اشاره: متن حاضر گزارشی از نشست «قلمرو آزادی اندیشه» با سخنرانی دکتر محمدرضا تاجیک است که در دانشکده علوم اجتماعی تهران برگزار شد.
دکتر محمدرضا تاجیک در این نشست سخنرانی خود را با طرح چند سوال آغاز کرد و گفت: آیا قلمرو و حدود اندیشه آزاد یک امر درون بود است یا یک امر برون بود؟ به بیان دیگر آیا اندیشه آزاد خود می گوید که حدود و قلمرو من چیست؟ یک امر بیرونی حدود را مشخص می کند؟ آیا آزادی خودش راوی خودش است؟ یا باید به مکاتب و گفتمانها رجوع کنیم و از آنها بخواهیم تا در مورد آزادی با ما سخن بگویند. اگر می توان از خودش پرسید، مشخص می شود که آزادی دارای یک زبان و بیان خاصی است بنابراین هیچ نظریه، گفتمان و مکتبی نمی تواند آن را محدود کند و به آن کرانه بدهد.
این تحلیلگر ادامه داد: اگر این حدود را از یک عامل بیرونی جست وجو کنیم آن عامل بیرون، حدود خود را حد آزادی قرار می دهد. برای اینکه آزادی را تعریف کند ابتدا آزادی را به حصار میکشد، وقتی از آزادی درون گفتمان ها سخن می گوییم مشخص می شود چه گفتمان های سکولار، دینی، غیردینی، لیبرالیستی و… تعریف خود را از آزادی دارند و مفهوم آن این است که معنای خود را بر آزادی بار می کنند.
او بیان کرد: آیا چاره یا راه برون رفتی داریم؟ یعنی از آزادی در مورد خودش بپرسیم؟ آزادی تا جایی آزاد است که نقیض خودش نشود. آیا آزادی امری بی کرانه است و قلمرو ندارد؟ اگر حدود دارد چه کسی این قلمرو را مشخص می کند؟ و چه کسی از اقتدار مشروع و معقول برخوردار است که آزادی را در حصار قرار دهد؟
تاجیک با اشاره به تعریف منطق از آزادی اظهار کرد: منطق به ما می گوید چیزی که بیکرانه است قابل تعریف نیست پس آزادی اگر بیکران باشد قابل تعریف نیست، زبانشناسی به ما می گوید که هر مفهومی داخل یک گفتمانی قرار دارد و هیچ مفهومی بیرون گفتمان معنا پیدا نمی کند.
آزادی بی کران نیست و درون یک گفتمان معنا پیدا می کند
این فعال سیاسی درباره گفتمانهای غالب بر آزادی توضیح داد: پس گفتمان ها هستند که آزادی را تعریف میکنند اما گفتمانها همه حدود دارند و اجازه نمی دهند آزادی فراسوی کرانه آنها معنا پیدا کند؛ به بیان دیگر آزادی به حصار کشیده می شود تا معنا پیدا کند. پس قلمرو آزادی، قلمرو یک گفتمان می شود. انسانها وقتی در ساحت او قرار می گیرند، آزاد نیستند که او را مورد نقد قرار دهند.
این استاد دانشگاه درخصوص آزادی و دین عنوان کرد: برون گفتمان آزادی فراخ است اما درون آن گفتمان، حصارهای گوناگونی به دور آزادی کشیده می شود و آزادی محدود و محصور می شود. با این بیان آیا می توانیم آزادی را با دین جمع کنیم؟ یعنی ماهیت آزادی با دین در یک ظرف جمع نمی شود؟ آزادی یک امر انسانی فرادینی است نه یک امر دینی؛ باید ببینیم کدام یک صادق است.
این تحلیلگر مسایل سیاسی با بیان این پیش فرض که آزادی یک امر فرا دینی است، افزود: هیچ محدودیتی وجود ندارد که کسی نتواند از منظر دینی راجع به آزادی صحبت نکنند، هیچ منعی وجود ندارد که دین پوشش خود را بر آزادی نکشد و هیچ حصر منطقی وجود ندارد که دین مدلول خود را به دال آزادی ندهد؛ بنابراین وقتی می خواهیم از منظر دینی بحث کنیم همان طور که می شود راجع به روشنفکری دینی صحبت کنیم و پارادوکسیکال نیست می توان راجع به نواندیشی دینی صحبت کرد و پارادوکسیکال نباشد چون در فضای زبانشناسی دال آزادی هم یک دال تهی است.
تاجیک ادامه داد: می تواند با مدلول های متفاوت در بستر گفتمانی متفاوت ارتباط برقرار کند. پس یک دیندار مجاز است تا از منظر دینی راجع به آزادی صحبت کند؛ مفهوم آزادی، مفهوم برساخته است. مفهوم آزادی را نمی توان به بند کشید برای مثال بگوییم “آزادی این معنا را دارد و لاغیر” اگر آزادی را به بند بکشیم به آزادی ظلم کردیم؛ بنابراین آزادی در مفهوم هم باید آزاد باشد تا بتواند با مدلول های مختلف ارتباط برقرار کند و در بر ساحت های مختلف گفتمانی حضور پیدا کند.
اگر آزادی را محصور کنیم مرتکب خشونت شدیم
این استاد دانشگاه باتوجه به اینکه اگر آزادی را محصور کنیم مرتکب خشونت می شویم تاکید کرد: بنابراین ما اجازه نداریم آزادی را به بند بکشیم و به تعبیر«میشل فوکو» این خشونت گفتمانی است و کریه ترین چهره خشونت است. از هیچ منظری نمی توانیم راجع به آن سخن بگوییم و اگر سخنی گفتیم پارادوکسیکال است و ماهیت دین از جنس نص است و اجازه نمی دهد که آزادی در آن معنا پیدا کند. هیچ استدلال خاصی وجود ندارد که رابطه ممتنع میان دین و اندیشه آزاد برقرار کنیم.
این فعال سیاسی درباره آزادی درون دینی و آزادی برون دینی توضیح داد: آیا مفهوم آن این است که آزادی برون دینی و درون دینی یکسان است؟ آیا یک دیندار قبل و بعد از پذیرش دین به همان اندازه آزاد است؟ معنا و مفهوم آن این است که نوع قرائت از دین وجود دارد؟ چون یک نوع قرائت از دین وجود دارد همگان یک نوع رابطه میان دین و آزادی برقرار می کنند یا خیر؟ به تعداد قرائت ها و خوانش هایی که از دین وجود دارد و به تعداد خوانش هایی که از آزادی وجود دارد ما می توانیم میان آزادی و دین ارتباط برقرار کنیم.
او افزود: می توانیم قرائتی از دین داشته باشیم که یک آزادی بسیار محدودی را برای دینداران قایل شده باشیم و اجازه ندهیم که فراسوی فرامین ها و احکام، حتی اندیشه کنند و اندیشه را مترادف اعتقاد قرار بدهیم. همانگونه که نمی توان در اعتقاد تردید و پرسش کرد در عرصه اندیشه هم نباید پرسش کرد؛ کسانی هستند که قرائتی ایدئولوژیک آن هم به معنای ارتدوکس منجمد از دین دارند همانگونه به رابطه آزادی و دین نگاه می کنند و کسانی که ساحت دین را ساحت بازی های زبانی گوناگون می دانند و در اینجا مشکل ایجاد می شود.
تفکر تنها در پرتو پرسش صورت می گیرد
این استاد دانشگاه درباره تاثیر تفکر، پرسش و شک بر اندیشه عنوان کرد: آیا می توان تصویری از دین داد که علاوه بر آزادی تکوینی، آزادی تشریحی را هم پذیرا باشد. نه تنها انسان ها در تکوین و خلقتشان آزادند بلکه وقتی در ساحت دین قرار می گیرند می توانند آزاد باشند یا خیر در اینجا آزادی و تضارب آرایی وجود ندارد؛ اگر بخواهیم به بیان شهید مطهری تفکیک میان آزادی عقیده و آزادی اندیشه ایجاد کنیم بی تردید اندیشه صورت نمی گیرد و امکان تولد پیدا نمی کند، مگر اینکه در شرایط آزاد، تفکر تنها در پرتو پرسش اتفاق می افتد و پرسش هم در پرتو شک ممکن است رخ دهد. کسی که پرسش ندارد، تفکر هم ندارد. وقتی پرسشگری طرد شد که باب تفکر در میان ما ایرانیان از یک زمانی بسته شد و رو به انحطاط رفت. ما اقبالی به فلسفه نشان ندادیم چون فلسفه پرسشگری داشت.
دین می تواند با نسل های مختلف به زبان آنها صحبت کند
تاجیک با اشاره به ویژگی های دین اظهار کرد: خود آن دین اجازه قرائت داده است. دین زبانی دارد که به تعبیر مرحوم شریعتی “سمبلیک” است و اجازه می دهد با نسلهای خاص با زبان خاص آن نسل حرف بزند اجازه تفسیر و باز تفسیر می دهد اما عدهای باب تفسیر را در تفسیر خود می بندند. هر چه در فضای اندیشهگی وجود دارد حق و صادق است و هر چه بیرون آن است، سیاه و باطل است. اینجاست که معرفت درجه دوم به دور دین حصار می کشد.
او بیان کرد: دین را به قد و قامت کوتاه خودش درمی آورد بلکه گفتمان خودش را به وسعت و عمق دین در نمی آورد. از این اقیانوس به اندازه تشنگی خود برمیدارد و سیراب می شود و فکر می کند که اقیانوس همین اندازه است. دین بستن باب اندیشه و تعبد است، دینی که مبتنی بر انتخاب آزاد انسانها نباشد، دین نیست. بنابراین اگر حصار، حصر و حدودی وجود دارد آن چیزی است که قرائتها و گفتمان های ما بر آزادی و دین بار می کنند.
این فعال سیاسی با ارایه تعاریفی از آزادی توضیح داد: آزادی اصیل خلاصه می شود در اینکه مانعی وجود نداشته باشد تا قرب به خداوند پیدا کنیم. آزادی یعنی آزادید که به این قرب برسید و گاهی فضای دیگری ایجاد می شود این قرب هم از روی تعقل و آزادانه انجام می شود به این معنا اجازه داشته باشد در این مسیر به چیزهای دیگری بیاندیشید و در نهایت احسن را انتخاب کنیم و برای رسیدن به قرب تنها نباید مسیر رسیدن به قرب آزاد باشد بلکه باید مسیرهای دیگری که در میان گزینه ها انتخاب شوند، هم آزاد باشد.
این استاد دانشگاه درباره قرائت های مختلف از دین و آزادی توضیح داد: برخی که معتقدند اصالت را باید به آزادی داد و دین را در پرتو آزادی مورد سنجش قرار داد؛ یک انسان تا جایی دین دارد که آزاد است اما رویکرد دیگری هم وجود دارد که یک انسان تا جایی آزاد است که دین دارد؛ این دو گزاره روبه روی هم قرار می گیرد.
کسانی که به نام آزادی دین را نفی کنند، نافی یک گفتمان مخالف هستند
تاجیک تصریح کرد: چه مدافع گزاره نخست باشید چه گزاره دوم، آزادی حکم می کند که متعرض یکدیگر نشویم، چه بسا کسانی به نام آزادی با دین به مخالفت برخاستند و در نگاهشان دین هدف اصلی نبود بلکه آزادی هدف اصلی بود، کسانی که به نام آزادی دین را نفی کردند اما غافل از اینکه نافی همان آزادی شدند؛ یعنی کسانی به نام آزادی نافی یک گفتمان مخالف باشند بنابراین اولین چیزی که نفی می شود خود آزادی است.
این استاد دانشگاه با بیان اینکه اگر به نام دین آزادی را نفی کنید، ادامه داد: باز هم دچار منطق تناقض آمیز می شویم. یعنی آزادی را محصور کنیم و آن را از بین ببریم ما دین را مورد مخاطره قرار دادیم؛ به این دلیل که دین به انسان های گوناگون احترام گذاشته است. هر حصری که هر گفتمانی به آزادی بزند، تجویز نمی کنیم اما آزادی چون یک مفهوم برساخته گفتمان است لاجرم سایه آن گفتمان هم بر سرش میافتد. بنابراین حتی در فضای پست مدرن هم به نام آزادی هرچیزی را نمی توانیم بگوییم.
او با اشاره به افرادی که دین و آزادی را تفسیر به رای می کنند، افزود: اگر چالشی وجود دارد بر سر این نیست که از دیدگاه دین، آزادی اندیشه داشته باشیم. ربطی به رابطه دین و آزادی با یکدیگر ندارد بلکه به انسانهایی مربوط می شود که به نام نامی خداوند و پیامبر(ص) بسیار سخنها می گویند. متن بیکران است لیک جرعه ای نوشیم و سیراب شویم اما عقل و دانش ما بیکران نیست چه حقی داریم که آنچه برداشت می کنیم را به نام نامی دین خرج کنیم و این خشونت و جفا به دین است ما باید اجازه بدهیم تا این متن و دین بیکران باقی بماند و با نسل های مختلف سخن بگوید نباید باب ها را ببندیم.
این تحلیگر سیاسی در پایان اظهار کرد: قرائت ها با نوعی قدرت و سیاست عجین می شود، چون قدرت و سیاست پیدا می کنند، مسلط می شوند و وقتی هم تسلط پیدا می کنند گزاره های آنها جدی می شود و حکم قانون، شریعت و دینی پیدا می کند و بلافاصله پشت آن تجویزهایی صورت می گیرد. اجازه نقد نمی دهد و سریع بیرون از خودش را “دگر” تعریف می کند؛ چنین گفتمان هایی چون حوصله ندارند دگر سازهای متبحری هستند و خودی های دیروز هر لحظه به دگرهای امروز تعریف می شوند بنابراین باید فکری به حال این گفتمان ها در جامعه کرد.











