
بسم اللّه الرحمن الرحيم
ارايه تعريفى روشن از پژوهش و تفكيك آن از تأليف، چندان ساده و واضح به نظر نمىرسد. اين كه محقق با برخوردارى از دانش و بينش و ديگر آگاهىهاى لازم، بايد تا سرحد توان به جستجو در منابع بپردازد تا به مدد روش و سختكوشى خويش، نظريهاى را كشف و يا به اثبات برساند، شايد مهمترين وجه تفاوت تحقيق از تأليف به شمار آيد. به عبارتى ديگر وجه تمايز پژوهش از تأليف، همين استنباط و كشف است، و بىترديد هرگونه ابتكار و كشفى در حوزه علوم انسانى و معارف اسلامى كه اشرف علوم و معارف است، مىتواند در جامعه دينى، همه عرصههاى اجتماعى را تحت تأثير قرار دهد و رويكردهاى نظرى و عملى را در آنها متحول سازد. به همين جهت بزرگداشت پژوهشها و پژوهشگران حوزه دين، به عنوان برنامه دينى و ملى بايد مورد توجه ويژه مسؤولان قرار گيرد.
نكته شايان توجه آن است كه البته هر پژوهشى و هر كشفى و ابتكارى نمىتواند منشأ اثر و فايده در حيات جامعه باشد، چه بسيار جستوجوها و ژرفكاوىهايى كه براى موضوعات جزيى و بسيار كماهميت انجام مىشود در حالى كه بود و نبود آنها تفاوتى ندارد.
البته اذعان مىكنيم كه پژوهشهاى بنيادى درباره علوم و معارف دينى و يا احياى تراث علمى و اسلامى، به عنوان منبع و مرجعى براى محققان و حتى ترجمه و برگردان آنها به زبانهاى زنده دنيا، همه كارهايى ارجمند و مفيد مىباشند، ولى در روزگار كنونى كه به موازات رشد علمى و توسعه فنآورى اطلاعاتى، چالشها، پرسشها و نيازهاى نوينى روياروى دينمداران قرار گرفته است، و حفظ كيان اسلام و مسلمانان در گرو پرداختن به آنهاست، بديهى است اين موضوع بايد به عنوان يك اولويت براى ما مطرح باشد.
به همين جهت دبيرخانه دينپژوهان با اين رويكرد، پژوهشهاى دينى سال را برمىگزيند. مقيد گرديدن پژوهشهاى دينى به حوزه فرهنگ، هنر و اجتماع در فراخوان مراسم پنجمين دوره، خود دايره اين گزينش را مضيقتر مىسازد. اين حوزه، رويكرد انتخاب و امتيازات را به سمت پژوهشهايى سوق مىدهد كه نسبتى ميان آموزههاى دينى و نيازهاى فرهنگى، هنرى و اجتماعى برقرار كردهاند. پس آن دسته از پژوهشهايى كه با اين عرصه، پيوند وثيقى نداشته باشند، نسبت به مواردى كه واجد اين امتياز هستند در نگاه داورى، از شانس كمترى برخوردارند.
البته علاوه بر اين هدفگذارىها و اولويتبندىها، كه از آنها مىتوان با عنوان نوآورى و خلاقيت، روزآمدى و پاسخگويى به نياز زمان نام برد، معيارهاى عمومى پژوهش نيز همچون بهرهگيرى از منابع اصلى، تكيه بر استدلال، توفيق در تحليل و استنتاج منطقى، فصلبندى، شيوه نگارش، تناسب محتوا با حجم، ارجاعات و ضمايم و غيره را نيز بايد افزود. در عين حال پرواضح است كه گزينش، همواره با محدوديتهايى از جهت امكان و توان روبروست، بنابراين چهبسا تحقيقات ارزندهاى كه علىرغم برخوردارى از اتقان و احكام و ساير شرايط و امتيازات به سبب وجود موارد مشابه و يا برتر متعدد، از رسيدن به مرحله پايانى باز بمانند. و البته اين مطلب طبيعى و معقول به نظر مىرسد و بىترديد مقبول طبع همه انسانهاى فرهيخته خواهد بود. و سرانجام اين كه همه ما در هر سطحى انسان هستيم و مصون از خطا و اشتباه نمىباشيم، ولى همواره بر آن بودهايم كه با بهرهگيرى از معيارهاى ياد شده، نتيجه معقولى را تقديم جامعه نماييم.
خدايا چنان كن سرانجام كار
تو خشنود باشى و ما رستگار










