و غيرانتفاعی به ثبت رسيد.
 
دفتر مركزى در قم
نشاني: قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی ، دبيرخانه دين‌پژوهان
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵
آدرس سایت:
www.dinpajoohan.com

پست الکترونيک:
info@dinpajoohan.com

 

نقل مطلب با ذکر منبع آزاد است.

کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به دبیرخانه دین پژوهان کشور می باشد.