• خانه
  • مقالات
  • گفتگو
  • دیدگاه
  • بازتاب
  • اخبار
    • اخبار ادیان و مذاهب
    • اخبار دین پژوهی
    • اخبار علمی فرهنگی
    • اخبار موسسه
  • تماس باما
  • درباره ما
  • خانه
  • مقالات
  • گفتگو
  • دیدگاه
  • بازتاب
  • اخبار
    • اخبار ادیان و مذاهب
    • اخبار دین پژوهی
    • اخبار علمی فرهنگی
    • اخبار موسسه
  • تماس باما
  • درباره ما
Home دیدگاه

روشنفکری و روشنفکران

24 آبان, 1394
در دیدگاه
0
دغدغه‌ روشنفكران دوره قاجار حتی سید جمال، هویت ملی است، نه هویت دینی/ گروه موسوم به دیندار و روشنفكر دینی، سكولاریست‌ترین افراد جامعه‌اند/عملکرد ما جامعه را به لحاظ اندیشه‌ای فقیر كرده‌است

روزنامه اعتماد در صفحه 7 ، گفتگوی خداداد خادم با تقی آزاد ارمكی، استاد جامعه‌شناسی دانشگاه تهران پیرامون روشنفكری و روشنفكران را منعکس ساخته و زیر عنوان « روشنفكر خائن نیست » به این نکات پرداخته است:
روشنفكر به كسی یا جریانی گفته می‌شود كه در جهت شناخت وجه پنهان امور فرهنگی و امور اجتماعی عمل می‌كند…. پیدایش بحث روشنفكری هم در ایران به ویژه در حوزه دینداری است. یعنی جامعه ایرانی به لحاظ تاریخی جامعه دینی بوده است و حوزه دین و سنت دو حوزه مطرح به عنوان عناصر فرهنگ جامعه، ایران بوده‌اند.
 
كسانی در جامعه ایران پیدا شدند كه آمدند و بعد از یك ساحت دیگر دینداری و سنت‌گرایی در ایران سخن گفته‌اند و گفته‌اند كه آن چیزی كه ما تحت عنوان سنت و دین و فرهنگ از آن یاد می‌كنیم، آن چیزی نیست كه ما را به پیش ببرد. اینها ما را از عمل اجتماعی و حركت‌های اینچنینی باز می‌دارد. در این موقع است كه روشنفكری نگاهش به جلو است. یعنی بحثش بحث ترقی، پیشرفت، توسعه، تغییر یا انقلاب است. برای مثال روشنفكران را می‌توانید با همین مقوله‌ها سنخ‌شناسی كنید. روشنفكرانی كه مساله‌شان اصلاح وضع موجود است، یا كسانی كه دغدغه‌شان ترقی و پیشرفت است؛ كسانی كه مساله‌شان دگرگونی یا انقلاب اجتماعی است. برای نمونه ما روشنفكرانی مانند آخوند‌زاده را داریم تا شریعتی و سروش و آقاجری و… اینها روشنفكران حوزه فرهنگ و دین، با جهت‌گیری‌های متفاوتی هستند. آنهایی كه می‌خواهند وضع موجود را اصلاح یا بسامان كنند. یا كسانی كه می‌خواهند وضعیت موجود را تغییر بدهند و ابزار و منابع و حوزه‌شان فكر و اندیشه و سنت و دین و فرهنگ است.
 
نوسازی و نوخواهی ما از عصر صفویه به این طرف شروع می‌شود. البته آنجا خیلی اختیاری نیست كه نوگرایی و نواندیشی را انتخاب كرد. اما چون یك نظام سیاسی داریم جامعه ایرانی در برابر جامعه عثمانی، یا اروپای آن زمان ظهور كرده است. درون آن یك سری آدم‌ها پیدا می‌شوند كه دغدغه مدرن شدن جامعه ایران را دارند. آن دغدغه بیشتر دغدغه سازمانی، نظامی است تا فكری. چون هنوز وارد دعوای بازنگری فكری در مورد خودمان نشده‌ایم. مانند شیعه‌ای كه در آنجا داریم، همچنان تا یك دوره طولانی قدرت توضیع دهندگی وضعت موجود با جهان دیگری را دارد. با وجود دولت عثمانی، دولت شیعه صفویه قدرت تبیین‌كنندگی دارد و انسجام و همگرایی را پیدا كرده است. به میزانی كه قدرتش را از دست می‌دهد، یعنی با نظام سیاسی همگرا می‌شود. نتیجه این از دست دادن قدرت، منتج شدن نیرویی است كه دغدغه نه توسعه و ساماندهی فرهنگ و ایدئولوژی و دین را دارد، بلكه به سازمان توجه می‌كند.
 
دوران قاجار یكی از دوره‌های طلایی برای قبول اندیشه در ایران است. واقعا دوره‌ای است كه دولت ضعیف وجود دارد و جامعه در حال قوی شدن است. خیلی با دوره صفویه فرق می‌كند كه دولت قوی است و جامعه ضعیف شده و تقریبا در اختیار است. در دوره قاجار به همین دلیل جامعه قوی می‌شود. امكان ظهور و بروز انقلاب مشروطه اتفاق می‌افتد و انقلاب می‌شود…. ببینید صدر اعظم‌های دوره قاجار كسانی هستند كه مساله‌شان مساله اصلاحات و نوسازی است. قائم مقام را دارید، امیركبیر را دارید، سپه سالار را دارید و خیلی از این آدم‌ها، كسانی‌اند كه دغدغه توسعه دارند. خود این در قامت كسانی كه كنشگر توسعه و ترقی و پیشرفت هستند، ظهور می‌كند. با اینكه دغدغه‌های روشنفكری ندارند و به معنایی روشنفكر نیستند، بلكه بروكرات و سیاستمدارند. چه زمانی اجازه ظهور امیركبیر را می‌دهد؟ به خاطر اینكه بدنه اجتماعی به وجودآمده، نیروهای فكری در جامعه وجود دارند. جریان روشنفكری شكل گرفته و دغدغه‌های نقد قدرت، جامعه، سیاست و… به وجود آمده ما با یك مرحله جدیدی از روشنفكری روبه‌رو هستیم كه این روشنفكری بیشتر دغدغه‌شان دغدغه ملیت، هویت ملی است تا هویت دینی، حتی سید جمال هم دارد، چنین بازی‌ای را می‌كند.
 
مساله دوره جدید روشنفكری در ایران مساله هویت ملی است كه موضوعات آن زبان، فرهنگ، سنت، تاریخ و… است. شما به آخوندزاده، ملكم‌خان و میرزاآقاخان كرمانی نگاه كنید، هدفشان تغییر زبان، اصلاح سنت‌ها، فرهنگ و آموزش و این چیز‌ها است. این دغدغه‌ها، دغدغه‌های اساسی است كه خیلی درخشان و عالی است، تا اینكه فقط به بحث قدرت بپردازند. البته قدرت هم دغدغه‌شان هست، اما این مسائل را می‌خواهند تغییر دهند. این ایده تغییر روشنگری یا رنسانس غربی كانونش حوزه فكر و اندیشه است.
 
وقتی به انقلاب مشروطه نزدیك می‌شویم، عنصر سیاست و قدرت خیلی مركزی می‌شود، بعد روشنفكران نزدیك به حوزه مشروطه و كمی بعد از مشروطه مدافع قدرت، مخالف قدرت، مدافع دین از حوزه فرهنگ رسمی و مخالف فرهنگ رسمی می‌شوند. اینجا ما شاهد حضور روشنفكران دینی هستیم. روحانیت و مراجع بزرگ می‌آیند و به عنوان كنشگران سیاسی فعال می‌شوند. اما اثراتی كه حضور مراجع می‌گذارد. زمینه‌های ظهور روشنفكری دینی و شبكه مذهبی را فراهم می‌كند، رضاشاه اجازه بروز روشنفكری را به هیچ معنا نمی‌دهد.
 
در دوره پهلوی اول طی یك دوره كوتاه هر روز یك چیزی تاسیس می‌شود. هم مجلس مصوباتش را اعلام می‌كند و هم شاه و نیروهایش چیزی را تاسیس می‌كنند. پس به همین دلیل صدا در آنجا زیاد می‌شود. مثلا بحث حجاب، حمله به حوزه‌ها و… در واقع یك كنشی وجود دارد كه واكنش ایجاد می‌كند. یعنی در واقع جامعه به لحاظ تاسیسی خیلی شلوغ است. چون همه درگیر ساختن سازمان هستند. آنهایی كه دغدغه روشنفكری، فكری و ادبی دارند. فرصت پیدا می‌كنند تا بستری برای روشنفكری در دوره‌های بعد بسازند…. جریان روشنفكری و فضای روشنفكری كه در این دوره، شبیه به روشنفكری اولیه‌ای است كه ملكم خان و میرزا و… اینهاست و خیلی شبیه با آنهایند كه به حوزه فرهنگ و ادبیات و… رفته‌اند و بعد از این است كه واكنش داریم.
 
از دهه‌های ٢٠ یا ٣٠ به این طرف، اضافه بر كسانی كه دغدغه‌شان دین و فرهنگ و هویت است، كسانی هم هستند كه سخن از جهان وطنی و فضای جهان مدرن و تغییر رژیم و تغییر فرهنگ و… می‌كنند كه مقداری از آن هم متاثر از حضور كمونیسم و بعد حزب توده و نیروهایی است كه در اینجا وجود دارد.
 
در خصوص دسته‌بندی روشنفکران، یك تعریف ساده‌ای كه می‌كنند می‌گویند روشنفكران سكولار و روشنفكران دینی. این ساده‌ترین شكل ممكن است كه همیشه ما با این دوگانه رفتار كرده‌ایم. اما به نظرم باید یك ذره روشنفكران را به لحاظ حوزه‌ای یا میدانی تعریف كرد. مثلا روشنفكران حوزه فرهنگ و ادبیات و تاریخ و سیاست و زندگی روزمره و امثالهم. این نوع تقسیم‌بندی یك تقسیم‌بندی سیاست‌زده نیست. تقسیم‌بندی حوزه‌ای و به نوعی كاركردی است. با توجه به اینكه حوزه روشنفكری متكثر شده است، باید هم چنین تقسیم‌بندی را بكنیم؛ كسانی كه در جهت احیاگری یا بازنگری یا پالایش عرصه‌ای برای بهتر عمل كردن یا بهتر زیستن و بهتر زندگی كردن دارند و دغدغه‌شان زندگی است. در آن موقع در درون آنها دوگانه یا سه‌گانه، سكولار و نیم سكولار، دیندار و جهانی و غیرجهانی و… وجود داشته باشد.
 
كلیشه‌های روشنفكر غربزده و… یا چیزی كه آل‌احمد درست می‌كند، از آن كلیشه‌هایی است كه روشنفكری را در ایران نابود می‌كند و جان روشنفكری در ایران را می‌گیرد. آن وقت یك عده‌ای برای خارج كردن اكثریتی از روشنفكران و بیگانه كردن آنها و اصلا ستیزگر شدن‌شان از آن استفاده می‌كنند. وقتی كه برچسب می‌زنید، ناخواسته آن برچسب روی آنها اثر می‌گذارد و شروع می‌كند به افراطی‌گری و رادیكال شدن. این است كه من تعبیر روشنفكران خادم و خائن را تعبیر درستی نمی‌دانم. روشنفكر نمی‌تواند خائن باشد غیرروشنفكر خائن است، روشنفكر خائن نیست، این حرف را از كجا آوردید؟ جلال با چه منطقی این حرف را می‌زند؟ چه دلیلی دارد؟ بیشترین ضربه را هم این تقسیم‌بندی آل‌احمد، به جریان روشنفكری زده است. روشنفكری بخش اعظمش روشنفكری‌ای است كه برچسب بیگانه، غیردینی، غیرملی و… خورده است. یك كمی می‌ماند، آن كم هم وقتی كم است كه به درد نمی‌خورد و نمی‌تواند كاری بكند. كماكان كه می‌بینیم یك چنین اتفاقی هم برای جریان روشنفكری دارد می‌افتد. در آن موقع تعبیر آل‌احمد بدترین تعبیر برای روشنفكری در ایران است و من اجتناب دارم از اینكه همچنین تعبیری را به كار ببرم و خیلی‌ها هم دوست دارند كه یك چنین تعبیری بشود، چرا كه باید اكثریتی خارج شوند و خارج شده‌اند. ما باید بیاییم روشنفكری را با توجه به كاری كه می‌كند، حوزه‌ای تعریف كنیم و براساس نوع حوزه و كاری كه می‌كند، تقسیم كنیم. تا اینكه جهت‌گیری‌های سیاست‌زده، خصوصا روشنفكری امروز كه می‌گوید من سیاست‌زده نیستم! چرا شما به آن برچسب ایدئولوژیك می‌زنید؟
 
بهترین تحلیل‌ها را الان در حوزه فرهنگ آنهایی می‌كنند كه ما به آنها روشنفكران سكولار می‌گوییم و آنهایی كه ما روشنفكران دینی می‌گوییم، هیچی در حوزه دین نمی‌گویند، بلكه اندیشه سكولار را ترویج می‌دهند. سكولاریست‌ترین كسانی كه در جامعه عمل می‌كنند، آنهایی‌اند كه ما روشنفكر دینی و دیندار قلمدادشان می‌كنیم. سنتگراهای امروزی، سكولاریزم، مدرنیزم و اندیشه نو را ترویج می‌دهند و فروپاشی سنت را دارند تقویت می‌كنند. در صورتی كه همان‌هایی كه شما مدرنیست و خائن و… می‌دانستید، آنها بحث جست‌وجوگری در باب هویت ایرانی، اسلامی تاریخی و فرهنگی می‌كنند. ببینید كجاها چه اتفاق‌های عجیبی افتاده است. پس یك مقداری باید صبر كرد و زود وارد آن دوگانه خائن و خادم یا ملی و غیرملی و دینی و غیر دینی نشد. در واقع دگراندیش و غیردگراندیش داریم كه بیگانه و خودی از آن درمی‌آید؛ یا همان خادم خائن در می‌آید. به عبارتی یك تعبیری دیگر از همان خادم و خائن است. من می‌گویم كه این از آن حرف‌های عجیبی است كه در حوزه روشنفكری داریم. دگراندیش، یعنی چی؟ این واژه و این كلمه از كجا درآمده است؟ كسی كه به جای طلافروش شدن یا دلارفروش شدن، كتاب می‌خواند، یا دیوانه یا عاشق است. دیوانه كه نمی‌تواند باشد، پس عاشق است. آدم عاشق كه خائن نمی‌تواند باشد… ما با این كارهای‌مان جامعه را به لحاظ اندیشه‌ای فقیر كرده‌ایم. ما دچار یك فقر اندیشه‌ای شده‌ایم كه الان شما شاهدش هستید. داریم جامعه را خالی می‌كنیم و آدم‌ها را بیرون می‌اندازیم. همه را داریم شبیه خودمان می‌سازیم. مثلا در علوم اجتماعی؛ مقاله‌ها شبیه هم، كلاس‌ها شبیه هم، حرف‌ها شبیه به هم، كلیشه و كلیشه و… كلیشه مال همین است كه می‌خواهیم آدم‌ها را شبیه خودمان كنیم و هركس غیر از این است، پس دگر اندیش است. حرف نو اگر بزند، فوری می‌گویند دیدید گفتیم دگراندیش است و…

 

برچسب ها: روانشانسی

مرتبط نوشته ها

نامه ای سرگشاده به دختران بی حجاب وطنم
دیدگاه

نامه ای سرگشاده به دختران بی حجاب وطنم

26 مهر, 1404
جهانى شدن و چگونگىِ سير از كثرت به وحدت
دیدگاه

جهانى شدن و چگونگىِ سير از كثرت به وحدت

5 مهر, 1404
نقش رویکرد سیاسی امام خمینی در ارتقاء شیوه اجتهاد حوزوی
دیدگاه

نقش رویکرد سیاسی امام خمینی در ارتقاء شیوه اجتهاد حوزوی

31 شهریور, 1404
عفاف و حجاب؛ تمایز مفهومی و چالش‌های حکمرانی فرهنگی
دیدگاه

عفاف و حجاب؛ تمایز مفهومی و چالش‌های حکمرانی فرهنگی

30 شهریور, 1404
فقدان سیره متشرّعه و نقش آن در استنباط
دیدگاه

فقدان سیره متشرّعه و نقش آن در استنباط

23 شهریور, 1404
هزار و پانصد سال تابش نور نبوی
دیدگاه

هزار و پانصد سال تابش نور نبوی

23 شهریور, 1404
نوشته‌ی بعدی

دستمایه های موفقیت علامه طباطبایی از منظر آیت الله جوادی آملی

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مطالب

تعامل دین و توسعه، امکان یا امتناع

تعامل دین و توسعه، امکان یا امتناع

26 آبان, 1404
نامه ای سرگشاده به دختران بی حجاب وطنم

نامه ای سرگشاده به دختران بی حجاب وطنم

26 مهر, 1404
نكته هايى درباره جهانى شدن

نكته هايى درباره جهانى شدن

12 مهر, 1404
دين و فرهنگ بر پايه متون باستانى ايرانى

دين و فرهنگ بر پايه متون باستانى ايرانى

10 مهر, 1404
بارگذاری بیشتر
دبيرخانه دين‌پژوهان كشور با هدف تعميق، توسعه و ترويج پژوهش‌هاي ديني، بهينه‌كردن اطلاع رسانى، پشتيبانى از مراكز دين‌پژوهى و پژوهشگران ديني، فعاليت می کند. اين دبيرخانه از نظر تشكيلات و سازماندهي در ابتدا تحت پوشش و حمايت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و سپس پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات قرار گرفت و در ادامه کار با پيشنهاد دبير شورای برنامه‌ريزی دين‌پژوهان و موافقت مسئولان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، به عنوان مؤسسه‌ای غيردولتی و غيرانتفاعی به ثبت رسيد.
 
دفتر مركزى در قم
نشاني: قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی ، دبيرخانه دين‌پژوهان
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵
آدرس سایت:
www.dinpajoohan.com

پست الکترونيک:
info@dinpajoohan.com

 

نقل مطلب با ذکر منبع آزاد است.

کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به دبیرخانه دین پژوهان کشور می باشد.