• خانه
  • مقالات
  • گفتگو
  • دیدگاه
  • بازتاب
  • اخبار
    • اخبار ادیان و مذاهب
    • اخبار دین پژوهی
    • اخبار علمی فرهنگی
    • اخبار موسسه
  • تماس باما
  • درباره ما
  • خانه
  • مقالات
  • گفتگو
  • دیدگاه
  • بازتاب
  • اخبار
    • اخبار ادیان و مذاهب
    • اخبار دین پژوهی
    • اخبار علمی فرهنگی
    • اخبار موسسه
  • تماس باما
  • درباره ما
Home دیدگاه

كاركردهاى تاريخى زيارت نامه هاى عاشورايى با تكيه بر زيارت اربعين

6 آذر, 1393
در دیدگاه
0

کارکردهای تاریخی زیارت‌نامه‌های عاشورایی با تکیه بر زیارت اربعین

دکتر محسن الویری

1 / 10 / 1392 (19 صفر1435ق.)

نشست تخصصى در دبيرخانه دين پژوهان كشور- قم

وظیفة مورّخ

در مباحث تاریخ نگاری و تاریخ پژوهی،شاید در یک عبارت کلی بتوانیم بگوییم مهم‌ترین کاری که یک مورخ انجام می‌دهد،برداشتن فاصلة زمانی بین زمان انجام پژوهش و زمان وقوع رویداد است. کار اصلی یک مورخ این است که یا دست کسانی را که اکنون زندگی می‌‌کنند بگیرد و با خود به گذشته ببرد و یا آن رویداد را به زمان حاضر بیاورد و آن را در عصر خود عرضه بکند و به هر حال فاصلة زمانی بین زمان حاضر و زمان گذشته را از بین ببرد. مهم‌ترین و اصلی‌ترین ابزاری که یک مورّخ برای این کار دارد، اسناد قابل اعتمادی است که در دسترس او قرار دارد. کار یک مورخ در این مسیر و به هنگام مواجهه با این اسناد، درست شبیه کاری است که فقهای ما در مواجهه با حدیث انجام می‌‌دهند: در یک نقد بیرونی و  نقد درونی هم «صحت صدور» را می‌کاوند و مورد توجه قرار می‌دهند تا درستی آن را احراز کنند و هم 
درباره «دلالتش» می‌اندیشند تا دلالت حدیثیرا که صحت صدور آن اثبات شده، بیابند.

شبیه این کار در حیطة تاریخ صورتمی‌‌گیرد، ولی اسنادی که این‌گونه باشد، یعنینه در نقد بیرونی کاستی داشته باشد و نه در دلالتش مشکلی داشته باشد، و به عبارت دیگرهم قطعی‌الصدور باشد و هم صریح‌الدلاله،زیاد نیست و مورّخان با زحمت بسیار به چنین اسنادی دست می‌‌یابند. به هر اندازه همفاصلة زمانی مورخ با رویداد بیشتر شود، از تعداد این‌گونه اسناد کاسته می‌شود. به عنوان مثال اگر امروز کسی بخواهد برای رویدادهای ایام پیروزی انقلاب اسلامی تحقیق بکند، تعداد بیشتری اسناد قابل اعتماد پیدا می‌کند تا همین محقق بخواهد درباره زمان صفویه کار بکندو باز محققی که درباره زمان صفویه کارمی‌‌کند با تعداد بیشتری سند قابل اعتماد روبروست تا محققی که در بارةعصر ایلخانانتحقیق می‌‌کند.

به همین ترتیب هر چه به فاصله‌های دورتر می‌رویم، از تعداد این گونه اسناد کاسته می‌شود. ولی روشن است که هیچ پژوهشگریبه خاطر کمبود سند درست و دارای دلالت آشکار دست از کار نمی‌کشد.یکی از راه‌هایجبران اسناد قطعی و واضح، کمک گرفتن روش‌مند از اسناد و مدارکی است که اولاً وبالذات تاریخی نیستند. مراد من از سند، اعم از سند مکتوب و غیر مکتوب است؛ یعنی هر چیزی که کارکرد یک پیام و دلالت برای یک حادثه‌ای را داشته باشد.

منابع غیر متعارف در بررسی تاریخ

مورخان در واقع مشکل سند را با افزایش گسترة منابع و قرار دادن منابع غیرتاریخی به معنای متعارف آن در زمرة منابع تاریخی جبران می‌‌کنند. مراد بنده از منابع غیرتاریخی متعارف منابعی است که کار اصلی و اولیه‌شان کارکرد تاریخی نبوده است، یعنی به نیّت ثبت تاریخی نگاشته نشده‌اند. به عنوان مثال با مطالعة یک متن پزشکی مربوط به قرن چهارم و پنجم، انبوهی از اطلاعات تاریخی از مقدمه و متن آن به دست می‌آید و حال آن که این متن پزشکی به نیت ثبت رویدادهای تاریخی نوشته نشده بوده است. مثالم را از متن پزشکی به یک متن فقهی تغییر می‌دهم کمتر متن فقهی پیدا می‌شود که در مقدمة آن به اقتضائات اجتماعی که نگارش آن کتاب را  ایجاب می‌کرده است، اشاره نشده باشد. همچنین از خلال متن کتاب‌های فقهی نیز معمولاً به راحتی می‌‌توانیم به زندگی عامة مردم پی ببریم و بیابیم که ابتلاءات و مسائل و دغدغه‌های مردم در زمینة دیندارانه زیستن در گذشته چه بوده است.بر همین اساس اگر ما هیچ منبع تاریخی مثلا در بارة صد سال اخیر نداشته باشیم و فقط  استفتائات قرن اخیررا که از مراجع بزرگوار صورت گرفته مرور کنیم،به خوبی به وضعیت زندگی مردم در این سده و تحولات تدریجی آن پی می‌بریم.

برای بنده قابل توجه بود که مثلا در “جامع الشتات فی اجوبه السؤالات” مرحوم میرزای قمی چند سوال درباره برده و خرید و فروش برده وجود دارد. ما از طریق این متن فقهی می‌فهمیم که در زمان قاجار موضوعی به نام برده و برده‌داری و خرید و فروش برده در جامعه ما هنوز وجود داشته است. این کتاب را مرحوم میرزای قمی به نیت یک کتاب تاریخ ننوشته است، بلکه از ایشان سوال و استفتایی صورت گرفته و ایشان جواب و فتوایی داده است و دفتر ایشان آنها را گردآوری کرده و تحت این نام که ظاهرا نام‌گذاری آن از سوی خود میرزا بوده و شاید هم با الهام از دعای نماز استقساء این نام انتخاب شده باشد، منتشر کرده است. اما امروزه این‌گونه سندها برای یک مورّخ در غایت اهمیت است و همانطور که عرض کردم خلأ کمبود اسناد روشن و صریح به کمک این نوع منابع تا حدّی پر می‌شود.

گسترة این منابع بسیار فراخ است. جالب است بدانیم که ما یک سلسله دانش‌هایی داریم که به آن‌ها علوم کمکی تاریخ می‌گویند،مثل سکه‌شناسی، کتیبه‌شناسی، خط‌شناسی، و در شاخه‌های فرعی‌ترش سنگ‌قبر‌شناسی و استخوان‌شناسی و مانند آن. البته این رشته‌ها و این شاخه‌های علمی هم فقط به قصد کمکبه علم تاریخ پدید نیامده‌اند، سکه‌شناسی یک دانش مستقل و از شاخ و برگ‌های باستان‌شناسی است، اما مورخان آنقدر به این علوم نیازمند هستند که یک رابطة تعاملی بین دانش تاریخ و دانش سکه‌شناسی و دانش تاریخ و باستان شناسی و مانند آن برقرار شده که یک پژوهشگر تاریخ باید عملاً درحداقل یک یا دو شاخه از آنها خبرویت پیدا کنند تا بتوانند کار خودش را خوب انجام بدهد.

از این منظر که نگاه کنید، هیچ متن و سند و منبعی نیست مگر این که به کار تاریخ نگاریمی‌‌آید؛ هیچ سندی از نگاه یک مورّخ کنار گذاشته نمی‌شود، جعلی‌ترین، دروغ‌ترین سندی که یقین به جعلی بودنش هم داشته باشیم، برای یک مورّخ یک سند خیلی ارزشمنداست. چنین سندی نشان می‌دهد که در چه موضوعاتی انگیزة جعل وجود داشته است و چگونه این جعلیات وضع می‌شده است و گفتمان حاکم در زمان این گونه جعلیات چه بوده است و چه بسیار ظرایف دیگر را که به کمک این جعلیات می‌توان رمزگشایی کرد.

استفاده از منابع غیر متعارف در مبحث اربعین

با این مقدمه فکر می‌کنم اهمیت تاریخیِمتون غیر تاریخی یعنی همان متونی که اولاً و بالذات به قصد تاریخ نگاشته نشده‌اند تا حد زیادی روشن شده باشد. اکنون با ذکر دو نمونه از سودمندی منابع غیرتاریخی برای مباحث تاریخی که هر دو به گونه‌ای به بحث‌های اربعین و این ایام ارتباط پیدا می‌کنند، یک گام به موضوع زیارت اربعیننزدیکتر می‌شوم و آنچه را که مد نظرم هست تقدیم می‌دارم.

1. شهید قاضی طباطبایی و بهره‌گیری موضوع از کبوتران نامه‌بر

نمونة اول به کار ارزشمند مرحوم شهید قاضی طباطبایی دربارة اربعین مربوط می‌شود. ایشان برای اثبات این که بازگشتاسرای شام و زیارت قبر امام حسین(ع) از سوی آنها در همان اربعین اول یعنی در بیستم صفر سال 61 قمری بوده است، استدلال‌هایی را اقامه کرده‌اند. مرحوم میرزا حسین نوری صاحب مستدرک الوسائل و به تبع ایشان مرحوم شیخ عباس قمی در مفاتیح الجنان و قبل از آنها هم ظاهراً سید ابن طاووس گفته‌اند که نمی‌شود و قابل قبول نیست که این بازگشت اسرا و رسیدنشان به کربلا در همان بیستم صفر سال 61 قمری باشد، و برای سخن خود مجموعه‌ای از استدلال‌ها را اقامه ‌کرده‌اند.

بخشی از استدلال‌های ایشان استناد به متون غیر تاریخی‌ست، از جمله ایشان گفته‌اند که چگونه ممکن است خبر شهادت این افراد به شام رسیده باشد، از یزید کسب تکلیف شده باشد و بعد از این که کسب تکلیف شده، دوباره اسرا بروند  به شام و در آنجا توقف داشته باشند و بعد برگردند؟ مخالفان اربعین اول به صورت عادی حساب کرده‌اند که این کارها در آن عصر، بسیار زمان‌بر بوده است و به اعتقاد آنها احتمال استفاده از کبوتر نامه‌بر هم منتفی است. عده‌ای گفته‌اند که کبوتر نامه‌بر در زمان عباسیان باب شد و قبل از آن از این وسیلة اطلاع‌رسانی استفاده نمی‌شده است. اما شهید قاضی طباطبایی معتقد است در آن زمان از کبوترنامه‌بر استفاده می‌شده است. ایشان به عنوان شاهد بر این معنا، از جمله به یک بیت شعر از حسان بن ثابت استناد می‌کنند. حسان بن ثابت از شعرای مخضرمین است که زمان جاهلیت و اسلام را درک کرده است. وی گرایش عثمانی شدیدی داشت و در مصرع اول یکی از اشعارش که از امیرالمومنین و عثمان صحبت می‌کند و مردم را به یاری عثمان فرامی‌خواند چنین می‌گوید:

یا لیت شعری ولیت الطیرُ تُخبرنی

 

ما کان بین علی و ابن عفانا

یعنی ای کاش می‌دانستم و ای کاش پرنده به من خبر می‌داد از آنچه بین علی و عثمان بن عفان گذشته است.

مرحوم قاضی طباطبایی این تعبیر “و لیت الطیر تخبرنی“ را شاهد بر این گرفته‌اند کهخبر بردن و آوردن به وسیلة پرنده‌ها حتی از دهه‌های نخستین اسلامی مرسوم بوده است. نکته همین جاست که چگونه یک محقق تاریخ از یک بیت شعر که یک فرد عثمانی برای بیان حسرت‌های خودش می‌سراید، در ماجرای بازگشت اسراء در اربعین اول بهره می‌برد. شعر حسان بن ثابت هیچ ربطی به بازگشت اسرا در اربعین اول یا دوم ندارد، ولی دارای دلالتی است که در بحث اربعین اول یا دوم می‌تواند به کار آيد.

2. خواندن متن و تحلیل محتوا

شاهد دوم که ارتباط بیشتری با بحث اصلی من دارد، خود زیارت عاشورا است. این قسمت را از زحمات یکی از پژوهشگران یعنی آقای حسن انصاری استفاده و نقل می‌کنم تامقدمه‌ای باشد برای بررسی زیارت اربعین. ما اغلب زیارت عاشورا را به عنوان یک سند شیعی ومتنی که با هویت شیعی پیوند خورده است خوانده‌ایم و با همة بندهای آن آشنا هستیم. یکی از بحث‌ها دربارة زیارت عاشورا مسئلة صحت صدور زیارت عاشورا با همین الفاظ و این مضامین است.خوب یک راه این است که بیاییم سلسلة سند را بررسی کنیمکه این کار صورت گرفته است و روی آن کار کرده‌اند، اما یک روش تاریخی دیگر برای بررسی سندیّت زیارت عاشورا خواندن خودمتن زیارت‌نامه و تحلیل محتوای آن است. متن زیارت عاشورا از امام باقر(ع) نقل شده است.زمان امامت امام باقر(ع)سال 96 تا تقریباً سال 114 قمری است، علت این که از کلمة تقریبا استفاده کرده‌ام، اختلاف‌هایی است که در بارة زمان شهادت امام باقر(ع) وجود دارد. این فضا دوران سراشیب بنی امیه است وصدور مضامین زیارت عاشوراء در آن فضا امری دور از ذهن نیست؛ یعنی آن نوع ولایت و برائتی که در این زیارتنامه منعکس هست، با فضای عمومی اوایل قرن دوم سازگار است. بدیهی است تعارض بین یافته‌های سندپژوهی و متن‌پژوهی را باید با همان روش‌های حل تعارض علاج کرد. این یک نکته.

نکتة دوم آن است که در این زیارت‌نامه به صراحت از افرادی،از جمله عمر بن سعد و ابن زیاد و ابن مرجانه و یزید و معاویه نام برده شده است. نام برده شدن صریح این افراد ولعن آن‌ها با این‌که هنوز در مسند سلطه هستندیک شاهد تاریخی است که در آن دوره به خصوص در فضای اوایل قرن دوم هجری که هیبت بنی امیه فرو ریخته بود، امکان این گونهاظهار نظرهای آشکار وجود داشته است.

نکته‌ سوم این که در فضای این متن متداول از زیارت عاشورا، از عبارت‌های«أَنِّي سِلْمٌ لِمَنْ سَالَمَهُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حَارَبَهُم‏» بوی انقلابی‌گری به مشام می‌رسد و یک نوع زمینه‌سازی برای مبارزه به چشم می‌خورد. این نکته نیز با اطلاعات دیگری که ما از آن دوران داریم یعنی نوعی حرکت عمومی علویان با محوریت ائمه اطهار(ع) سازگاری دارد. این قرائن و یکی دو مورد دیگر که از آن می‌گذرم، دلالتهای درون‌متنی زیارت عاشورا هستند که می‌تواند برای اثبات صحت صدور این زیارت‌نامه به یک مورخ کمک کند،یعنی به استناد محتوای زیارت‌نامه می‌توان گفت که این متن و یا لااقل بخش عمدة آن در همان زمان صادر شده است، حتی اگر کسی هم بگوید این متن، متنصادر شده از سوی امام باقر(ع) نیست، می‌تواند بگوید که این متن در همان زمان وضع شده است.

بنابراین همان گونه که مشاهده فرمودید زیارت عاشوراء که در اصل یک متن برای ابراز ارادت به ساحت قدسی امام حسین(ع) و بالاتر از آن یک مرام‌نامة اعتقادی است و به هر حال به قصد تاریخ‌نگاری نوشته نشده است، برای مورخ یک سند تاریخی به شمار می‌رود و صحت صدور زیارت عاشوراء را که یک مسأله و دغدغة تاریخی است، از خود آن اثبات می‌کند. زیارت عاشوراء مانند هر متن تاریخی دیگر، کارکرد و بلکه کارکردهای تاریخی دیگری هم دارد. شاید بتوان مجموعه این کارکردهای تاریخی را «گذار از متن به واقعیت»نامید. یعنی از طریق این دلالتهای متنی می‌توان پی برد که در جامعه و در واقعیت بیرونی چه می‌گذشته است.

محورهای محتوای زیارت اربعین

حالا پس از مقدماتی که ذکر شد، اگر به سراغ زیارت اربعین برویم،با نکات قابل توجهی روبرو می‌شویم. زیارت اربعین (همان متن معروف زیارت امام حسین(ع) در نیمه رجب کهبه آن هم زیارت اربعین گفته می‌شود) از امام صادق(ع) نقل شده و راوی اولش هم صفوان بن مهران جمّال است. اگر به این روایت از نظر محتوایی نگاه کنیم، به نظر می‌رسد بتوان محتوای آن را به چهار بخش کلی تقسیم کرد:

1. معرفی امام با تأکید بر مفهوم امامت

قسمت اول مباحثی است که به معرفی امام  می‌پردازد؛ منتهی با تأکید بر مفهوم امامت و تبیین ابعادی از آن. توجه داشته باشید که نکاتی که با رویداد عاشورا پیوند نخورده‌اند و به اصطلاح فراتر از ماجرای عاشورا هستند قسمت قابل توجهی از زیارت اربعین را به خود اختصاص داده‌اند. فرازهایی که به عنوان شاهد مثال برای این قسمت می‌توان ذکر کرد چنین است:

السَّلَامُ عَلَى وَلِيِّ اللَّـهِ وَ حَبِيبِهِ السَّلَامُ عَلَى خَلِيلِ اللَّـهِ وَ نَجِيبِهِ السَّلَامُ عَلَى صَفِيِّ اللَّـهِ وَ ابْنِ صَفِيِّهِ

این عبارات خطاب به امام حسین(ع) هست ولی به صورت مستقیم ناظر به واقعة عاشوراء نیست. وقتی می‌گوییم این فقرات به واقعة عاشوراء پیوند نخورده است، یعنی از یک ویژگی منحصر به عاشورا سخن نمی‌گوید، این که امام ولی خداست، امام حبیب و خلیل و نجیب و برگزیده خدا و صفی خدا و فرزند صفی خداست، منحصر به عاشوراء نیست و در همة ادوار زندگی امام صدق می‌کند.

در قسمتی دیگر از این زیارت می‌خوانیم:

اللَّهُمَّ إِنِّي أَشْهَدُ أَنَّهُ وَلِيُّكَ وَ ابْنُ وَلِيِّكَ وَ صَفِيُّكَ وَ ابْنُ صَفِيِّكَ الْفَائِزُ بِكَرَامَتِكَ أَكْرَمْتَهُ بِالشَّهَادَةِ وَ حَبَوْتَهُ بِالسَّعَادَةِ وَ اجْتَبَيْتَهُ بِطِيبِ الْوِلَادَةِ وَ جَعَلْتَهُ سَيِّداً مِنَ السَّادَةِ وَ قَائِداً مِنَ الْقَادَةِ وَ ذَائِداً مِنَ الذَّادَةِ وَ أَعْطَيْتَهُ مَوَارِيثَ الْأَنْبِيَاءِ وَ جَعَلْتَهُ حُجَّةً عَلَى خَلْقِكَ مِنَ الْأَوْصِيَاءِ.

جز آن عبارت «اکرمته بالشهاده» بقیة آن ویژه عاشورا نیست، معرفی امام است. آن چه ذکر می‌کند ویژگی‌های یک امام معصوماست: برخورداری از طیب ولادت، سیداً من السادات بودن، میراث‌بری از پیامبران و حجت خدا بر مردمان بودن؛ اینها ویژگی‌های عمومی امام است. در جایی دیگر می‌خوانیم:

أَشْهَدُ أَنَّكَ أَمِينُ اللَّـهِ وَ ابْنُ أَمِينِهِ.

اینها اُمنا و امینها و رازداران و در واقع افراد مورد اعتماد خداوند هستند. در جایی دیگری‌ می‌خوانیم:

بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّـهِ أَشْهَدُ أَنَّكَ كُنْتَ نُوراً فِي الْأَصْلَابِ الشَّامِخَةِ وَ الْأَرْحَامِ الطَّاهِرَةِ لَمْ تُنَجِّسْكَ الْجَاهِلِيَّةُ بِأَنْجَاسِهَا وَ لَمْ تُلْبِسْكَ الْمُدْلَهِمَّاتُ مِنْ ثِيَابِهَا وَ أَشْهَدُ أَنَّكَ مِنْ دَعَائِمِ الدِّينِ وَ أَرْكَانِ الْمُسْلِمِينَ وَ مَعْقِلِ الْمُؤْمِنِينَ وَ أَشْهَدُ أَنَّكَ الْإِمَامُ الْبَرُّ التَّقِيُّ الرَّضِيُّ الزَّكِيُّ الْهَادِي الْمَهْدِيُّ وَ أَشْهَدُ أَنَّ الْأَئِمَّةَ مِنْ وُلْدِكَ كَلِمَةُ التَّقْوَى وَ أَعْلَامُ الْهُدَى وَ الْعُرْوَةُ الْوُثْقَى وَ الْحُجَّةُ عَلَى أَهْلِ الدُّنْيَا.

این موارد بیان ویژگی‌های امام است و از طریق معرفی این ابعاد از شخصیت امام عملا مفهوم امامت تبیین شده است. این مطالب بخشی از زیارت اربعین را تشکیل می‌دهد.

2. تحلیل قیام عاشوراء و شخصیت امام در این رویداد

بخش دیگر محتوای زیارت اربعین، تحلیل قیام کربلاست و به آن بخش از شخصیت امام می‌پردازند که در قیام عاشورا تجلی یافته و در پیوند با عاشورا قابل درک است و به عبارت دیگر مجلی و مظهرش آنجا بوده است. مثلاً در آنجا که می‌خوانیم:

السَّلَامُ عَلَى الْحُسَيْنِ الْمَظْلُومِ الشَّهِيدِ السَّلَامُ عَلَى أَسِيرِ الْكُرُبَاتِ وَ قَتِيلِ الْعَبَرَاتِ.

این فقرات نیز در حقیقت امام را معرفی می‌کند؛اینها هم از ویژگی‌های امام‌حسین(ع)است که مظلوم شهید شد و اسیر ناله‌هاست و کشتة اشک‌هاست؛ این ویژگی‌ها در پیوند با عاشوراست و به نوبة خود ابعادی از این قیام بزرگ و ابعاد و رمز و رازهای آن را بیان می‌کند. این فقرات و بندها به دنبال هم بیان نشده است. در بخشی دیگر و البته با فاصله‌می‌خوانیم:

فَأَعْذَرَ فِي الدُّعَاءِ وَ مَنَحَ النُّصْحَ وَ بَذَلَ مُهْجَتَهُ فِيكَ.

امام در دعوت مردم به مسیر خویش عذر و بهانه‌ای باقی نگذاشت و راه هر عذر و بهانه‌ایرا بست. دعا در این جا به معنی دعوت است. امام خیرخواهانه رفتار کرد و خون خویش را در راه تو پیشکش کرد.

لِيَسْتَنْقِذَ عِبَادَكَ مِنَ الْجَهَالَةِ وَ حَيْرَةِ الضَّلَالَةِ.

امام این اقدامات را انجام داد تا بندگان تو را از نادانی و سرگردانی برآمده از گمراهی برهاند.

وَ قَدْ تَوَازَرَ عَلَيْهِ مَنْ غَرَّتْهُ الدُّنْيَا.

در این جا شاهد یک تحلیل دقیق جامعه‌شناختی از ویژگی‌های روحی و اعتقادی کسانی هستیم که در برابر امامایستادند، یک لایة عمیق‌تر از تحلیل رویدادیاست که اتفاق افتاد؛ یعنی تحلیل شخصیت کسانی که در برابر امام صف آراستند. این بند از زیارت در تحلیل این اشخاص می‌گوید کسانی که دنیا آنها را فریفته بود شانه به شانة هم در مقابل امام ایستادند:

وَ بَاعَ حَظَّهُ بِالْأَرْذَلِ الْأَدْنَى وَ شَرَى آخِرَتَهُ بِالثَّمَنِ الْأَوْكَسِ.

اینها کسانی بودند که بهره‌مندی خود در این دنیا را به یک چیز ارذل پست فروختند و آخرت خود را با یک اموال ذلیل ناچیز از بین رفته‌ای که دیگر به حساب نمی‌آید معاوضه کردند.

وَ تَغَطْرَسَ وَ تَرَدَّى فِي هَوَاهُ وَ أَسْخَطَ نَبِيَّكَ وَ أَطَاعَ مِنْ عِبَادِكَ أَهْلَ الشِّقَاقِ وَ النِّفَاقِ وَ حَمَلَةَ الْأَوْزَارِ الْمُسْتَوْجِبِينَ النَّارَ فَجَاهَدَهُمْ فِيكَ صَابِراً مُحْتَسِباً حَتَّى سُفِكَ فِي طَاعَتِكَ دَمُهُ وَ اسْتُبِيحَ حَرِيمُهُ.

اینها همگی ضمن این که تحلیل شخصیتدشمنان امام است که متبختر بودند و در کششهای نفسانی فرو غلتیده بودند و دیگر ویژگیها، به ما برای فهم بهتر جنبه‌هایی از نهضت عاشورا مدد می‌رساند. و به همین ترتیب ویژگی‌های خود امام مثل «فَجَاهِدْهُم‏فِیک صَابِراً مُحْتَسِبا» هم ضمن این که تحلیل شخصیت امام است به ما در فهم بهتر نهضت عاشورا مدد می‌رساند. در جایی دیگر از زیارت‌نامة اربعین در بارة امام می‌خوانیم:

عِشْتَ سَعِيداً وَ مَضَيْتَ حَمِيداً وَ مِتَّ فَقِيداً مَظْلُوماً شَهِيداً.

و در جایی دیگر:

وَ أَشْهَدُ أَنَّكَ وَفَيْتَ بِعَهْدِ اللَّـهِ وَ جَاهَدْتَ فِي سَبِيلِهِ حَتَّى أَتَاكَ الْيَقِينُ.

پس بخش دوم از محتوایی که در زیارت اربعین مندرج است، محتوابی است ناظر به معرفی امام، اما با عنایت به و با تاکید بر نهضت عاشورا که بخشی از آنها به معرفی جبهة حق اختصاص داشت و بخشی دیگر به جبهه‌ای که در برابر امام ایستادند.

3. موضع‌گیری بدون ذکر نام علیه دشمنان امام

بخش سوم زیارت‌نامه موضع‌گیری نسبت به کسانی است که این فاجعه را پیش آوردند و در برابر امام ایستادند، اما در این بخش برخلاف زیارت عاشورا ذکر نام وجود ندارد:

اللَّهُمَّ فَالْعَنْهُمْ لَعْناً وَبِيلًا وَ عَذِّبْهُمْ عَذَاباً أَلِيماً.

و در جای دیگری:

فَلَعَنَ اللَّـهُ مَنْ قَتَلَكَ وَ لَعَنَ اللَّـهُ مَنْ ظَلَمَكَ وَ لَعَنَ اللَّـهُ أُمَّةً سَمِعَتْ بِذَلِكَ فَرَضِيَتْ بِهِ.

این جا برخلاف زیارت عاشورا، با یک بیانکلی نسبت به کسانی که دست به این جنایت زدند،از خدا می‌خواهد که آنها را از رحمت خود دور کند و مورد لعن خود قرار بدهد:«اللّٰهُمَّ فَالْعَنَهُم لَعْنَاً وَبِیلَاً»، کسی که زیارت اربعین را دارد می‌خواند، به این ترتیب بی این که از فرد خاصی نام ببرد، نسبت به این جریانی که در برابر امام ایستادند و ویژگیهای این جریان در فقرات قبلی ذکر شد،چنین موضع می‌گیرد.

4. افق آینده و جایگاه یک شیعة حسینی

و اما بخش چهارم زیارت‌نامه، به اعتقاد بنده مواردی هست که به گونه‌ای نگاه به آینده دارد و افق آینده و جایگاه یک شیعة حسینی را در افق آینده ترسیم می‌کند:

اللَّهُمَّ إِنِّي أُشْهِدُكَ أَنِّي وَلِيٌّ لِمَنْ وَالاهُ وَ عَدُوٌّ لِمَنْ عَادَاهُ.

این شهادتی که فرد می‌دهد یک نوع پیوند ناگسستنی استوار بین خود و امام را بیان می‌کند و خدا را بر این پیوند گواه می‌گیرد. درهمین زمینه در بخشی دیگر از زیارت‌نامه چنین می‌خوانیم:

وَ أَشْهَدُ أَنَّ اللَّـهَ مُنْجِزٌ مَا وَعَدَكَ وَ مُهْلِكٌ مَنْ خَذَلَكَ وَ مُعَذِّبٌ مَنْ قَتَلَكَ.

تعابیری مبنی بر این که ارادة خداوند محقق خواهد شد و کسانی که دست به این جنایت زدند و این حادثه را آفریدند عذاب خواهند دیدو هلاک و خوار و ذلیل خواهند شد، نگاهی است نسبت به آینده؛ چون هنوز که این طور نشده است، امید نسبت به آینده را در اینجامی‌‌بینیم. فردی که زیارت اربعین می‌خواند باز هم در آن فقرات پایانی دعا اظهار می‌دارد:

وَ أَشْهَدُ أَنِّي بِكُمْ مُؤْمِنٌ وَ بِإِيَابِكُمْ مُوقِنٌ بِشَرَائِعِ دِينِي وَ خَوَاتِيمِ عَمَلِي وَ قَلْبِي لِقَلْبِكُمْ سِلْمٌ وَ أَمْرِي لِأَمْرِكُمْ مُتَّبِعٌ وَ نُصْرَتِي لَكُمْ مُعَدَّةٌ.

البته این بخش خالی از دلالتهای مربوط به چیستی امامت و ویژگی‌های آن هم نیست، و مثلاً در اینجا موضوع رجعت مورد توجه قرار گرفته است. ولی نکته‌ای که مورد نظر ماست، اعلام آمادگی برای کمک در صورت بازگشت ائمه است که بی‌تردید این تعابیر معطوف بهیک نگاه مربوط به آینده است؛ آینده‌ای که قرار است در آن یک اقدامی و حرکتی صورت بگیرد و این فرد پس از اعلام آمادگی برای کمک به این اقدام و حرکت چنین می‌افزاید:

حَتَّى يَأْذَنَ اللَّـهُ لَكُمْ فَمَعَكُمْ مَعَكُمْ لَا مَعَ عَدُوِّكُمْ.

یعنی وقتی که خداوند اجازه قیام به شما داد، من هم فقط با شما و دوباره تأکید می‌کند فقط با شما و نه با دشمنانتان همراه هستم. ادامه ‌متن باز هم دعا و صلوات است:

صَلَوَاتُ اللَّـهِ عَلَيْكُمْ وَ عَلَى أَرْوَاحِكُمْ وَ أَجْسَادِكُمْ وَ شَاهِدِكُمْ وَ غَائِبِكُمْ وَ ظَاهِرِكُمْ وَ بَاطِنِكُمْ آمِينَ رَبَّ الْعَالَمِينَ.

دلالت‌های تاریخی زیارت اربعین

حال اگر این چهارحیطة محتوایی زیارت اربعین را به گونه‌ای که به اختصار خدمتتان مرور کردم مدّنظر قرار بدهیم با آن مقدمه که ابتدا عرض شد، می‌توان چهار دلالت تاریخی هم برای آن در نظر گرفت. همان‌طور که ذکر شد، گرچه این زیارت یک متن تاریخی نیست و برای ثبت رویدادهای تاریخی تدوین نشده است بلکه روشی است مأثور برای ادای دین و ابراز ارادت به امام حسین(ع)،
ولی یک پژوهشگر تاریخ حداقل چهار برداشت تاریخی از آن می‌تواند
داشته باشد.

1. دلیل تغییر عقیده مردم کوفه

در بارة اولین دلالت تاریخی این متن، لازم است به این مقدمه اشاره شود که این پرسش خیلی وقت‌ها برای ما مطرح است که علت چرخش مردم کوفه از موضع همدلانه‌ای که پیش از حرکت امام داشتند به رویارویی با امام چه بود؟ البته باید اشاره کنم که برخی محققان این دیدگاه و در حقیقت این گزارش تاریخی را قبول ندارند و آن را برساخته‌ای برای بدنام ساختن شهر شیعی کوفه می‌دانند. به هر حال اگر این پیش‌فرض را بپذیریم، امام در پاسخ به سوال ما یک تحلیل عرضه می‌کنند و می‌فرمایند اینها اعم از مردم کوفه و غیر آنها کسانی بودند که دنیایشان را فروختند «وَ تردی فِی هَواه». ملاحظه می‌فرمایید که امام برای تحلیل یک رخداد اجتماعی و عینی به ویژگی‌های روحی مردم ارجاع داده‌اند و این همان حیطه‌ای است که راه نفوذ به آن بر مورخان معمولی بسته است و یا بسیار دشوار است. زیرا مورخان تنها به ظواهر می‌‌توانند بپردازند و درِ ورود به آنچه که در درون ذهن افراد می‌گذرد بر مورخ بسته است، امامی‌‌دانیم که وقوع بسیاری از رویدادها تابع انگیزه‌ها و گرایش‌هایی است که محسوس و ظاهر نیست و به آسانی نمی‌توان آن را تشخیص داد. در قسمتی از این زیارت‌نامه،امام معصوم یک تحلیل روان‌شناختی واعتقادی عمیق از ویژگیهای سپاه یزید ارائه می‌دهد که می‌تواند به نحو مؤثری به کار یک پژوهشگر تاریخ در تحلیل تاریخ بیاید.

2. تحلیل فرا تاریخی از قیام عاشورا

دلالت تاریخی دوم این زیارت‌نامه مربوط به فرازهایی است که به معرفی امام و امامت در پیوند با کربلا و عاشورا می‌پردازد و یک تحلیلفرا تاریخی از قیام عاشورا مطرح می‌کند. این تحلیل فراتاریخی به نحوة نقش‌آفرینی امامان معصوم و تناسب نقش اجتماعی آنان با اقتضاءات جامعه و چگونگی هماهنگ‌سازی شأن امامت با نیازهای جامعه می‌پردازد که به نوبة خود کمک مؤثری به سیره‌پژوهان برای فهم بهتر سیرة معصومان می‌کند. در همین زمینه و افزون بر این، یک دلالت تاریخی ضمنی هم در اینجا وجود دارد که نشان می‌دهد در زمان امام صادق(ع) که زیارت اربعین از زبان مبارک ایشان صادر شدهاست در مقایسه با زمان امام باقر(ع) که زیارت عاشورا از زبان مبارک ایشان صادر شده است، فضای فکری مناسب‌تری برای بیان لایه‌هایی عمیق‌تر از امامت فراهم آمده است. عنایت بفرمایید که این سطح از تحلیل چقدر عمیق‌تر از این سطح تحلیل متداول است که شخصی به نام یزید بود که انحراف در خلافت پدید آورد و امام حسین(ع) در برابر او مقاومت کرد و به شهادت رسید.

برای نشان دادن اهمیت این موضوع و پیامدهای این نوع تحلیل که از زیارت اربعین به دست می‌آید، بد نیست اشاره‌ای به کتاب مکتب در فرآیند تکامل داشته باشم. البته باید تأکید کنم که نویسندة این کتاب به صراحت اظهار داشته است که یک شیعه اثنی‌عشری معتقد است و ما هم شرعاً و اخلاقاً مجاز نیستیم چیزی غیر از این در بارة مؤلف بر زبان آوریم، من بدون هیچ اظهار نظر منفی در بارة مؤلف این کتاب بر این باورم که محتوای این کتاب سازگار با این باور است که اندیشه‌های شیعی به تدریج شکل گرفت.

متقن‌ترین پاسخی که به این شبهه می‌توان داد این است که ما وقتی آموزه‌های شیعی را مورد بررسی قرار می‌دهیم می‌بینیم که هیچ آموزة شیعی نیست مگر این که رد پایی در گذشته دارد، هیچ مطلبی از یک امام معصوم متأخر نقل نشده است مگر این که ولو به نحو اجمال در مطالب منقول از امام پیشین وجود دارد، یعنی کدام مطلبی است که در زمان امام صادق(ع) گفته شده باشد و در زمان امام باقر(ع) و‌لو مختصرتر وجود نداشته باشد؟ کدام مطلب است که پیش از آن در سخنان امام سجاد(ع) وجود نداشته باشد و قبل از آن در سخنان امام حسین و امام حسن و امیر‌المومنین علی(ع) و سرنخ‌هایش در قرآن وجود نداشته باشد؟

در این زیارت‌نامه نیز مشاهده می‌کنیم مطلبی که در زیارت عاشورا به اختصار گفته شده است، با توجه به فراهم آمدن شرایط در اینجا با وضوح و روشنی بیشتری از سوی خود معصومان بیان شده است. و از نظر تحلیل قیام کربلاء نیز یک تحلیل فراتاریخ عمیق‌تری در اینجا ارائه شده است. امیدوارم اجمال این مطالب ابهام‌آفرین نباشد.

3. معرفی جریان باطل نه افراد

وجه سوم دلالت تاریخی این زیارت‌نامه به استناد محتوای آن که معرفی شد، این است که سطح نگاه از بنی‌امیه و یزید فراتر می‌رود،در این زیارت‌نامه اسم افراد برده نشده است،حتی اسم عنوان خود بنی امیه هم در آن وجود ندارد. به صورت کلی جریان باطل معرفی و تحلیل می‌‌شود. این نیز اولاً در مقایسه با زیارت عاشورا حکایت‌گر فهم عمیق‌تر و والاتر مخاطبینی است که اکنون قاتلان امام حسین(ع) پیش چشمشان نیست و امام صادق(ع) در یک گام بالاتر ملاک حق و باطل را به آنان می‌‌شناساند، به جای اینکه انسان باطل را بشناساند،و یا حتی یک جریان باطل را به صورت مصداقی بشناساند؛ ملاک تشخیص فرد و جریان باطل را به آنها می‌شناساند. یعنی ما از تحلیل محتوای زیارت اربعین می‌توانیم بفهمیم سطح تحلیل و اندیشة شیعیان در مقایسه با قبل ارتقاء یافته است.

البته این گونه نگاه زنجیره‌وار و زمان‌مند به روایات با دشواری‌هایی روبروست و کار چندان ساده‌ای نیست. یکی از ابهاماتی که در این زمینه داریم این است که زمان صدور یکایک روایات را دقیق نمی‌دانیم یکی از کارهایی که به کمک تاریخ باید صورت بگیرد، این است که با قراینی زمان صدور روایات را معلوم کرد. شبیه کاری که درباره سیر نزول قرآن مطرح است، در آنجا هم اگر فراتر از سیر نزول سوره‌ها بتوانیم سیر نزول آیات را هم دقیق پیدا بکنیم، تحولی عمیق در فهم تاریخ صدر اسلام و به ویژه عمومی کردن آن تاریخ برای امروز ما فراهم خواهد شد.عین این بحث درباره روایات هم هست. روشن است که همه روایات را نمی‌شود تاریخ‌گذاری کرد، اما به نظر می‌‌رسد که برخی از روایات را می‌‌توان. مثلا شاید بتوان به قرینة فضای زیارت اربعین برداشت کرد که این زیارت را امام صادق(ع)در اواخر خلافت بنی‌امیه و در اوایل روی کار آمدن بنی العباس برای صفوان بیان کرده باشد.

4. امید به حرکت انقلاب در آینده

آخرین نکته تاریخی قابل برداشت از زیارت اربعین هم همان طور که عرض کردم، امید به یک حرکت انقلابی زودرس در زمان صدور این زیارتنامه است. این امید و حرکت انقلابی زودرس هم که در متن زیارت‌نامه به چشم می‌خورد، قرینة دیگری است برای اثبات این که پیش از روی کار آمدن بنی العباس صادر شده است، چون تحلیل ما این است که امامصادق(ع) به دنبال یک حرکت گستردة انقلابی بود، ولی بنی‌العباس آمدند و از زمینة آماده بهره بردند و فضا را کاملاً به نفع خود تغییر دادند و امام نتوانست کار خود را به پایان ببرد. از این امید به انقلاب که به ویژه در عبارت «وَ نُصْرَتِي لَكُمْ مُعَدَّةٌ حَتَّى يَأْذَنَ اللَّـهُ لَكُمْ فَمَعَكُمْ مَعَكُمْ لَا مَعَ عَدُوِّكُمْ» انعکاس یافته است، می‌توانیم برداشت کنیم که در واقع امید به این که ائمه کاری انجام بدهند و علیه بنی‌امیه بشورند در آن زمان همچنان نزد شیعیان وجود داشته است.

خلاصة بحث

یک پژوهشگر تاریخ برای پر کردن خلأ ناشی از کمبود اسناد روشن و قطعی الصدور و صریح الدلاله، باید به منابعی دیگر روی بیاورد. متون دینی، ادعیّه‌ و زیارت‌نامه‌های ما اغلب دلالت‌های تاریخی بسیار ارزشمندی دارند. به همین مناسبت، مرور مختصری بر تحقیقات یکی از عزیزان روی زیارت عاشورا داشتیم و بر همان منوال، زیارت اربعین را هم مرور کردیم و ضمن برشمردن حیطه‌های معنایی آن، نشان دادیم که چگونه زیارت اربعین دلالت‌های تاریخی خاص خود را دارد. اگر این نگاه به متون دینی‌مان به ویژه زیارتنامه‌ها گشوده شود، از این طریق، هم می‌توانیم درباره صحت صدورتمام یا بخشی از زیارتنامه‌ها با قاطعیت بیشتری، نفیاً یا اثباتا سخن بگوییم و هم می‌توانیم فهم دقیق‌تری از آنها داشته باشیم و مهمتر از آن می‌توانیم از این متن نقبی به واقعیت تاریخی بزنیم و از متن به سوی واقعیت گذار کنیم.

و صلی الله علی محمد و آله الطیبین الطاهرین.

 

 

 

برچسب ها: روانشانسی

مرتبط نوشته ها

نامه ای سرگشاده به دختران بی حجاب وطنم
دیدگاه

نامه ای سرگشاده به دختران بی حجاب وطنم

26 مهر, 1404
جهانى شدن و چگونگىِ سير از كثرت به وحدت
دیدگاه

جهانى شدن و چگونگىِ سير از كثرت به وحدت

5 مهر, 1404
نقش رویکرد سیاسی امام خمینی در ارتقاء شیوه اجتهاد حوزوی
دیدگاه

نقش رویکرد سیاسی امام خمینی در ارتقاء شیوه اجتهاد حوزوی

31 شهریور, 1404
عفاف و حجاب؛ تمایز مفهومی و چالش‌های حکمرانی فرهنگی
دیدگاه

عفاف و حجاب؛ تمایز مفهومی و چالش‌های حکمرانی فرهنگی

30 شهریور, 1404
فقدان سیره متشرّعه و نقش آن در استنباط
دیدگاه

فقدان سیره متشرّعه و نقش آن در استنباط

23 شهریور, 1404
هزار و پانصد سال تابش نور نبوی
دیدگاه

هزار و پانصد سال تابش نور نبوی

23 شهریور, 1404
نوشته‌ی بعدی

اهداف قيام امام حسين عليه السلام

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مطالب

تعامل دین و توسعه، امکان یا امتناع

تعامل دین و توسعه، امکان یا امتناع

26 آبان, 1404
نامه ای سرگشاده به دختران بی حجاب وطنم

نامه ای سرگشاده به دختران بی حجاب وطنم

26 مهر, 1404
نكته هايى درباره جهانى شدن

نكته هايى درباره جهانى شدن

12 مهر, 1404
دين و فرهنگ بر پايه متون باستانى ايرانى

دين و فرهنگ بر پايه متون باستانى ايرانى

10 مهر, 1404
بارگذاری بیشتر
دبيرخانه دين‌پژوهان كشور با هدف تعميق، توسعه و ترويج پژوهش‌هاي ديني، بهينه‌كردن اطلاع رسانى، پشتيبانى از مراكز دين‌پژوهى و پژوهشگران ديني، فعاليت می کند. اين دبيرخانه از نظر تشكيلات و سازماندهي در ابتدا تحت پوشش و حمايت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و سپس پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات قرار گرفت و در ادامه کار با پيشنهاد دبير شورای برنامه‌ريزی دين‌پژوهان و موافقت مسئولان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، به عنوان مؤسسه‌ای غيردولتی و غيرانتفاعی به ثبت رسيد.
 
دفتر مركزى در قم
نشاني: قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی ، دبيرخانه دين‌پژوهان
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵
آدرس سایت:
www.dinpajoohan.com

پست الکترونيک:
info@dinpajoohan.com

 

نقل مطلب با ذکر منبع آزاد است.

کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به دبیرخانه دین پژوهان کشور می باشد.