• خانه
  • مقالات
  • گفتگو
  • دیدگاه
  • بازتاب
  • اخبار
    • اخبار ادیان و مذاهب
    • اخبار دین پژوهی
    • اخبار علمی فرهنگی
    • اخبار موسسه
  • تماس باما
  • درباره ما
  • خانه
  • مقالات
  • گفتگو
  • دیدگاه
  • بازتاب
  • اخبار
    • اخبار ادیان و مذاهب
    • اخبار دین پژوهی
    • اخبار علمی فرهنگی
    • اخبار موسسه
  • تماس باما
  • درباره ما
Home دیدگاه

ولايت قهرى پدر در رصد عالمانه فقها و انديشمندان

30 خرداد, 1395
در دیدگاه
0

 

موضوع اين گفتمان ولايت قهرى پدر و جد پدرى، خصوصا در حيطه اين ولايت نسبت به ازدواج صغير و صغيره، و جايگاه آن در فقه و قانون مدنى است و با توجه به سؤالات و ابهاماتى كه در اين زمينه از ديدگاههاى مختلف مطرح مى‏گردد، ضرورى به نظر رسيد كه جايگاه موضوع مذكور روشن، و تحقيق و تحليلى در اين زمينه به عمل آيد.

* ولايت پدر و جد پدرى نسبت به صغير و صغيره، از جمله مسايلى است كه پيرامون آن بحثها و نظرات فراوانى ارائه شده است، لطفا نظر خود را نسبت به ازدواج صغير و صغيره از نظر متون روايى و فقهى بيان فرمائيد؟
بدون ترديد همه فرق فقهى اسلامى نكاح صغيره را از سوى ولى «جايز» مى‏دانند و در ميان فقيهان شيعى از مخالفى نام برده نشده جز ابن ابى عقيل كه ايشان هم فقط با ولايت جد مخالف است ولى منكر اصل «ولايت قهرى» پدر نيست. البته در ميان اهل سنت سه تن را ياد كرده‏اند كه با اصل تجويز مخالفند.

طرفداران جواز از شيعه و اهل سنت ادله مختلفى از آيات و روايات و سيره اقامه كرده‏اند كه ورود به ميدان استدلال و تحليل و ارزيابى نظرات آنان نياز به مجال بيشترى دارد كه شايد از حوصله اين مصاحبه و گفتمان خارج باشد.

* چنانچه مستحضريد در ماده 1041 از قانون مدنى، نكاح قبل از بلوغ را ممنوع و در تبصره الحاقى آن اينگونه آمده: عقد نكاح قبل از بلوغ با اجازه ولى صحيح است به شرط رعايت مصلحت مولى عليه. اكنون با توجه به اين تبصره، بفرماييد دليل اعتبار اين مصلحت چيست و لحاظ آن از سوى ولى به چه صورت است؟
شكى نيست كه اگر نكاح صغير و صغيره با در نظر گرفتن شرايطى مجاز باشد، كودكان نمى‏توانند مجرى آن باشند زيرا اهليت براى اجراى عقد را ندارند و از اين رو امر در اختيار اولياء يعنى پدر و جد پدرى است.

حال سخن اين است كه دايره اختيار آنان تا چه اندازه است آيا اولياء مجازند هرگاه كه اراده كردند دست به چنين عملى بزنند؟ يا اقدام آنها منوط به عدم مفسده و يا مشروط به وجود مصلحت است؟

صورت اول را هيچ كس نپذيرفته كه ولى اختيار مطلق در اين امر داشته باشد، اما اختلاف در دو صورت ديگر است، بعضى صحت تزويج را منوط به عدم مفسده و بعضى ديگر مشروط به وجود مصلحت مولّى عليه، نموده‏اند.

مشهور فقهاى اماميه رعايت مصلحت را مصحح نكاح مى‏دانند و براى نظر خود ادله‏اى مى‏آورند كه از آن جمله اينكه: ادله تزويج، اطلاق ندارد، زيرا اجازه به ازدواج درآوردن كودك توسط ولى او، عام نيست؛ و در صورتى كه مفسده داشته باشد قطعا مجاز نيست. وقتى چنين عموميتى در ادله نبود بايد به قدر متيقن اكتفا كرد، و قدر متيقن جايى است كه در كار ولى مصلحت باشد، و به واسطه اين قدر متيقن ما از اطلاق دست برمى‏داريم.

دليل دوم: غرض از جعل ولايت، حمايت از مولى عليه است. چنانچه در معناى ولايت همين مفهوم لحاظ گرديده است كه به سبب ولايت ولى، ضعفى كه در ناحيه مولى عليه است، جبران مى‏گردد و ولايت، جابرِ اين ضعف و نقصان است. كه اين ضعف، گاه از جهت صغر سن است و يا جنون و يا امور ديگر، و بر اين اساس بدون ملاحظه‏ى مصلحت عقلانى از سوى ولى، اين امر محقق نمى‏گردد.

دليل سوم، ولايت ولى، امرى است عقلايى و عقلا مصلحت را عنصر اساسى مى‏دانند، و به تعبير ديگر اختيار ولى، امرى تعبدى نيست، بلكه قاعده‏اى است عقلايى كه ادله شرعى آن را تاييد و امضا مى‏كند.

دليل چهارم: بنا بر آيه «وَ لا تَقْرَبُوا مالَ اليَتيم اِلّا بالتى هى اَحْسَنْ» تصرف در اموال طفل بايد با رعايت مصلحت باشد و به دليل اولويت و به طريق اولى تصرف در زندگى آينده او هم منوط به رعايت مصلحت است.

بنابراين با توجه به اين ادله، مشهور فقهاى اماميه، اختيارات ولى را مطلق نمى‏دانند و رعايت مصلحت را شرط صحت انعقاد عقد از سوى ولى مى‏شمارند و بر همين اساس، ديگر استناد به قاعده لاضرر يا برخى ادله‏ى لفظى ديگر را براى اعتبار عدم مفسده، لازم نمى‏دانند، زيرا مى‏گويند تمسك به آن ادله، زمانى است كه دليلى بر اعتبار مصلحت نباشد.

* سؤال ديگرى كه در اينجا مطرح است اين است كه ملاك تشخيص مصلحت چيست؟ و آيا نظر ولى در اينجا كفايت مى‏كند؟ و اگر ولى در تشخيص، دچار خطا شود و به بيراهه رود و يا اينكه از اين حكم يا ماده قانونى سوء استفاده كند اينجا تكليف چيست؟ و چه بايستى كرد؟ 
مرجع تشخيص مصلحت، عرف و عقلا هستند و ولى، خارج از اين بناء عقلانى نمى‏تواند اقدامى نمايد و به دلخواه خويش عمل نمايد و حكم را مورد سوء استفاده قرار دهد، البته براى اجراى اين نكته، حكومتهاى دينى مى‏توانند با جعل قوانين خاص، سيستم قضايى را ناظر بر اجراى صحيح اين حكم گردانند، يعنى احراز مصلحت، بايد توسط قاضى تاييد شود و بعد از آن، ولى اقدام به اين امر نمايد. لذا اختيارات ولى در اينجا تام نيست و نمى‏تواند سرنوشت فرزند خويش را دستاويز مطامع و مقاصد شخصى قرار دهد.

* مسأله ديگرى كه در اين موضوع در خور توجه است، حق خيار براى طرفين عقد نكاح بعد از زمان رسيدن آنان به حد بلوغ است. و اين بحث هم نسبت به صغير مطرح است و هم نسبت به صغيره، با توجه به نظرات و ديدگاهها در اين زمينه و نيز ديدگاه مشهور فقها نسبت به صغيره كه حكم به عدم خيار نسبت به زمان بعد از بلوغ مى‏نمايند. در تحليل و ارزيابى اين نظرات اگر مطلبى لازم است، بفرمائيد.
آنگونه كه از ادله فقهى بر مى‏آيد در اين زمينه، علاوه بر استناد به دسته‏اى از روايات، توافق فتاواى فقها به گونه‏اى است كه به نظر مى‏رسد در مسأله، خلافى نيست، چنانچه مرحوم شهيد ثانى بعد از نفى خلاف بين اصحاب، ادعاى اجماع نموده است. و استشهاد مشهور به دسته‏اى از روايات است كه در مقابل آن، روايات معتبره‏ى ديگرى نيز هست كه دلالت دارد بر اينكه دختر پس از بلوغ حق فسخ دارد، و ما در اينجا به ذكر عمده‏ترين آنها مى‏پردازيم كه روايت محمد بن مسلم است.

در اين روايت، راوى مى‏گويد: از امام باقر عليه‏السلام درباره پسر نابالغى كه با دختر نابالغى ازدواج مى‏كند سؤال كردم، حضرت فرمودند: اگر پدرانشان آنان را به ازدواج درآورند اشكالى نيست. وليكن آن دو پس از بلوغ، اختيار فسخ دارند، و اگر طرفين، رضايت به ازدواج دارند مهريه‏ى دختر بر عهده پسر است.

اين روايت كه از نظر سند صحيح و نيز از جهت دلالت روشن است؛ حق خيار را براى طرفين ثابت نموده، و مسأله‏ى رضايت طرفين را مطرح ساخته است.

اما نكته‏اى كه در اين روايت مورد توجه بعضى از فقها قرار گرفته، اين است كه: اين ثبوت خيار، در جايى است كه هر دو طرف نابالغ باشند، و به عدم بلوغ پسر در اثبات حق خيار براى دختر موضوعيت داده‏اند، و حكم به اخص بودن مدلول روايات موافق خيار، نسبت به روايات رد خيار كرده‏اند، وليكن آنچه كه به نظر مى‏رسد اين است كه صغير بودن طرفين يا صغير بودن پسر، دخلى در ملاك حكم ندارد، و روايت در مقام بيان حق خيار براى نابالغ، پس از بلوغ است. زيرا بايد اين روايت و نيز بعضى روايات ديگر، اطلاق روايات دسته ديگر را كه بدان در عدم خيار استناد جسته‏اند، مقيد سازد.

از سوى ديگر در مقام تعارض ادله، رجحان با روايت محمد بن مسلم است. با اصول عقلانى موافق مى‏باشد.

مضافا اينكه چون ولايت بر خلاف اصل است لذا در حكم آن، به حداقل اكتفا مى‏شود و حداقل آن در جايى است كه دختر پس از بلوغ بتواند عقد را فسخ كند.

* سؤال ديگرى كه پيرامون موضوع خيار است، اينكه عده‏اى از فقهاى عظام چون شيخ‏الطائفه در نهايه و ابن حمزه و ابن ادريس و ابن براج نسبت به پسر، بعد از رسيدن به سن بلوغ، حق خيار قايلند، و استناد ايشان اين است كه اثبات مهريه و نفقه بر پسر موجب ضرر مالى است، لذا حق خيار ثابت است براى پسر، اما در مسأله صغيره همانگونه كه قبلاً هم بيان شد عمدتا حق خيار قايل نمى‏شوند، اكنون سؤال اين است كه با توجه به اينكه ازدواج، زيربناى تشكيل خانواده است و اساس آن را تفاهم طرفين و مودت و انس و الفت تشكيل مى‏دهد، آيا اين نوع از عقد، براى زن، ايجاد مشكل يا حرج يا ضرر نمى‏نمايد، و اين خود موجب اثبات حق خيار براى زن نيست.
در اينجا حتى اگر ادله‏اى كه ما در جواب سؤال قبلى از روايت و دلايل ديگر آورديم مورد قبول واقع نشود، براى جعل خيار نسبت به زن هم مى‏توان به قاعده لاضرر استناد جست، زيرا اين قاعده فقط در موارد ضرر مالى قابل استناد نيست بلكه عموميت قاعده ضررهاى غير مالى را هم مى‏گيرد و در اينجا اگر ازدواج مورد خوشايند دختر نباشد، لازمه‏اش تحمل عمرى ضرر روحى و عاطفى است، لذا بايد گفت كه اين قاعده، حكومت دارد نسبت به آن ادله‏ى اوليه‏اى كه در زمينه ولايت است. بلكه همانگونه كه آية‏اللّه‏ خويى (ره) فرموده‏اند: اگر به كمك قاعده لاضرر، خيار ثابت شود، تفاوتى ميان دختر و پسر نيست. كه حق هم همين است.

* با توجه به شرايط فعلى، تا چه مقدار لزوم چنين تبصره‏اى را در قانون مدنى لازم مى‏دانيد. موارد كاربرد احتمالى آن را تبيين نماييد.
تا زمانى كه قانونگذار تدبيرى براى نظارت قانونى بر اجراى اين تبصره پيش بينى نكرده، اين الحاق، نه تنها ضرورى نيست بلكه مضر است. چرا كه قانون، براى رفع مشكل و جلوگيرى از سوء استفاده وضع مى‏شود، نه آنكه خود، زمينه سوء استفاده را فراهم سازد.

برچسب ها: روانشانسی

مرتبط نوشته ها

نامه ای سرگشاده به دختران بی حجاب وطنم
دیدگاه

نامه ای سرگشاده به دختران بی حجاب وطنم

26 مهر, 1404
جهانى شدن و چگونگىِ سير از كثرت به وحدت
دیدگاه

جهانى شدن و چگونگىِ سير از كثرت به وحدت

5 مهر, 1404
نقش رویکرد سیاسی امام خمینی در ارتقاء شیوه اجتهاد حوزوی
دیدگاه

نقش رویکرد سیاسی امام خمینی در ارتقاء شیوه اجتهاد حوزوی

31 شهریور, 1404
عفاف و حجاب؛ تمایز مفهومی و چالش‌های حکمرانی فرهنگی
دیدگاه

عفاف و حجاب؛ تمایز مفهومی و چالش‌های حکمرانی فرهنگی

30 شهریور, 1404
فقدان سیره متشرّعه و نقش آن در استنباط
دیدگاه

فقدان سیره متشرّعه و نقش آن در استنباط

23 شهریور, 1404
هزار و پانصد سال تابش نور نبوی
دیدگاه

هزار و پانصد سال تابش نور نبوی

23 شهریور, 1404
نوشته‌ی بعدی

شناخت زبان قرآن

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مطالب

تعامل دین و توسعه، امکان یا امتناع

تعامل دین و توسعه، امکان یا امتناع

26 آبان, 1404
نامه ای سرگشاده به دختران بی حجاب وطنم

نامه ای سرگشاده به دختران بی حجاب وطنم

26 مهر, 1404
نكته هايى درباره جهانى شدن

نكته هايى درباره جهانى شدن

12 مهر, 1404
دين و فرهنگ بر پايه متون باستانى ايرانى

دين و فرهنگ بر پايه متون باستانى ايرانى

10 مهر, 1404
بارگذاری بیشتر
دبيرخانه دين‌پژوهان كشور با هدف تعميق، توسعه و ترويج پژوهش‌هاي ديني، بهينه‌كردن اطلاع رسانى، پشتيبانى از مراكز دين‌پژوهى و پژوهشگران ديني، فعاليت می کند. اين دبيرخانه از نظر تشكيلات و سازماندهي در ابتدا تحت پوشش و حمايت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و سپس پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات قرار گرفت و در ادامه کار با پيشنهاد دبير شورای برنامه‌ريزی دين‌پژوهان و موافقت مسئولان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، به عنوان مؤسسه‌ای غيردولتی و غيرانتفاعی به ثبت رسيد.
 
دفتر مركزى در قم
نشاني: قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی ، دبيرخانه دين‌پژوهان
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵
آدرس سایت:
www.dinpajoohan.com

پست الکترونيک:
info@dinpajoohan.com

 

نقل مطلب با ذکر منبع آزاد است.

کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به دبیرخانه دین پژوهان کشور می باشد.