فتوی، اجتهاد و مرجعیت به نوبه خود همزاد و یا آبستن مفاهیم دیگری نظیر، قضاء و یا ولایت است. به لحاظ تاریخی معنای ولایت، با آنکه هویت و حقیقتی ممتاز از مرجعیت دارد، در نخستین گام در ذیل پوشش مرجعیت و در متن آن تکون پیدا میکند و به تدریج بهعنوان معنایی مستقل، پای به عرصه وجود میگذارد و در مراحل رشد و بالندگی، سازمانها و سازکارهای مناسب با خود را ایجاد میکند. این مولود، در مراحل رشد خود، مفاهیم تاریخی پیشین را که امکان تولد و ظهور آن را فراهم آوردهاند، در زیر پوشش خود قرار میدهد.
نوشتار حاضر مقدمهای است بر کتاب «تکوین نهاد مرجعیت تقلید شیعه» که از سوی محسن صبوریان دانشآموخته دکتری جامعهشناسی نظری دانشگاه تهران بهعنوان رساله دکتری تدوین شده است.
تشیع دارای دو ساحت و سطح متمایز و در عین حال پیوسته و سازگار است و علم به آن نیز ناظر به این دو سطح میتواند باشد.
ساحت و سطح نخست، مربوط به حقیقت و ذات آن است و ساحت و سطح دوم، مربوط به ظهور و بروز اجتماعی، فرهنگی و تاریخی آن است و هر یک از این دو بخش مطالعات، روش و منطق ویژه خود را طلب میکند.
مطالعات سطح نخست را عارفان، فیلسوفان، متکلمان و فقیهان برعهده دارند و مطالعات ساحت دوم را مورخان، فرهنگشناسان و جامعهشناسان دنبال میکنند.
اسلام و تشیع به حسب ذات خود بر محور حقیقت توحید، از یک نظام معنایی و معنویای بهرهمند است که سازگار با فطرت آدمی و حقایق آفرینش است. این نظام، پاسخگوی نیاز انسان و عهدهدار هدایت او در همه مراتب رشد و تحول آن است و هر یک از انسانها به حسب موقف و جایگاهی که دارد، همواره در صورتی که زبانی برای پرسش و گوشی برای شنیدن داشته باشد، از افق وجودی خود، سؤال را مطرح میکند و پاسخ مناسب با آن را نیز دریافت میکند.
اسلام و تشیع در ساحت فرهنگی و اجتماعی و تاریخی که به مناسبت اقبال مؤمنان، نظام مستمری از زیست و زندگی را پدید آورده، چونان دانهای است که با ایمان و عمل مؤمنان در بستر تاریخ به تعبیر قرآن کریم کشت میشود و جوانه می-زند، بر ساقه خود مستقر میگردد و ستبر میشود، چندان که کشتکنندگان و زارعان آن، از رشد آن شگفتزده میشوند و مخالفان را غیظ و اندوه فرا میگیرد. قرآن کریم میفرماید:
«کزرع اخرج شطئه فازره فاستغلظ فاستوى على سوقه یعجب الزراع لیغیظ بهم الکفار وعد الله الذین آمنوا و عملوا الصالحات منهم مغفرة و اجراً عظیما».
دو مفهوم عدالت و امامت، از مفاهیم محوری تشیع هستند که در متن اندیشه اسلامی وجه امتیاز آن را مشخص میسازند. مفاهیم و معانی دیگری که همگام و یا در حاشیه دو مفهوم یاد شده، در هویت اجتماعی تشیع دخیل هستند، عبارتند از: علم، اجتهاد، غیبت، نیابت، وکالت، قضاء، ولایت، انتظار، تولی، تبری، فرج، امر به معروف، نهی از منکر، تقیه، جهاد و شهادت.
هر یک از مفاهیم و معانی مزبور در مقطعی خاص از حیات و زیست اجتماعی و تاریخی تشیع، فرصت بروز و ظهور پیدا میکند و با ورود به عرصه زیست مناسبات، روابط، ساختارها و نهادهای مربوط به خود را پدید میآورند.
مفهوم علم، و بهدنبال آن عالم، در بستر اسلامی و شیعی آن، دو معنای اجتهاد و مرجعیت را در حاشیه خود دارند؛ بهگونهای که اجتهاد و مرجعیت بدون آنکه مفهوم اسلامی و شیعی علم و همچنین منزلت و شأن اجتماعی عالم عینیت یافته باشد، بهصورت یک واقعیت فرهنگی و اجتماعی محقق نمیشود. تولد تاریخی اجتهاد و مرجعیت علاوه بر آنکه مرهون عوامل ایجابی، نظیر معنای علم و عالم است، متوقف بر رفع و یا حذف موانع نیز هست.
فتوی، اجتهاد و مرجعیت به نوبه خود همزاد و یا آبستن مفاهیم دیگری نظیر، قضاء و یا ولایت است. به لحاظ تاریخی معنای ولایت، با آنکه هویت و حقیقتی ممتاز از مرجعیت دارد، در نخستین گام در ذیل پوشش مرجعیت و در متن آن تکون پیدا میکند و به تدریج بهعنوان معنایی مستقل، پای به عرصه وجود میگذارد و در مراحل رشد و بالندگی، سازمانها و سازکارهای مناسب با خود را ایجاد میکند. این مولود، در مراحل رشد خود، مفاهیم تاریخی پیشین را که امکان تولد و ظهور آن را فراهم آوردهاند، در زیر پوشش خود قرار میدهد.
اثر حاضر، که رساله دکترای جناب آقای صبوریان است، بررسی تکوینی تاریخی، مرجعیت را در دوران معاصر در دستور کار خود قرار داده است. کارکرد اصلی مرجعیت فتوی و تقلید است و کارکرد اصلی ولایت، حکم و مدیریت اجتماعی است و مرجعیت در مقطع تاریخی مزبور، مراتبی از ولایت حکم و حضور در عرصه مدیریت اجتماعی را نیز برعهده میگیرد. تحقیقات بعدی باید معانی دیگری را که نظام معنایی تشیع در ساحت نخستین خود مشتمل بر آنها بوده و شرایط تاریخی مرجعیت در عصر غیبت، آبستن ظهور و بروز آنهاست، شناسایی کند و چگونگی تکون و تحقق آنها را بررسی نماید.
ورود هر بخش از یک نظام معنایی، گرچه قائم به عناصر پیشینی است که مقوم آن هستند، متوقف بر دفع و یا رفع موانع نیز هست. موانع همانگونه که از تولد و تکوین آن معنا پیشگیری میکنند، هر گاه که به عرصه زیست اجتماعی وارد شوند و استقرار پیدا کنند، معانی رقیبی را که از قبل تکون یافتهاند، نیز زایل و نابود میکنند و به همین دلیل، مرجعیت با آنکه در دوران معاصر، واقعیت تاریخی پیدا کرد و برخی از معانی متوقف بر خود را نیز بهدنبال آورد، میتواند با حضور عناصر رقیب، در معرض تزلزل قرار گیرد. پژوهش درباره مرجعیت، نیازمند شناخت مفاهیم رقیب نیز هست، این مفاهیم میتوانند اصل مرجعیت و یا معانی مقوم آن را مورد هجوم قرار دهند. به نظر میرسد، مفهوم مدرن علم که در حاشیه معانی نوین عقل، تکون پیدا کرده، مفهومی است که عنصر مقوم مرجعیت، یعنی مفهوم تاریخی علم را که مربوط به سنت اسلامی شیعی است هدف قرار میدهد و حذف معنای تاریخی علم، از عرصه فرهنگ، بنیانهای معرفتی مرجعیت را نیز متزلزل میسازد.
آینده مرجعیت فقاهت در بستر تاریخی تشیع اولاً در گرو تعامل طبیعی آن با واقعیتهایی است که از متن آن پدید آمده و رشد میکنند، مانند ولایت و نیابت از حضرت ولیعصر علیه السلام در مدیریت اجتماعی و ثانیاً وابسته به توانمندیهای آن در برخورد با موانع رقیبی است که در اثر عوامل انضمامی، منطقهای و یا جهانی پدید میآیند، مانند مفهوم مدرن علم که در حاشیه اقتدار جهانی خود در پوشش الفاظ تاریخی این مرز و بوم، از مسیرهای مختلف نظیر آموزش عمومی یا آموزش عالی مقتدرانه، پرتوان، پرشتاب و در عین حال سفاکانه و سلاخانه حضور به هم میرسانند.
علم در معنای پوزیتویستی کنتی و یا در معانی قارهای کانتی و نوکانتی آنکه اینک در انتقال به محیط آموزشی جهان اسلام، از لفظ علم بهره میبرد، و در حقیقت لفظ علم را نیز به تسخیر خود در آورده است، هیچ نسبتی با علم، در معانی قرآنی، روایی، عرفانی، فلسفی، کلامی و یا فقهی جهان اسلامی ندارد و هرگز حوزههای معرفتی مزبور را در زیر عنوان خود به رسمیت نمیشناسد. علم در معانی مدرن و پسامدرن آن، بهعنوان یک معرفت آزمونپذیر و یا عقلانیتی با کارکرد سلطه و اقتدار، حوزههای معرفتی مزبور را تنها و تنها، بهعنوان موضوع مطالعاتی خود به رسمیت میشناسد. فقاهت و اجتهاد که با هویت تاریخی علمی خود، مقوم مرجعیت هستند، اینک بهعنوان برساختهای انسانی و بخشی از humanities و انسانیات تنها ابژه و موضوع مطالعات علمی میشوند.
تحقیقات و پژوهشهای بعدی، بیش از هر چیز باید عملکرد تاریخی مرجعیت و موقعیت آن را در مواجهه با معانی و مفاهیم رقیبی دنبال کنند، که عناصر مقوم و درونی آن را به چالش میکشاند.
حمید پارسانیا- قم 11/شهریور/1397











