دکتر عبدالوهاب فراتی در نشست علمی«بایسته های فرهنگی و اجتماعی انتخابات و رسالت روحانیت» که در سالن کنفرانس همایشهای غدیر برگزار شد، این سئوال را مطرح کرد که آیا روحانیت در مقام نمایندگی و نامزدشدن برای مجلس باید ظاهر شود یا خیر؟ و بیان داشت: این پرسش از اول انقلاب برای همه ما در حوزه مطرح شده و هنوز پاسخ مستدل فقهی به آن داده نشده است.
وی با طرح این سئوال که روحانیت به عنوان برگزاری انتخابات چه نقشی باید ایفا کند؟ گفت: ضمن ارج نهادن به خدمات روحانیت و زحمات این قشر برای برگزاری انتخابات، باید گفت روحانیت هنوز رسالت خود را راجع به تدوین نرمها و هنجارهای انتخابات ایفا نکرده است و هنوز لایه های ناگفته ای از رسالت روحانیت و حوزه وجود دارد که در انتخابات مورد توجه روحانیت قرار نگرفته است.
استاد دانشگاه باقرالعلوم بخش دوم سخنان خود را با این سئوال آغاز کرد که آیا نامزدشدن برای گرفتن منصب امر ممدوحی است یا مذموم؟ و ابراز کرد: اهل سنت در برخی منابع فقهی به این پرسش به طور جدی پرداخته است. ابن تیمیه در سیاست شرعیه خود بابی را باز کرده است و معتقد است منصب نباید مورد درخواست قرار گیرد و در این راستا استناد به روایتی از پیامبر(ص) می کند که وقتی جمعی از اصحاب برای دراختیار گرفتن منصبی نزد آن حضرت آمدند، پیامبر اکرم(ص) ناراحت شدند و فرمود: «شما دنبال گرفتن پست نباشید».
در خیلی انتخابات ما بسیاری از ثبت نام کنندگان، نفس قدم اول را فعل غیراخلاقی مرتکب می شوند و بعد بنیان یک منصب را یک عمل غیراخلاقی می گذارد. در فقه شیعه صاحب جواهر بحثی را مطرح می کند که اگر در حکومت اسلامی، قاضی به علم قضاوت داشت و در آن شهر کسی جز او این توانایی را نداشت براو واجب است که به حاکم شهر خود را معرفی کرده و منصب را بگیرد اما در جایی که فرد می داند این توانایی را ندارد یا به خاطر زد و بند سیاسی می خواهد به مجلس برود، این امر رفتن به مجلس مذموم است.
او به حدیثی در این زمینه اشاره کرد و گفت: پیامبر(ص) فرمود: «هرکس امامت قومی را برعهده بگیرد درحالیکه بداند اعلم و افقه تر از او است تا قیامت امر این امت در سراشیبی قرار می گیرد».
این هنجارهایی است که به درستی تبیین نشده است. در مروری به کرسی های اشغال شده مجالس اسلامی در ۳۵ سال بعد از انقلاب، خواهید دید چه کسانی بر روی این صندلی ها نشستند که مصداق این روایت هستند.
روحانیت باید در بعد هنجاری تلاش و سعی وافرتری نسبت به هنجارها و نرمهای ناگفته انتخابات برای گرفتن تصدی در حکومت اسلامی مبذول کند. می توان هنجارها و نرمهایی را برای انتخابات تبیین کرد که این مساله غیراخلاقی نشود.
مشکل ما بعد از انقلاب این بود که روحانیت درحقیقت نقش پدری برای جامعه دارد اما وقتی وارد جرگه مبارزات انتخاباتی شده یقینا در یک طیف قرار گرفته و له یا علیه یک طیف انتخاباتی موضع گرفته است و به همین دلیل نتوانسته انتخابات را تبدیل به فضای هنجارآلود کند.
علت اینکه مرحوم مهدوی کنی تا آخر عمر، استنکاف می کرد از تحویل اساسنامه روحانیت مبارز به وزارت کشور، این بود که معتقد بود روحانیت نباید در حد یک حزب تنزل پیدا کند و نقش پدری خود را از دست دهد.
این پژوهشگر حوزه با طرح این سئوال که روحانیت وظیفه ای برای نامزدشدن در چنین مناصبی دارد یا خیر؟ گفت: ما براساس نظریه ولایت فقیه معتقدیم مشروعیت حکومت به ولایت است. به نظر من باید بحث کنیم که آیا روحانیت درست است که در انتخابات شرکت کند یا خیر؟ امام خمینی دو منصب را راضی به شرکت روحانیت بود که یکی منصب قضاوت و دیگری مجلس بود.
اگر ما با ابتنا بر توصیه امام خمینی بحث را بخواهیم پیش ببریم رسالت روحانیت جدید تر می شود و سنخ رفتار او با آدم کت و شلواری باید متفاوت باشد یعنی الگو باشد به این معنا که قواعد اخلاقی را رعایت کند و خود را در کشاکش منافع سیاسی و حزبی نیندازد و صرفا برای منافع ملی و مصالح دولت اسلامی مبارزه کند و حتی دعوای او اخلاقی باشد.
چه روحانیت در فرآیند انتخابات به عنوان نامزد شرکت کند یا به عنوان ناظر برانتخابات باید هنجارهای ناگفته و گفته اسلام را در کلیت انتخابات بیان کند که بخشی از آن بیان شده است و نسبت به برخی هم کوتاهی می کند و درعین حال تا حدود زیادی برخی روحانیت به وظایف اصلی خود در این حوزه وفادار بوده است.











