اشاره: آیتالله اعرافی رئیس جامعةالمصطفی(ص) العالمیه چندی قبل در سفر به صربستان ضمن ديدار با وزیر علوم و مسئولان عالی رتبه علمی و دانشگاهی این کشور و سخنراني در کرسی شرقشناسی دانشگاه بلگراد و انستیتوی فلسفه،، با نمایندگان رسانههای تأثیرگذار صربستان از جمله شبکه تلویزیونی «ب92» و هفتهنامه سیاسی – تحلیلی «پِچات» که پرتیراژترین نشريه اين کشور به شمار ميرود گفتگوهاي مفصلي داشت.
آنچه در ادامه ميآيد بخشهايي از گفتوگوی ايشان با نشريه «پِچات» است که پیش از حملات تروریستی پاریس انجام شده و به معرفي چهره معتدل و عقلانی اسلام و لزوم پرهيز از افراطيگري و مشخصات اسلام در جمهوري اسلامي ايران اشاره دارد:
*شما رئیس جامعةالمصطفی(ص) العالمیه در شهر مقدس قم هستید، یکی از اندیشههای راهبردی شما در آن نهاد آکادمیک این است که انسانهای متدین میتوانند همزمان هم بر اساس موازین دین خود و هم متناسب با رهاوردهای تمدنی عصر نوین زندگی کنند، دیگر مشخصههای اصلی مجموعه آکادمیک شما کدام است؟
-اسلام دینی واحد است که در ضمن آن، جریانهای کلامی و اندیشهای گوناگون، همه بر پایه اصول مشترک، رشد کردهاند، بدین دلیل، ما با این واقعیت مواجه هستیم که اسلام را میتوان به انحای گوناگون قرائت کرد، اسلام در جمهوری اسلامی ایران مشخصات ویژهای دارد. یکی از مهمترین مشخصات و شاید بنیادیترین مشخصه این قرائت ویژه از اسلام دقیقاً همین نکتهای است که در سؤال شما بدان اشاره شد. ما از یک طرف تلاش میکنیم تا از هویت و میراث و سنت خود صیانت کنیم. از طرف دیگر، تلاش ما این است که بر پایه اجتهاد مبتکرانه و به کمک اندیشه قدرتمند دینی خود، با چالشهای زندگی معاصر مواجه شویم و متناسب با اقتضائات معاصریت، متقنترین پاسخها را در برابر آن چالشها ارایه کنیم.
بدین ترتیب، میتوانم بگویم که مهمترین ویژگیهای این قرائت خاص از اسلام، عقلانیت و اجتهاد است. ویژگی بسیار مهم دیگر عبارت است از اینکه این گونه اسلام، با رویکرد عقلانی مقتدر، به دنبال آن است که حقیقتجویی و عدالت را از یک سو و توانمندی جهادگرانه با هدف صیانت از هویت سنتی خود را از سوی دیگر، یک جا جمع کند.
مشخصه بارز دیگر این است که در چارچوب این اسلام، ما بر عناصر مشترک میراث واحد همه بشریت، یعنی همه انسانهایی که در جهان امروزی زندگی میکنند، تأکید میکنیم، دقیقاً به این دلیل است که اصل اساسی ما گفتوگو با دیگران است، با کسانی که مثل ما نمیاندیشند.
*شما یکی از نمایندگان اندیشه معاصر فلسفی در ایران هستید که بر عرفان یا تصوف مبتنی است، آیا غرب مدرن به اندازهای کافی از فلسفه اسلامی و جریانها و آموزههای فلسفی جهان اسلام اطلاع دارد؟
-ایران مهد تفکر فلسفی و به خصوص تفکر فلسفی اسلامی است، مهمترین و فاخرترینِ مکاتب فلسفه اسلامی دقیقاً در ایران پایهگذاری شده و توسعه پیدا کردند، سه مدرسه اصلی فلسفه در اسلام، یعنی مشاء، اشراق و حکمت متعالیه در ضمن حوزههای علمیه متعددی که مسئول توسعه علوم دینی در ایران بودند، متولد شده و یا رشد بسیار قابل ملاحظهای پیدا کردند، اینجا میتوان به دلایل پویایی اندیشه فلسفی در ایران هم اشاره کرد، شاید دلیل نخست، تمایل عقلانی ایرانیان به تفکر در باب مسایل فلسفی است، دلیل دوم، ظرفیتهای عظیم فلسفی مکتب شیعی پیروان خاندان مطهر پیامبر اسلام است که یکی از مهمترین مکاتب و مذاهب اسلامی است، در کنار این، در پرتو سنت فاخر عرفانی یا آنچه که تصوف نامیده میشود، میراث فلسفی ایران عمیقتر و غنیتر شده است. البته، سنت عرفانی تصوف در بسیاری از کشورهای اسلامی به صورت خشک و بسیار سطحی معرفی شده است، ما در ایران تلاش میکنیم تا لطیفترین اعماق و متقنترین اسرار علمی تجربه عرفانی اسلام را به نمایش بگذاریم.
امروزه، آموزه غالب و مسلط فلسفی جهان اسلام که اتفاقاً در ایران پایهریزی شده است و به نام حکمت متعالیه شناخته شده است، منظومهای جامع است که اندیشههای فلسفی در باب کشف عرفانی را هم دربردارد، در حقیقت، این یک مدرسه فلسفی است که تحلیلهای پیشرفتهای را در ارتباط با مجموعه هستی و حقایق و پدیدههایی ارایه میکند که بشر امروز با آن مواجه است، لازم است در اینجا متذکر شوم که میراث فلسفی ما شامل بر آن بخش نظری هم هست که توسط پیروان دیگر سنن دینی بنا نهاده شده است، آنانی که تلاش کردند در متن جهانی که زندگی میکنند حقایق قدسی و متعالی را دریابند. مطمئن هستم که چنین فلسفهای میتواند پایه خوبی برای گفتوگوی مؤثر میان سنتهای دینی گوناگون و فرهنگهای مختلف باشد.
لازم است در اینجا اضافه کنم که فلسفه اسلامی امروز در جهان به شکلی معرفی نشده است که تمام ابعاد درخشان آن به نمایش گذاشته شود، در چند دهه اخیر، شرقشناسانی همچون «هانری کربن» و شاگردان وی در فرانسه تا حدودی تلاش کردند برخی از مشخصههای مهم فلسفه اسلامی را تبیین کنند. فلسفه اسلامی در دپارتمانهای مدرن در کشورهای مختلف، کم و بیش مورد مطالعه قرار میگیرد، اما نه در آن حدی که بتواند رضایتبخش باشد، بسیار خرسند هستم به خاطر این که در کشور شما، با تأسیس مرکز علوم دینی «قم» گام نخست در جهت معرفی صحیح و اصیل غنای فلسفه اسلامی برداشته شده است.
*معروف است که طرفدار آموزه اسلام معتدل هستید. دقیقاً مراد شما از اسلام معتدل چیست؟
موضوع سخنرانی من در اسنتیتوی فلسفه و تئوری اجتماعی دانشگاه بلگراد، تحلیل معنای اسلام معتدل بود، متأسفانه، باید بگویم که ما در جهان اسلام با پدیده قرائت افراطی، غیر عقلانی و محدودیتآور از اسلام مواجه هستیم که مشخصه آن، طرد بیرحمانه همه دگراندیشان است، از طرف دیگر، جریانهای افراطی تجددگرایانه را داریم که میخواهند به هر نحو ممکن، اسلام را مساوی با جهان مدرن معرفی کرده و همه عناصری را حذف کنند که این دین به خاطر آنها سنتی و متمایز مانده و در سایه آنها توانسته است از هویت اصیل خود صیانت کند. به بیان دیگر، آنان نمیخواهند به هیچ وجه در برابر پدیده طرد هویت سنتی و اصیل میراث اسلامی بایستند.
اسلام معتدل، مبتنی بر عقلانیت و اجتهاد تخصصی است، به دنبال آن است که ثروت مشترک همه انسانها را نشان دهد، تأکید بر ضرورت گفتوگو و کنار گذاشتن تعصبهای نابجای مذهبی دارد، نسبت به مشکلات جهان معاصر و تنگناهایی که مستضعفان و مظلومان دنیا احساس مسئولیت و تعهد دارد. تلاش میکند از مبانی معرفتی و ارزشی متقن خود صیانت کند، ميکوشد تا از تجارب ارزشمند جهان توسعهیافته معاصر بهرهمند شود، اسلام معتدل هیچ وقت رویکرد حذف ندارد و پیروان دیگر مذاهب اسلامی و و سایر ادیان را حذف و طرد نمیکند.
اسلام معتدل، نوع سوم قرائت از اسلام است که تفاوت جدی با دو قرائت پیشین دارد. همچنانکه به اختصار توضیح دادم، اسلام معتدل مبتنی بر عقلانیت و اجتهاد تخصصی است و همچنین، به دنبال آن است که ثروت مشترک همه انسانها را نشان دهد، اسلام معتدل تأکید بر ضرورت گفتوگو دارد و بر اهمیت این نکته پافشاری میکند که از طریق گفتگو میتوانیم به همدیگر نزدیکتر شویم و تعصبهای نابجای مذهبی را کنار بگذاریم، اسلام معتدل همچنین احساس مسئولیت و تعهد نسبت به مشکلات جهان معاصر دارد و تنگناهایی که مستضعفان و مظلومان در بخشهای گوناگون دنیا با آن مواجه هستند، علاوه بر این، تلاش میکند از مبانی معرفتی و ارزشی متقن خود صیانت کرده و در عین حال از تجارب ارزشمند جهان توسعهیافته معاصر بهرهمند شود، اسلام معتدل هیچ وقت رویکرد حذف ندارد، پیروان دیگر مذاهب اسلامی را از دایره مسلمانان و متدینان حذف نمیکند، همچنان که دیگر سنتهای دینی مهم، همچون مسیحیت و سایر ادیان را از دایره دینمداری طرد نمیکند.
*در کرسی شرقشناسی دانشکده زبانشناسی دانشگاه بلگراد سخنرانیای با عنوان «اسلام، علم و چالشهای معاصر» داشتید. آیا در آن جلسه و در دیگر جلسات از میزان شناخت صربها نسبت به ایران راضی بودید؟
-من با نمایندگان تأثیرگذار حیات دانشگاهی و علمی صربستان ملاقات داشتم، در همه جلسات احساس میکردم که همصحبتهای صربستانی من با تمام وجود علاقهمند بودند با ایران بهتر آشنا شوند و این مسأله من را بسیار خرسند میسازد. اعتقاد دارم باید همه با هم خیلی بیشتر تشریک مساعی داشته باشیم تا بدون واسطه همدیگر را بهتر بشناسیم.
شما در یک جایگاه بسیار استراتژیک قرار دارید و موقعیت کشور شما در بالکان از اهمیت فوقالعاده برخوردار است، این حق شما خواهد بود، اگر مردمتان بخواهند که احتمالاً وارد اتحادیه اروپا شوید، اما من میخواهم توصیهای برای علما و مسئولان نهادهای علمی شما داشته باشم، در ضمن این رویکرد نباید هویت سنتی و اصیل خود را از دست بدهید، نباید برای نیل به این هدف، ذوب در جوامع غربی شوید، شما در جایگاهی قرار گرفتید که شرق و غرب را به هم وصل میکنید، لذا اعتقاد دارم که لازم است استراتژی کلان روشن و تعریف شدهای را داشته باشید که به شما کمک خواهد کرد با همه، روابط خوب داشته باشید و بتوانید از غنای تمدنی جریانهای گوناگونی که در دو سوی شما قرار گرفتهاند، بهرهمند شوید.
در ذهن خود نمیتوانم یک پارادوکسی را حل کنم که در کشور شما آن را یافتم، از یک سو، فراوان گفته میشود که آرزو و علاقه دارید به اتحادیه اروپا و خانواده جوامع غربی بپیوندید، اما از سوی دیگر، تأکید همه جانبه دارید بر اینکه میخواهید میراث غنی سنت خود را حفظ کنید.
باید همه با هم خیلی بیشتر تشریک مساعی داشته باشیم تا بدون واسطه همدیگر را بهتر بشناسیم
توصیه و آرزوی من، به خاطر احساس علاقه خالصانهای که نسبت به کشور شما دارم، این است که از همه نتایج توسعه فنی و مدرن غرب سود ببرید، لیکن به هیچ وجه، نه میراث فاخر و غنای هویت ناب شرق و مردمان شرقی را و نه هویتی را که در اعماق ملت شما ریشه دوانیده است فراموش نکنید و از آن فاصله نگیرید، ای کاش مردمان بالکان میتوانستند معقولتر عمل کنند، خودشان متحد میشدند و به عنوان یک اتحادیهای قدرتمند، عنصری پراهمیت و انکارناپذیر در عرصه روابط بینالملل میبودند، توصیه من برای مسلمانانِ شما هم این است به صورت جدی در مورد ضرورت وحدت همه مردمان بالکان بیندیشند.
*آیا حضور مسیحیان و مسلمانان در بالکان در کنار هم میتواند خطری بالقوه برای این منطقه قلمداد شود؟ توصیه شما در این رابطه برای مسلمانان و مسیحیان بالکانی چیست؟
-توصیه من به مسلمانان و مسیحیان در بالکان این است که به اعتدال عقلانی بازگردند و از هرگونه تعصب ناروا و بیپایه فاصله بگیرند؛ همه آنان، کشور خود را دوست داشته باشند و اجازه ندهند در این منطقه افکار افراطی و خشک رشد کند؛ همه با تمام وجود بپذیرند که اسلام و مسیحیت باید در فضای آرامش و احترام همه جانبه متقابل همزیستی داشته باشند. اگر آنان خاطراتی منفی از گذشته نزدیک دارند، تصور میکنم که الآن وقت آن است که آن خاطرات منفی به کنار گذاشته شود و همه به سوی آیندهای درخشان گام بردارند.









