نظریه اصلی مطرح شده در این نوشته کوتاه، ضرورت بازتعریف سهمیهبندی جدید برای کشورها در اعزام حجگزار به مکه به عنوان یک راهکار برای کاستن از تلفات جانی است. به اعتقاد نگارنده، هر اندازه هم که مدیریتی توانا بر حج حاکم باشد، جمعیت میلیونی در حج و محدویت مکانی و زمانی موسم و مناسک حج با توجه به امکانات فعلی، همواره خطرساز خواهد بود. نظریه فرعی، تاثیر مثبت بهبود روابط ایران و عربستان در پیشگیری از تلفات جانی حج است.
بروز حوادث دلخراش در مکه، چند سال یک بار، مدتی کوتاه اذهان جهانیان به خصوص مسلمانان را به خود مشغول و مسئلههایی را مطرح میکند؛ اما به زودی مشمول مرور زمان و به فراموشی سپرده میشود. تلفات در میان حجاج و زائران مکه موضوع جدیدی نیست و منابع تاریخی و سفرنامههای حج بسیار از آن سخن گفتهاند؛ ولی گویا تلفات بر اثر ازدحام جمعیت ـ مانند آنچه امسال در منا روی داد ـ از پدیدههای دوران جدید است که تعداد حجگزاران نسبت به دورههای گذشته، بسیار بیشتر شده است. تا اواخر دوره قاجار، بنابر اخبار و گزارشها، تلفات بیشتر معلول سه عامل گرمای هوا، بیماریهای مسری مانند وبا و حمله راهزنان در میان راه بوده است.
بنابر آنچه خود حجگزاران در گزارشهای سفرنامهای ثبت کردهاند، راههای حجاز در بسیاری از سالها برای آنها ناامن بوده است. قبایل ساکن در حاشیه برخی راهها مانند راه مکه به مدینه و به خصوص راه میان حجاز تا نجف اشرف که از سرزمین نجد میگذشته، گویی حق خود میدانستهاند که هر ساله از راه غارت حجاج توشهای بیندوزند. برخی قبائل علنا به غارت و راهزنی حجاج میپرداختهاند، برخی دیگر از حجاج باج میگرفتهاند و برخی دیگر، به بهانههای دیگر، امنیت مالی و جانی آنها را تهدید میکردهاند. برای مثال، اعضای برخی قبایل در مسیر حرمین به نجف، برای خود یک حق مالی به نام «اخوه» یا «خاوه» قائل بودهاند که بنابر آن، هر حاجی یا زائر خارجی و به خصوص ایرانی که از آن مسیر میگذشته، میباید مبلغی را بپردازد. رفتار اینان با حاجیان بسیار بد بوده و در صورت خودداری کاروان از پرداخت وجه درخواستی، به آن حمله میکرده و به جان و مال کاروانیان متعرض میشدهاند. این کار به خصوص در راهی موسوم به راه جبل در جنوب نجف، مرسوم بود و باعث شد تا در بعضی سالها، دولت ایران، عبور حجاج ایرانی از این راه را ممنوع کند و حتی علمای دینی به حرمت عبور از آن فتوا دهند. برای نمونه، در سال ۱۳۲۰ قمری شیخ فضل الله نوری پس از سفر ۱۳۱۹ قمری به حج، در متنی به حرمت سفر در این راه فتوا داد. حکم تحریم بسیاری از فقهای آن روزگار مانند محمد غروي شربياني، آخوند ملامحمد كاظم خراساني ، محمد حسن مامقاني، سيد محمد كاظم يزدي ، عبدالله مازندراني و عباس كاشف الغطاء ذیل این فتوا به چشم می خورد.[۱] حکومتهای حجاز هیچگاه از ناامنی حجاج راضی نبودهاند ولی توانایی لازم برای مقابله با آن را نداشتهاند. حکومت هاشمیان یا شرفا در حجاز(حکومت پیش از سعودی)، با توجه به گستردگی سرزمین عربستان و برخوردار نبودن از امکانات مالی و نظامی کافی تنها برخوردهای جزئی و مقطعی با ناامنی این مناطق داشتهاند.
بیماریهای مسری به خصوص وبا، در گزارشهای بسیاری عامل کشتار جمعی حجاج در مکه و مدینه بوده. حجاج در سفرنامههای خود بارها از تلفات سنگین بر اثر وبا در مکه گزارش دادهاند؛ از جمله در یک سفرنامه مربوط به سال ۱۳۱۰ قمری یعنی دوره ناصرالدین شاه قاجار آمده است که تلفات وبا آنچنان سنگین است که در هر گوشهای از شهر مکه و میان راهها جنازه دیده میشود.[۲]
گرما و مشکلات دیگری از این دست، به لحاظ وارد ساختن تلفات جانی به حجاج، مقام سوم را داشته است. محمدحسین فراهانی که به سال حج سال ۱۳۰۲ قمری به حج رفته، گزارش داده است که حدود سه هزار ایرانی از راههای استانبول، شام، جبل، بوشهر و بندرعباس در این سال، به حج رفته و در این میان پنجاه نفر از کسانی که از راه شام آمده اند، جان خود را بر اثر گرما از دست دادهاند.[۳]
در نیم قرن اخیر که امنیت راهها و امکانات بهداشتی در حج برای زائران و حجاج فراهم شده، غالبا تلفات جانی در مکه، مربوط به ازدحام جمعیت است. در سال ۱۹۷۷ میلادی آتش سوزی خیمههای تو در تو و انبوه در منا جان دست کم ۳۴۰ نفر را گرفت، در سال ۱۹۹۸ حجاج هنگام عبور از یک پل هوایی در مکه به مشکل برخوردند و ۱۸۰ نفر از آنان جان باختند، دو سال بعد، یعنی در سال ۱۹۹۰، نزدیک ۱۴۰۰ نفر هنگام عبور از یک تونل بر اثر فشار جمعیت جان باختند، در سال ۲۰۰۱، ازدحام جمعیت در رمی جمرات، ۳۵ نفر را کشت، در سال ۲۰۰۴، هجوم و فشار جمعیت در منا بیش از ۲۰۰ کشته بر جای گذاشت و در سال ۲۰۰۶، بیش از ۳۶۰ زائر بر اثر ازدحام جمعیت هنگام اجرای مراسم رمی جمرات کشته شدند. این در حالی است که پس از گذشتن مدتی از وقوع این فجایع، ماجرا تقریبا به فراموشی سپرده شده و چاره و راهکاری برای اقدامات پیشگیرانه اندیشیده نشده است.
بررسی آمار تلفات نشان میدهد که کمتر سالی را در دهههای گذشته میتوان یافت که ازدحام جمعیت در مکه، تلفات جانی به بار نیاورده باشد و این شاید نشان از آن دارد که جدا از بیتدبیریهای مسئولان اجرایی حج عربستان، به ظاهر، مکه و مشاعر و اماکن مقدس این شهر در موسم حج، تاب و توان جمعیت میلیونی را ندارند و به فرض که مدیریتی قوی بر حج حاکم باشد، باز هم ماهیت مناسک حج و محدود و کوچک بودن مناطق و اماکن مقدسی که باید این مناسک در ساعاتی خاص و محدود در آنها اجرا شود، اجازه حضور میلیونی را ـ دست کم با امکانات امروز ـ نمیدهد و هر آن ممکن است یک حادثه کوچک، فاجعهای بزرگ بیافریند. نکته در این است که اجرای این مناسک به لحاظ شرعی در جایی دیگر ممکن نیست و از طرفی دیگر، حضور چند میلیون حجگزار تنها در چند ساعت در این امکنه، بسیار خطرساز است.
به نظر نگارنده، یکی از راههای محو تلفات جانی در مکه یا پایین آوردن آن، تجدید نظر و اعمال محدودیت بیشتر در شمار حجگزاران و زائران است. البته کاستن از شمار حجگزاران تبعاتی دیگر دارد که باید راهی برای مواجهه با آنها جست. دولت عربستان سعودی میباید با همفکری و شراکت مسئولان حج کشورهای مسلمان، با توجه به امکانات موجود در مشاعر و اماکن مقدس مکه، تعریفی جدید از سهمیهبندیها به دست دهد و مسئولانه به این وضعیت خاتمه بخشد. در این مسیر، کمک گرفتن از کشورهایی مثل ایران و عراق که تجربه مدیریت گردهماییهای بزرگ مذهبی را دارند، بی گمان کارساز خواهد بود؛ ولی متاسفانه وجود تنشهای سیاسی میان دولتهای ایران و عربستان فرصت این همکاری را دست کم در این روزها فراهم نمیکند.
در بیتدبیری و قصور مدیران و کارگزاران حج عربستان در رابطه با وقایع اخیر تردیدی نیست به خصوص در وقایعی مانند سقوط جرثقیل بر مسجدالحرام که جان چند تن از ایرانیان را نیز گرفت و به وضوح از ناشیگری و بیاحتیاطی مسئولان عرب در انجام وظایف خود خبر داد؛ ولی در این نیز تردید نیست که چنانچه روابط ایران و عربستان در چنین وضعیت اسفناکی نبود، امکان رایزنی، همکاری و همیاری برای پیشگیری از تلفات بیش این بود که امروز هست. کشور ایران به لحاظ نرمافزاری و سختافزاری، ابزارهایی را برای برگزاری و مدیریت گردهماییهای بزرگ مذهبی در اختیار دارد که به کارگیری آنها در مدیریت امور حج عربستان، میتواند از تلفات جانی سنگین پیشگیری کند. در اینجا، مسئولیتهایی متوجه دولت ایران است؛ زیرا به هر حال، مکه در عربستان واقع است و ایرانیان به زیارت اماکن مقدس این کشور بسیار علاقهمندند و فریضه حج، از ارکان دین اسلام است و بدین رو، چارهای از ارتباط با عربستان و سفر به آن کشور و مکه و مدینه نیست. این مسئله(جدا از مسائل و منافع مهم اقتصادی و سیاسی دو کشور و منطقه خاورمیانه)، از مسائلی است که باری دیگر ضرورت تنشزدایی در روابط دو کشور مسلمان بزرگ منطقه را به وضوح نشان میدهد و برای مسئولان کشور ایران نیز مسئولیت میسازد.
____________________
[۱] . رک: رسائل، اعلامیه ها، مکتوبات … و روزنامه شهید فضل الله نوری، ج۱، ۴۰-۵۴.
[۳]. سفرنامه مکه، محمد حسین فراهانی، ص۱۷۶، ۲۱۸.










