• خانه
  • مقالات
  • گفتگو
  • دیدگاه
  • بازتاب
  • اخبار
    • اخبار ادیان و مذاهب
    • اخبار دین پژوهی
    • اخبار علمی فرهنگی
    • اخبار موسسه
  • تماس باما
  • درباره ما
  • خانه
  • مقالات
  • گفتگو
  • دیدگاه
  • بازتاب
  • اخبار
    • اخبار ادیان و مذاهب
    • اخبار دین پژوهی
    • اخبار علمی فرهنگی
    • اخبار موسسه
  • تماس باما
  • درباره ما
Home دیدگاه

معرفی تفسیر ملا صدرا اثری از استاد علی نصیری

29 اردیبهشت, 1395
در دیدگاه
0

نگاهی کوتاه به زیستنامه صدر المتالهین
محمد بن ابراهیم قوامى شیرازى که بعدها به صدرالدین، صدر شیرازى ، صدرا ، مولى صدرا ، ملاصدرا، صدرالمتالهین و به تعبیر مریدانش آخوند شهرت یافت، در سده دهم در شهر شیراز از میان خانواده اى مشهور و سیاست پیشه چشم به جهان گشود. سال دقیق ولادت او به اذعان شمارى از شرح حال نگاران مشخص نیست. اما عموم صاحب نظران با تکیه به تاریخ وفات او یعنى سال ۱۰۵۰ هجرى قمرى و نیز اشاراتى از او در لابلاى برخى از آثارش به تاریخ ولادت او راه یافته اند. پدر او ابراهیم قوامى در خطّه فارس سمت وزارت محمدمیرزا خدابنده را برعهده داشت . و بدین جهت از شهرت، ثروت و جایگاه اجتماعى مهمى برخوردار بود. او فرزند نداشت و نذر کرد در صورت برخوردارى از پسر مال فراوان به مستمندان انفاق کند. خداوند دعاى او را مستجاب کرد و محمد ]=ملاصدرا[ را به او ارزانى داشت.
صدرالدین محمد در آغاز کودکى و نوجوانى در سایه حمایت مالى و معنوى پدر به تحصیل بخشى از علوم اسلامى و مقدمات آن در شیراز پرداخت. او در سال ۱۰۰۰ هجرى قمرى در حالى که ۲۱ سال داشت براى ادامه تحصیل به قزوین رهسپار شد. در سال ۱۰۰۶ همزمان با اعلام اصفهان به عنوان پایتخت جدید از سوى شاه عباس صفوى به همراه اساتید خود راهى اصفهان شد. و افزون بر دوران تحصیل در قزوین، شش سال دیگر نزد اندیش وران نام آورى همچون شیخ بهاءالدین محمد عاملى معروف به شیخ بهایى ۹۵۳ ـ ۱۰۳۱ و سید محمدباقر حسینى استرآبادى معروف به میرداماد ۹۶۱ ـ ۱۰۴۱ علوم عقلى و نقلى را در عالى ترین سطح آن روزگار فراگرفت. به استناد برخى از شواهد تاریخى حاکم وقت شیراز «الله وردى خان» مدرسه خان را به افتخار او در شیراز ساخت و از او براى تدریس در این مدرسه دعوت به عمل آورد. صدرالمتالهین از سال ورود به شیراز یعنى سال ۱۰۱۲ تا سال ۱۰۲۲ ده سال به تدریس پرداخت او در دوران بازگشت خود به شیراز از محضر محدث شهیر سید ماجد بحرانى نیز در زمینه دانش حدیث بهره جست.
زندگى صدرالمتالهین دارای سه دوره بوده است که عبارتند از: ۱. دوره اشتغال به تحصیل علوم عقلى و نقلى نزد اساتید بزرگ ؛ ۲. دوران انزوا و عبادت و پرهیز از اشتغالات مختلف ؛۳. دوران تألیف و ارائه اندیشه ها . این دوران یعنی سال هاى ۹۷۹ تا ۱۰۵۰ با حکومت پنج تن از شاهان صفویه و بویژه شاه عباس اول ـ به عنوان مقتدرترین پادشاه صفوى ـ همزمان بوده است.
دوران صفویه را مى توان عصر نوزایى فکرى شیعى دانست . ظهور برجسته ترین عالمان شیعه در این عصر و نیز پدیدار شدن آثار مهم علمى و فکرى شیعه در این روزگار از نشانه هاى این نوزایى فکرى است . از سویی دیگر ، با رویکرد روز افزون شاهان صفوی به فقیهان و بی رونق شدن جایگاه تصوف و عرفان و نیز با پدیدآمدن نهضت جدید اخبارى گرى که در پى ظهور بنیان گذرا آن یعنى محمد امین استرآبادى م ۱۰۲۳ اعلان وجود کرد، جبهه جدید و کوبنده ای ، در برابر تصوف ، عرفان و فلسفه گشوده شد و سرانجام به کوچ صدر المتالهین از شیراز به کهک قم انجامید .
ملا صدرا شاگردان زیادى را پروراند و در میان آنان محمد بن مرتضى بن محمود معروف به فیض کاشانی۱۰۰۷ ـ ۱۰۹۱ از اندیش وران جامع میان معقول و منقول شیعه و دارای آثار علمی فراوان و ملا عبدالرزاق لاهیجى م ۱۰۵۱ از متکلمان چیره دست سده یازدهم دارای درخشش بیشتری هستند .
برای صدر المتالهین از چهل تا یکصد کتاب و رساله در زمینه های علوم عقلى نظیر اسفاراربعه و علوم نقلى همچون : تفسیر قرآن و شرح اصول کافى بر شمرده شده است .
گذشته از برخى تنگ نظرى ها درباره شخصیت و اندیشه هاى صدرالمتالهین، از او در تمام آثار و نگاشته هاى شرح حال نگارى و سایر آثر مرتبط در طول چهار سده گذشته تمجید شده است.
شیخ حر عاملى ، میرزا محمدباقر موسوى خوانسارى ، میرزا عبداللّه افندى ، میرزا محمد على مدرسى ، سید محسن امین ، شیخ عباس قمى ، محقق اصفهانى ، ابوالحسن رفیعى قزوینى ، علامه شعرانى ابوعبداللّه زنجانى با نگاشتن کتاب «الفیلسوف الالهى الکبیر صدرالدین شیرازى» ، شیخ محمد رضا مظفر ، میان محمد شریف ، على اصغر حلبى از جمله کسانی اند از ملا صدرا تجلیل کرده اند .
در میان معاصران استاد على دوانى، ، سید حسین نصر، سید جلال الدین آشتیانى و استاد سید محمد خامنه اى و در میان خاورشناسان هانرى کربن هر یک با نگارش کتاب یا مقاله ای مستقل به شرح زندگى و اندیشه هاى صدرالمتالهین پرداختند.
معرفی اجمالی تفسیر ملاصدرا
بررسى و معرفى تفسیر صدرالمتالهین حداقل از دو جهت داراى اهمیت است :
۱. به اذعان بسیارى از صاحب نظران صدرالمتالهین بسان فارابى، ابن سینا و خواجه نصیرالدین طوسى از برجسته ترین و در عین حال تأثیرگذارترین چهره هاى علمى جهان اسلام در چهار سده اخیر است . او با بنیان گذارى حکمت متعالیه ضمن سامان بخشیدن و تنسیق اندیشه هاى فلسفى، کلامى، عرفانى و وحیانى پیش از خود که غالباً در ستیز با یکدیگر قلمداد مى شدند، با برجاى گذاردن آثارى ارزشمند همچون «اسفار اربعه» مسیر عقلانیت دینى را پس از خود براى آیندگان هموار ساخت.
۲. تفسیر صدرالمتالهین متأثر از اندیشه هاى فلسفى و عرفانى پدیدآورنده آن، از شناخته شده ترین تفاسیر شیعه با برخوردارى از گرایش فلسفى و عرفانى به شمار مى آید. از این رو با معرفى عمیق آن به پرسش هاى مهمى در زمینه راهیافت گرایش فلسفى و عرفانى در تفاسیر شیعه مى توان پاسخ گفت. نظیر آن که آیا گرایش عرفانى در تفسیر صدرالمتالهین ـ به عنوان نماد این گرایش در میان تفاسیر شیعه ـ از اصول و مبانى پذیرفته شده اى پیروى مى کند یا آن که بسان برخى دیگر از تفاسیر عرفانى با آمیزه اى از تفسیر به رأى و غیر همسو با اهداف قرآن همراه است؟ آیا صدرالمتالهین فلسفه را به خدمت تفسیر مى گیرد یا به عکس، قرآن و تفسیر آن در خدمت مبانى فلسفى قرار گرفته است؟
تفسیر صدرالمتالهین با عنوان «تفسیر القرآن الکریم» در هفت جلد انتشار یافته و سوره هایى که در آنها تفسیر شده بدین شرح است : جلد اول: تفسیر سوره فاتحه و سوره بقره تا آیه ۱۶؛ جلد دوم: تفسیر سوره بقره از آیه ۱۷ تا آیه ۳۳ ؛ جلد سوم: تفسیر سوره بقره از آیه ۱۸ تا آیه ۶۵ ؛ جلد چهارم: تفسیر آیه الکرسى بقره/آیه ۲۵۵ و آیه نور نور/آیه ۳۵ ؛ جلد پنجم: تفسیر سوره یس ؛ جلد ششم: تفسیر سوره هاى سجده و حدید ؛ جلد هفتم: تفسیر سوره هاى واقعه، جمعه، طارق، اعلى و زلزال .
براساس فهرست پیشگفته ملاصدرا نه سوره را به طور کامل، سوره بقره را به طور ناقص و دو آیه را ]آیه الکرسى و آیه نور[ را به تفصیل تفسیر کرده است.
چاپ های تفسیر ملاصدرا
تفسیر صدرالمتالهین نخستین بار به صورت سنگى و در قطع رحلى به خط حسین نسابه در
سال ۱۳۳۲ هجرى قمرى منتشر شد در این چاپ تفسیر سوره هاى فاتحه و بقره و آیه الکرسى منعکس شد. در سال ۱۳۱۳ تفسیر آیه نور به تصحیح احمد شیرازى توسط دارالطباعه سید مرتضى منتشر شد و در مرحله اى دیگر تفسیر سوره هاى سجده، یس و واقعه همراه با تفسیر آیه نور انتشار یافت. در دهه هاى اخیر انتشارات محراب نیز تفسیر صدرالمتالهین را منتشر ساخت. افزون بر آنها تفسیر صدرالمتالهین به صورت شایسته اى توسط انتشارات بیدار منتشر شده است. این چاپ با تصحیح محقق پرکار محمد خواجوى که تصحیح و تحقیق آثار صدرالمتالهین را انجام مى دهد و نیز با مقدمه مبسوط و استخراج برخى مصادر کتاب توسط محسن بیدارفر و حاشیه هاى علمى ملاعلى نورى انجام یافته است. آقاى بیدارفر در مقدمه خود ضمن بررسى کوتاه زندگى ملاصدرا، مباحث مهم در حکمت متعالیه، چگونگى برخورد صدرالمتالهین با فرق مختلف، اساتید، تألیفات و شیوه تفسیرى او را مورد بررسى قرار داده است . برخى از بخش هاى تفسیر نظیر سوره هاى طارق، اعلى، زلزال توسط محمد خواجوى ترجمه و به طور جداگانه توسط انتشارات مولى منتشر شده و در اختیار علاقمندان قرار گرفته است.
انگیزه تالیف
به اذعان صاحب نظران و نیز بنابه تصریح خود صدرالمتالهین در مقدمه برخى از آثار، او در دهه آخر حیات خود پس از سالیان متمادى غوطه ورشدن در کتاب ها و گفتار فلاسفه مسلمان و غیرمسلمان پیش از خود و نیز پس از گذراندن دوران عزلت و ریاضت هاى شاق، به این حقیقت دست یافت که فلسفه و تفکر عقلانى اگر علم و آگاهى به همراه مى آورد هرگز قادر نیست عشق و شور و شیدایى پدید آورد . از سوى دیگر تفکر عقلانى در باز کردن بسیارى از گره هاى فکرى درباره شناخت حقیقت عالم ملکوت و بویژه حیات پس از مرگ عاجز است. و این گذشته از خطاهایى است که در فلسفه بخاطر عدم تکیه به وحى راه یافته است. صدرالمتالهین بسان مسافر راه گم کرده اى در بیابانِ حقیقت جویى، سرانجام با عنایت الهى ناگهان خود را برکرانه وحى یافت و پس از سالیانى عطش جانفرسا زلال سیراب کننده وحى را فرا چنگ آورد. و درست در این دوران است که در کنار نقد از فلسفه به تفسیر قرآن و شرح روایات اصول کافى پرداخت. در تحلیل این رویکرد عاشقانه به قرآن نباید از جذبه و دلکشى ظاهرى و باطنى قرآن چشم پوشید. دلکش و جذبه ظاهرى که بسیارى از خاورشناسان را یکسره در دامن قرآن انداخت و به قول بلاشر حتى اروپاییان ناآشناى به عربى را تحت تأثیر قرار مى دهد .
صدر المتألهین در آغاز تفسیر سوره سجده و نیز در آغاز تفسیر سوره مبارکه واقعه از این واقعیت پرده برداشته است .
منابع تفسیر ملاصدرا
منابعى که صدرالمتالهین در تفسیر خود از آنها استفاده کرده; به پنج دسته تقسیم مى شوند که براساس اولویت میزان استفاده به شرح ذیل اند :
۱. منابع تفسیرى فریقین; از میان تفاسیر شیعه بیشترین مطالب تفسیر صدرالمتالهین از تفسیر مجمع البیان نقل شده است. افزون بر آن تفاسیر شیعه شامل: تفسیر عیاشى، تفسیر قمى، تفسیر منسوب به امام حسن عسکرى علیه السلام نیز مورد استناد او قرار گرفته است. در میان تفاسیر اهل سنت که در این تفسیر از آنها یاد شده و گاه مطالب آنها مورد استفاده یا نقد قرار گرفته است، عبارتند از: تفسیر کشاف، مفاتیح الغیب، تفسیر بیضاوى، جامع البیان، الدر المنثور و نیز تفاسیر عرفانى همچون تفسیر نیشابورى و میبدى. مباحث نحوى و بلاغى تفسیر ملاصدرا بیشتر متأثّر و برگرفته از تفسیر کشاف و در مرحله بعد بیضاوى است و در مباحث کلامى و معارفى بیشتر به تفسیر فخر رازى نظر دارد.
۲. منابع حدیثى; منابع حدیثی شیعه که در تفسیر ملا صدرا از آنها استفاده شده عبارتند از: کافى، من لا یحضره الفقیه، توحید و امالى صدوق، ارشاد القلوب دیلمی و بحار الانوار . افزون بر آن از منابع حدیثی اهل سنت همچون صحاح سته و نیز مسند ابن حنبل در تفسیر استفاده شده است .
۳. منابع عرفانى; صدرالمتالهین به صورت شایع سخنان عارفانى همچون: ابن عربى و سهروردى را به نقل از آثارشان آورده و غالباً نام این دست از منابع را نیز برده است. نظیر: فتوحات مکیه، فصوص الحکم و شرح آن، رسائل اخوان الصفا، مصباح الشریعه، نفحات الانس، منطق الطیر عطار و … .
۴. منابع فلسفى و کلامی; مباحث فلسفى تفسیر صدرالمتالهین از منابع فلسفى و کلامى همچون: اشارات و شفا، بوعلى سینا، شرح تجرید، علامه على; شرح مقاصد، تهافت الفلاسفه، اثولوجیا، المجسطى، در منطق و … نقل شده است.
۵. آثار دیگر صدرالمتالهین; ملاصدرا در موارد قابل توجهى محتوا یا حتى عین الفاظ سایر آثار خود را در تفسیر خود منعکس ساخته و گاه نام آن اثر را نیز برده است. نظیر: اسفار، الشواهد الربوبیه، شرح اصول کافى، کسراصنام الجاهلیه، المبدأ و المعاد و …
افزون بر این منابع کتاب هاى الصحاح، جوهرى; لسان العرب، ابن منظور، مجمع الامثال، و … براى استنادات لغوى و نحوى و نیز برخى دیگر از آثار پراکنده همچون دواوین اشعار شاعرانى نظیر: مولوى، حافظ، سنایى، و نیز آثار پراکنده دیگر مورد استفاده و استناد صدرالمتالهین قرار گرفته است.
روش تفسیرى ملا صدرا
روش تفسیرى صدرالمتالهین در محورهاى ذیل قابل ترسیم است:
۱. تفسیر آیه اى یا پیکره اى آیات ؛ مقصود از تفسیر آیه اى تفسیر یکان یکان آیات قرآن است و مقصود از تفسیر پیکره اى، تفسیر یکجاى شمارى از آیات است که با یکدیگر تناسب داشته و با هم مرتبط باشند. در نگریستن در تفسیر صدرالمتالهین نشان مى دهد که در بیشتر موارد از روش نخست یعنى تفسیر آیه اى استفاده شده است و درموارد محدودى نظیر برخى از آیات سوره حدید و قیامت از روش تفسیر پیکره اى آیات بهره جسته است. یکى از دلایل این امر مباحث طولانى است که او معمولا در ذیل آیات ارائه کرده و از نظر او هر آیه اى از چنان معارفى برخوردار است که به راحتى و با سرعت نمى توان از کنار آن گذشت.
۲. توجه به مباحث ادبى ؛ صدرالمتالهین از جمله افرادى است که غالباً مفسرانى را که به مباحث ادبى قرآن اهتمام زیادى داشته اند، مورد انتقاد قرار داده و از آنان به عنوان ظاهرفکران، قشرى اندیشان، اهل حجاب و … یاد کرده است. با این حال او در سراسر تفسیر خود به مباحث لغوی ، اهتمام نموده است . او هم چنین در تفسیر خود اهتمام ویژه اى نسبت به مباحث نحوی از خود نشان داده است.
۳. اهتمام به اسباب النزول ؛ در تفسیر صدرالمتالهین اهتمام به اسباب النزول به صورت محدودی به چشم مى خورد. شاید یکى از دلایل آن ضعف روایات آن است. با این حال درمواردى از این تفسیر اسباب النزول ذکر شده است . به عنوان مثال در ذیل آیه ۴۷ سوره یس در فصلى تحت عنوان «تتمّه» دیدگاه مفسران را در باره سبب نزول آن ذکر کرده است
۴. استناد به تفسیر صحابه و تابعان ؛ صحابه نخستین طبقه از مفسران قرآن اند که دیدگاه تفسیرى شان بخاطر همزمانى آنان با نزول آیات و نیز امکان بهره مندى در تفسیر از حضور پیامبر اکرم صلى الله علیه وآله از اهمیت فراوانى برخوردار است و تابعانِ مفسّر با فراگرفتن آموزه هاى تفسیرى از صحابه و با واسطه صحابه از پیامبر صلى الله علیه وآله، این میراث را به نسل هاى بعدى منتقل ساختند و بیشترین سهم را در شکل گیرى عصر تدوین تفسیر بر عهده گرفتند.
بر اساس چنین تطورى در تاریخ تفسیر به نام مفسران بزرگى از صحابه همچون: امام على بن ابى طالب علیه السلام، عبداللّه بن مسعود; عبداللّه بن عبّاس، ابىّ بن کعب و … و مفسران مشهور از تابعان همچون: سعید بن جبیر، مجاهدبن جبر، طاووس بن کیسان و … برمى خوریم.
استشهاد به تفاسیر صحابه و تابعان متأثر از شیوه سایر تفاسیر در سرتاسر تفسیر صدرالمتالهین مشهود است. صدرالمتالهین به منظور انعکاس اسباب نزول آیات، قرائات قرآن، دیدگاه هاى تفسیرى آراء مفسرانى همچون عبداللّه بن عباس، عبداللّه بن مسعود، ابىّ بن کعب، مجاهد بن جبر، ابوالعالیه و … را منعکس ساخته است.
مبانی فهم و تفسیر قرآن در تفسیر ملاصدرا
صدرالمتالهین در لابلاى تفسیر آیات به برخى از مبانى و ضوابط فهم و تفسیر آیات اشاره کرده است که هرکدام در جاى خود بسیار مفید و راهگشاست. نقش روایات، نقش ذوق و مکاشفه و ضرورت استناد به ظواهر در فهم و تفسیر قرآن از جمله این مبانى است که به بررسى آنها مى پردازیم.
۱. نقش روایات در تفسیر قرآن ؛ از مجموعه نظرگاه هایى که صدرالمتالهین به صورت پراکنده در بررسى روایات در تفسیر خود آورده، مى توان به دست آورد که وی معتقد است خبر واحد در اعتقادات فاقد حجیت است. ملا صدرا معتقد است که روایات در زمینه معارف و اعتقادات مشروط به برخوردارى روایت از شرایط ذیل است : ۱. از اهل عصمت و طهارتع نقل شده باشد. یعنى منشأ مستقیم یا غیرمستقیم وحیانى داشته باشد ؛ ۲. داراى صحت سند باشد ؛ ۳. روایت افزون بر صحت، قطعى الصدور باشد. یعنى به صورت خبر واحد نقل نشده باشد. زیرا در اعتقادات یا برهان عقلى حجت است یا روایت متواتر که قطع آور است ؛ ۴. روایت مورد استشهاد با روایات صحیح دیگر تعارض نداشته باشد .
او همچنین بر این باور است که روایات پیامبر و اهل بیتعلیهم السلام از آن جهت که از یک منبع آسمانى عارى از خطا صادر شده است، هرگز نمى توانند داراى تناقض ذاتى باشند .
با چنین پیش فرضى است که محدثان و اصولیان در موارد تعارض روایات یا معتقدند که این تعارضات بدوى است و امکان جمع عرفى وجود دارد، یا آن که یکى از روایات به خاطر مصلحت تقیه صادر شده و در غیر این صورت روایت مخالف قرآن، سنت، عقل قطعى و… کنار گذاشته مى شود.
۲. نقش ذوق و مکاشفه در فهم و تفسیر قرآن ؛ درعرفان نظرى از سه اصطلاح به صورت شایع نام برده مى شود که عبارتند از: شهود، مکاشفه و ذوق . به نظر مى رسد که هر سه اصطلاح به یک حقیقت ناظر باشند. اما این که حقیقت کشف یا شهود یا ذوق چیست از دشوارى هاى عرفان نظرى است .
ذوق و مکاشفه در تفسیر صدرالمتالهین از جایگاه ویژه اى برخوردار است. این امر از عناوین خاصى که او براى طرح برخى از این دست مباحث برگزیده، قابل استفاده است. صدرالمتالهین شهود را جزء روزى هاى آسمانى مورد نظر در آیه فِی السَّمَاءِ رِزْقُکُمْ وَمَا تُوعَدُونَ مى داند. چنان که بالاترین علم را علوم مکاشفه ارزیابى مى کند. او معتقد است بدون استفاده از علوم یا نور مکاشفه گاه فهم آیه غیرقابل امکان یا دشوار است. به عنوان مثال مى گوید به دست آوردن معناى حقیقى آیه غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ وَلاَ الضَّالِّینَ نیازمند استمداد از دریاى عظیم از دریاهاى علوم مکاشفه است. آنگاه گفتار ابن عربى را که به نظر ایشان داراى نور بصیرت و هدایت است، نقل مى کند. هم چنین در مبحث مقایسه میان فرشته و انسان مى گوید شناخت حقیقت این مسأله بدون نور مکاشفه غیرقابل امکان است و بیشتر آنچه در این باب گفته شده گفتار اهل حجاب است.
۳. ضرورت استناد به ظواهر آیات در تفسیر قرآن ؛ آیات قرآن بسان هر گفتارى از واژه ها شکل گرفته اند و بنا به نوع چنیش و ترکیب واژه ها و جملات و نیز مفهومى که هر واژه به دست مى دهد، از آیات معانى و مفاهیم مختلف قابل فهم است .یکى از ضوابط کارآمد که کار فهم و تفسیر آیات را تسهیل مى کند اصل استناد به ظواهر است که اصطلاحاً با آن «اصاله الظهور» مى گویند. براساس این اصل اوّلا : هر واژه و نیز ترکیب واژه ها در قالب جمله معناى ظاهرى را به دست مى دهند و چنان نیست که واژه ها و ترکیب آیات هیچ معناى ظاهرى را در اختیار مخاطب قرار ندهند. روح این مسأله بر معنادارى گزاره هاى دینى و به طور اخصّ گزاره هاى قرآنى برمى گردد. ثانیاً : معناى ظاهرى به دست آمده از آیه، مادامى که قرینه اى برخلاف آن قائم نشود حجّت است.
صدرالمتالهین در موارد فراوانی از تفسیر خود بر ضرورت استناد به ظواهر آیات تاکید کرده است .
به عنوان نمونه در میان مفسران در تفسیر مسخ در آیه سبت اختلاف است که آیا مسخ حقیقى میان این گروه تحقق یافته و آنان حقیقتاً تبدیل به میمون شدند یا آن که آیه در مقام بیان تمثیل و حالت روحى اصحاب سبت است که از نظر روح و روان و شخصیت بسان بوزینه شدند . عموم مفسران آیه را به همان معناى حقیقى حمل کرده اند. اما از میان قدما مجاهد از مفسران تابعین و از میان معاصران مفسرانى همچون رشید رضا آیه را به معناى مجازى حمل کرده اند.
صدرالمتالهین در تفسیر خود پس از ذکر معناى ظاهرى آیه این پرسش را مطرح کرده که آیا
آیه قول به بطلان تناسخ را نفى مى کند یا نه؟ او مى گوید تناسخ با براهین قطعى محال است. در این جا اگر نفس اصحاب سبت باقى و صورت آنان تغییر کرده باشد این عین تناسخ است و اگر شخص انسانى معدوم شده و فردى دیگر به عنوان میمون موجود شده به معناى هلاک ساختن گروهى از انسانها و ایجاد شمارى میمون است. آنگاه اشاره مى کند که برخى بنا به دیدگاه تفسیرى مجاهد از این اشکال پاسخ گفته اند. چه، او معتقد است که خداوند دلهاى اصحاب سبت را مسخ کرده، یعنى بر آن دلها مهر زده است نه این که صورتشان را مسخ کرده باشد. سپس دو دلیل مبنى بر امتناع مسخ ظاهرى را از زبان مدافعان این نظریه نقل مى کند و هر دو اشکال را در نهایت سستى مى داند و از آنها پاسخ مى دهد، و بر تحقق مسخ تاکید می ورزد .
تفسیر ملاصدرا و گرایش عرفانی
مقصود از گرایش تفسیرى لوْن و صیغه حاکم بر یک تفسیر است که براساس جهان شناخت مفسر و پیش فرض هاى او شکل مى گیرد. . گرایش یا تفسیر عرفانى که از آن با عنوان تفسیر اشارى، رمزى، صوفى، فیضى، باطنى و شهودى نیز یاد مى شود یکى از گرایش هاى تفسیرى است که در پى رویکرد عارفان به تفسیر قرآن رخ نموده است .
در تفسیر ملاصدرا شماری از آیات قرآن بر اساس مبانی و پیش فرض های عرفانی تفسیر شده که راهیافت گرایش عرفانی در این تفسیر را تایید می کند . نمونه هایی از تفسیر عرفانی او از آیات عبارتند از : ۱ . مفهوم مشابهت روزى بهشتیان با روزى دنیوى آنان در ذیل آیه ۲۵ سوره بقره ؛ ۲. تفسیر آسمان هاى هفتگانه به مراتب هفتگانه نفس در ذیل آیه ۲۹ سوره بقره ؛ ۳. ازدواج میان عقل و نفس در ذیل آیه ۵۶ سوره یس ؛ ۴. تفسیر باطنى ورود به قریه و حطّه گفتن ذیل آیه ۵۶ سوره بقره . ۵. تفسیر عرفانى تجافى شب زنده داران ذیل آیه ۶ سوره سجده
از بررسى گرایش عرفانى در تفسیر صدرالمتالهین می توان به نتایج ذیل دست یافت :
۱. صدرالمتالهین در بسیارى از موارد با ذکر عنوان تفسیر اهل اشاره; اهل کشف; و … تصریح مى کند که تفاسیر باطنى ارائه شده برگرفته از زبان و مکتب عارفان است و از آنجا که خود را عارف دلسوخته مى داند و معتقد است برترین علم و معرفت عرفان است، این تفاسیر را مدافعانه ذکر مى کند.
۲. صدرالمتالهین به صورت مکرر با تأکید بر عنوان «تفسیر باطنى» پس از تفسیر ظاهرى بر دو نکته اساسى درباره تفسیر باطنى یا اشارى تأکید کرده است:
نخست: آن که تفسیر باطنى یا عرفانى از لایه درونى معانى قرآن یا به تعبیر روایات از باطن آیات بهره دارد که اصطلاحاً به چنین تعاملى با آیات قرآن «تأویل» گفته مى شود. در برابر، تفسیر ظاهرى از لایه برونى و بستر ظاهرى آیات بهره مى گیرد که اصطلاحاً به آن «تفسیر» اطلاق مى گردد. عدم استفاده تأویل یا تفسیر باطنى از قواعد محاوره و زبان شناسى از اصول و بنیادهاى تفسیر باطنى است. دوّم: به عکس باطنیه که با رویکرد به تفسیر باطن دست از ظاهر آیات شسته و مدالیل ظاهرى را کنار مى گذارند، صدرالمتالهین با ذکر تفسیر ظاهرى در آغاز تفسیر هر آیه و سپس ارائه تفسیر باطنى، درصدد اثبات این نکته است که تفسیر باطنى به معناى ملغا کردن مدالیل ظاهرى آیات نیست. بلکه مى بایست به دلالت هر یک در بستر مناسب خود اذعان داشت.
۳. ملاصدرا با کمک گرفتن از سیاق آیات و نیز پاره اى از روایات در برخى از موارد تفسیر باطنى مى کوشد، شواهد قرآنى یا روایى براى این دست از تفاسیر بدست دهد. او با این کار تلویحاً و نه تصریحاً اذعان مى کند که ارائه تفسیر باطنى و تأویل کار حساس و پیچیده اى است و نیازمند به دلایل و شواهدى است .
۴. تفسیرهاى عرفانى که در تفسیر صدرالمتالهین انعکاس یافته از نظر میزان اعتبار به سه دسته قابل تقسیم اند : نخست: تفاسیرى که بخاطر همسویى با ظاهر آیات و نیز وجود شواهد روایى قابل دفاع است. مانند تفسیر او از باب حطّه ; دومّ: تفسیرهایى که در مقام ثبوت داراى صحت اند اما در مقام اثبات قابل دفاع نیستند. به عبارت روشن تر تفسیر ذاتاً فاقد اشکال است، اما نمى توان به راحتى آن را مراد الهى در مرحله باطن دانست. در حقیقت در چنین مواردى مى بایست سکوت کرد نظیر تفسیر او در باره چگونگی خارج شدن مردگان از قبور; سوم: تفسیرهایى که صرفاً ذوقى بوده و مبتنى بر مبانى و قواعد تأویل نمى باشد. بیشتر تفاسیر عرفانی ملاصدرا از این نوع است .
تفسیر ملاصدرا و گرایش فلسفی
پس از گرایش عرفانى که به صورت محسوس در تفسیر صدرالمتالهین خودنمایى مى کند، گرایش فلسفى دومین گرایش است که دراین تفسیر به چشم مى خورد. مقصود از گرایش فلسفى ـ که البته در کنار آن گرایش کلامى نیز مطمح نظر است ـ این است که صدرالمتالهین به صورت کاملا شایع و گسترده از مبانى و اندیشه هاى فلسفى براى بدست دادن مدالیل آیات یا تقویت یا تضعیف برخى از آراء تفسیرى بهره جسته است. به تعبیر دکتر سید حسین صدر: «مقصود از تفاسیر فلسفى قرآن… تفاسیرى است که انسانهایى که به معناى واقعى کلمه فیلسوف یا حکیم خوانده مى شوند، نوشته اند.» و ظاهراً دراین تردید نیست که ملاصدرا از مصادیق بارز فلاسفه و حکماء واقعى است.
البته چنان که اشاره کردیم تفسیر صدرالمتالهین برغم برخوردارى از گرایش فلسفى از نوع تطبیق و همسان سازى میان عقل و نقل است نه از نوع تحمیل مبانى فلسفى بر قرآن .
تطبیق آیه ۵۳ سوره فصلت بر برهان صدیقین از نمونه های راهیافت گرایش فلسفی در تفسیر ملاصدرا است .او در این باره معتقد است که : « مسلک الصدیقین الذین یستشهدون بوجود الحق على وجود الحق أسدّ، اوثق و أشرف و أحکم کما أشار الیه بقوله: أَوَلَمْ یَکْفِ بِرَبِّکَ أَنَّهُ عَلَى کُلِّ شَىْء شَهِیدٌ» او آنگاه به روایاتى براى اثبات برهان صدیقین و این که ائمه علیهم السلام از این برهان استفاده کرده اند، استشهاد مى کند. نظیر روایت کافى به نقل از حضرت امیر علیه السلامکه فرمود: «اعرفوا اللّه باللّه و الرسول بالرساله و اولى الامر بالامر بالمعروف و العدل و الاحسان. خدا را با خدا و رسول را با رسالت و اولى الامر را با امر به معروف و نهى از منکر بشناسید.»
صدرالمتالهین در زمینه اسماء و صفات الاهی معتقد است که مقصود از شمارش اسماء نود و نه گانه خداوند که باعث ورود انسان به بهشت است، علم به اسماء و تحقق و عینیت این اسماء در وجود اوست .او هم چنین معتقد است تفاوت میان اسم و صفت بسان تفاوت میان مرکب و بسیط است زیرا ذات در مفهوم اسم به عکس مفهوم صفت اعتبار مى شود; زیرا صفت مجرد عارض است، البته گاه به صفت اسم نیز گفته مى شود زیرا ذات در تمام اسماء مشترک است و تکثر در اسماء بخاطر تکثر صفات است. و در تبیین عینیّت ذات با صفات الهى که در گفتار حضرت امیر علیه السلام «کمال التوحید نفى الصفات» آمده، از مبانی فلسفی بهره گرفته است .
چنان که در باب چگونگى اتصاف خداوند به صفات بویژه صفات بشرى همچون خشم، رحمت، سرور و … همگام با بسیارى از فلاسفه و متکلمان از قانون «خذوا الغایات و اترکوا المبادى» کمک مى گیرد. براساس این قانون وقتى صفتى همچون شنیدن را به خداوند نسبت مى دهیم مى بایست تمام مبادى یعنى مقدمات مادى شنیدن را اعم از وجود صوت، هوا، عضو شنیدارى و … را از خداوند استثناء کنیم و تنها غایت و نتیجه آن یعنى علم به شنیده ها را به خداوند نسبت دهیم. در غیر این صورت یا بسان معطّله مرتکب تعطیل خواهیم شد. یعنى بسان معطّله مى بایست درباره چگونگى اتصاف خداوند به صفات سکوت کنیم یا مى بایست بسان مشبّهه همان صفات بشرى و مادى را به خداوند نسبت دهیم و هر دو راه طبق مسلک اهل بیت علیهم السلام محکوم است.
تفسیر ملاصدرا ، تحمیل یا تطبیق پیش فرض ها بر قرآن
یکى از پرسش های اساسی درباره تفسیر ملا صدرا این پرسش است که آیا صدر المتالهین پیش فرض های فلسفی و عرفانی را بر قرآن تحمیل کرده یا آن که میان مبانى فلسفى و عرفانى و مبانى قرآن تطبیق، همسانى و همصدایى برقرار کرده است ؟
تفاوت تطبیق با تحمیل در این است که در تحمیل مفسر مى کوشد مبانى و پیش فرض هاى خود را بر متن تحمیل کند .شاخصه هاى تحمیل عبارتند از: ۱. باور به یک مبنا و پافشارى بر آن; ۲. مسلح کردن ذهن به آن هنگام مراجعه به متن; ۳. تلاش براى همسو کردن متن با آن; ۴. فقدان تقوا و داشتن انگیزه سوء. در تحمیل احیاناً شخص درمى یابد که مفاد متن با او همسو نیست اما با این حال بخاطر فقدان تقوا و انگیزه هاى الهى و صرفاً بخاطر دفاع از مذهب و مبناى خود، متن را با مبناى خود کاذبانه همسو مى کند. بنابراین انگیزه سوء در تحمیل کاملا دخالت دارد. امّا در تطبیق مفسر با داشتن یک مبنا تنها درصدد همسو ساختن و همسان گرایى میان مبنا با مفاد متن است; امّا اوّلا: برمبناى پیشین خود پافشارى مضاعف ندارد. زیرا احتمال مى دهد که پس از مراجعه به متن آن مبنا تغییر یافته یا بازسازى شود. ثانیاً: در مراجعه به متنِ وحى کوشش کورکورانه را براى همسان سازى دنبال نمى کند و وقتى دریابد که متن با او همخوان نیست از مبناى خود عقب نشینى مى کند. ثالثاً: انگیزه سوء در تطبیق حضور ندارد و اگر تلاش براى همسوسازى صورت مى گیرد به منظور خدمت به دین و قرآن انجام مى گیرد.
از سویی دیگر پاسخ به این پرسش از سه جهت اهمیت دارد :
۱. بدون تردید صدرالمتالهین به عنوان آخرین و برجسته ترین سنگربان فلسفه و عرفان میان عصر قدما و متاخران ایستاده و نوع اقدام و نگرش او ضمن آن که مى تواند به تندروى هاى عارفانى همچون ابن عربى در تفسیر سامان ببخشد، مى تواند ره توشه و رهنمون کارگشا و قابل اعتمادى ـ با توجه به جایگاه صدرالمتالهین ـ براى متاخران به حساب آید.
۲. مفسرانى همچون علامه طباطبایى ـ که خود از فلاسفه و عارفان عصر خویش برشمرده مى شود ـ از نوع تفاسیر فلاسفه و عرفا و تحمیل آراء خود بر قرآن گله کرده اند . پاسخ به این پرسش نشان خواهد داد که در تفسیر صدرالمتالهین به عنوان یکى از تفاسیر عرفانى و فلسفى، این تحمیل و تأویل تا چه اندازه راه یافته است.
۳. مدافعان مکتب تفکیک در کنار تأکید بر جداساختن عرفان و فلسفه از قرآن و ضرورت رویکرد ناب و خالص به متون وحیانى، هماره بر این نکته پاى مى فشارند که مدافعان عرفان و فلسفه به جاى چنین رویکردى، مبانى عرفانى و فلسفى خود را بر قرآن تحمیل کرده اند و یا در آنجا که وحى سخنى دارد و در برابر آن عرفان و فلسفه سخنى ناسازِ دیگر دارد، بیشتر در برابر عرفان و فلسفه کرنش مى کنند تا قرآن و سنت. از سوى دیگر از آنجا که صدرالمتالهین به عنوان پرچمدار حکمت متعالیه، در کنار مباحث فلسفى و عرفانى به تفسیر قرآن و سنت پرداخته و شخصیت او در میان فلاسفه و عارفان پس از خود به عنوان چهره اى تأثیرگذار و نافذ شناخته شده است ، معمولا نوک پیکان حمله مدافعان مکتب تفکیک متوجه ایشان است .
برخی از صاحب نظران معتقداند که در تفسیر ملاصدرا تحمیل پیش فرض های فلسفی و عرفانی بر آیات قرآن راه یافته است . در برابر عموم صاحب نظران معتقدند که تفسیر ملاصدرا باید از نوع تطبیق دانست . به عنوان نمونه شیخ محمدرضا مظفر در بخشى از مقدمه اسفار یکى از ابتکارات صدرالمتالهین را جمع میان عقل و وحى مى داند. مى گوید: «صدرالمتالهین معتقد است که شرع و عقل در تمام مسائل حکمى ]= فلسفه[ با هم انطباق دارند و چنین تصریح مى کند: بسیار بعید است که احکام شریعت حقه الاهى با معارف یقینى و ضرورى در تضاد باشد و دور باد فلسفه اى که قوانین آن با کتاب و سنت منطبق نباشد.و این مکتب دیگر او در باب معرفت است. یعنى تطبیق و همسان سازى میان شرع اسلامى و فلسفه یقینى. بدین خاطر است که او پیوسته براى هر مسأله فلسفى دشوار به آیات قرآن و روایات اسلامى استشهاد مى کند.»
کاستیهاى تفسیر صدرالمتالهین
تفسیر صدرالمتالهین برغم برخوردارى از مباحث عمیق تفسیرى و معارفى بیشتر از جهت ساختار و شیوه تدوین با کاستیها و نقایصى روبرو است که به اهمّ آنها عبارتند از :
۱. ناهمگونى؛ به عنوان نمونه در سه جلد از این تفسیرتنها سوره فاتحه و ۶۸ آیه از سوره بقره تفسیر شده در حالى که براى سوره یس با ۸۳ آیه تنها یک جلد اختصاص یافته است.
۲. اطناب ؛ صدرالمتالهین گاه در بررسى تفسیرى یک آیه یا پیکره اى از آیات مباحث مفصل مبسوطى را منعکس ساخته که ضمن ایجاد ملال در خواننده ، مخاطب را از هدف تفسیرى آن آیه دور مى سازد و بیشتر به مباحث پیرامونى آن مشغول مى سازد. مثلا در تفسیر خود این پرسش را مطرح مى کند که پیامبران برترند یا فرشتگان؟! آنگاه با آوردن دلایل مفصل موافقان و مخالفان، صفحاتى از تفسیر خود را به آن اختصاص داده است.
۳. تکرار؛ برخى از مباحث به صورت تکرارى در برخى از مجلدات این تفسیر آمده است. احتمالا فقدان همزمانى در نگارش و عدم توجه مؤلف به مباحث پیشین یا پسین باعث این پدیده شده است. مبحث جبر و تفویض ، اراده ، مبحث خلود از این دست اند.
۴. استناد به شواهد غیرمتقن ؛ صدرالمتالهین عموماً براى اثبات یکى آموزه قرآنى و تفسیرى پس از نقل آیات و روایات مرتبط، براى اتقان مدعاى خود به گفتار فلاسفه، عرفا، اشعار شاعران، لطایف و سخنان حکمت آمیز بزرگان حتى به برخى از حکایات و مکاشفات غیر علمى استناد مى کند که تا حدودى کتاب را از سبک تفسیرنگارى فاصله انداخته و به جُنْگ تفسیرى نزدیک تر مى سازد.
۵. ضعف شماری از روایات مورد استناد ؛ استفاده از انواع روایات ضعیف و نیز عبارتهایى که به اشتباه حدیث تلقى شده، مهمترین کاستى و آسیب کارکرد روایات در تفسیر ملاصدرا به شمار مى رود .
البته باید توجه داشت با توجه به بررسى هاى سندى و رجالى که از صدرالمتالهین در شرح روایات کافى سراغ داریم و نیز آگاهى و احاطه او به دانش حدیث، نمى توان او را به عدم شناختِ ضرورت دستیابى به صحت سند روایات و اجتناب از استناد به روایات ضعیف یا مجعول متهم ساخت . عبارت حدیث نمای «کنت کنزاً مخفیاً» ؛ و روایت مرسل آفرینش زن از استخوان چپ مرد از جمله این دست از روایات است که در تفسیر ملا صدرا راه یافته است .

علی نصیری

برچسب ها: روانشانسی

مرتبط نوشته ها

نامه ای سرگشاده به دختران بی حجاب وطنم
دیدگاه

نامه ای سرگشاده به دختران بی حجاب وطنم

26 مهر, 1404
جهانى شدن و چگونگىِ سير از كثرت به وحدت
دیدگاه

جهانى شدن و چگونگىِ سير از كثرت به وحدت

5 مهر, 1404
نقش رویکرد سیاسی امام خمینی در ارتقاء شیوه اجتهاد حوزوی
دیدگاه

نقش رویکرد سیاسی امام خمینی در ارتقاء شیوه اجتهاد حوزوی

31 شهریور, 1404
عفاف و حجاب؛ تمایز مفهومی و چالش‌های حکمرانی فرهنگی
دیدگاه

عفاف و حجاب؛ تمایز مفهومی و چالش‌های حکمرانی فرهنگی

30 شهریور, 1404
فقدان سیره متشرّعه و نقش آن در استنباط
دیدگاه

فقدان سیره متشرّعه و نقش آن در استنباط

23 شهریور, 1404
هزار و پانصد سال تابش نور نبوی
دیدگاه

هزار و پانصد سال تابش نور نبوی

23 شهریور, 1404
نوشته‌ی بعدی

متاسفانه هنوزعلم حدیث در حوزه جای خود را پیدا نکرده است

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مطالب

تعامل دین و توسعه، امکان یا امتناع

تعامل دین و توسعه، امکان یا امتناع

26 آبان, 1404
نامه ای سرگشاده به دختران بی حجاب وطنم

نامه ای سرگشاده به دختران بی حجاب وطنم

26 مهر, 1404
نكته هايى درباره جهانى شدن

نكته هايى درباره جهانى شدن

12 مهر, 1404
دين و فرهنگ بر پايه متون باستانى ايرانى

دين و فرهنگ بر پايه متون باستانى ايرانى

10 مهر, 1404
بارگذاری بیشتر
دبيرخانه دين‌پژوهان كشور با هدف تعميق، توسعه و ترويج پژوهش‌هاي ديني، بهينه‌كردن اطلاع رسانى، پشتيبانى از مراكز دين‌پژوهى و پژوهشگران ديني، فعاليت می کند. اين دبيرخانه از نظر تشكيلات و سازماندهي در ابتدا تحت پوشش و حمايت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و سپس پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات قرار گرفت و در ادامه کار با پيشنهاد دبير شورای برنامه‌ريزی دين‌پژوهان و موافقت مسئولان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، به عنوان مؤسسه‌ای غيردولتی و غيرانتفاعی به ثبت رسيد.
 
دفتر مركزى در قم
نشاني: قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی ، دبيرخانه دين‌پژوهان
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵
آدرس سایت:
www.dinpajoohan.com

پست الکترونيک:
info@dinpajoohan.com

 

نقل مطلب با ذکر منبع آزاد است.

کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به دبیرخانه دین پژوهان کشور می باشد.