اشاره: اگرچه مداحی در ایران سابقه ای بسیار طولانی دارد و رسانه ای کارآمد برای مسلمانان است، اما تغییرات فرمی و محتوایی در مداحیهای چند سال اخیر، اعتراض بسیاری از بزرگان و عالمان دین را سبب شده است. بسیاری از کارشناسان منتقد و معتقدند که در مداحی های امروز سبکهایی روی کار میآید که ارتباطی به امام حسین(ع) و نهضت ایشان ندارد؛ حتی شعرها عمق ندارند و بعضی از آنها بسیار سخیف هستند، برخی از مداحیها با ساز و نواهایی عجین شدهاند که کمتر بویی از حال و هوای عزاداری های سنتی سال های گذشته را دارد. فرهنگ دینی و شیعی جامعه ایران می طلبد که موضوع مداحی به خصوص در ایام محرم و صفر مورد بررسی و آسیب شناسی قرار گیرد. در همین رابطه شفقنا میزگردی را با حضور حجت الاسلام و المسلمین دکتر مهدی مهریزی، استاد دانشگاه و پژوهشگر حوزه دین و یدالله بهتاش ازپیر غلامان اهل بیت، مداح سنتی و قدیمی تهران برگزار کرد، آنچه در ادامه میخوانید اهم مطالب عنوان شده توسط حجتالاسلام والمسلمین مهریزی و پاسخهای ایشان به سوالات مطرح شده در این میزگرد است.
حجت الاسلام و المسلمین مهریزی:
- نقطه عزیمت ما در بحث عاشورا و امام حسین(ع) باید اهداف کلان دینی باشد که عاشورا به خاطر آن اتفاق افتاده است.
- اگر مجالس فراوان روضه خوانی، سینه زنی و منبر داریم و اخلاق در جامعه ترویج نمی شود و روضه خوان، منبری و سینه زن همان تخلف کننده و خلف وعده کننده قبلی هستند، مشخص می شود که در اقداماتمان مشکلی وجود دارد.
- خروجی آنچه مداحی یا منبری ترویج می کند نباید چیزی به جز این اصل مهم یعنی پیام و ترویج عدالت، اخلاق و معارف دینی باشد.
- اگر نگاه دینداری عقلانی نباشد، حاصل مطلوبی در رشد عقلانی و قدرت پرسشگری انسان ها نخواهد داشت و سطح دغدغه های مردم بالا نخواهد رفت.
- اگر مدل دینداری که متولیان دین دنبال می کنند این باشد که احساسات یا باورهای مردم در یک سطحی باقی بماند، انسان ها پرسشگر و نقاد نمی شوند.
- باید نگاه های کلان در دینداری و استفاده از دین، مقداری دستکاری شود، ما در نگاهمان انسان محور نیستیم، اینکه انسان ها هر چه عقلشان رشد کند، کامل تر و دیندارتر هستند، مورد قبول برخی از عالمان دین ما نیست.
- اگر امروز خداوند به مداحان و واعظان می گفت از میان “دین، عقل و حیا” یکی را انتخاب کن قطعا “دین” را انتخاب می کردند ولی آن زمان آدم “عقل” را انتخاب کرد. امروز عقلانیت مبنای دینداری نیست.
- آنچه می تواند دینداری را پایدار و ماندگار کند، محور قرار دادن آموزه ها، خلقیات و رفتارهای ائمه است.
- ما نمی آییم ذائقه ها را ارتقا دهیم بلکه به ذائقه های متفاوت و ناصحیح فضا می دهیم.
- زمانی در جامعه عدالت برقرار می شود که همه انسان ها خواهان عدالت، نقاد ظلم و مسوولیت پذیر و پرسشگر باشند.
- علاوه بر مداحان، گاهی حتی در نماز جمعه ها هم بعضی از علما از حد خود عبور می کنند و “سیاست ما عین دیانت ما” را در حمایت از گروه، جناح و فرد معرفی می کنند.
- توهین و اهانت کردن به دیگران در مجالس دینداری حد شرعی دارد و به هیچ وجه منطقی و قابل قبول نیست که ما از مجالس و ظرفیتی که جامعه برای ما به وجود آورده، سوء استفاده کنیم؛ اما امروز از چنین رویکردی حمایت می شود که اگر حمایت نمی شد و با فرد خاطی برخورد می شد شاهد تکرار آن نبودیم.
- اصل مجالس حوزه دینداری تربیت انسان است نه حوزه بی اخلاقی، امور مصداقی و فردی و توجه به شخص یا گروه خاص. متولیان و صحنه گردانان باید بسیار به این مساله بپردازند.
- اگر ارتقای عقلانیت و فهم و شعور انسان را مبنا و ملاک قرار دهیم، ذائقه مردم به خصوص جوانان تغییر می کند و در مراسم عزاداری بیشتر متقاضی شنیدن سخنان متولیان دین می شوند.
- گرفتن پول توسط مداح یا منبری ارتزاق با دین نیست، ولی اینکه نگاه این افراد تجارت باشد قطعا در روایات ما مذمت شده است.
سوال: در حال حاضر شاهدیم که در مجالس وعظ و خطابه بیشتر این مداحان هستند که نبض مجلس را در دست می گیرند اما در گذشته روحانیون بیشتر در کانون توجه مردم در این گونه مجالس بودند و با ذکر و یاد مصیبت ها و همچنین گوشه هایی از وقایع مربوط به وقایع تاریخی مذهبی برای مردم فرهنگ سازی می کردند اما در مجالس کنونی بیشتر این مداحان هستند که در کانون توجهات قرار گرفته اند. در مواقع محرم و صفر بیشتر اسامی مداحان بر در و دیوار شهر پر می شود. شما با این موضوع که مداحان به مرور جایگزین علما در مجالس وعظ و خطابه شده اند تا چه اندازه موافقید؟
مهریزی: نکته ای را باید به عنوان یک قاعده در نظر بگیریم و آن اینکه شعر و مدح با استفاده از احساس برای بیان مطالب، مفاهیم، ترویج فرهنگ و تربیت اجتماعی یک ابزار است و قدمت بسیاری دارد و فقط مختص ما مسلمانان نیست بلکه در همه فرهنگ ها وجود دارد. شاید در تاریخ به صورت مستند آنچه امروز در مداحی، سینه زنی و روضه خوانی داریم را نداشته باشیم. ما گاهی برای یک تمثیل می خواهیم ریشه تاریخی درست کنیم و نیازی هم به این امر نیست چرا که شعر برای بیان و انتقال مفاهیم دینی، تربیت و استفاده از احساس یک امری ضروری و غیرقابل انکار است. بخشی از وجود انسان در همه عرصه ها احساسات اوست و نیاز به تغذیه دارد، همانطور که عقل او نیاز به تغذیه مناسب خودش دارد لذا شعر و مدح به عنوان یک ابزار، امری غیرقابل انکار هستند و در سابقه دینی ما به خصوص راجع به حادثه عاشورا و سایر ائمه مورد توجه، تشویق و تمجید بوده است. بزرگان و عالمان شیعه مثل سیدرضی، سیدمرتضی، فیض کاشانی و نراقی دیوان شعر دارند، مشخص می شود که به شعر به عنوان یک ابزار برای تربیت و انتقال مفاهیم دینی و تربیتی نگاه می کنند. اینکه ما شعر را با آواز یا به صورت دکلمه بخوانیم، مدل های اجرای آن است ولی به طور کلی شعر یک ابزار انسانی برای تاثیرگذاری است.
نکته دوم اینکه در حادثه و عزاداری عاشورا آنچه که به نظر من باید همیشه برای منبری، مداح و سینه زن محور و کانون باشد، عناصر اولیه دین است، هر جا این عناصر نقطه کانونی نباشد، آفت است. به عنوان مثال بسیاری از منبرها به دلیل استفاده از حرف های سست و غیر مستند سرشار از آفت هستند؛ یعنی همانقدر که روضه خوانی و مداحی می تواند آفت داشته باشد، منبر هم می تواند آفت داشته باشد. نکته مهم و قابل توجه این است که ما برای حادثه عاشورا و قیام امام حسین(ع) باید اهدافی کلان ببینیم و آن، اهداف کلان دین است. قرآن وقتی پیامبران را معرفی می کند، هدفشان را “لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ” یا به عبارتی دیگر تحقق عدالت بیان می کند، پیامبر هدف بعثت خود را “إِنَّمَا بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَکَارِمَ الْأَخْلَاقِ”، معرفی می کند، امام زمان برای “یملأ الارض قسط او عدلاً” ظهور می کنند، امام حسین(ع) نیز در صحرای کربلا می فرمایند خواهان برپایی عدل و داد هستند. بنابراین تحقق عدالت نقطه کانونی است، حال اگر مدح بگوییم، شعر بخوانیم، سینه زنی کنیم و منبر برویم و وعظ بگوییم و یا فیلم بسازیم، اما نقطه کانونی و هدف اصلی آنها اهداف کلان دین نباشد، آفت است و به آن اشکال وارد است.
به نظرم باید نقطه عزیمتمان در بحث عاشورا و در بحث امام حسین(ع)، اهداف کلان دینی باشد که عاشورا به خاطر آن اتفاق افتاده، امام حسین(ع) در کلمات مختلف هدف از حرکت خود را بیان کردند و رفتارشان هم از اهداف کلان دین خارج نشده است، ایشان می فرمایند “من حرکت کردم تا بندگان مظلوم به امنیت برسند” یا در زیارت اربعین آمده است حرکت امام حسین(ع) به این دلیل بود که انسان ها از جهالت خارج شوند و به عقلانیت برسند. نکته مهم اینکه امام حسین(ع) و اصحابشان در تمام مسیر از مرز اخلاق تعدی نکردند. امروز این مسایل باید در میان مردم محقق شود، خروجی آنچه مداحی یا منبری ترویج می کند نباید چیزی به جز این اصل مهم یعنی پیام و ترویج عدالت، اخلاق و معارف دینی باشد.
اگر ما مجالس فراوان روضه خوانی، سینه زنی و منبر داریم و اخلاق در جامعه ترویج نمی شود، به تعبیر دیگر اگر روضه خوان، منبری و سینه زن همان تخلف کننده و خلف وعده کننده قبلی باشند، مشخص می شود که در اقداماتمان مشکلی وجود دارد. شعر، منبر و فیلم ابزاری است برای تحقق اهداف کلان دین، به میزانی که در شعاع آن اهداف باشد، مطلوب است و در غیر این صورت مشخص می شود که ابزار هدف اصلی قرار نگرفته است. وقتی مدح و منبر ابزار هدف اصلی نشد، ابزار هدف دیگر از جمله قدرت و سیاست یا پول و ثروت و یا شهرت قرار می گیرد.
نکته سوم اینکه در قضایای دینی و همچنین ترویج فرهنگ عدالت و اخلاق، آنچه گاهی مورد غفلت قرار می گیرد، در نظر گرفتن سطوح و لایه های انسانی است، یک جامعه از نظر سنی و سطح تحصیلات، افراد مختلفی دارد، در واقع در جامعه لایه ها متفاوت هستند، همه هیات ها، شعرا و منبری ها باید این لایه ها را در نظر بگیرند، به نظرم کسانی که در فکر برنامه های مذهبی و هیاتی هستند، گاهی این مهم را از یاد می برند و در حقیقت لایه بندی در مجالس ما رعایت نمی شود
در صورتی که با رعایت این اصل مهم می توانیم تنوعی ایجاد کنیم؛ البته همه اینها باید در راستای هدف کلان قرار گیرد.
سوال: فکر می کنید مهم ترین آسیب هایی که مداحی در ایران امروز با آن مواجه است چیست؟ شاهدیم که برخی مواقع از گوشه کنار بعضا صحبت هایی در مورد مداحان به نام طرح می شود که بازتاب های منفی هم در میان برخی مردم دارد. به عنوان مثال هفت تیر کشی فلان مداح یا استفاده از الفاظ ناصحیح و بعضا نامناسب از سوی یک مداح دیگر. یا حتی ورود به مجامع سیاسی و اظهار نظرها و جهت گیری های سیاسی و گروهی. فکر می کنید با این اوصاف آیا مداحان مجاز به ورود به عرصه های دیگری غیر از مداحی هستند؟ به تعبیری آیا مداحان مجازند با استفاده از تریبون هایی که در اختیار می گیرند به جهت گیری های سیاسی و اظهار نظرهایی غیر از حوزه خود بپردازند؟
مهریزی: متولیان امر دین اگر نوع دینداری یا بیان دین را دینداری عقلانی معرفی کنند و با توجه به این اصل مهم، خرد، فهم و قدرت انتقال انسان ها را بالا بیاورند، خود به خود در لایه های بعدی هم تاثیر خود را خواهد گذاشت، اما اگر مدل دینداری که متولیان دین دنبال می کنند این باشد که احساسات یا باورهای مردم در یک سطحی باقی بماند، انسان ها پرسشگر و نقاد نمی شوند. در مورد واعظ، منبری و حتی استاد دانشگاه هم همینطور، اگر نگاه دینداری عقلانی نباشد، حاصل مطلوبی در رشد عقلانی و قدرت پرسشگری انسان ها نخواهد داشت و سطح دغدغه های مردم بالا نخواهد رفت.
به نظر من باید نگاه های کلان در دینداری و استفاده از دین، مقداری دستکاری شود، ما در نگاهمان انسان محور نیستیم، اینکه انسان ها هر چه عقلشان رشد کند، کامل تر و دیندارتر هستند، مورد قبول برخی از عالمان دین ما نیست، ما روایت اول کتاب کافی را مبنا قرار نمی دهیم که خدا وقتی آدم را خلق کرد سه چیز را کنارش گذاشت و گفت یکی از آنها را انتخاب کن “عقل، دین و حیا”. اگر امروز خداوند به مداحان و واعظان می گفت یکی از این سه را انتخاب کن قطعا “دین” را انتخاب می کردند ولی آن زمان آدم “عقل” را انتخاب کرد. امروز عقلانیت مبنای دینداری نیست و از طرف دیگر پشتوانه قدرت به این امر افزوده شده و مشکلات بسیاری را به وجود آورده است.
خداوند در آیات آخر سوره فرقان وقتی “عبادالرحمان” را معرفی می کند می گوید عبادالرحمان کسانی هستند که وقتی آیات ما برای آنها خوانده می شود چشم و گوش بسته کرنش نمی کنند، در برخی از مجالس عزاداری انسان هایی تربیت می کنیم که در همه حال تابع و تسلیم شوند؛ این نوع رویکرد ایراد دارد، خداوند می خواهد که آدم ها را سوال کننده بار بیاورید، نسبت به سخن خدا فکر کنند و بیاندیشند.
در سوره نمل خداوند می فرماید ما ذکر را نازل کردیم و توضیح می دهد تا مردم فکر کنند، نمی گوید مردم تبعیت کنند و تسلیم شوند، اما حتی مجالس خوب ما دارای رویکرد “تسلیم بار آوردن انسان” هستند.
به طور کلی به نظر من دو گیر اصلی داریم یکی در نوع نگاه دینداری و دوم در پشتوانه این نوع دینداری که اگر به نهادهای خاصی وصل شود ناخودآگاه اتفاقاتی در آن رخ می دهد و به عنوان مثال امر به معروف و نهی از منکر به گونه ای دیگر معنی می شود؛ امام حسین(ع) فرمودند که من به خاطر امر به معروف و نهی از منکر حرکت کردم، امام(ع) در مقابل حکومت و قدرت امر به معروف کرد، اما ما می خواهیم در مقابل زیر دستان امر به معروف کنیم که معنا و مفهوم این اصل مهم به طور کلی وارونه می شود.
نکته دیگر اینکه ما در قضایای عاشورا با دو حوزه متفاوت سر و کار داریم که یکی تاریخ و دیگری آموزه های دین است. تاریخ واقعیت ها و استانداردهای خاص خود را دارد، اینکه مطلبی در کتاب نوشته شده نشانه سندیت آن مطلب نیست. در آموزه های دینی، قرآن محور نیست بلکه احادیث و روایاتی که در کتب نوشته شده اند، محور هستند. واعظ و مداح باید این دو عرصه یعنی تاریخ و آموزه های دین را با استانداردهای خودش مطرح کنند، در این صورت آگاهی دینی افراد بالا می رود و در مسیر هدف اصلی دین که ساختن انسان عقلانی و پرسشگر است، قرار می گیرند.
سوال: به مدل دینداری اشاره کردید، مشخصات آن چیست و دارد به چه سمتی پیش می رود. همچنین با توجه به اینکه یکی از ابزارهای دینداری مجالس روضه خوانی است، می توان گفت که مداحی یک نوع دستگاه در هم تنیده است و مستقل از سیستم دینی در جامعه نیست بلکه به نوعی به آن ثبات می دهد؟
مهریزی: ما نسبت به امامانمان پنج اعتقاد داریم، یکی اینکه آنان دارای فضایل و مراتب قدسی هستند، دوم اینکه دارای کرامت هستند، سوم اینکه از آنها آموزه های بلندی سر زده، چهارم اینکه در زندگی خود متخلق به اخلاق انسانی و الهی هستند و پنجم اینکه رفتارشان چه در حوزه فردی و چه جامعه و حکومت رفتار انسانی و الهی بوده است. ما در دینداری خود به این پنج اعتقاد، دو نگاه داریم، یک نگاه این است که در معرفی پیغمبر و امام به فضایل، مراتب آسمانی، معجزات و کرامات توجه بسیار شود و آموزه ها، اخلاق و رفتار صحیح آنها در حاشیه قرار می گیرند. نگاه دیگر اینکه آموزه ها و اخلاق و رفتار صحیح برجسته می شود و سایر مشخصات در حاشیه قرار گیرند. معجزه و فضایل و مراتب خاص آسمانی حق ائمه است و داشتند، اما با این نگاه نمی توان ائمه را به دنیا معرفی می کرد، آنچه می تواند دینداری را پایدار و ماندگار کند، محور قرار دادن آموزه ها، خلقیات و رفتارهای ائمه است. برای سازمان ملل و فرد مسیحی نهج البلاغه قابل فهم است، این جمله نهج البلاغه که “جامعه ای که در آن حق ضعیف از قوی به آسانی گرفته نمی شود، جامعه ارزشی نیست”؛ برای جهان قابل درک و فهم است. اگر هنوز حرف دو هزار سال قبل از میلاد ارسطو زنده است، به این دلیل است که مردم اصل مهمی را در این سخن می بینند. ائمه ما می فرمودند که اگر مردم زیبایی های سخن ما را بفهمند دنبال ما می آیند لذا لازم نیست با معرفی و بیان معجزات برای آنها مرید جمع کنیم. ما نمی آییم ذائقه ها را ارتقا دهیم بلکه به ذائقه های متفاوت و ناصحیح فضا می دهیم.
باید توجه داشته باشیم که هدف پیامبر و ائمه و امام زمان(عج) همیشه و لحظه به لحظه برپایی عدالت بوده و خواهد بود. زمانی در جامعه عدالت برقرار می شود که همه انسان ها خواهان عدالت، نقاد ظلم و مسوولیت پذیر و پرسشگر باشند، انسانی که غیر مسوول است نسبت به ظلم، تبعیض، جهل، فقر و درد و رنج انسان ها بی تفاوت است و به همان میزان سطح دینداری آنان پایین می آید. ما افراد هم مسوول و هم پرسشگر درست نمی کنیم و تنها گاهی به دنبال ساختن انسان های مسوول هستیم. لذا به نظر من در نوع سیستم و نگاه دینداری ما در مداحی، وعظ و کلاس درس اشکال وجود دارد. متولیان امر دینی و دینداری باید نوع نگاهشان را مقداری تغییر دهند و نگاهشان در معرفی دین، اخلاق و رفتار ائمه باشد نه معجزات آنان. اگر ارتقای عقلانیت و فهم و شعور انسان را مبنا و ملاک قرار دهیم، ذائقه مردم به خصوص جوانان تغییر می کند و در مراسم عزاداری بیشتر متقاضی شنیدن سخنان متولیان دین می شوند.
مهریزی: معرفت به ائمه به معنی معرفت به آموزه هایشان است. آنچه می تواند ائمه را جهانی و ماندگار کند، پخش آموزه ها، خلقیات و رفتار آنهاست. امیرالمومنین برای دوست و دشمن، زیر دست و بالا دست خود رفتار و الگوست و دنیا دنبال چنین الگویی می گردد. وقتی شخصی به امیرالمومنین اعتراض می کرد، حضرت در برابر او جبهه نمی گرفت بلکه همواره تاکید می کرد که صحبت کنید. اینگونه از مسایل می تواند مکتب اهل بیت را جاودانه و جهانی کند و در حقیقت مخاطب را در طول زمان توسعه ببخشد.
سوال: شما ورود رسمی مداحان به دنیای سیاست را تایید می کنید؟ و از نظر شما مداحان مجاز هستند هر رفتار، عمل و انتخابی را برای عرصه فعالیت خودشان داشته باشند؟
مهریزی: مرحوم امام خمینی(ره) تعبیری داشتند که “سیاست ما عین دیانت ماست” امروز این سخن برای عده ای بهانه شده تا در عرصه های مختلفی وارد شوند، واقعیت این است که نگاه “سیاست ما عین دیانت ماست” برای این بود که بگوید دین فقط عبادات و مناسک نیست بلکه انسان موجودی اجتماعی است و نسبت به جامعه مسوولیت دارد، اما ما اکنون اینگونه از آن استفاده نمی کنیم. علاوه بر مداحان، گاهی حتی در نماز جمعه ها هم بعضی از علما گرفتار این مساله می شوند و از حد خود عبور می کنند و سیاست ما عین دیانت ما را در حمایت از گروه، جناح و فرد معرفی می کنند در صورتی که این گروه ها باید مطالبی را بیان کنند که به اخلاق و حقوق مردم جامعه منتهی شود و در مسیر عقلانیت و تربیت انسان قرار گیرد. توهین و اهانت کردن به دیگران در مجالس دینداری حد شرعی دارد و به هیچ وجه منطقی و قابل قبول نیست که ما از مجالس و ظرفیتی که جامعه برای ما به وجود آورده، سوء استفاده کنیم؛ اما امروز از چنین رویکردی حمایت می شود که اگر حمایت نمی شد و با فرد خاطی برخورد می شد شاهد تکرار آن نبودیم. باید تأکید کرد که اصل مجالس حوزه دینداری تربیت انسان است نه حوزه بی اخلاقی، امور مصداقی و فردی و توجه به شخص یا گروه خاص. متولیان و صحنه گردانان باید بسیار به این مساله بپردازند.
سوال: آسیبی که به بخشی از حوزه های ما به خصوص مداحی سرایت کرده، این است که به مداحی به عنوان یک شغل نگاه می شود. نگاه به مداحی به عنوان یک شغل و تجارت صحیح و مطلوب است؟
مهریزی: گرفتن پول توسط مداح یا منبری ارتزاق با دین نیست، ولی اینکه نگاه این افراد تجارت باشد قطعا در روایات ما مذمت شده است.










